شورای راهبردی آنلاین-رصد: « اوکراین از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تلاش کرده است تجربه میدانی خود را به یک دارایی در سیاست خارجی تبدیل کند. اعزام تیمهای نظامی به کشورهای خلیج(فارس) برای کمک به رهگیری پهپادها و ارائه مشاوره پدافند هوایی، همراه با توافقهای دفاعی با قطر، عربستان و امارات، این تصور را در برخی محافل غربی ایجاد کرده که کشورهای خلیج(فارس) در حال فاصله گرفتن از روسیه و نزدیک شدن به اوکراین هستند. اما آنچه در حال رخ دادن است، نه یک تغییر ژئوپلیتیک علیه مسکو، بلکه یک راهبرد تنوعبخشی عملگرایانه است. پادشاهیهای خلیج(فارس) در حال جایگزین کردن اوکراین به جای روسیه نیستند، بلکه اوکراین را به مجموعه رو به گسترش گزینههای امنیتی، فناوری و دیپلماتیک خود اضافه میکنند.»
الکسی خلبنیکوف در تحلیلی که در وبسایت اندیشکده «شورای آتلانتیک» منتشر شد، نوشت: جنگ اخیر نگرانیهای حوزه خلیج(فارس) درباره تهدیدات موشکی، پهپادی و امنیت زیرساختها را تشدید کرده است. تجربه اوکراین در مقابله با پهپادها، جنگ الکترونیک و تطبیق پدافند هوایی برای این کشورها جذاب است، زیرا دقیقاً با نیازهای امنیتی فعلی آنها همخوانی دارد. از این رو، تفاهمنامهها و توافقات اخیر با عربستان، امارات و قطر بیش از آنکه نشانه یک چرخش ژئوپلیتیک باشند، ابزاری برای دستیابی به توانمندیها و ظرفیتهای جدید دفاعی به شمار میروند. بخش عمده آنچه اعلام شده، شامل چارچوبهای همکاری، تبادل فناوری، آموزش و گروههای کاری مشترک است و هنوز نشانهای از خریدهای بزرگ و قطعی نظامی دیده نمیشود. در نتیجه، به عبارت دیگر، وزن سیاسی این توافقها در مقطع کنونی از ارزش اقتصادی و تجاری واقعی آنها بیشتر است.
جزئیات مهم هستند
توافق دفاعی اوکراین با عربستان از سوی کییف سندی توصیف شد که «زمینه را برای قراردادهای آینده، همکاری در عرصه فناوری و سرمایهگذاری فراهم میکند». این عبارت نشاندهنده یک چارچوب همکاری است، نه یک بسته خرید مشخص.
در مورد امارات نیز دو طرف بر سر همکاریهای امنیتی و دفاعی توافق کردهاند، اما «تیمها در حال نهایی کردن جزئیات هستند». توافق ۱۰ ساله اعلامشده نیز بیشتر یک چارچوب همکاری به شمار میرود تا قراردادی قطعی با تعهدات مشخص.
مورد قطر از نظر فرم پیشرفتهتر است. دو طرف توافقی ۱۰ ساله در حوزه صنایع دفاعی، پدافند هوایی، ضدپهپاد، آموزش، امنیت سایبری، هوش مصنوعی و فرماندهی و کنترل امضا کردهاند. با این حال، این توافق نیز بیشتر بستری برای سرمایهگذاری و همکاریهای بلندمدت است تا خریدهای فوری و گسترده.
این یک تمایز تکنیکی نیست اما اهمیت زیادی دارد، زیرا تفاهمنامهها و چارچوبهای همکاری پیش از آنکه ابزارهای تجاری باشند، ابزارهای سیاسی هستند. آنها کانالهایی برای همکاری ایجاد میکنند، اما بهتنهایی اثبات کننده ایجاد یک تغییر راهبردی نیستند.
همسوسازی ابزار با هدف
تجربه اوکراین در مقابله با پهپادها برای کشورهای حوزه خلیج(فارس) ارزشمند است. آنها خواهان دسترسی به درسها و دانش عملیاتی هستند که ارائه دهندگان دفاعی غربی همیشه نمیتوانند به این شکل ارائه دهند: درسهایی از یک جنگ زنده و پرشدت که در آن پهپادهای ارزان، جنگ الکترونیکی، دفاع هوایی چندلایه و نوآوری سریع در میدان نبرد تعیینکننده شدهاند.
با این حال، توسعه همکاری با اوکراین به معنای جایگزینی روسیه نیست. مسکو همچنان به عنوان بازیگری مهم در خاورمیانه باقی مانده و دارای روابط گسترده انرژی، اقتصادی و دفاعی با کشورهای منطقه است. روسیه همچنان سامانههای پدافند هوایی، جنگ الکترونیک، پهپادها و مهمات مختلف را عرضه میکند و در نمایشگاههای نظامی منطقه حضور فعال دارد.
اوکراین تجربه عملیاتی و نوآوری در میدان نبرد را عرضه میکند، در حالی که روسیه مقیاس تولید، تجربه در پدافند هوایی و انعطافپذیری سیاسی بیشتری ارائه میدهد. کشورهای خلیج(فارس) این تفاوت را درک میکنند و بعید است به طور کامل به یکی از دو طرف تکیه کنند.
امارات سالهاست که وابستگی دفاعی خود به غرب را کاهش داده و با چین، ترکیه، کره جنوبی و روسیه نیز همکاری میکند. هدف این کشور و دیگر پادشاهیهای خلیج(فارس)، جایگزینی یک شریک با شریک دیگر نیست، بلکه دستیابی به خودمختاری راهبردی است.
روابط روسیه و حوزه خلیج(فارس)؛ فراتر از تسلیحات
روابط روسیه و کشورهای خلیج(فارس) بر پایه ساختارهایی بنا شده که به سادگی با همکاری دفاعی اوکراین جایگزین نمیشوند. این کشورها از سال ۲۰۲۲ تاکنون ضمن حفظ ارتباط با اوکراین، از پیوستن به تحریمهای ضدروسی خودداری کردهاند و همکاری با مسکو را ادامه دادهاند.
همکاری در چارچوب اوپک پلاس همچنان برای کشورهای تولیدکننده نفت خلیج(فارس) ارزش راهبردی دارد. تصمیمات اخیر این سازمان نیز نشان میدهد که عربستان و روسیه همچنان در چارچوب مشترکی همکاری میکنند.
از این رو، همکاری با اوکراین نباید به عنوان حرکت شورای همکاری خلیج(فارس) به سوی اردوگاه ضدروسی تفسیر شود. این همکاری به کشورهای منطقه اجازه میدهد از تخصص دفاعی اوکراین بهرهمند شوند، ظرفیتهای دفاعی خود را تقویت کنند و در عین حال به شرکای غربی نشان دهند که نسبت به اوکراین بیتفاوت نیستند.
همچنین این همکاری به عربستان و امارات کمک میکند تا بخشی از انتقادهای غرب درباره روابطشان با روسیه را کاهش داده و فضای مانور بیشتری در برابر واشنگتن و مسکو به دست آورند.
همین منطق در مورد ایران نیز صدق میکند
کشورهای حوزه خلیج(فارس) نمیخواهند از ایران فاصله کامل بگیرند، اما در عین حال نمیخواهند زیر فشار موشکی، پهپادی یا دریایی تهران قرار داشته باشند. به همین دلیل همزمان که حملات به زیرساختهای منطقه را محکوم میکنند، خواهان کاهش تنش و میانجیگری دیپلماتیک نیز هستند. موضع واقعی آنها ظریفتر است: بازدارندگی، اما حفظ کانالهای ارتباطی با ایران؛ همکاری با آمریکا، اما اجتناب از تبدیل شدن به سکوی تشدید تنش؛ همکاری با اوکراین، اما بدون قطع رابطه با روسیه.
دلیل این رویکرد روشن است. اقتصاد کشورهای خلیج(فارس) به بنادر، انرژی، گردشگری، هوانوردی، لجستیک و اعتماد سرمایهگذاران وابسته است. هرگونه تشدید تنش میتواند این حوزهها را تحت تأثیر قرار دهد و امنیت اقتصادی آنها را به خطر اندازد.
بیطرفی به معنای ضعف نیست
بسیاری از تحلیلهای غربی این نکته را نادیده میگیرند که بیطرفی نسبی کشورهای خلیج(فارس) میتواند به ثبات منطقه کمک کند. بیطرفی در اینجا به معنای انفعال نیست، بلکه حفظ کانالهای ارتباطی با همه بازیگران اصلی است تا منطقه صرفاً به میدان رویارویی دیگران تبدیل نشود.
اگر کشورهای شورای همکاری خلیج(فارس) به سمت همسویی کامل ضدروسی یا ضدایرانی سوق داده شوند، احتمال تشدید تنش و رقابتهای نیابتی افزایش خواهد یافت و بخشی از ظرفیت میانجیگری و مدیریت بحران آنها از بین خواهد رفت.
نتیجه
اوکراین میتواند از توافقات نظامی با کشورهای خلیج(فارس) بهرهمند شود، مشروط بر اینکه این توافقها به قراردادها، سرمایهگذاریها و تولیدات مشترک تبدیل شوند. با این حال، اوکراین نه به یک ارائهدهنده امنیتی جایگزین برای منطقه تبدیل میشود و نه از ظرفیت صنعتی لازم برای چنین نقشی برخوردار است.
تفسیر واقعبینانه این است که کشورهای خلیج(فارس) در حال خرید دسترسی به تخصص آزمودهشده اوکراین در میدان نبرد هستند، بدون آنکه تعهد ژئوپلیتیک گستردهای را بپذیرند.
در میان کشورهای شورای همکاری، امارات به دلیل اکوسیستم دفاعی-صنعتی منعطف خود بیشترین آمادگی را برای اجرای عملی تفاهمنامهها دارد. عربستان از نظر مقیاس ظرفیت بیشتری دارد، اما روند اجرا در آن کندتر است. قطر نیز احتمالاً بر حوزههایی مانند آموزش، امنیت سایبری و سامانههای ضدپهپاد متمرکز خواهد ماند.
بنابراین، پیامد اصلی این توافقات خروج حوزه خلیج(فارس) از روسیه نیست، بلکه ادامه سیاست تنوعبخشی و پوشش راهبردی در شرایط چندقطبی کنونی است. این توافقات بیش از آنکه درباره اوکراین باشند، نشاندهنده تحول سیاست خارجی کشورهای خلیج(فارس) است؛ سیاستی که روزبهروز عملگراتر، متنوعتر و مقاومتر در برابر همسوییهای ژئوپلیتیکی دوقطبی میشود.
0 Comments