شورای راهبردی آنلاین – رصد: کشورهای خلیج (فارس) تا چه مدت بهای جنگی را خواهند پرداخت که ایالات متحده و (رژیم) اسرائیل علیه ایران به راه انداختهاند؟ این پرسشی است که مقاله اخیر نشریه نیوزویک مطرح کرده است. طبق گزارشها، متخصصان هر شش کشور عضو شورای همکاری خلیج (فارس) از «ناامیدی فزاینده از رویکرد ایالات متحده در جنگ با ایران و رسیدن به این درک که ترامپ اولویت را به اسرائیل میدهد» سخن میگویند.
دانیل فالکون در تحلیلی که اندیشکده فارن پالیسی این فوکوس منتشر کرد، نوشت: جنگ اخیر که گاردین آن را «بدترین کابوس» نامیده است، بر کشورهای شورای همکاری خلیج (فارس)، از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، بهگونهای تأثیر گذاشته که آنها در خشم فرو رفتهاند، چرا که شوک درگیریای را تحمل میکنند که هرگز خواهان آن نبودند. هزینههایی از این دست برای اقتصادهای شورای همکاری خلیج (فارس) هیچ دستاورد سیاسی متناظری ندارند. معامله شورای همکاری خلیج (فارس) — اعطای پایگاههای آمریکایی در ازای تامین دفاع و امنیت — در حال حاضر چندان سودمند به نظر نمیرسد.
علاوه بر این، شورای همکاری خلیج (فارس) به عنوان یک قطب راهبردی در حوزه هوانوردی، گردشگری و سرمایهگذاری، اکنون به دلیل جنگ در این بخش نیز دچار آسیب شده است. کشورهای خلیج (فارس) پیش از آغاز جنگ از پیامدهای چنین رویدادی آگاه بودند. هنگامی که (رژیم) اسرائیل در سپتامبر دوحه را بدون هیچ واکنشی از سوی دولت ترامپ مورد حمله قرار داد، این رویداد هم بهعنوان «نقطه عطف» و هم بهعنوان هشداری روشن عمل کرد.
به گفته شیخ حمد بن جاسم آل ثانی، نخستوزیر قطر، کشورهای شورای همکاری خلیج (فارس) به یک نبرد از پیش باخته کشانده شدهاند. وی نسبت به کشیده شدن به درون درگیری هشدار داده است. در عین حال، او اشاره میکند که «شورای همکاری خلیج (فارس) ابزاری رادیکال، غیرمتعارف و بسیار مؤثر برای وادار کردن طرفین به پایان خصومتها در اختیار دارد: توقف جمعی و کامل تمامی صادرات نفت و گاز».
شکوتردیدهای شورای همکاری خلیج (فارس)
تاکتیکهای (رژیم) اسرائیل، به طور خاص موجب تشدید درگیری شده است. برای نمونه، (رژیم) اسرائیل به یک تأسیسات آبشیرینکن در ایران حمله کرد و ۳۰ مخزن ذخیره نفت را هدف قرار داد؛ این اقدام حملات ایران را به زیرساختهای مشابه در کشورهای شورای همکاری خلیج (فارس) در پی داشت.
در نتیجه، اقتصادهای شورای همکاری خلیج (فارس) مجبور به تحمل پیامدهای ناخواسته جنگ شدهاند. درصد بسیار بزرگی از جمعیت کشورهای خلیج (فارس) به آب شیرینشده وابسته است. این کشورها اکنون به دلیل بیاحتیاطی ایالات متحده و عزم آشکار آن برای وادار کردن ایرانیان به رسیدن به بازدارندگی هستهای، خشمگین هستند.
حملات (رژیم) اسرائیل به رهبران سیاسی ایران نیز همین اثر را دارد. همانطور که جفری سنت کلیر تبیین کرده است، (رژیم) اسرائیل علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران را ترور کرد «تا هرگونه پایان جنگ از طریق مذاکره را متوقف کند و ایالات متحده را عمیقتر به درون آن بکشاند. در ایران، این اقدام ناگزیر به قدرت گرفتن نیروهای واکنشیتر در کشور منجر خواهد شد».
همانطور که هنری کیسینجر زمانی گفته بود: «دشمن آمریکا بودن خطرناک است، اما دوست آمریکا بودن کشنده است.» جای تعجب نیست که کشورهای شورای همکاری خلیج (فارس) اعتماد خود را به ایالات متحده از دست دادهاند و بازگرداندن آن بسیار دشوار خواهد بود. جنگ بر وابستگی متقابل تأثیر گذاشته و «سایهای از ریسک» ایجاد کرده است. گردشگری، بانکداری و زیرساخت مراکز داده نهتنها متحمل زیانهای کوتاهمدت خواهند شد، بلکه به دلیل از دست رفتن اعتبار ایالات متحده در میان متحدانش در تلاش برای ارضای جاهطلبیهای نظامی نتانیاهو، با پیامدهای بلندمدت نیز مواجه خواهند شد. شرکتهایی مانند آمازون تمایلی نخواهند داشت مراکز دادهای بسازند که تنها در عرض یک سال مجدداً بمباران شوند. بانک استاندارد چارترد اخیراً مجبور به تخلیه نیرو شد و از کارمندان دبی خود خواست تا در خانه کار کنند.
شورای همکاری خلیج (فارس) حتی مشروعیت پایگاههای ایالات متحده را نیز زیر سؤال برده است. حتی اگر جنگ بهزودی پایان یابد، آمریکا اعتبار خود را برای ارائه حفاظتی قابلاتکا از دست داده است. در واقع، مسائل امنیتی شورای همکاری خلیج (فارس) در زمینه وابستگی متقابل تازه آغاز شده است.
خوشبینیهای شورای همکاری خلیج (فارس)
شورای همکاری خلیج (فارس) اکنون برخی از همان پرسشهایی را مطرح میکند که متحدان ایالات متحده در اروپا درباره ضرورت ایجاد ظرفیت امنیتی مستقل دارند. کریستوفر دیویدسون، کارشناس خاورمیانه، معتقد است: «این درگیری، تلاش شورای همکاری خلیج (فارس) برای تنوعبخشی به روابط اقتصادی و دفاعی و فاصله گرفتن از اتکای انحصاری به ایالات متحده را تسریع کرده و تغییری به سمت سبدی چندقطبیتر از شرکا را تقویت میکند. در عین حال، کشورهای خلیج (فارس) واشنگتن را رها نمیکنند، بلکه با تعمیق روابط با چین، روسیه و سایر قدرتهای آسیایی در حوزههای تجارت، مالی و تسلیحاتی، در حال پوشش ریسک هستند. این امر اهرم ایالات متحده بر استراتژیهای اقتصادی آنها را کاهش داده و معماری امنیتی را به سمت مدلی سودمند و با تأمینکنندگان چندگانه سوق میدهد.»
در مورد پیامدهای مشارکت (رژیم) اسرائیل در منطقه برای اقتصادهای شورای همکاری خلیج (فارس) و ثبات منطقهای، دیویدسون خاطرنشان میکند: «اقدامات نظامی (رژیم) اسرائیل، با حمایت ایالات متحده، این ادراک را در خلیج (فارس) ایجاد کرده که منطقه به خطوط مقدم کشانده شده و اقتصادهای آن در معرض ریسکهای کشتیرانی، هزینههای بیمهای بالاتر و واکنشهای سیاسی قرار گرفتهاند. در نتیجه، امارات متحده عربی و بحرین (که پیمانهای ابراهیم را امضا کردند) احتمالاً به عادیسازی روابط با اسرائیل ادامه خواهند داد، اما به سمت همکاریهای آرامتر و کمتر نمادین حرکت خواهند کرد تا افکار عمومی داخلی و روابط منطقهای، بهویژه با ایران را مدیریت کنند. این موضع محتاطانهتر در پی حفظ منافع راهبردی ناشی از روابط با (رژیم) اسرائیل، ضمن محدود کردن پیامدهای اقتصادی و اعتباری یک جنگ نامحبوب است.»
دیویدسون در مورد تابآوری اقتصادی شورای همکاری خلیج (فارس) در مواجهه با فشار شدید ژئوپلیتیک، میافزاید: «بنیادهای قوی شورای همکاری خلیج (فارس)، زیرساختهای در کلاس جهانی، ذخایر بزرگ ثروت حاکمیتی و محیطهای مقرراتی نسبتاً جذاب، اقتصادهای آنها را در موقعیتی قرار میدهد که تابآور باقی بمانند. در بلندمدت، کشورهای خلیج (فارس) میتوانند از کاهش ریسکهای امنیتی و شرایط قابلپیشبینیتر سرمایهگذاری بهرهمند شوند. آنها همچنین ممکن است در موقعیت مناسبی برای دستیابی بع قراردادهای بازسازی آینده در ایران قرار گیرند، موقعیتی که با بهرهگیری از سرمایه و ظرفیت اجرای پروژههای خود، میتوانند آشفتگی منطقهای را به فرصت تبدیل کنند.»
جنگ اقتصادهای شورای همکاری خلیج (فارس) را تحت فشار شدید قرار داده و همزمان وابستگی متقابل جهانی را مختل کرده است. تعداد جنایات جنگی رخداده در این درگیری، ثبات منطقهای را تضعیف کرده و در عین حال بیزاری نسبت به ایالات متحده و (رژیم) اسرائیل را ایجاد کرده است. با تشدید جنگ، کشورهای خلیج (فارس) به وابستگی متقابل استراتژیک خود مینگرند و تلاش میکنند فراتر از واشنگتن، تنوعبخشی کنند.
0 Comments