جدیدترین مطالب
اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران میگذرد و هیچ چشماندازی برای پایان آن دیده نمیشود. موج نخست درگیریها از ۲۸ فوریه تا آتشبس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیریها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتیها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هستهای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شدهاند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا بهطور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»
دیپلماسی ترکیه در دریای سیاه در قبال موانع عملیاتی روسیه
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «با وجود تلاشهای ترکیه، علائم دریافتی از مسکو چشمانداز احیای دوباره «ابتکار غلات دریای سیاه» را تیره کرده است. حملات روسیه و اوکراین به بنادر، پایانههای بارگیری و کشتیهای دریای سیاه، صادرات مواد غذایی و عرضه جهانی غلات را مختل کرده و کشتیهای غیرنظامی کشورهای دیگر را نیز هدف قرار داده است. ترکیه بر اساس اختیارات اعطاشده به این کشور در کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶، کنترل تنگههای ترکیه، تنها مسیر دریایی میان دریای سیاه و مدیترانه، را در دست دارد. آنکارا در بخش بزرگی از جنگ روسیه و اوکراین خود را بهعنوان میانجی معرفی کرده است. با تشدید حملات در دریای سیاه، آنکارا در پی ایفای نقش بزرگتری در این میانجیگری است، اما موفقیت آن به آمادگی روسیه و اوکراین برای مذاکره بستگی دارد.»
فرصتهای همسویی بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوراسیای بزرگ
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «نشستهای اخیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای نشان میدهد که در میان کشورهای «اکثریت جهانی»، همکاریها بهتدریج در حال شکل دادن به چارچوبی جدید برای نظم جهانی است؛ چارچوبی که در آن نمایندگان غرب حضور ندارند و تمرکز اصلی بر همکاری میان قدرتهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این روند صرفا در بیانیههای سیاسی نیست، بلکه در همراستا شدن پروژهها و سازوکارهای همکاری بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکلگیری ایده «اوراسیای بزرگ» آشکار میشود.»
فرجام تنشزدایی هند و چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «هند و چین در کمتر از ۶۰ روز، چهار گفتوگوی مهم دوجانبه با هدف یافتن راهحلی برای مسئله مرزی و در عین حال حفظ صلح در امتداد مرزها برگزار کردند. دو کشور در ماه اوت، مذاکرات دیپلماتیک و پس از آن، گفتوگوهایی میان نمایندگان ویژه دو کشور ترتیب دادند که در نهایت به برگزاری نخستین نشست در سطح فرماندهان در اوایل سپتامبر انجامید. سرانجام، نوبت به دیدار دوجانبه نارندرا مودی، نخستوزیر هند، و شی جینپینگ، رئیسجمهور چین رسید.»
أحدث المقالات
اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران میگذرد و هیچ چشماندازی برای پایان آن دیده نمیشود. موج نخست درگیریها از ۲۸ فوریه تا آتشبس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیریها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتیها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هستهای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شدهاند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا بهطور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»
دیپلماسی ترکیه در دریای سیاه در قبال موانع عملیاتی روسیه
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «با وجود تلاشهای ترکیه، علائم دریافتی از مسکو چشمانداز احیای دوباره «ابتکار غلات دریای سیاه» را تیره کرده است. حملات روسیه و اوکراین به بنادر، پایانههای بارگیری و کشتیهای دریای سیاه، صادرات مواد غذایی و عرضه جهانی غلات را مختل کرده و کشتیهای غیرنظامی کشورهای دیگر را نیز هدف قرار داده است. ترکیه بر اساس اختیارات اعطاشده به این کشور در کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶، کنترل تنگههای ترکیه، تنها مسیر دریایی میان دریای سیاه و مدیترانه، را در دست دارد. آنکارا در بخش بزرگی از جنگ روسیه و اوکراین خود را بهعنوان میانجی معرفی کرده است. با تشدید حملات در دریای سیاه، آنکارا در پی ایفای نقش بزرگتری در این میانجیگری است، اما موفقیت آن به آمادگی روسیه و اوکراین برای مذاکره بستگی دارد.»
فرصتهای همسویی بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوراسیای بزرگ
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «نشستهای اخیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای نشان میدهد که در میان کشورهای «اکثریت جهانی»، همکاریها بهتدریج در حال شکل دادن به چارچوبی جدید برای نظم جهانی است؛ چارچوبی که در آن نمایندگان غرب حضور ندارند و تمرکز اصلی بر همکاری میان قدرتهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این روند صرفا در بیانیههای سیاسی نیست، بلکه در همراستا شدن پروژهها و سازوکارهای همکاری بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکلگیری ایده «اوراسیای بزرگ» آشکار میشود.»
فرجام تنشزدایی هند و چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «هند و چین در کمتر از ۶۰ روز، چهار گفتوگوی مهم دوجانبه با هدف یافتن راهحلی برای مسئله مرزی و در عین حال حفظ صلح در امتداد مرزها برگزار کردند. دو کشور در ماه اوت، مذاکرات دیپلماتیک و پس از آن، گفتوگوهایی میان نمایندگان ویژه دو کشور ترتیب دادند که در نهایت به برگزاری نخستین نشست در سطح فرماندهان در اوایل سپتامبر انجامید. سرانجام، نوبت به دیدار دوجانبه نارندرا مودی، نخستوزیر هند، و شی جینپینگ، رئیسجمهور چین رسید.»
دفاع از اروپا در شرایط کاهش حمایت آمریکا از آن

کمیل گرند، عضو برجسته اندیشکده «شورای روابط خارجی اروپا» در گزارشی که درباره «دفاع از اروپا با حمایت کمتر آمریکا» در وبسایت این موسسه منتشر شد، محیط امنیتی رو به افول اروپا به دلیل اقدامات روسیه از جمله حمله به اوکراین و چالشهای امنیتی گستردهتر در همسایگی اروپا را بررسی کرد. همچنین بر نگرانیها در مورد اقدامات نظامی روسیه در آینده و نیاز اروپا برای بررسی و بازنگری در اتکای بیش از حد خود به آمریکا جهت تامین امنیتش تأکید کرد.
نویسنده سپس به بحث درباره کاهش احتمالی تعهد آمریکا در قبال امنیت اروپا و نیاز اروپا برای کاهش اتکا به آمریکا پرداخت و عواملی مانند تغییر در سیاست امنیتی آمریکا، تمرکز بر ایندوپاسفیک، و کاهش حضور آمریکا در اروپا را بررسی کرد. همچنین بر اهمیت پذیرش این تغییر از سوی سیاستگزاران اروپایی و اتخاذ تدابیر لازم برای تضمین امنیت و حفظ روابط آمریکا و اروپا تاکید کرد.
نویسنده در ادامه دفاع اروپایی و پیشرفتها و نقایص آن و اولویتهای سیاسی اروپا را بررسی کرده، و میافزاید: از سال 2014 تا کنون، تلاش اروپا برای تقویت دفاعی به طور قابل توجهی افزایش یافته است، به طوری که کشورهای عضو و متحدان ناتو سالانه 150 میلیارد یورو بیشتر برای دفاع هزینه میکنند. اتحادیه اروپا بیشتر درگیر دفاع، حمایت از نیروهای اوکراینی و تقویت تحقیقات دفاعی و توسعه قابلیتها شده است. با این حال، برآوردن نیازهای اوکراین و همچنین فرآیندهای کند تصمیم گیری به دلیل مسائل سازمانی و چرخه بودجه با چالشهایی روبرو بوده است. هزینههای دفاعی اروپا افزایش یافته اما با رشد هزینههای دفاعی کشورهای دیگر مانند روسیه و چین همگام نبوده است. در حالی که بهبودهایی در هزینههای دفاعی صورت گرفته، اما هنوز به طور کامل به تواناییهای دفاعی اروپا پاسخ داده نشده است.
اولویتهای اصلی سیاسی برای اروپاییها شامل سازماندهی کمک نظامی میان مدت تا بلندمدت برای اوکراین، رسیدگی به نیازهای فوری بازسازی و افزایش آمادگی رزمی است. اروپا باید بر ارائه کمکهای فوری به اوکراین، توسعه یک طرح مشترک اضطراری و هماهنگی اقدامات برای اطمینان از اینکه نیروهای اوکراینی میتوانند توانایی خود را حفظ کنند، متمرکز شود. همچنین برای پاسخگویی به تقاضای جاری و بهبود آمادگی نبرد باید اقداماتی در راستای بهبود پایگاه فناوری و صنعتی دفاعی اروپا انجام شود. این اقدامات برای امنیت اروپا و کاهش وابستگی به آمریکا حیاتی است.
اروپاییها باید از طریق سرمایهگذاری راهبردی در قابلیتهای دفاعی و کاهش اتکا به آمریکا، مسئولیت بیشتری را برای دفاع از خود به عهده بگیرند. این رویکرد شامل توسعه یک بسته جامع دفاع اروپایی و استفاده از اهرم منابع ناتو و اتحادیه اروپا است. این تحول نیازمند تلاشی قابل توجه در طول یک دهه است، اما میتواند امنیت اروپا و اتحاد آمریکا و اروپا را تقویت کند. مهم است که سیاستگذاران اروپایی این روند را به سرعت آغاز کنند.
در بخش خلاصه گزارش آمده است:
جنگ روسیه با اوکراین وضعیت تاسفبار نیروی نظامی و صنایع دفاعی اروپا پس از چندین دهه صلح و همچنین اتکای شدید آنها را به آمریکا آشکار ساخت.
دومین دوره ریاست جمهوری ترامپ میتواند حمایت دفاعی آمریکا از اروپا را به شدت کاهش دهد. اما صرف نظر از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، تنزل محیط امنیتی اروپا و تغییر اولویتهای آمریکا به این معنی است که اروپا باید آماده باشد تا مسئولیت بیشتری برای دفاع از خود بپذیرد.
اروپاییها به یک برنامه پایدار در دهه آینده نیاز دارند که اقدامات فوری برای حمایت از اوکراین و بازسازی آمادگی را با اهداف بلندمدت برای تدوین یک «بسته کامل نیرو» تلفیق کند. بستهای که شامل قابلیتهای پشتیبانی رزمی و توانافزاهایی کلیدی باشد که در حال حاضر عمدتاً توسط آمریکا ارائه میشود.
به شکل تناقضآمیزی، ممکن است چنین رویکردی که هدفش غلبه بر چالشهای نهادی و تقویت قابلیتهای دفاعی اروپا است، بهترین راه برای حفظ رابطهای قوی میان آمریکا و اروپا و درجهای از تعهد آمریکا به اروپا باشد.
امروز سیاستهای دفاعی اروپا با مهمترین آزمون فشار پس از جنگ سرد مواجه است. تهاجم روسیه به اوکراین، جنگ را به قلب اروپا بازگرداند و نشان داد که اروپاییها برای دفاع از خود چقدر به آمریکا متکی هستند. این امر اروپاییها را واداشت تا الزامات دفاعی خود، از جمله دفاع جمعی را بررسی و به وضعیت تاسفبار برنامههای فعلی خود رسیدگی کنند. دونالد ترامپ گفته است که در صورت انتخاب مجدد به عنوان رئیس جمهور آمریکا، حمایت نظامی از اروپا را به شدت کاهش خواهد داد یا حذف خواهد کرد. اما حتی اگر هدف اروپا برای مقاوم کردن اروپا در برابر ترامپ را کنار بگذاریم، رقابت اولویتها در آمریکا و بحثهای دوقطبی داخلی در این کشور و همچنین وخامت محیط امنیتی اروپا به این معناست که اروپاییها به تقویت توانایی خود برای دفاع از این قاره با کمک کمتر آمریکا نیاز فوری دارند.
در نگاه اول، اروپا برای دفاع از خود ابزارهایی در اختیار دارد. در سال 2023، متحدان اروپایی ناتو و کشورهای عضو اتحادیه اروپا برای دفاع در مجموع چهار برابر روسیه هزینه کردند. مجموع نیروی نظامی آنها از روسیه یا آمریکا بزرگتر است. صنایع دفاعی اروپا برخی از پیشرفتهترین سیستمهای تسلیحاتی را تولید میکنند. شش کشور اروپایی جزو 10 صادرکننده برتر تسلیحات در جهان هستند. تولید ناخالص داخلی اروپا 10 برابر بیشتر از تولید ناخالص داخلی روسیه است و پس از آمریکا در رده دوم قرار دارد.
با این حال، پس از دههها بهرهمندی از مزایای صلح و سود بردن از مشارکت امنیتی آمریکا، تحلیل نیروهای نظامی و صنایع دفاعی اروپا کمک به اوکراین را کند و پیچیده کرده است. در حال حاضر بازسازی نیروهای نظامی اروپایی بسیار چالش برانگیز به نظر میرسد.
روند برنامهریزی دفاعی ناتو و روندهای موازی اتحادیه اروپا، نقایص دفاع اروپایی را مشخص کردهاند، اما اروپا برای رسیدگی به آنها باید بر چندین چالش غلبه کند. کشورهای اروپایی برای تقویت توانایی خود برای دفاع از اروپا به یک برنامه قوی نیاز دارند که بیش از یک دهه پایدار باشد.
0 Comments