جدیدترین مطالب
تلاش چین برای رهبری حکمرانی جهانی در حوزه هوش مصنوعی
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «پکن عزمی راسخ برای رسیدن به برتری در حوزه هوش مصنوعی دارد. مقامات چین اغلب این فناوری را به «قدرت ملی جامع» (CNP) پیوند میزنند؛ مفهومی که به گفته شی جینپینگ، باید از قدرت آمریکا فراتر رود تا هدف اصلی حزب، یعنی «احیای ملی» محقق شود. با این حال، در مقالات اخیر مقامات و پژوهشگران برجسته، بر خطرات متعدد مرتبط با هوش مصنوعی نیز به همان اندازه تمرکز شدهاست.»
راهبرد آمریکا در قبال چین: جلوگیری از وابستگی، قبل از شکل گرفتن آن
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «رقابت روزافزون آمریکا و چین در عرصه فناوری و مسابقه دو کشور برای سلطه بر حوزههای هوش مصنوعی، رباتیک و فناوریهای حیاتی، چشمانداز جهانی موازنه قدرت و جایگاه کشورها را بازتعریف کرده است. این رقابت دیگر صرفا در مراکز داده باقی نخواهد ماند بلکه به کارخانهها، انبارها، بنادر و زیرساختهای فیزیکی گستردهتر نیز سرایت کرده است. مرحله بعدی رقابت هوش مصنوعی، به سرعت تولید، ظرفیت و قابلیت اطمینان رباتهایی بستگی دارد که از انجام کارهای روزمره گرفته تا ایفای نقشی تعیینکننده در برتری نظامی، به کار گرفته خواهند شد.»
دیپلماسی پکن در قبال آمریکا؛ از تمدید آتشبس تجاری تا حفظ موازنه در غرب آسیا
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: سفر سه روزه شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، به واشنگتن و دیدار با دونالد ترامپ در روزهای ۲۴ و ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ که با استقبال تشریفاتی در پایگاه هوایی اندروز همراه شد، بیش از آنکه نشاندهنده دستاوردی گرهگشا در روابط دو قدرت باشد، نمایشی دیپلماتیک برای مدیریت سطح تنشها بود.
آیا پیشبرد «خودمختاری راهبردی» به تقویت توان دفاعی اروپا منجر خواهد شد؟
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «امانوئل مکرون، ایده «خودمختاری راهبردی اروپا» را اخیرا با جدیت دنبال و در هر فرصتی بر ضرورت افزایش نقشآفرینی و توانمندیهای اروپا تاکید کرده است. مکرون سال آینده کاخ الیزه را در حالی ترک خواهد کرد که این بحث به دیدگاه غالب در اروپا تبدیل شده است. با این حال، اینکه آیا اروپا سرانجام میتواند چشمانداز مکرون از خودمختاری راهبردی را محقق کند یا نه، هنوز مشخص نیست. اوکراین آزمون مهمی برای این امر خواهد بود.»
أحدث المقالات
تلاش چین برای رهبری حکمرانی جهانی در حوزه هوش مصنوعی
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «پکن عزمی راسخ برای رسیدن به برتری در حوزه هوش مصنوعی دارد. مقامات چین اغلب این فناوری را به «قدرت ملی جامع» (CNP) پیوند میزنند؛ مفهومی که به گفته شی جینپینگ، باید از قدرت آمریکا فراتر رود تا هدف اصلی حزب، یعنی «احیای ملی» محقق شود. با این حال، در مقالات اخیر مقامات و پژوهشگران برجسته، بر خطرات متعدد مرتبط با هوش مصنوعی نیز به همان اندازه تمرکز شدهاست.»
راهبرد آمریکا در قبال چین: جلوگیری از وابستگی، قبل از شکل گرفتن آن
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «رقابت روزافزون آمریکا و چین در عرصه فناوری و مسابقه دو کشور برای سلطه بر حوزههای هوش مصنوعی، رباتیک و فناوریهای حیاتی، چشمانداز جهانی موازنه قدرت و جایگاه کشورها را بازتعریف کرده است. این رقابت دیگر صرفا در مراکز داده باقی نخواهد ماند بلکه به کارخانهها، انبارها، بنادر و زیرساختهای فیزیکی گستردهتر نیز سرایت کرده است. مرحله بعدی رقابت هوش مصنوعی، به سرعت تولید، ظرفیت و قابلیت اطمینان رباتهایی بستگی دارد که از انجام کارهای روزمره گرفته تا ایفای نقشی تعیینکننده در برتری نظامی، به کار گرفته خواهند شد.»
دیپلماسی پکن در قبال آمریکا؛ از تمدید آتشبس تجاری تا حفظ موازنه در غرب آسیا
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: سفر سه روزه شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، به واشنگتن و دیدار با دونالد ترامپ در روزهای ۲۴ و ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ که با استقبال تشریفاتی در پایگاه هوایی اندروز همراه شد، بیش از آنکه نشاندهنده دستاوردی گرهگشا در روابط دو قدرت باشد، نمایشی دیپلماتیک برای مدیریت سطح تنشها بود.
آیا پیشبرد «خودمختاری راهبردی» به تقویت توان دفاعی اروپا منجر خواهد شد؟
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «امانوئل مکرون، ایده «خودمختاری راهبردی اروپا» را اخیرا با جدیت دنبال و در هر فرصتی بر ضرورت افزایش نقشآفرینی و توانمندیهای اروپا تاکید کرده است. مکرون سال آینده کاخ الیزه را در حالی ترک خواهد کرد که این بحث به دیدگاه غالب در اروپا تبدیل شده است. با این حال، اینکه آیا اروپا سرانجام میتواند چشمانداز مکرون از خودمختاری راهبردی را محقق کند یا نه، هنوز مشخص نیست. اوکراین آزمون مهمی برای این امر خواهد بود.»
چشمانداز مذاکرات صلح با طالبان

نوذر شفیعی/ کارشناس مسائل شبهقاره
در حال حاضر، مذاکرات صلح در افغانستان در دو جبهه مسکو و دوحه پیگیری میشود. مذاکرات مسکو توسط چین، روسیه، پاکستان، کشورهای آسیای مرکزی، دولت افغانستان و ایران دنبال میشود و مذاکرات دوحه نیز توسط آمریکا پیگیری میشود. البته چون بازیگران اصلی حاضر در هر دو روند، یکسان هستند هر کدام از روندها که پیگیری شود بازیگران از آن استقبال خواهند کرد. یعنی به این صورت نیست که اگر یک روند صلح توسط آمریکا پیگیری شد بقیه مخالف آن باشند. در واقع، اگرچه ممکن است بین چین و آمریکا رقابتهایی وجود داشته باشد اما بازیگران درجه یک در داخل افغانستان و بازیگران منطقهای تمایل به حل مسئله افغانستان از طریق مذاکره دارند.
البته به دلیل طولانی شدن جنگ و اختلافات و درگیریهایی که میان طرفین درگیر در جنگ شامل طالبان، دولت و برخی از نیروهای دیگری که ممکن است خارج از دولت قرار بگیرند اما با طالبان درگیر باشند و نگرانیهایی نیز نسبت به دولت داشته باشند، وجود دارد(مانند آقای محقق و ژنرال دوستم)، شاهد وارد آمدن فشارهایی از خارج و داخل بر این گروهها هستیم. لذا این افراد به تدریج در حال رسیدن به این نتیجه هستند که گزینه جنگ هزینهبردار است و باید به سمت صلح حرکت کنند.
در روند صلح دوحه، عمدتا بحث بین دولت افغانستان و طالبان است اما در روند صلح مسکو بحث بین گروههای مختلف افغان و طالبان است. لذا تفاوت اصلی دو روند صلح در این موضوع کلیدی است.
لذا طالبان اساسا طبق روند مسکو که روسیه و چین پیگیر آن است حاضر نیستند با دولت کابل وارد مذاکره شوند. به طور کلی در روند دوحه که آمریکا آن را مدیریت میکند و همچنین در روند صلح مسکو چند مسئله جدی وجود دارد؛ نخست آنکه آمریکا و طالبان مذاکرات را به صورت دو جانبه پیش میبردند و دولت غایب است. لذا دولت کابل شکایت کرد که چرا آمریکا بدون اطلاع دولت مرکزی و به صورت دوجانبه مذاکرات را پیش میبرد. بعد از مطرح شدن این موضوع، تلاش شده تا به نوعی پای دولت افغانستان را نیز به میان بکشانند. بنابراین امروز در روند دوحه سه نیرو شریک هستند؛ دولت افغانستان، طالبان و جریانهای حزبی و نمایندگان احزاب و گروهها بویژه گروههای جهادی. این در حالی است که در روند مسکو فقط احزاب و گروههای موثر در بحران افغانستان حضور داشتند و دولت افغانستان حضور نداشت. لذا احتمالا در روند مسکو نیز سعی خواهد شد تا پای دولت به میان کشیده شود.
در حال حاضر بزرگترین چالش برای مذاکرات صلح مسکو و دوحه این است که طالبان معتقد می باشد دولت افغانستان یک دولت دستنشانده است و مشروعیت ندارد. همچنین از آنجایی که انتخابات ریاستجمهوری افغانستان در پیش است، آنها فردی مانند اشرف غنیاحمدزی را به عنوان فردی پذیرفتهاند که شاید فقط تا چند ماه آینده در قدرت باشد یا از دید طالبان این فرد اکنون یک کاندیدا است و نه رئیس دولت. لذا طالبان میگویند این فرد وجهه و مشروعیت برای مذاکره ندارد.
بنابراین این مسئله که تکلیف دولت با مذاکرات صلح به کجا میانجامد هنوز مشخص نیست. یعنی آیا دولت به عنوان یک ارگان مستقل با طالبان وارد مذاکره شود یا مذاکرات به صورت سه جانبه( شامل دولت، سایر گروههای حزبی به علاوه طالبان) برگزار شود.
درواقع مشی طالبان این است که آنها پذیرفتهاند که به عنوان یک گروه با سایر گروههای موثر در افغانستان وارد مذاکره شوند؛ مشی دولت نیز این است که هرگونه مذاکرهای بدون حضور دولت مشروعیت ندارد و دولت مانع از اجرایی شدن آن میشود.
به نظر میرسد در شرایط فعلی طالبان در حال حرکت به سمتی هستند تا به نوعی نمایندگانی از دولت را نیز بپذیرند. منتها این نمایندگان به نام دولت اما بیشتر از میان بزرگان افغانستان به نام لویی جرگه انتخاب شدهاند.
در این میان در رابطه با آینده دو روند مسکو و دوحه میتوان گفت که فعلا روند دوحه فعال تر است اما خود طالبان بیشتر تمایل دارند روند مسکو را دنبال کنند.
البته باید توجه داشت که دستور کار مذاکرات صلح مسکو و دوحه تقریبا مشابه است و اکنون مهمترین مسئله این است که ابتکار عمل دست کدام طرف باشد.
در نهایت درباره برنامه آمریکا برای افغانستان میتوان گفت که بر اساس استراتژی دونالد ترامپ برای افغانستان و جنوب آسیا، دو راه حل پیشروی طالبان قرار دارد؛ یا اینکه این گروه به راهحل صلح بپیوندد و به عنوان یک نیروی سیاسی وارد جریانات سیاسی افغانستان شود. در غیر این صورت ممکن است با برخورد نظامی مواجه شود. به نظر میرسد که واشنگتن در حال حاضر هر دو روند مذاکره برای صلح و جنگ برای وادار کردن طالبان به صلح را پیگیری میکند.
0 Comments