جدیدترین مطالب

طرح امپریالیستی ترامپ برای کنترل نفت عراق

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «دولت ترامپ هم‌زمان با کاهش حضور نظامی، با فشار سیاسی و اقتصادی و دخالت در روند نخست‌وزیری عراق، طرحی امپریالیستی برای گشودن صنعت نفت این کشور به شرکت‌های آمریکایی پیش می‌برد.»

تحلیلی بر اهمیت بریکس برای اعضای این گروه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: ‌«بریکس، یک گروه بین دولتی متشکل از ۱۱ بازار نوظهور و کشورهای در حال توسعه است که تقریبا نیمی از جمعیت جهان، حدود ۴۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان و تقریبا یک چهارم تجارت جهانی را تشکیل می‌دهد، اما همچنان با پرسش‌هایی درباره اهمیت و کارآمدی خود روبه‌روست.»

نگاهی به روابط دفاعی اتحادیه اروپا-آمریکا

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «روابط امنیتی و دفاعی اتحادیه اروپا و آمریکا از دیرباز نقشی محوری در امنیت اروپا داشته است. واشنگتن از طریق ناتو، قابلیت‌های نظامی کلیدی و تضمین‌های امنیتی، به‌ویژه در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی (ISR)، فرماندهی و کنترل، سوخت‌رسانی هوایی، ترابری راهبردی هوایی و حملات دوربرد، در اختیار اروپا قرار داده است.»

تأملی در ظرفیت‌ها و چالش‌های اجلاس استانبول

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اجلاس وزرای امور خارجه ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان و مصر در استانبول فرصتی برای هماهنگی دیپلماتیک درباره بحران‌های غرب آسیا فراهم آورده، اما موفقیت آن به مشارکت بازیگران اصلی و تبدیل رایزنی‌ها به اقدامات عملی وابسته خواهد بود.

از «پیمان مکه» تا «امنیت جمعی»؛ فرصت تاریخی برای غرب آسیا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: حضور هیئت‌های عالی‌رتبه از کشورهای عضو «توافقنامه دفاع مشترک مکه» در تهران، در شرایطی که منطقه درگیر تنش‌های نظامی و فرایند شکننده مذاکرات ایران و آمریکاست، نقطه عطفی در معادلات امنیتی خلیج فارس و غرب آسیا محسوب می‌شود.

کاهش آب دریای خزر و لایروبی در ولگا و ولگا-دن: نیاز به یک رویکرد جامع وسازوکار مشترک بین کشورهای ساحلی

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ کاهش سطح آب دریای خزر دیگر صرفا یک مسئله زیست‌محیطی یا آب‌شناختی (هیدرولوژیک) نیست، بلکه به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیرساختی و اقتصادی برای کشتیرانی در سراسر این دریا است.»

اصلاح نظم جهانی با تقویت نقش کشورهای جنوب

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ تحولات در نظم جهانی، فرصت‌ها و چالش‌هایی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد می‌کند. نهادهایی که برای مدیریت روابط بین‌الملل در رابطه با امور مالی، امنیت، تجارت و دیپلماسی پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند، هنوز هم کارآمد و مرتبط هستند اما ساختارهای اساسی آنها دیگر با توزیع جدید قدرت سازگار نیستند. با این حال، طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه از نظر اقتصادی قدرتمندتر شده‌اند، نفوذ بیشتری در روابط بین‌الملل کسب کرده‌اند و می‌توانند شبکه‌های جدیدی از همکاری ایجاد کنند. این تحولات فرصتی را برای ایجاد نهادهایی با نمایندگی بیشتر و موثرتر از آنچه امروز هستند، ایجاد می‌کند. با این حال، این امر مستلزم همکاری، غلبه بر خطوط تقسیم داخلی و حمایت از کشورهای کم‌درآمد است.»

Loading

أحدث المقالات

طرح امپریالیستی ترامپ برای کنترل نفت عراق

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «دولت ترامپ هم‌زمان با کاهش حضور نظامی، با فشار سیاسی و اقتصادی و دخالت در روند نخست‌وزیری عراق، طرحی امپریالیستی برای گشودن صنعت نفت این کشور به شرکت‌های آمریکایی پیش می‌برد.»

تحلیلی بر اهمیت بریکس برای اعضای این گروه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: ‌«بریکس، یک گروه بین دولتی متشکل از ۱۱ بازار نوظهور و کشورهای در حال توسعه است که تقریبا نیمی از جمعیت جهان، حدود ۴۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان و تقریبا یک چهارم تجارت جهانی را تشکیل می‌دهد، اما همچنان با پرسش‌هایی درباره اهمیت و کارآمدی خود روبه‌روست.»

نگاهی به روابط دفاعی اتحادیه اروپا-آمریکا

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «روابط امنیتی و دفاعی اتحادیه اروپا و آمریکا از دیرباز نقشی محوری در امنیت اروپا داشته است. واشنگتن از طریق ناتو، قابلیت‌های نظامی کلیدی و تضمین‌های امنیتی، به‌ویژه در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی (ISR)، فرماندهی و کنترل، سوخت‌رسانی هوایی، ترابری راهبردی هوایی و حملات دوربرد، در اختیار اروپا قرار داده است.»

تأملی در ظرفیت‌ها و چالش‌های اجلاس استانبول

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اجلاس وزرای امور خارجه ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان و مصر در استانبول فرصتی برای هماهنگی دیپلماتیک درباره بحران‌های غرب آسیا فراهم آورده، اما موفقیت آن به مشارکت بازیگران اصلی و تبدیل رایزنی‌ها به اقدامات عملی وابسته خواهد بود.

از «پیمان مکه» تا «امنیت جمعی»؛ فرصت تاریخی برای غرب آسیا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: حضور هیئت‌های عالی‌رتبه از کشورهای عضو «توافقنامه دفاع مشترک مکه» در تهران، در شرایطی که منطقه درگیر تنش‌های نظامی و فرایند شکننده مذاکرات ایران و آمریکاست، نقطه عطفی در معادلات امنیتی خلیج فارس و غرب آسیا محسوب می‌شود.

کاهش آب دریای خزر و لایروبی در ولگا و ولگا-دن: نیاز به یک رویکرد جامع وسازوکار مشترک بین کشورهای ساحلی

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ کاهش سطح آب دریای خزر دیگر صرفا یک مسئله زیست‌محیطی یا آب‌شناختی (هیدرولوژیک) نیست، بلکه به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیرساختی و اقتصادی برای کشتیرانی در سراسر این دریا است.»

اصلاح نظم جهانی با تقویت نقش کشورهای جنوب

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ تحولات در نظم جهانی، فرصت‌ها و چالش‌هایی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد می‌کند. نهادهایی که برای مدیریت روابط بین‌الملل در رابطه با امور مالی، امنیت، تجارت و دیپلماسی پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند، هنوز هم کارآمد و مرتبط هستند اما ساختارهای اساسی آنها دیگر با توزیع جدید قدرت سازگار نیستند. با این حال، طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه از نظر اقتصادی قدرتمندتر شده‌اند، نفوذ بیشتری در روابط بین‌الملل کسب کرده‌اند و می‌توانند شبکه‌های جدیدی از همکاری ایجاد کنند. این تحولات فرصتی را برای ایجاد نهادهایی با نمایندگی بیشتر و موثرتر از آنچه امروز هستند، ایجاد می‌کند. با این حال، این امر مستلزم همکاری، غلبه بر خطوط تقسیم داخلی و حمایت از کشورهای کم‌درآمد است.»

Loading

بازاریابی خشونت به سبک داعش

۱۳۹۴/۰۴/۱۳ | موضوعات

شورا آنلاین – ترجمه: پس از شکست‌های متعددی که برخی آن را شروع نابودی داعش تلقی کردند، فرصت‌های میدان جنگ برای این گروه بار دیگر رشد کرده و فتوحات اخیر آن باب طیف وسیعی از احتمالات را جهت توسعه روزافزون داعش، به ویژه در سوریه، گشوده است.

اروین وان وین در تحلیلی که موسسه روابط بین الملل هلند (Clingendael) منتشر کرد، نوشت: در این میان، تصرف مستقیم سرزمینی احتمالاً بخش مهم و عملی راهبرد تجارت داعش باقی خواهد ماند. به علاوه، داعش از نوامبر 2014 به طور قابل توجهی فراتر از مناطق مرکزی سوریه و عراق توسعه یافته و این امر منجر به تشکیل گروه‌های متعدد وابسته به این گروه تروریستی در بعضی کشورها شده است. در نتیجه، ایجاد یک رد پای “جهانی” از اتحاد و وابستگی، بخش دوم راهبرد تجارت این گروه را نشان می‌دهد.

سؤال این است که آیا توسعه داعش فراتر از سوریه و عراق می‌تواند به واسطه اعطای حق امتیاز (Franchising) درک شود؟ از آنجا که حق امتیاز یک مدل منعطف تجارت است که در درجه بالایی استانداردسازی شده، متقابلاً سودآور و در نتیجه کم‌خطر و به سرعت مقیاس‌پذیر است، پاسخ مثبت به این سوال موجب نگرانی خواهد بود.

به طور معمول، فرانچایز یا حق امتیاز، ترتیبی تجاری است که مطابق آن امتیازدهنده به امتیازگیرنده اجازه استفاده از علامت تجاری خود را اعطا می‌کند تا بدین وسیله امتیازگیرنده بر اساس مجموعه مفصلی از دستورالعمل‌ها جهت تأمین کیفیت و حفاظت از نام تجاری، محصولاتش را توزیع کند. در مقابل، امتیازگیرنده مبلغی را پرداخت خواهد کرد.

حداقل چهار پرسش کلیدی وجود دارد تا بر اساس پاسخ به آنها ارزیابی شود آیا توسعه داعش فراتر از سوریه و عراق می‌تواند به مثابه یک استراتژی اعطای حق امتیاز تلقی شود یا خیر. یعنی آیا یک علامت تجاری مشخص برای امتیاز‌گیرندگان داعش، یک محصول استاندارد‌شده که امتیاز‌گیرندگان بتوانند در محدوده یک محل به بازار عرضه کنند، انتظار واضحی از سودآوری متقابل بین داعش و امتیازگیرندگان آن، و ارزیابی کنترل راهبردی از سوی داعش بر امتیازگیرندگان وجود دارد یا خیر.

در رابطه با علامت تجاری، اشاره به اعمال آشکار وحشیانه‌ای که امتیازگیرندگان داعش به عنوان مدرکی دال بر وجود نام تجاری این گروه تروریستی مرتکب شده‌اند، واضح و روشن است. برای مثال، گردن زدن جیمز فولی و استیون ساتلوف و همچنین سوزاندن خلبان نیروی هوایی اردن، آشکارا توسط جند‌الخلافه، گروه الجزایری وابسته به داعش، منعکس شدند.

دیگر عناصر شکل‌دهنده بخشی از علامت تجاری داعش عبارتند از جایگزینی اصطلاح “ولایت” توسط گروه‌های تازه تأسیس وابسته به داعش به جای نام قدیمی خود و استفاده آنها از پرچم سیاه و سفید داعش. بنابراین، یک نام تجاری آشکار از داعش وجود دارد که به طور موثر تجاری شده است. سود برای امتیازدهنده (داعش) احساس حضور و قدرت و برای امتیازگیرنده حمایت از سوی یک سازمان قدرتمند بزرگ‌تر است.

امید به بازگرداندن قدرت دنیوی خلافت و تسلط بر مسلمانان، محصولی است که داعش ارائه می‌دهد. این محصول دو بخش اصلی دارد: بخش اجتماعی که با قوانین اجتماعی-مذهبی سخت و انعطاف‌ناپذیر و تدارک حکومت محلی نشان داده شده؛ و بخش سرکوب‌گر، چنانچه به وسیله تاکتیک‌های پیشرفته مبارزه و تحمل‌ناپذیری در برابر آنچه انحراف اعتقادی نشان داده شده است.

این امر مشخصاً یک محصول استانداردشده در صنعت تولید یا خدمات به معنای واقعی کلمه نیست. در واقع این دو بخش، استانداردسازی کامل را بسیار دشوار می‌سازند. تا به امروز مدارک اندکی حاکی از این امر که وابستگان به داعش، همچون شورای اسلامی جوانان درنا در لیبی و یا انصار بیت‌المقدس در مصر توانسته باشند استقرار حکومت اولیه و خدمات اجتماعی همچون آنچه داعش در مناطقی چون رقه و موصل انجام داده ترتیب دهند، مشاهده شده است.

ریسک تجارت در اینجا این است که اعطای حق امتیاز “ابزاری برای خشونت”، به جای آرمان ایدئولوژیکی – ژئوپولیتیکی، امکانات مقیاس‌گذاری را محدود می‌کند، چرا که بسیار رادیکال بوده و برای جذب تقاضای گسترده، یک‌طرفه است.

به لحاظ سوددهی متقابل، معامله بر این اساس است که داعش به عنوان امتیازدهنده از تصویر قوی تر – حتی اگر نه واقعی- از قدرت، نفوذ و میدان دید که امتیازگیرندگان به آن اعطاء می‌کنند، بهره می‌برد و در همین حال منافع محلی از مشارکت با نام تجاری داعش به امتیاز‌گیرندگان تعلق می‌گیرد. از دیگر مزایای متقابل حق امتیاز می‎تواند ایجاد یک جبهه متحد باشد که با وجود شکست‌های اجتناب‌ناپذیر، همچنان تقویت می‌گردد.

و در آخر، در یک حق امتیاز تجاری، کنترل مرکزی از طریق بیان جامعی از هدف مشترک، استانداردسازی دقیق محصول و نظارت بر توافق اعمال می‌شود. واضح است که نائل شدن به چنین سطحی از کنترل در حال حاضر برای داعش میسر نیست. با این حال ممکن است ادعا شود که داعش کنترل راهبردی هدف را به واسطه اولویت مبارزه علیه دشمنان نزدیک (حکومت‌های منطقه) و نه دشمنان دور (به عنوان مثال ایالات متحده آمریکا و صهیونیست‌ها) اعمال می‌کند. برخلاف حق امتیازهای سابق القاعده در اواسط دهه 2000، این امر به وحدت هدف بیشتری میان داعش و برنامه‌های داخلی گروه‌های محلی که امتیازگیرندگان بالقوه آن هستند، منجر می‌گردد.

علاوه بر این، مفسران ملاحظه کرده‌اند که چگونه به اشتراک گذاشتن تجربیات مبارزه و زندان، سطوح بالایی از انسجام اجتماعی را میان اعضای گروه‌های مختلف تروریستی ایجاد کرده است. هم‌چنین مدارک قابل توجهی حاکی از رجوع جهاد‌گران داعش از مناطقی همچون سوریه و عراق جهت تقویت گروه‌های تروریستی محلی وجود دارد. ارتباطات بین‌فردی با چنین ماهیتی، داعش را با اهرم‌های اضافی نفوذ بر امتیازگیرندگان خود، بدون رسیدن به کنترل کامل در مفهوم سلسله مراتبی مجهز می‌کند.

در مجموع، پاسخ‌های احتمالی به این چهار پرسش نشان می‌دهد که توسعه داعش فراتر از سوریه و عراق می‌تواند به عنوان یک راهبرد اعطای حق امتیاز به صورت ناقص در نظر گرفته شود. یک علامت تجاری مشخص که امتیازگیرندگان داعش می‌توانند از آن استفاده کنند، یک محصول تاحدی استانداردشده که می‌تواند به بازار عرضه گردد، انتظار سودآوری متقابل میان داعش و امتیازگیرندگان آن و یک مقیاس نسبتاً کم از کنترل راهبردی وجود دارد. بر این اساس می‌توان انتظار داشت که حق امتیازهای بیشتری در آینده‌ای نزدیک اعطا شود.

به دلیل فقدان یک راهبرد بین‌المللی کارآمد جهت توقف مناقشات، سوریه بازار مهمی برای داعش باقی خواهد ماند. تحقیقات اولیه نشان می‌دهند عواملی چون درجه فقدان دولت، ماهیت قبیله‌ای مناطق و فقدان رقابت قوی محلی در این رابطه ایفای نقش می‌کنند، اما این امر به بررسی بیشتر نیاز دارد.

از این رو شناسایی کشورها، مناطق یا شهرهایی که شرایط مساعد و مطلوبی برای ریشه گرفتن حق امتیازهای داعش دارد و بررسی این امر که کدام اقدام بین‌المللی یا داخلی می‌تواند به این شرایط بپردازد، گام مهم بعدی است.

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *