شورای راهبردی آنلاین- گفتگو: یک کارشناس مسائل بینالملل گفت: شورای امنیت سازمان ملل، اخیرا، در نشستی فوقالعاده، حمله رژیم اسرائیل به دوحه را محکوم و در بیانیهای مشترک، خواستار توقف فوری تنشها و احترام کامل به حاکمیت ملی قطر شد. این بیانیه که با اجماع هر ۱۵ عضو شورای امنیت صادر شد، ضمن اعلام همبستگی با قطر، در حالی از قربانی شدن غیرنظامیان و لزوم برقراری آتشبس در غزه سخن گفت که نامی از رژیم اسرائیل در آن نیامده است؛ سکوتی که خود حامل پیامهای متناقضی است. به بیان دیگر، این بیانیه بیش از آنکه ابزار الزامآور حقوقی علیه رژیم اسرائیل باشد، پیامی سیاسی به تلآویو بود، مبنی بر اینکه جامعه جهانی حمله به میانجیهای صلح را خط قرمز میداند، هرچند فعلاً ارادهای برای اعمال فشار عملی بر این رژیم دیده نمیشود.
محکومیت رژیم اسرائیل و معادلات قدرت در خلیج فارس
اسفندیار خدایی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی اظهار داشت: «نشست فوقالعاده شورای امنیت درباره حمله رژیم اسرائیل به قطر، با صدور بیانیهای در محکومیت این اقدام و حمایت از حاکمیت ملی دوحه پایان یافت. هرچند در این بیانیه نامی از رژیم اسرائیل برده نشد، اما صدور آن بهنوعی نمایش قدرت قطر و تأکیدی بر نقش میانجیگرانه این کشور در بحرانهای منطقهای تلقی شد.» به گفته این تحلیلگر، «این محکومیت، هرچند ممکن است در ظاهر بازدارنده باشد، اما واقعیت صحنه قدرت در غرب آسیا حکایت دیگری دارد.»
خدایی تصریح کرد که «مجموعهای از عوامل ازجمله جایگاه قطر بهعنوان واسطه صلح میان حماس و رژیم اسرائیل، نفوذ گسترده دیپلماتیک این کشور و همذاتپنداری کشورهای عربی با آن، در شکلگیری این واکنش بینالمللی نقش داشتهاند. بسیاری از کشورهای عربی نگراناند که حملات مشابهی متوجه دیگر دولتهای منطقه شود.» این کارشناس اذعان میدارد که «نگرانی اصلی این است که رژیم اسرائیل با این رویکرد، راه را برای هدف گرفتن سایر کشورهای عربی باز کند؛ کشورهایی که ممکن است در آینده، سیاستی انتقادی یا بازدارنده در برابر تلآویو اتخاذ کنند.»
با این حال، او تأکید میکند که «تجربه گذشته نشان داده که رژیم اسرائیل حتی دادگاههای بینالمللی و محکومیتهای جهانی را نادیده گرفته و آمریکا نیز ارادهای جدی برای مهار اقدامات این رژیم ندارد». از نگاه خدایی، «تکیه رژیم اسرائیل بر حمایت واشنگتن و شخص دونالد ترامپ، فضای لازم را برای ادامه این سیاستها فراهم کرده و قطعنامههای بینالمللی نیز در عمل، تأثیر بازدارنده محدودی خواهند داشت.»
نفوذ لابی رژیم اسرائیل، رویکرد آمریکا و گزینههای بازدارنده کشورهای عربی
خدایی معتقد است که «رویدادهای اخیر نشان دادهاند که ترامپ و دولت او بهشدت تحتتأثیر لابی رژیم اسرائیل قرار دارند؛ لابیای که بر کنگره، حزب جمهوریخواه و حتی دموکراتها نفوذ قابلتوجهی دارد.» به زعم تحلیلگر ارشد حوزه بینالملل، «علیرغم اینکه بسیاری در واشنگتن میدانند برخی اقدامات تلآویو به ضرر منافع آمریکا در غرب آسیا تمام میشود، اما فشار لابی رژیم اسرائیل موجب میشود کاخ سفید در مواردی برخلاف منافع راهبردی خود عمل کند.»
اسفندیار خدایی در ادامه تحلیل خود یادآور میشود که «پس از سفر چند ماه گذشته ترامپ به غرب آسیا و بستن قراردادهای میلیاردی با قطر و دیگر کشورهای عربی، انتظار میرفت واشنگتن در برابر امنیت متحدانش حساستر باشد، اما نفوذ تلآویو باعث شده معادله پیچیدهتری شکل بگیرد.» لذا او میگوید: «در ظاهر آمریکا سعی میکند روابط خود با کشورهای عربی را حفظ کند و از منافعش در خلیج فارس دفاع نماید، اما در عمل، نفوذ رژیم اسرائیل بر تصمیمات کاخ سفید، این پیام را منتقل میکند که امنیت متحدان عربی ممکن است در مقاطعی قربانی ملاحظات تلآویو شود.»
از نگاه این تحلیلگر، «وضعیت جاری به خصوص بعد از تجاوز رژیم اسرائیل به قطر، کشورهای عربی را به سمت متنوعسازی روابط امنیتی و دفاعی سوق خواهد داد». او با اشاره به تجربه عربستان و امارات در نزدیکی به روسیه و چین میافزاید که «وقتی کشورهای عربی میبینند آمریکا در مواقع حساس امنیت آنها را تضمین نمیکند، طبیعی است که به سمت همکاریهای نظامی و سیاسی با قدرتهای دیگر گرایش پیدا کنند. همین روند را در روابط اخیر عربستان با مسکو و پکن شاهد بودیم.»
این تحلیلگر ارشد حوزه بینالملل همچنین یادآوری میکند که «حتی در موضوعاتی مانند کاهش یا افزایش تولید نفت، برخی دولتهای عربی برخلاف خواستههای آمریکا عمل کرده و ترجیح دادهاند منافع خود را با قدرتهای دیگر هماهنگ کنند. این تحولات، نشانهای از تغییر تدریجی موازنه قدرت در غرب آسیا است؛ تغییری که حمله رژیم اسرائیل به قطر و واکنش محتاطانه آمریکا میتواند آن را تسریع کند.»
نمایش قدرت یا بازدارندگی واقعی؟
اسفندیار خدایی معتقد است که «محکومیت رژیم اسرائیل در شورای امنیت، هرچند در سطح سیاسی پیامی روشن به تلآویو و حامیانش میفرستد، اما در عمل بهسختی میتواند بازدارنده باشد. رژیم اسرائیل در گذشته نشان داده که از هزینههای بینالمللی اقدامات خود هراسی ندارد و تا زمانی که کشورهای عربی نتوانند پاسخ قاطعی بدهند، احتمال تکرار چنین حملاتی وجود دارد.»
با این حال، او تأکید میکند که «همین محکومیتها میتواند در بلندمدت زمینهساز تغییراتی در معادلات منطقهای شود؛ تغییراتی که ممکن است با کاهش حمایت بیقید و شرط آمریکا از تلآویو یا افزایش همکاری کشورهای عربی با قدرتهای غیرغربی و همچنین زمینهسازی برای شکلگیری احتمالی یک پیمان دفاعی امنیتی منطقهای همراه باشد. بدون تردید، قطر با استفاده از دیپلماسی فعال و نقش میانجیگرانه خود تلاش دارد جایگاهش را در معادلات منطقهای ارتقا دهد و این بحران را به فرصتی برای نمایش قدرت نرم خود تبدیل کند.»
0 Comments