جدیدترین مطالب

علت تداوم سوء تفاهم غرب در درک اهمیت و جایگاه بریکس

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بریکس، که  در ابتدا به آن با نگاه طنزآمیز و به‌عنوان نوعی «انبوه نام‌های اختصاری توخالی» در عصر جهانی‌شدن برخورد ‌شد و بعدها نسخه‌ای ضعیف‌تر از باشگاه‌های جهانی مانند گروه ۷ تلقی شد، در سال‌های اخیر، به‌ویژه از سوی دونالد ترامپ، به‌عنوان تهدیدی بالقوه برای سلطه دلار آمریکا مورد توجه قرار گرفته و رسانه‌های غربی نیز در آستانه اجلاس ۲۰۲۶ بر اختلافات داخلی آن تمرکز کرده‌اند. با این حال، همه این برداشت‌ها اهمیت واقعی بریکس یعنی نقش آن به‌عنوان الگویی اولیه از نظم چندقطبی در حال ظهور را نادیده می‌گیرند.»

تحلیلی بر اخراج نیروهای آمریکایی از عراق و پیامدهای احتمالی آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نیروهای آمریکایی از عراق، پایان حضور نظامی مستقیم واشنگتن در این کشور را رقم زده است؛ اما اهرم‌های مالی، سیاسی و امنیتی آمریکا همچنان می‌تواند بر آینده این کشور اثرگذار و مشکل‌آفرین باشد.

موفقیت‌ها و چالش‌های همکاری روسیه و آفریقا پس از اجلاس سران ۲۰۲۳

شورای راهبردی آنلاین-رصد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه ژوئیه و در آستانه سومین نشست روسیه و آفریقا که قرار است در پایان ماه اکتبر برگزار شود، به آفریقا سفر و از اتیوپی، نیجر، موزامبیک و بوروندی دیدار کرد. نخستین اجلاس روسیه و آفریقا در سال ۲۰۱۹ با حضور هر ۵۴ کشور آفریقایی برگزار شد و ۴۵ کشور در سطح سران دولت‌ها در اجلاس شرکت کردند؛ در حالی که در دومین نشست، ۴۷ کشور و ۲۷ رئیس دولت حضور داشتند. در ۲۰ ژوئیه سال جاری، حضور بیش از ۳۰ کشور آفریقایی در سومین نشست تایید شد. کارشناسان معتقدند که سومین نشست بیشتر جنبه‌ای تشریفاتی خواهد داشت، زیرا معیار سنجش موفقیت این اجلاس به‌تدریج از تعداد شرکت‌کنندگان به ارزیابی گام‌های عملی‌شده برای تعمیق همکاری‌ها تغییر یافته است.»

روسیه، آمریکا و چین: سه ضلع مثلث در عصر مناقشه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «مثلث راهبردی» چارچوبی شناخته‌شده برای توصیف ماهیت نظام معاصر قدرت‌های بزرگ است که روابط میان مسکو، واشنگتن و پکن آن را شکل می‌دهد. تحولات سیاسی امروز بار دیگر مثلث قدرت‌های بزرگ را به صحنه اصلی بازمی‌گرداند.

اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران می‌گذرد و هیچ چشم‌اندازی برای پایان آن دیده نمی‌شود. موج نخست درگیری‌ها از ۲۸ فوریه تا آتش‌بس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیری‌ها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتی‌ها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شده‌اند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا به‌طور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»

چشم‌انداز تنش‌های ایران و آمریکا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پس از ماه‌ها جنگ و فشار اقتصادی، وضعیت ایران و آمریکا میان دو منطق متعارض قرار گرفته است؛ واشنگتن بر تشدید فشار برای کسب امتیاز تأکید دارد و تهران مذاکره تحت‌فشار را نمی‌پذیرد.

دیپلماسی ترکیه در دریای سیاه در قبال موانع عملیاتی روسیه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «با وجود تلاش‌های ترکیه، علائم دریافتی از مسکو چشم‌انداز احیای دوباره «ابتکار غلات دریای سیاه» را تیره کرده است. حملات روسیه و اوکراین به بنادر، پایانه‌های بارگیری و کشتی‌های دریای سیاه، صادرات مواد غذایی و عرضه جهانی غلات را مختل کرده و کشتی‌های غیرنظامی کشورهای دیگر را نیز هدف قرار داده است. ترکیه بر اساس اختیارات اعطا‌شده به این کشور در کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶، کنترل تنگه‌های ترکیه، تنها مسیر دریایی میان دریای سیاه و مدیترانه، را در دست دارد. آنکارا در بخش بزرگی از جنگ روسیه و اوکراین خود را به‌عنوان میانجی معرفی کرده است. با تشدید حملات در دریای سیاه، آنکارا در پی ایفای نقش بزرگ‌تری در این میانجی‌گری است، اما موفقیت آن به آمادگی روسیه و اوکراین برای مذاکره بستگی دارد.»

فرصت‌های هم‌سویی بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوراسیای بزرگ

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «نشست‌های اخیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای نشان می‌دهد که در میان کشورهای «اکثریت جهانی»، همکاری‌ها به‌تدریج در حال شکل دادن به چارچوبی جدید برای نظم جهانی است؛ چارچوبی که در آن نمایندگان غرب حضور ندارند و تمرکز اصلی بر همکاری میان قدرت‌های نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این روند صرفا در بیانیه‌های سیاسی نیست، بلکه در هم‌راستا شدن پروژه‌ها و سازوکارهای همکاری بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکل‌گیری ایده «اوراسیای بزرگ» آشکار می‌شود.»

Loading

أحدث المقالات

علت تداوم سوء تفاهم غرب در درک اهمیت و جایگاه بریکس

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بریکس، که  در ابتدا به آن با نگاه طنزآمیز و به‌عنوان نوعی «انبوه نام‌های اختصاری توخالی» در عصر جهانی‌شدن برخورد ‌شد و بعدها نسخه‌ای ضعیف‌تر از باشگاه‌های جهانی مانند گروه ۷ تلقی شد، در سال‌های اخیر، به‌ویژه از سوی دونالد ترامپ، به‌عنوان تهدیدی بالقوه برای سلطه دلار آمریکا مورد توجه قرار گرفته و رسانه‌های غربی نیز در آستانه اجلاس ۲۰۲۶ بر اختلافات داخلی آن تمرکز کرده‌اند. با این حال، همه این برداشت‌ها اهمیت واقعی بریکس یعنی نقش آن به‌عنوان الگویی اولیه از نظم چندقطبی در حال ظهور را نادیده می‌گیرند.»

تحلیلی بر اخراج نیروهای آمریکایی از عراق و پیامدهای احتمالی آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نیروهای آمریکایی از عراق، پایان حضور نظامی مستقیم واشنگتن در این کشور را رقم زده است؛ اما اهرم‌های مالی، سیاسی و امنیتی آمریکا همچنان می‌تواند بر آینده این کشور اثرگذار و مشکل‌آفرین باشد.

موفقیت‌ها و چالش‌های همکاری روسیه و آفریقا پس از اجلاس سران ۲۰۲۳

شورای راهبردی آنلاین-رصد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه ژوئیه و در آستانه سومین نشست روسیه و آفریقا که قرار است در پایان ماه اکتبر برگزار شود، به آفریقا سفر و از اتیوپی، نیجر، موزامبیک و بوروندی دیدار کرد. نخستین اجلاس روسیه و آفریقا در سال ۲۰۱۹ با حضور هر ۵۴ کشور آفریقایی برگزار شد و ۴۵ کشور در سطح سران دولت‌ها در اجلاس شرکت کردند؛ در حالی که در دومین نشست، ۴۷ کشور و ۲۷ رئیس دولت حضور داشتند. در ۲۰ ژوئیه سال جاری، حضور بیش از ۳۰ کشور آفریقایی در سومین نشست تایید شد. کارشناسان معتقدند که سومین نشست بیشتر جنبه‌ای تشریفاتی خواهد داشت، زیرا معیار سنجش موفقیت این اجلاس به‌تدریج از تعداد شرکت‌کنندگان به ارزیابی گام‌های عملی‌شده برای تعمیق همکاری‌ها تغییر یافته است.»

روسیه، آمریکا و چین: سه ضلع مثلث در عصر مناقشه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «مثلث راهبردی» چارچوبی شناخته‌شده برای توصیف ماهیت نظام معاصر قدرت‌های بزرگ است که روابط میان مسکو، واشنگتن و پکن آن را شکل می‌دهد. تحولات سیاسی امروز بار دیگر مثلث قدرت‌های بزرگ را به صحنه اصلی بازمی‌گرداند.

اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران می‌گذرد و هیچ چشم‌اندازی برای پایان آن دیده نمی‌شود. موج نخست درگیری‌ها از ۲۸ فوریه تا آتش‌بس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیری‌ها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتی‌ها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شده‌اند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا به‌طور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»

چشم‌انداز تنش‌های ایران و آمریکا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پس از ماه‌ها جنگ و فشار اقتصادی، وضعیت ایران و آمریکا میان دو منطق متعارض قرار گرفته است؛ واشنگتن بر تشدید فشار برای کسب امتیاز تأکید دارد و تهران مذاکره تحت‌فشار را نمی‌پذیرد.

دیپلماسی ترکیه در دریای سیاه در قبال موانع عملیاتی روسیه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «با وجود تلاش‌های ترکیه، علائم دریافتی از مسکو چشم‌انداز احیای دوباره «ابتکار غلات دریای سیاه» را تیره کرده است. حملات روسیه و اوکراین به بنادر، پایانه‌های بارگیری و کشتی‌های دریای سیاه، صادرات مواد غذایی و عرضه جهانی غلات را مختل کرده و کشتی‌های غیرنظامی کشورهای دیگر را نیز هدف قرار داده است. ترکیه بر اساس اختیارات اعطا‌شده به این کشور در کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶، کنترل تنگه‌های ترکیه، تنها مسیر دریایی میان دریای سیاه و مدیترانه، را در دست دارد. آنکارا در بخش بزرگی از جنگ روسیه و اوکراین خود را به‌عنوان میانجی معرفی کرده است. با تشدید حملات در دریای سیاه، آنکارا در پی ایفای نقش بزرگ‌تری در این میانجی‌گری است، اما موفقیت آن به آمادگی روسیه و اوکراین برای مذاکره بستگی دارد.»

فرصت‌های هم‌سویی بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوراسیای بزرگ

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «نشست‌های اخیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای نشان می‌دهد که در میان کشورهای «اکثریت جهانی»، همکاری‌ها به‌تدریج در حال شکل دادن به چارچوبی جدید برای نظم جهانی است؛ چارچوبی که در آن نمایندگان غرب حضور ندارند و تمرکز اصلی بر همکاری میان قدرت‌های نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این روند صرفا در بیانیه‌های سیاسی نیست، بلکه در هم‌راستا شدن پروژه‌ها و سازوکارهای همکاری بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکل‌گیری ایده «اوراسیای بزرگ» آشکار می‌شود.»

Loading
روابط آنکارا و اتحادیه اروپا در دوران پساکودتا

روابط ترکیه – اتحادیه اروپا در بستر گفتمان امنیتی آنکارا

۱۳۹۵/۱۰/۲۶ | موضوعات

شورای راهبردی آنلاین - رسانه ها: در ماه‌های اخیر، افزایش تنش در روابط ترکیه و اتحادیه اروپا ازجمله در حوزه فرایند الحاق به این اتحادیه و تحولات پساکودتا در ترکیه، این سؤال را برجسته کرده است که چه عامل یا عواملی برسازنده این تنش بوده‌اند. اگر بخواهیم به‌طرف ترکیه‌ای این تنش نگاهی بیفکنیم، می‌توان طیف گسترده‌ای از عوامل از جمله توازن قوای داخلی و مصلحت‌سنجی‌های سیاسی را مورد توجه قرار دهیم.

*حسین مفیدی احمدی

مقدمه

در ماه‌های اخیر، افزایش تنش در روابط ترکیه و اتحادیه اروپا ازجمله در حوزه فرایند الحاق به این اتحادیه و تحولات پساکودتا در ترکیه این سؤال را برجسته کرده است که چه عامل یا عواملی برسازنده این تنش بوده‌اند. اگر بخواهیم به‌طرف ترکیه‌ای این تنش نگاهی بیفکنیم، می‌توان طیف گسترده‌ای از عوامل از جمله توازن قوای داخلی و مصلحت‌سنجی‌های سیاسی را مورد توجه قرار دهیم. به‌عنوان‌مثال، تهدید اخیر مقامات ترک در باز کردن مرزهای اروپایی این کشور بر روی پناه‌جویان را می‌توان در راستای تلاش ترکیه برای کسب امتیازات بیشتر از اتحادیه اروپا از جمله کاهش فشارهای حقوق بشری به این کشور در نظر گرفت. با این حال، به نظر می‌رسد حرکت سال‌های اخیر ترکیه در مسیر بازامنیتی شدن گفتمان سیاسی، در این تحول نقش برجسته‌ای بر عهده داشته است. حرکتی که تا حدود زیادی محصول پویش‌های مرتبط با تحولات پس از بهار عربی و تضعیف فرایند اروپایی شدن ترکیه بوده است.

وضعیت امنیتی ترکیه

می‌دانیم که نظریه‌های جدید امنیتی روابط بین‌الملل بر این باورند که گفتمان امنیتی هر کشور حاصل تصورات و کدهای ژئوپلیتیک آن است و همان‌گونه که تیلور و فلینت (2000) مطرح کرده‌اند، این تصورات و کدهای ژئوپلیتیک هستند که ازجمله مشخص می‌کنند دشمنان/هم‌پیمانان و تهدیدات/فرصت‌ها کدام‌اند و نحوه مواجهه با این دشمنان و هم‌پیمانان چگونه باید باشد. تا پیش از انقلاب‌های عربی و تشدید بحران‌های امنیتی در مرزهای ترکیه و همچنین بروز مخاطرات امنیتی داخلی برآمده از کودتا، رصد روند امنیتی‌زدایی از گستره وسیعی از موضوعات داخلی و خارجی در ترکیه دشوار نبوده است. روندی که از جمله متأثر از تحولات اقتصاد سیاسی داخلی و اروپایی شدن ترکیه، با انتقاد از گفتمان امنیتی عصر کمالیسم مبتنی بر “سندرم سِوِر” (1) آغاز شد و منجر به امنیتی‌زدایی از موضوعات مهمی چون مسئله کردها، اسلام و روابط با همسایگان از جمله ایران شد.

با وجود پویش‌های فوق، در سال‌های اخیر شاهد روندی در ترکیه هستیم که بسیاری از موضوعات، در حال انتقالِ مجدد به حوزه مسائل امنیتی هستند. در این چارچوب، دامنه تهدیدات درک‌شده داخلی و خارجی در ترکیه در حال گسترده‌تر شدن است و پدیدارهایی چون جریان گولن، کردها، داعش، گروه‌های نظامی شیعی در منطقه، گروه‌های چپ و نهادهای مدنی، فعالان سیاسی و رسانه‌هایی را که تهدیدگر امنیت ملی معرفی می‌شوند، دربرگرفته‌اند. به نظر می‌رسد گرچه نمی‌توان به سهولت از امنیتی‌شدن پدیدار اتحادیه اروپا در ترکیه سراغ گرفت ولی اتحادیه‌ای که حداقل بی‌توجه به امنیت و تمامیت ارضی ترکیه شناخته می‌شود، با کاهش جذابیت و نفوذ خود در ترکیه مواجه است. امروزه “جریان شکاک به اروپا تا حدی در ترکیه قدرت دارد که انطباق بیشتر ترکیه را با هنجارهای حقوق بشری، مبارزه با فساد و اصلاحات ضدترور اتحادیه اروپا کند می‌سازد. در واقع در این چارچوب است که هر زمان رئیس‌جمهور ترکیه از اتحادیه اروپا بر سر معاهده پناهندگان انتقاد می‌کند، حمایت قابل‌توجهی از افکار عمومی دریافت می‌دارد.” (Buhari-Gulmez, 2016)

به نظر می‌رسد دو عامل تحولات پس از بهار عربی و همچنین کاهش جذابیت و نقش اتحادیه اروپا به‌عنوان یک منبع اصلاحات سیاسی و امنیتی‌زدایی در ترکیه و یک مدل اشاعه هنجارهای دموکراتیک، نقش مهمی در حرکت ترکیه در مسیر بازامنیتی شدن گفتمان سیاسی داشته‌اند. همان‌گونه که گفته شد، تحولات پس از بهار عربی نقش مهمی در گسترش دامنه موضوعات امنیتی‌شده در ترکیه داشته‌اند. در واقع بعد از انقلاب‌های عربی شاهد روندی بودیم که مؤید از هم گسستن نظم پیشین منطقه‌ای و جایگزینی نظمی جدید در منطقه بود، مسئله‌ای که بازیگران عمده منطقه از جمله ترکیه را با عدم قطعیت و شرایط پیچیده‌ای مواجه می‌کرد که تفاسیر و کنش‌های جدیدی را می‌طلبید.

مسئله قابل‌توجه دیگر در تضعیف روند امنیتی‌زدایی در ترکیه، کاهش جذابیت و نقش اتحادیه اروپا بر فرایندهای تصمیم‌گیری این کشور بوده است. مسئله‌ای که ریشه در تضعیف عامل “شرط‌گذاری” و قدرت هنجاری اتحادیه اروپا و همچنین افزایش قدرت چانه‌زنی ترکیه دارد. در این نگاه، مواجهه اتحادیه اروپا با طیف گسترده‌ای از مؤلفه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی ثبات‌زدا، ضعف انسجام را در این اتحادیه موجب شده است. این ضعف انسجام نیز کاهش اثربخشی سازوکار “شرط‌گذاری” را برای انطباق بیشتر اعضای اتحادیه اروپا و یا کشورهایی که در افق پیوستن به اتحادیه اروپا قرار دارند (ازجمله ترکیه) با قواعد این اتحادیه در پی داشته است. نکته قابل‌توجه دیگر آن است که ظرفیت‌های ژئوپلیتیک ترکیه ازجمله در حوزه کمک به مواجهه اتحادیه اروپا با بحران پناه‌جویان، قدرت چانه‌زنی این کشور را در مقابل اتحادیه اروپا افزایش داده است. این مسئله، در کنار تضعیف چشم‌انداز عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا، از نقش اتحادیه اروپا در روند عادی‌سازی مسائلی چون “مسئله کردها” کاسته است.

توجه به این مسئله ضروری است که طرح گزاره پشت‌کردنِ کامل ترکیه به اتحادیه اروپا چندان صحیح به نظر نمی‌رسد. شخصیت اقتصادی ترکیه شخصیتی غیررانتی، بازارمحور، مالیاتی و وابسته به اروپاست. در واقع، به دلیل اقتصاد سیاسی ترکیه، ابزارهای تشویقی و تنبیهی اتحادیه اروپا در برابر ترکیه کم یا بیش مؤثر خواهند بود. در این چارچوب، “فرایند” اروپایی شدنِ هرچند آهستة ترکیه باید از “فرآورده” پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا تفکیک شود. در واقع با وجود احتمال زیاد تحقق سناریوی ترکیه‌ای مستقل‌تر از اتحادیه اروپا و حتی امکان از روی میز برداشته شدن عضویت این کشور در اتحادیه اروپا، سطح قابل‌توجهی از تعاملات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ترکیه با اتحادیه اروپا حفظ خواهد شد.

ملاحظات راهبردی برای ایران

به نظر می‌رسد تضعیف روند اروپایی شدن ترکیه واجد فرصت‌ها و تهدیداتی برای ایران باشد که باید مورد توجه تصمیم‌گیران کشور قرار گیرد. به‌عنوان‌مثال، پررنگ‌تر شدن تهدیدات وجودی حاصل از بحران پناه‌جویی اتحادیه اروپا، در بستر افزایش تنش با ترکیه در این حوزه، می‌تواند برای ایران فرصت‌ساز باشد. کم نیستند تحلیل گران اروپایی که معتقدند یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت کمپین خروج انگلستان از اتحادیه اروپا، مواجهه اروپا با پیامدهای امنیتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادیِ ورود سیل‌آسای پناه‌جویان مناطق بحرانی خاورمیانه بوده است که ایده‌های گروه‌ها و احزاب منتقد و یا ضد اتحادیه اروپا را برای مردم قابل‌قبول‌تر نموده است. به این ترتیب، از آنجا که حل بحران پناه‌جویی تا حدود زیادی با سرنوشت “پروژه اروپا” گره زده شده است، اتحادیه اروپا احتمالاً مجبور به تمرکز بیشتر بر حل این معضل از مبدأ و در نتیجه استفاده از ظرفیت‌های مدیریت بحران ایران خواهد بود.

تهدید حاصل از تضعیف اروپایی شدن ترکیه که در کنار تحولات پس از بهار عربی، به حرکت این کشور در مسیر بازامنیتی شدن گفتمان سیاسی منجر شده است، بیشتر در چارچوب تغییر نسبی تصورات و کدهای ژئوپلیتیک ترکیه قابل‌بررسی است، تغییری که موجب درون‌گذاری بخش‌هایی از کنش‌های منطقه‌ای ایران و همچنین عامل شیعی در حوزه مسائل امنیتی‌شده ترکیه شد. نکته قابل‌تأمل اینجاست که اگر این تحول در کنار تغییرات احتمالی جدید در ساختار حکمرانی آمریکا قرار گیرد و به صورت همزمان، ائتلاف راهبردی ترکیه را با کشورهایی چون عربستان به همراه آورد، می‌تواند برای ایران واجد تهدید بزرگ‌تری باشد. در واقع این سناریویی محتمل است که ترکیه تلاش کند به نسبت دوری از اروپا، به آمریکای عصر ترامپ نزدیک‌تر شود تا از جایگزینی عامل شیعی و کردی به جای داعش در منطقه جلوگیری کند. در این سناریو، “ترکیه با هدف انزوای دولت مرکزی سوریه و کردهای طرفدار پ.ک.ک. و تلاش برای تحدید نفوذ ایران ممکن است به دنبال همکاری با آمریکای عصر ترامپ در سوریه و عراق باشد. این رویکرد به صورت تلویحی در نگاه افرادی چون ژنرال فلین به‌عنوان مشاور آتی امنیت ملی دولت ترامپ، در چارچوب مقابله با اسلام‌گرایان تندرویی چون داعش و شبه‌نظامیان طرفدار ایران در ازای حمایت از اهداف ژئواستراتژیک ترکیه در منطقه نیز وجود دارد.”(Aras, 2016) شایان‌ذکر است، ژنرال فلین اخیراً در مقاله‌ای، ترکیه را قدرتمندترین متحد آمریکا در برابر داعش در عراق و سوریه خوانده است. (Flynn, Michael T., 2016)

به نظر می‌رسد ایران برای تضعیف روند امنیتی شدن سیاست خارجی خود نزد مقامات ترک و کم کردن احتمال تحقق سناریوهای نامطلوب در روابطش با ترکیه، ازجمله باید بر سه حوزه متمرکز شود:

  1. حوزه ژئواکونومیک: این حوزه در کنار برخی مؤلفه‌های ژئوپلیتیک، ازجملة عواملِ حفظ سطح قابل‌توجهی از روابط ایران و ترکیه بعد از انقلاب اسلامی بوده است. در واقع با وجود برخی تضادهای ایدئولوژیک و سیاستی بین این دو کشورِ دارای ساختارهای حکمرانی متفاوت، روابط اقتصادی ایران و ترکیه به‌ویژه در حوزه انرژی و سایر مؤلفه‌های ژئوپلیتیک، مانع غیرقابل مدیریت شدن تنش در روابط دو کشور شده است. مقایسه تأثیر تحولات بهار عربی بر روابط ایران و ترکیه از یک سو و روابط ایران و عربستان از دیگر سو به‌خوبی مؤید تأثیرگذاری عوامل ژئواکونومیک و برخی مؤلفه‌های ژئوپلیتیک بوده است. به این معنا که گرچه تفاسیر و واکنش‌های متعارض ایران و ترکیه به تحولات موسوم به بهار عربی به‌ویژه در مورد تحولات سوریه، ایجاد تنش در روابط ایران و ترکیه را به همراه آورد، ولی دامنه این تنش‌ها به سطح غیرقابل‌کنترلی نرسید. حال‌آنکه تفاسیر و واکنش‌های متعارض ایران و عربستان به این تحولات، باعث ایجاد اختلافات جدی و مناقشه در روابط ایران و عربستان شد.
  2. حوزه ژئوپلیتیک: امنیتی شدن مسئله کردها در ترکیه در بستر تضعیف اروپایی شدن این کشور و تحولات پس از بهار عربی که ازجمله موجب گسترش پ. ک. ک. در مرزهای ترکیه با سوریه شد، ازجمله مسائل حوزه ژئوپلیتیکی است که می‌تواند امنیتی شدن سیاست خارجی ایران را نزد مقامات ترک تضعیف کند. به نظر می‌رسد عامل کردها می‌تواند اهمیت حفظ نظام‌های دولت‌ملت فعلی را در روابط ایران و ترکیه برجسته‌تر کند. در واقع، ترکیه و ایران، نگرانی‌های مشترکی پیرامون کنش‌های تجزیه‌طلبانه کردها در منطقه دارند که می‌تواند به نزدیکی رویکردهای سیاستی دو کشور برای تحدید این کنش‌ها ازجمله در سوریه بینجامد.
  3. حوزه ژئوکالچر: نقطه کانونیِ جنبة ژئوکالچر در روابط ایران و ترکیه، تأکید بر اهمیت فراگیر شدن نظام‌های حکمرانی در کشورهای منطقه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل گذار منطقه از وضعیت نابسامان فعلی است. در واقع ایران و ترکیه گرچه در خصوص ماهیت نهادهای مناسب برای نظم جدید منطقه‌ای در دوران پس از بهار عربی با هم اختلاف‌نظر دارند، اما باید برای ایجاد دولت‌هایی فراگیرتر در منطقه که سطح بالاتری از نمایندگی گروه‌های فکری، قومیتی، مذهبی و دینی ملت خود را عرضه می‌نمایند تشریک‌مساعی کنند. نکته قابل‌توجه دیگر در حوزه ژئوکالچر آن است که تفسیر منبعث از آموزه‌های وهابیت از اسلام به هیچ‌وجه با تفسیر غالب اسلام در ترکیه که حامل سنت‌های صوفیانه و رویکردهای سکولارتر است همخوانی ندارد و حتی مورد تأیید گروه‌های اسلام‌گرا در ترکیه نیست. تأکید بر این واقعیت در چارچوب ظرایف و سازوکارهای دیپلماسی رسمی، دیپلماسی رسانه‌ای و “دیپلماسی مسیر دوم” (Track Two) از جمله عوامل تضعیف احتمال وقوع سناریوهای مبتنی بر ائتلاف راهبردی ترکیه با کشورهایی چون عربستان خواهد بود.

پی‌نوشت‌ها

1. “ﺳﻨﺪرم سِوِر” ﻣﻔﻬﻮمی اﺳﺖ کﻪ در ﻧﺰد ملی‌گرایان، بروکرات‌ها و ﻣﺤﺎﻓﻞ سیاسی نریکه رواج دارد که معتقد ﺑﻪ ﺗﻮﻃﺌﻪ و امکان احیاء “پیمان سِوِر” هستند. این پیمان از ﺟﺎﻧﺐ دوﻟﺖﻫـﺎی پیروز در ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎنی اول ﻣﻨﻌﻘﺪ ﺷﺪ که ﺑﺮ اﺳـﺎس آن ﻣﻨـﺎﻃﻖ آﻧـﺎﺗﻮلی اﻣﭙﺮاﻃـﻮری ﻋﺜﻤـﺎنی ﺑـﻪ دوﻟﺖﻫﺎی کوﭼک و ﻣﻨﺎﻃﻖ اﺷﻐﺎلی ﺗﻘسیم می‌ﺷﺪ. ﺑﺮاﺳـﺎس ایـﻦ ذﻫﻨیـﺖ، ﺗﺮکیـﻪ در ﻣﺤﺎﺻـﺮه دﺷﻤﻨﺎن و طیف گسترده‌ای از عوامل داخلی و خارجی-از جمله قدرت‌های اروپایی- تهدیدکننده ﻗﺮار دارد که ﺑﺎ ﻫﻢ ﻋﻤﻞ می‌کنند و در پی فروپاشی ترکیه مدرن هستند.

منابع

  • Alterman, Jon, Brexit’s Roots in the Middle East, War on the Rocks, JUNE 30, 2016, in: http://warontherocks.com/2016/06/brexits-middle-east-roots/
  • Aras, Bülent, 2016, Turkey Is Optimistic about President Trump, The National Interest, December 1, in: nationalinterest.org/feature/turkey-optimistic-about-president-trump-18578
  • Buhari-Gulmez, Didem,2016, Turkey’s relations with Europe are in flux following Ahmet Davutoğlu’s resignation, London School of Economics and Political Science, May 10th, in: blogs.lse.ac.uk/europpblog/2016/05/10/turkeys-relations-with-europe-are-in-flux-following-ahmet-davutoglus-resignation/
  • Flynn, Michael T., 2016, Our ally Turkey is in crisis and needs our support, THE HILL, 11/08/16, in: http://thehill.com/blogs/pundits-blog/foreign-policy/305021-our-ally-turkey-is-in-crisis-and-needs-our-support
  • Taylor, P.; Flint, C. (2000), Political Geography, London: Pearson Education Limited.

*فارغ التحصیل دکترای روابط بین الملل دانشگاه آزاد

منبع: شبکه مطالعات سیاستگذاری عمومی

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *