جدیدترین مطالب
علت تداوم سوء تفاهم غرب در درک اهمیت و جایگاه بریکس
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بریکس، که در ابتدا به آن با نگاه طنزآمیز و بهعنوان نوعی «انبوه نامهای اختصاری توخالی» در عصر جهانیشدن برخورد شد و بعدها نسخهای ضعیفتر از باشگاههای جهانی مانند گروه ۷ تلقی شد، در سالهای اخیر، بهویژه از سوی دونالد ترامپ، بهعنوان تهدیدی بالقوه برای سلطه دلار آمریکا مورد توجه قرار گرفته و رسانههای غربی نیز در آستانه اجلاس ۲۰۲۶ بر اختلافات داخلی آن تمرکز کردهاند. با این حال، همه این برداشتها اهمیت واقعی بریکس یعنی نقش آن بهعنوان الگویی اولیه از نظم چندقطبی در حال ظهور را نادیده میگیرند.»
موفقیتها و چالشهای همکاری روسیه و آفریقا پس از اجلاس سران ۲۰۲۳
شورای راهبردی آنلاین-رصد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه ژوئیه و در آستانه سومین نشست روسیه و آفریقا که قرار است در پایان ماه اکتبر برگزار شود، به آفریقا سفر و از اتیوپی، نیجر، موزامبیک و بوروندی دیدار کرد. نخستین اجلاس روسیه و آفریقا در سال ۲۰۱۹ با حضور هر ۵۴ کشور آفریقایی برگزار شد و ۴۵ کشور در سطح سران دولتها در اجلاس شرکت کردند؛ در حالی که در دومین نشست، ۴۷ کشور و ۲۷ رئیس دولت حضور داشتند. در ۲۰ ژوئیه سال جاری، حضور بیش از ۳۰ کشور آفریقایی در سومین نشست تایید شد. کارشناسان معتقدند که سومین نشست بیشتر جنبهای تشریفاتی خواهد داشت، زیرا معیار سنجش موفقیت این اجلاس بهتدریج از تعداد شرکتکنندگان به ارزیابی گامهای عملیشده برای تعمیق همکاریها تغییر یافته است.»
اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران میگذرد و هیچ چشماندازی برای پایان آن دیده نمیشود. موج نخست درگیریها از ۲۸ فوریه تا آتشبس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیریها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتیها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هستهای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شدهاند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا بهطور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»
دیپلماسی ترکیه در دریای سیاه در قبال موانع عملیاتی روسیه
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «با وجود تلاشهای ترکیه، علائم دریافتی از مسکو چشمانداز احیای دوباره «ابتکار غلات دریای سیاه» را تیره کرده است. حملات روسیه و اوکراین به بنادر، پایانههای بارگیری و کشتیهای دریای سیاه، صادرات مواد غذایی و عرضه جهانی غلات را مختل کرده و کشتیهای غیرنظامی کشورهای دیگر را نیز هدف قرار داده است. ترکیه بر اساس اختیارات اعطاشده به این کشور در کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶، کنترل تنگههای ترکیه، تنها مسیر دریایی میان دریای سیاه و مدیترانه، را در دست دارد. آنکارا در بخش بزرگی از جنگ روسیه و اوکراین خود را بهعنوان میانجی معرفی کرده است. با تشدید حملات در دریای سیاه، آنکارا در پی ایفای نقش بزرگتری در این میانجیگری است، اما موفقیت آن به آمادگی روسیه و اوکراین برای مذاکره بستگی دارد.»
أحدث المقالات
علت تداوم سوء تفاهم غرب در درک اهمیت و جایگاه بریکس
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بریکس، که در ابتدا به آن با نگاه طنزآمیز و بهعنوان نوعی «انبوه نامهای اختصاری توخالی» در عصر جهانیشدن برخورد شد و بعدها نسخهای ضعیفتر از باشگاههای جهانی مانند گروه ۷ تلقی شد، در سالهای اخیر، بهویژه از سوی دونالد ترامپ، بهعنوان تهدیدی بالقوه برای سلطه دلار آمریکا مورد توجه قرار گرفته و رسانههای غربی نیز در آستانه اجلاس ۲۰۲۶ بر اختلافات داخلی آن تمرکز کردهاند. با این حال، همه این برداشتها اهمیت واقعی بریکس یعنی نقش آن بهعنوان الگویی اولیه از نظم چندقطبی در حال ظهور را نادیده میگیرند.»
موفقیتها و چالشهای همکاری روسیه و آفریقا پس از اجلاس سران ۲۰۲۳
شورای راهبردی آنلاین-رصد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه ژوئیه و در آستانه سومین نشست روسیه و آفریقا که قرار است در پایان ماه اکتبر برگزار شود، به آفریقا سفر و از اتیوپی، نیجر، موزامبیک و بوروندی دیدار کرد. نخستین اجلاس روسیه و آفریقا در سال ۲۰۱۹ با حضور هر ۵۴ کشور آفریقایی برگزار شد و ۴۵ کشور در سطح سران دولتها در اجلاس شرکت کردند؛ در حالی که در دومین نشست، ۴۷ کشور و ۲۷ رئیس دولت حضور داشتند. در ۲۰ ژوئیه سال جاری، حضور بیش از ۳۰ کشور آفریقایی در سومین نشست تایید شد. کارشناسان معتقدند که سومین نشست بیشتر جنبهای تشریفاتی خواهد داشت، زیرا معیار سنجش موفقیت این اجلاس بهتدریج از تعداد شرکتکنندگان به ارزیابی گامهای عملیشده برای تعمیق همکاریها تغییر یافته است.»
اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران میگذرد و هیچ چشماندازی برای پایان آن دیده نمیشود. موج نخست درگیریها از ۲۸ فوریه تا آتشبس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیریها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتیها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هستهای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شدهاند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا بهطور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»
دیپلماسی ترکیه در دریای سیاه در قبال موانع عملیاتی روسیه
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «با وجود تلاشهای ترکیه، علائم دریافتی از مسکو چشمانداز احیای دوباره «ابتکار غلات دریای سیاه» را تیره کرده است. حملات روسیه و اوکراین به بنادر، پایانههای بارگیری و کشتیهای دریای سیاه، صادرات مواد غذایی و عرضه جهانی غلات را مختل کرده و کشتیهای غیرنظامی کشورهای دیگر را نیز هدف قرار داده است. ترکیه بر اساس اختیارات اعطاشده به این کشور در کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶، کنترل تنگههای ترکیه، تنها مسیر دریایی میان دریای سیاه و مدیترانه، را در دست دارد. آنکارا در بخش بزرگی از جنگ روسیه و اوکراین خود را بهعنوان میانجی معرفی کرده است. با تشدید حملات در دریای سیاه، آنکارا در پی ایفای نقش بزرگتری در این میانجیگری است، اما موفقیت آن به آمادگی روسیه و اوکراین برای مذاکره بستگی دارد.»
راهبرد رژیم صهیونیستی برای بازدارندگی

آونر گولوف در تحلیلی که اندیشکده مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی منتشر کرد، نوشت: در سال های اخیر، هدف اصلی عملیات های نظامی اسرائیل علیه حماس و حزب الله نیز بازدارندگی اعلام شده است. مقاله حاضر تحولات عمده در مفهوم بازدارندگی و ارتباط آن با گفتمان اسرائیل را مورد بررسی قرار می دهد.
مفهوم بازدارندگی
از نظر راهبردی، بازدارندگی عبارتست از تهدید دشمن به طوری که قادر به انجام اقدامی علیه ما نباشد. برخلاف راهبردهای قهری که دشمن را به انجام کنشی خاص مجبور و یا انجام کنشی دیگر را متوقف می سازد، هدف از بازدارندگی پیشگیری از کنشی است که دشمن به انجام آن در آینده تمایل دارد.
به طور کلی، تلاش فکری زیادی انجام گرفته است تا نظریه بازدارندگی را با چالش های امنیتی فراروی یک دولت در قرن بیست و یکم وفق دهد که دکترین امنیتی اسرائیل هم از جمله آنهاست.
در واقع، بازدارندگی از دیرباز مولفه اصلی دکترین امنیتی اسرائیل بوده است که به طور سنتی بر سه رکن استوار است: بازدارندگی، هشدار زودهنگام و تصمیمگیری. در طول سال های متمادی، رکن دفاع هم به اینها اضافه شده و پیشنهاداتی راجع به مولفه های دیگر به میان آمده است.
بازدارندگی در عرصه بین المللی: از جهان دو قطبی تا چند قطبی
در طول جنگ سرد، جهان به وضوح به دو اردوگاه بلوک شوروی و بلوک غرب به رهبری آمریکا تقسیم شده بود. در چنین دنیایی، در مورد گرایشهای بسیاری از کشورها و سلسله مراتب آنها تردیدی وجود نداشت و کشورها به ابرقدرت، قدرتمند و معمولی طبقه بندی شده بودند، به طوری که تنش های بین الدولی و بین منطقه ای تحت الشعاع رقابت بین ابر قدرت ها قرار می گرفت.
اما در نظم کنونی جهانی اکثر کشورها به فرایند همگرایی روی آورده اند که از یک طرف، همکاری بیشتر بین رقبا، نظیر چین و آمریکا را درپی داشته و از طرف دیگر، موجب تضاد منافع و به تبع آن، خصومت بین ائتلاف ها شده است.
در چنین فضایی هریک از بازیگران راهبرد متفاوتی را اعم از تهاجمی یا دفاعی برای پاسخ به تهدیدهای منطقه ای و بین المللی خود برگزیده اند. همچنانکه تعیین راهبرد بازدارندگی از سوی اسرائیل نیز در همین راستا قابل ارزیابی است.
راهبرد بازدارندگی اسرائیل
سند راهبرد ارتش اسرائیل (IDF)، دکترین ارتش این رژیم را این گونه بیان می کند:
- بازدارندگی باید خاص و مطابق با شرایط و نوع تهدید هریک از دشمنان و بر تحلیل های جاری از ملاحظات، قابلیت ها، هویت، فرایند تصمیم گیری و ویژگی های دشمن استوار باشد. برای هر یک از دشمنان، بازدارندگی بایستی:
الف) در شرایط خاص: کلی و تجمعی و بر حسب زمان باشد به طوری که شرایط موجود را حفظ و «قواعد بازی» را برای اسرائیل مطلوب گرداند
ب) در شرایط بحران: خاص و متمرکز باشد تا دشمن را به کنش یا اجتناب از کنش مجبور سازد به طوری که از جنگ و بحران جلوگیری شود.
همچنین، این سند مولفه های بازدارندگی اسرائیل را به صورت زیر ذکر می کند:
- تهدیدی معتبر از کنش های تهاجمی شدید که در صورت حمله، خسارت سنگینی وارد سازد. اساس این مولفه شامل موارد زیر می باشد:
الف) تقویت قوا که مقداری از آن برای دشمن روشن و بیانگر توانایی و اراده وارد کردن آسیب به دشمن می باشد.
ب) اقدامات روانی که بیانگر آمادگی برای خطرپذیری می باشد
ج) کنش های محدود تهاجمی که بیانگر اراده اسرائیل در «کنار گذاشتن قوانین بازی» و خطرپذیری است.
د) تجهیز قوا که درماندگی دشمن را نشان می دهد (به عنوان مثال، سیستم دفاعی).
قابلیت های خنثی سازی و پیشگیری
بازدارندگی فراگیر؛ سپر آمریکا:
سند راهبردی ارتش اسرائیل نشان می دهد که رابطه راهبردی بین آمریکا و اسرائیل نقشی مضاعف در بازدارندگی اسرائیل ایفا می کند.
همکاری نزدیک با واشنگتن دامنه مانور سیاسی و عملیاتی اسرائیل را در پاسخ به تهاجمات علیه این رژیم افزایش داده است. با این حال، در سال های اخیر تضمین امنیت خاورمیانه توسط آمریکا از ماهیت دوجانبه به منطقه ای تغییر کرده است و این واقعیت به وضوح به دو دلیل کاربرد مدل روابط راهبردی با آمریکا را برای اسرائیل بسیار پیچیده کرده است؛
اولا، تا زمانی که بهبودی چشمگیری در روابط رسمی بین اسرائیل و کشورهای منطقه حاصل نشود، سیستم بازدارندگی منطقه ای کمکی به اسرائیل نمیکند. ثانیا، هر نوع اقدام آمریکا در حمایت از سیستم بازدارندگی منطقه ای، باعث فرسایش اصل برتری کیفی نظامی اسرائیل (QME) خواهد شد.
گسترش جعبه ابزار؛ اهرم نرم منطقه ای:
همانطور که انتظار می رود سند راهبردی ارتش اسرائیل، اهرم نظامی را به عنوان مولفه اصلی راهبرد بازدارندگی اسرائیل معرفی می کند. این راهبرد کاملا با روند جهانی متفاوت است که بر توسعه ابزار بازدارندگی و توانایی تاثیر بر سیستم های منطقه ای با روش های غیرنظامی تاکید می کند. هر چند که توانمندی های نظامی باید به عنوان اساس بازدارندگی اسرائیل باقی بماند، اما اسرائیل همزمان باید برای نفوذ در تحولات منطقه ای به توسعه ابزار های نرم بپردازد و برای ارتقای قدرت نرم، اسرائیل باید با همسایگان خود روابط برقرار سازد.
اقدامات غیرمستقیم روش دیگری است که می تواند سایر کنشگران را به بازداری دشمنان اسرائیل ترغیب کند. به عنوان مثال، می توان مصر یا اردن را تحت فشار گذاشت تا جلوی فلسطینیان را در شبه جزیره سینا یا کرانه باختری بگیرند. منابع جدید آب و انرژی اسرائیل در این راستا موثر خواهد بود.
رابطه بین بازدارندگی و دفاع فعال:
راهبرد ارتش اسرائیل آشکارا توانمندی های دفاعی اسرائیل را با قابلیت های بازدارندگی این رژیم پیوند می دهد. البته همه کارشناسان در مورد برقراری ارتباط بین بازدارندگی و دفاع، و سرمایه گذاری عظیم در توسعه فن آوری سیستم های دفاع فعال، اتفاق نظر ندارند.
برخی معتقدند که این سرمایه گذاری باعث تحلیل رفتن توانمندی های تهاجمی اسرائیل می شود که از بازدارندگی آن بسی مهمتر است. با این حال، این خط فکری با طرز تفکر کنونی به ویژه در مورد تهدیدهای غیراتمی سازگار نیست. از این رو، افزایش مولفه های بازدارندگی و نفی روش نظامی می تواند نقش مثبتی در ثبات سیستم منطقه ای و افزایش حس امنیت اسرائیل ایفا کند، بدون اینکه به حس امنیت همسایگان آن صدمه ای زده باشد.
نتیجه گیری
اسرائیل یک قدرت نظامی منطقه ای است که در مقایسه با آمریکا و جهان، راهبرد بازدارندگی متفاوتی را دنبال کرده و در کشورهای دیگر خاورمیانه نفوذ زیادی ندارد. بنابراین، این رژیم باید در پرتو مقتضیات خویش به بررسی تغییر در بینش آمریکا بپردازد و راهبرد بازدارندگی خود را با قرن بیست و یکم هماهنگ سازد، چرا که پیروی از راهبرد بازدارندگی قدیمی، فرصت حفظ توانمندی های بازدارنده و پیشگیری از بحران های آتی را به مخاطره می افکند.
نقد و تحلیل:
می توان این تحلیل را بازتابی از پذیرش واقعیت های موجود در منطقه از جمله عدم پذیرش رژیم صهیونیستی نزد افکار عمومی و ملت های منطقه دانست. در این صورت، نویسنده با اعتراف به وجود چنین مشکلی در پی راه حلی راهبردی است که آن را در تقویت قدرت نرم و روابط راهبردی با آمریکا می یابد. این تحلیل در همین حال نشان می دهد خط فکری اصلی و غالب در رژیم صهیونیستی همچنان بر تقویت قدرت سخت تکیه و تاکید دارد و ضعیف نگه داشتن و مشغول کردن کشورهای منطقه به موضوعات فرعی در جهت منافع این رژیم خواهد بود.
0 Comments