جدیدترین مطالب

نقش امارات در بی‌ثباتی‌ها و جنگ‌های نیابتی در شاخ آفریقا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «وضعیت به‌سرعت رو به وخامت در «شاخ آفریقا» را دیگر نمی‌توان مجموعه‌ای از درگیری‌های پراکنده و محلی دانست؛ این وضعیت به یک بحران امنیتی جهانی تبدیل شده که نیازمند توجه فوری بازیگران بین‌المللی است.»

پیمان مکه و بازتعریف گزینه‌های دفاعی منطقه‌ای

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در حالی که «پیمان دفاعی مشترک مکه» بحث‌هایی را درباره اینکه آیا پاکستان بار دیگر مجبور به ورود به جنگ در خاورمیانه می‌شود یا خیر برانگیخته، معنای واقعی آن این است که آیا این توافق در صورت حمله به یکی از شرکا، فضایی برای مانور به اسلام‌آباد می‌دهد یا خیر؟»

علت تداوم سوء تفاهم غرب در درک اهمیت و جایگاه بریکس

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بریکس، که  در ابتدا به آن با نگاه طنزآمیز و به‌عنوان نوعی «انبوه نام‌های اختصاری توخالی» در عصر جهانی‌شدن برخورد ‌شد و بعدها نسخه‌ای ضعیف‌تر از باشگاه‌های جهانی مانند گروه ۷ تلقی شد، در سال‌های اخیر، به‌ویژه از سوی دونالد ترامپ، به‌عنوان تهدیدی بالقوه برای سلطه دلار آمریکا مورد توجه قرار گرفته و رسانه‌های غربی نیز در آستانه اجلاس ۲۰۲۶ بر اختلافات داخلی آن تمرکز کرده‌اند. با این حال، همه این برداشت‌ها اهمیت واقعی بریکس یعنی نقش آن به‌عنوان الگویی اولیه از نظم چندقطبی در حال ظهور را نادیده می‌گیرند.»

تحلیلی بر اخراج نیروهای آمریکایی از عراق و پیامدهای احتمالی آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نیروهای آمریکایی از عراق، پایان حضور نظامی مستقیم واشنگتن در این کشور را رقم زده است؛ اما اهرم‌های مالی، سیاسی و امنیتی آمریکا همچنان می‌تواند بر آینده این کشور اثرگذار و مشکل‌آفرین باشد.

موفقیت‌ها و چالش‌های همکاری روسیه و آفریقا پس از اجلاس سران ۲۰۲۳

شورای راهبردی آنلاین-رصد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه ژوئیه و در آستانه سومین نشست روسیه و آفریقا که قرار است در پایان ماه اکتبر برگزار شود، به آفریقا سفر و از اتیوپی، نیجر، موزامبیک و بوروندی دیدار کرد. نخستین اجلاس روسیه و آفریقا در سال ۲۰۱۹ با حضور هر ۵۴ کشور آفریقایی برگزار شد و ۴۵ کشور در سطح سران دولت‌ها در اجلاس شرکت کردند؛ در حالی که در دومین نشست، ۴۷ کشور و ۲۷ رئیس دولت حضور داشتند. در ۲۰ ژوئیه سال جاری، حضور بیش از ۳۰ کشور آفریقایی در سومین نشست تایید شد. کارشناسان معتقدند که سومین نشست بیشتر جنبه‌ای تشریفاتی خواهد داشت، زیرا معیار سنجش موفقیت این اجلاس به‌تدریج از تعداد شرکت‌کنندگان به ارزیابی گام‌های عملی‌شده برای تعمیق همکاری‌ها تغییر یافته است.»

روسیه، آمریکا و چین: سه ضلع مثلث در عصر مناقشه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «مثلث راهبردی» چارچوبی شناخته‌شده برای توصیف ماهیت نظام معاصر قدرت‌های بزرگ است که روابط میان مسکو، واشنگتن و پکن آن را شکل می‌دهد. تحولات سیاسی امروز بار دیگر مثلث قدرت‌های بزرگ را به صحنه اصلی بازمی‌گرداند.

اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران می‌گذرد و هیچ چشم‌اندازی برای پایان آن دیده نمی‌شود. موج نخست درگیری‌ها از ۲۸ فوریه تا آتش‌بس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیری‌ها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتی‌ها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شده‌اند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا به‌طور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»

Loading

أحدث المقالات

نقش امارات در بی‌ثباتی‌ها و جنگ‌های نیابتی در شاخ آفریقا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «وضعیت به‌سرعت رو به وخامت در «شاخ آفریقا» را دیگر نمی‌توان مجموعه‌ای از درگیری‌های پراکنده و محلی دانست؛ این وضعیت به یک بحران امنیتی جهانی تبدیل شده که نیازمند توجه فوری بازیگران بین‌المللی است.»

پیمان مکه و بازتعریف گزینه‌های دفاعی منطقه‌ای

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در حالی که «پیمان دفاعی مشترک مکه» بحث‌هایی را درباره اینکه آیا پاکستان بار دیگر مجبور به ورود به جنگ در خاورمیانه می‌شود یا خیر برانگیخته، معنای واقعی آن این است که آیا این توافق در صورت حمله به یکی از شرکا، فضایی برای مانور به اسلام‌آباد می‌دهد یا خیر؟»

علت تداوم سوء تفاهم غرب در درک اهمیت و جایگاه بریکس

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بریکس، که  در ابتدا به آن با نگاه طنزآمیز و به‌عنوان نوعی «انبوه نام‌های اختصاری توخالی» در عصر جهانی‌شدن برخورد ‌شد و بعدها نسخه‌ای ضعیف‌تر از باشگاه‌های جهانی مانند گروه ۷ تلقی شد، در سال‌های اخیر، به‌ویژه از سوی دونالد ترامپ، به‌عنوان تهدیدی بالقوه برای سلطه دلار آمریکا مورد توجه قرار گرفته و رسانه‌های غربی نیز در آستانه اجلاس ۲۰۲۶ بر اختلافات داخلی آن تمرکز کرده‌اند. با این حال، همه این برداشت‌ها اهمیت واقعی بریکس یعنی نقش آن به‌عنوان الگویی اولیه از نظم چندقطبی در حال ظهور را نادیده می‌گیرند.»

تحلیلی بر اخراج نیروهای آمریکایی از عراق و پیامدهای احتمالی آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نیروهای آمریکایی از عراق، پایان حضور نظامی مستقیم واشنگتن در این کشور را رقم زده است؛ اما اهرم‌های مالی، سیاسی و امنیتی آمریکا همچنان می‌تواند بر آینده این کشور اثرگذار و مشکل‌آفرین باشد.

موفقیت‌ها و چالش‌های همکاری روسیه و آفریقا پس از اجلاس سران ۲۰۲۳

شورای راهبردی آنلاین-رصد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه ژوئیه و در آستانه سومین نشست روسیه و آفریقا که قرار است در پایان ماه اکتبر برگزار شود، به آفریقا سفر و از اتیوپی، نیجر، موزامبیک و بوروندی دیدار کرد. نخستین اجلاس روسیه و آفریقا در سال ۲۰۱۹ با حضور هر ۵۴ کشور آفریقایی برگزار شد و ۴۵ کشور در سطح سران دولت‌ها در اجلاس شرکت کردند؛ در حالی که در دومین نشست، ۴۷ کشور و ۲۷ رئیس دولت حضور داشتند. در ۲۰ ژوئیه سال جاری، حضور بیش از ۳۰ کشور آفریقایی در سومین نشست تایید شد. کارشناسان معتقدند که سومین نشست بیشتر جنبه‌ای تشریفاتی خواهد داشت، زیرا معیار سنجش موفقیت این اجلاس به‌تدریج از تعداد شرکت‌کنندگان به ارزیابی گام‌های عملی‌شده برای تعمیق همکاری‌ها تغییر یافته است.»

روسیه، آمریکا و چین: سه ضلع مثلث در عصر مناقشه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «مثلث راهبردی» چارچوبی شناخته‌شده برای توصیف ماهیت نظام معاصر قدرت‌های بزرگ است که روابط میان مسکو، واشنگتن و پکن آن را شکل می‌دهد. تحولات سیاسی امروز بار دیگر مثلث قدرت‌های بزرگ را به صحنه اصلی بازمی‌گرداند.

اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران می‌گذرد و هیچ چشم‌اندازی برای پایان آن دیده نمی‌شود. موج نخست درگیری‌ها از ۲۸ فوریه تا آتش‌بس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیری‌ها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتی‌ها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شده‌اند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا به‌طور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»

Loading

با خاتمه «نیو استارت» آینده امنیت هسته‌ای چگونه رقم می‌خورد؟

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: با فروپاشی آخرین ستون کنترل تسلیحات هسته‌ای میان واشنگتن و مسکو، جهان در آستانه نظمی بی‌قاعده ایستاده است که هم بوی رقابت نامحدود می‌دهد و هم امکان چانه‌زنی‌های نوین را در خود پنهان کرده است.

اشکان خاکیان – کارشناس کنترل تسلیحات

با انقضای پیمان نیو استارت، جهان وارد فضایی شده است که در آن محدودیت‌های حقوقی الزام‌آور بر زرادخانه‌های راهبردی دو قدرت بزرگ فرو ریخته و ابهام جای شفافیت متقابل را گرفته است. با این حال، همین خلأ می‌تواند به‌جای آنکه صرفاً مقدمه‌ای برای مسابقه تسلیحاتی باشد، به میدان بازآرایی قواعد بازی در نظمی چندقطبی بدل شود.

پرسش محوری آن است که آیا پایان آخرین پیمان کنترل تسلیحات هسته‌ای میان آمریکا و روسیه الزاماً به بی‌ثباتی غیرقابل مهار می‌انجامد، یا می‌تواند فرصتی تاکتیکی برای بازیگران جدید و حتی کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای در یک نظام در حال گذار فراهم آورد.

فرض تحلیلی این نوشتار آن است که فروپاشی نظام کلاسیک کنترل تسلیحات، اگرچه مخاطرات کوتاه‌مدت را افزایش می‌دهد، اما به‌طور هم‌زمان فضای چانه‌زنی نوینی را ایجاد می‌کند که در آن قالب‌های انعطاف‌پذیرتر، چندجانبه‌تر و منطقه‌محور می‌توانند جایگزین معماری دوقطبی پیشین شوند.

 

خلأ حقوقی و بازگشت منطق رقابت نامحدود

تحلیل‌های منتشرشده در  اندیشکده «رند» هشدار می‌دهد که پایان نیو استارت جهان را «نا‌امن‌تر» می‌سازد، زیرا نظام راستی‌آزمایی، تبادل داده و سقف‌گذاری بر کلاهک‌های راهبردی از میان می‌رود و عدم قطعیت راهبردی افزایش می‌یابد. در چنین فضایی، هر دو طرف ممکن است برای پر کردن خلأ اطلاعاتی به توسعه ظرفیت‌های افزوده روی آورند و منطق بدترین سناریوها بر محاسبات غلبه یابد.

با این حال، مؤسسه تحقیقاتی «کنترل تسلیحات وونک» تأکید می‌کند که حتی پیش از انقضا، این پیمان عملاً به‌دلیل تعلیق بازرسی‌ها کارکرد کامل خود را از دست داده بود و آنچه پایان یافته، بیش از آنکه یک رژیم عملیاتی باشد، یک چارچوب نمادین بوده است. از این منظر، جهان پیشاپیش وارد وضعیت «پسا-کنترل تسلیحات» شده بود و انقضای پیمان پیش‌گفته صرفاً رسمیت‌بخشیدن به واقعیتی موجود تلقی می‌شود.

در محافل نزدیک به جریان‌های محافظه‌کار در آمریکا، از جمله تحلیل‌های منتشرشده در مؤسسه «هوور»، این استدلال مطرح می‌شود که محدودیت‌های یک‌جانبه در محیط رقابت راهبردی فشرده با روسیه و چین، انعطاف‌پذیری بازدارندگی آمریکا را کاهش می‌دهد و خروج از قیود قدیمی می‌تواند قدرت مانور بیشتری ایجاد کند. این نگاه، پایان پیمان را نه تهدید، بلکه بازگشت به منطق رقابت نامحدود میان قدرت‌های بزرگ می‌داند.

اما همین بازگشت به رقابت نامحدود، یک پیامد متناقض نیز به همراه دارد: افزایش هزینه‌های عدم توافق. هنگامی که سقف‌های کمّی و سازوکارهای شفافیت از میان می‌رود، انگیزه برای جلوگیری از سوءبرداشت و مهار تصاعد ناخواسته بحران افزایش می‌یابد و همین امر می‌تواند محرکی برای مذاکرات جدید باشد.

 

اروپا و چندقطبی‌شدن دستورکار کنترل تسلیحات

در تحلیل‌های مؤسسه «راسی» و «سیپری» تأکید شده است که اروپا بیش از هر بازیگر دیگری از پایان نیو استارت متأثر می‌شود، زیرا میدان جغرافیایی اصلی رقابت هسته‌ای آمریکا و روسیه محسوب می‌شود. فقدان محدودیت‌های کمّی می‌تواند به استقرار مجدد سامانه‌های راهبردی و میان‌برد پیرامون اروپا منجر شود و محاسبات بازدارندگی را پیچیده‌تر سازد.

با این حال، همین نگرانی می‌تواند اروپا را به کنشگری فعال‌تر در حوزه کنترل تسلیحات بدل کند. سیپری پیشنهاد می‌کند که اروپا باید ابتکارهای «گام‌به‌گام» برای شفافیت، اعتمادسازی و محدودیت‌های منطقه‌ای را پیگیری کند، حتی اگر توافق جامع دوجانبه میان واشنگتن و مسکو در کوتاه‌مدت دست‌یافتنی نباشد. این رویکرد نشان می‌دهد که دستورکار کنترل تسلیحات از قالب دوقطبی خارج و به عرصه‌ای چندسطحی و چندبازیگری منتقل می‌شود.

اندیشکده «ریسپانسیبل استیتکرافت» و اندیشکده «کویینسی» نیز بر این نکته تأکید می‌کنند که فضای پس از نیو استارت می‌تواند به‌جای بازتولید الگوی جنگ سرد، به سمت چارچوب‌هایی حرکت کند که چین و در آینده سایر قدرت‌های هسته‌ای را نیز در بر گیرد. هرچند پکن تاکنون تمایلی به پیوستن به رژیم‌های محدودکننده مشابه نشان نداده است، اما فقدان هرگونه قاعده الزام‌آور میان آمریکا و روسیه، فشار سیاسی برای ورود به گفت‌وگوهای چندجانبه را افزایش می‌دهد.

 

فرصت‌های تاکتیکی برای بازیگران غیرهسته‌ای

فروپاشی نظام کلاسیک کنترل تسلیحات، فقط تهدیدی برای کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای نیست، بلکه می‌تواند برای آنان نیز فرصت‌هایی ایجاد کند. در نظم دوقطبی گذشته، این کشورها عمدتاً تابع قواعدی بودند که دیگران می‌نوشتند، اما در نظام چندقطبی در حال شکل‌گیری، امکان ایفای نقش فعال‌تری در شکل‌دهی هنجارها و ابتکارهای منطقه‌ای فراهم می‌شود.

تحلیل‌های «رند» و «راسی» نشان می‌دهد که در غیاب توافقات الزام‌آور، ابتکارهای «شفافیت داوطلبانه»، «بیانیه‌های سیاسی» و «محدودیت‌های موضوع‌محور» می‌تواند به‌عنوان ابزارهای موقت مهار رقابت به کار رود. این ابزارها الزاماً معادل پیمان‌های کلاسیک نیستند، اما می‌توانند چارچوبی برای کاهش ریسک ایجاد کنند. کشورهای غیرهسته‌ای می‌توانند در قالب مجامع چندجانبه، بر ضرورت چنین سازوکارهایی تأکید کنند و از موقعیت خود برای میانجی‌گری یا میزبانی گفت‌وگوها بهره گیرند.

در این چارچوب، بحران به فرصتی تاکتیکی تبدیل می‌شود. هنگامی که قدرت‌های بزرگ به‌دلیل رقابت فشرده حاضر به امضای پیمان‌های جامع نیستند، توافقات محدود، منطقه‌ای یا موضوعی می‌تواند جایگزین شود. برای مثال، تمرکز بر جلوگیری از استقرار سامانه‌های خاص در مناطق حساس، یا ایجاد خطوط تماس اضطراری و سازوکارهای مدیریت بحران، می‌تواند نخستین گام‌های بازسازی اعتماد باشد.

برای کشورهایی مانند ایران که در معرض تحولات رژیم‌های منع اشاعه، اعمال استانداردهای دوگانه و فشارهای تحریمی قرار دارند، این وضعیت دو پیامد هم‌زمان دارد. از یک‌سو، فرسایش هنجارهای کنترل تسلیحات می‌تواند استانداردهای دوگانه را آشکارتر سازد و فضای نقد نظم پیشین را تقویت کند. از سوی دیگر، افزایش رقابت هسته‌ای قدرت‌های بزرگ می‌تواند حساسیت‌ها نسبت به برنامه‌های هسته‌ای منطقه‌ای را نیز افزایش دهد. در چنین شرایطی، بهره‌گیری هوشمندانه از گفتمان چندجانبه‌گرایی و مشارکت فعال در ابتکارهای اعتمادساز می‌تواند به ارتقای جایگاه دیپلماتیک بینجامد.

پایان نیو استارت صرفاً نقطه‌ای در مسیر فروپاشی یک رژیم حقوقی نیست، بلکه نشانه گذار از معماری دوقطبی کنترل تسلیحات به نظمی سیال‌تر و چندقطبی‌تر محسوب می‌شود. این گذار، بی‌تردید با افزایش ابهام و ریسک همراه است و خطر مسابقه تسلیحاتی را تقویت می‌کند، اما هم‌زمان هزینه‌های بی‌قاعدگی را برای قدرت‌های بزرگ افزایش می‌دهد و آنان را به جست‌وجوی قالب‌های جدید وادار می‌سازد.

فرصت تاکتیکی در دل این بحران آن است که بازیگران متنوع‌تری وارد صحنه شوند، شکل‌های انعطاف‌پذیرتری از توافق شکل گیرد و کنترل تسلیحات از انحصار دو قدرت خارج شود. در چنین چشم‌اندازی، آینده امنیت هسته‌ای نه در بازگشت به گذشته، بلکه در طراحی سازوکارهایی متناسب با واقعیت چندقطبی قرن بیست‌ویکم رقم خواهد خورد.

0 Comments