جدیدترین مطالب

پیمان مکه در بوته آزمایش؛ از «معمای بازدارندگی» تا «خطر برهم‌زنندگی امنیت»

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پیمان مکه که ۷ اوت ۲۰۲۶ میان عربستان، ترکیه و پاکستان امضا شد، بیش از آنکه پاسخی به خلأهای ژئوپلیتیک باشد، در عمل با «معمای بازدارندگی» و «تفاوت ادراک تهدید» روبه‌روست. در حالی که این پیمان نماد گذار به خوداتکایی منطقه‌ای است، اولین آزمون‌های میدانی و پیچیدگی‌های روابط با بازیگران منطقه‌ای، مفهوم واقعی آن را مشخص خواهد کرد.

تحلیلی بر توافق نفتی آمریکا و ونزوئلا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «روابط آمریکا و ونزوئلا از زمان برکناری نیکلاس مادورو در اوایل ژانویه و در جریان عملیات «عزم راسخ» همچنان در حال تغییر است. دونالد ترامپ از توافقی تاریخی برای بهره‌برداری از ذخایر نفت ونزوئلا خبر داده است. این توافق پیامدهای احتمالی برای آمریکا، ونزوئلا، آینده دلسی رودریگز، رئیس‌جمهور موقت، و بازیگرانی مانند چین خواهد داشت.»

سفر شی به واشنگتن؛ تغییر در موازنه قدرت

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سفر قریب‌الوقوع شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، به واشنگتن برای دیدار با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در تاریخ ۲۴ سپتامبر، در مقطعی حساس از ژئوپلیتیک جهانی صورت می‌گیرد. این دیدار فراتر از یک تعامل دوجانبه، می‌تواند تحلیلی درباره تغییر توازن نفوذ دیپلماتیک میان دو اقتصاد بزرگ جهان را به ما ارائه دهد.»

تحلیلی بر پیمان مکه و نگرانی در هند

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «توافق امنیتی سه‌جانبه میان عربستان، ترکیه و پاکستان، موسوم به پیمان مکه، نگرانی‌هایی را در هند برانگیخته است. اگرچه مفاد این پیمان هنوز علنی نشده، برخی تحلیل‌های سطحی آن را «ناتوی اسلامی» نامیده‌اند؛ به این معنا که حمله به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد. با این حال، چنین برداشتی بعید به نظر می‌رسد، زیرا سه کشور انگیزه‌های متفاوتی برای ایجاد این ائتلاف و نیز قابلیت‌هایی متفاوت دارند.»

تحلیلی بر چشم انداز راهبردی و دغدغه‌های توسعه صنایع فناوری پیشرفته در چین در حال حاضر

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در صنایع فناوری پیشرفته مانند رباتیک، هوافضای تجاری و هوش مصنوعی، توجه عمومی در چین بیشتر بر پیشرفت فناوری و اجرای پروژه‌ها متمرکز است. رقابت میان مناطق نیز عمدتا بر سر این است که کدام منطقه پروژه‌ها را سریع‌تر اجرا می‌کند، مقیاس صنعتی بزرگ‌تری دارد و سناریوهای کاربردی بیشتری ایجاد می‌کند.»

اهمیت و پیامدهای راهبردی تحرکات مهم انصارالله در سواحل غربی یمن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: عملیات برق‌آسا و پیشروی‌های غافلگیرکننده اخیر انصارالله در سواحل غربی یمن، معادلات جنگ این کشور و تحولات غرب آسیا را به‌سرعت دگرگون کرده و محاسبات عربستان سعودی، آمریکا، غرب و رژیم صهیونیستی را با چالش مواجه کرده است.

آمریکا در چنگ رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بیست سال پیش، صرفا اذعان به وجود لابی اسرائیل می‌توانست یک پژوهشگر را به یهودستیزی متهم کند. اما امروز، به نوشته الی کلیفتون و یان لوستیک در کتاب «لابی اسرائیل: آمریکا در چنگ یک قدرت خارجی»، نفوذ این لابی به موضوعی انکارناپذیر در سیاست آمریکا تبدیل شده است. به گفته نویسندگان، این لابی نه‌تنها سیاست واشنگتن را منحرف کرده، بلکه روند افراطی‌شدن ایدئولوژیک خود اسرائیل را تسریع کرده و اکنون آزادی‌های مدنی آمریکایی‌ها را نیز تهدید می‌کند.»

Loading

أحدث المقالات

پیمان مکه در بوته آزمایش؛ از «معمای بازدارندگی» تا «خطر برهم‌زنندگی امنیت»

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پیمان مکه که ۷ اوت ۲۰۲۶ میان عربستان، ترکیه و پاکستان امضا شد، بیش از آنکه پاسخی به خلأهای ژئوپلیتیک باشد، در عمل با «معمای بازدارندگی» و «تفاوت ادراک تهدید» روبه‌روست. در حالی که این پیمان نماد گذار به خوداتکایی منطقه‌ای است، اولین آزمون‌های میدانی و پیچیدگی‌های روابط با بازیگران منطقه‌ای، مفهوم واقعی آن را مشخص خواهد کرد.

تحلیلی بر توافق نفتی آمریکا و ونزوئلا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «روابط آمریکا و ونزوئلا از زمان برکناری نیکلاس مادورو در اوایل ژانویه و در جریان عملیات «عزم راسخ» همچنان در حال تغییر است. دونالد ترامپ از توافقی تاریخی برای بهره‌برداری از ذخایر نفت ونزوئلا خبر داده است. این توافق پیامدهای احتمالی برای آمریکا، ونزوئلا، آینده دلسی رودریگز، رئیس‌جمهور موقت، و بازیگرانی مانند چین خواهد داشت.»

سفر شی به واشنگتن؛ تغییر در موازنه قدرت

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سفر قریب‌الوقوع شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، به واشنگتن برای دیدار با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در تاریخ ۲۴ سپتامبر، در مقطعی حساس از ژئوپلیتیک جهانی صورت می‌گیرد. این دیدار فراتر از یک تعامل دوجانبه، می‌تواند تحلیلی درباره تغییر توازن نفوذ دیپلماتیک میان دو اقتصاد بزرگ جهان را به ما ارائه دهد.»

تحلیلی بر پیمان مکه و نگرانی در هند

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «توافق امنیتی سه‌جانبه میان عربستان، ترکیه و پاکستان، موسوم به پیمان مکه، نگرانی‌هایی را در هند برانگیخته است. اگرچه مفاد این پیمان هنوز علنی نشده، برخی تحلیل‌های سطحی آن را «ناتوی اسلامی» نامیده‌اند؛ به این معنا که حمله به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد. با این حال، چنین برداشتی بعید به نظر می‌رسد، زیرا سه کشور انگیزه‌های متفاوتی برای ایجاد این ائتلاف و نیز قابلیت‌هایی متفاوت دارند.»

تحلیلی بر چشم انداز راهبردی و دغدغه‌های توسعه صنایع فناوری پیشرفته در چین در حال حاضر

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در صنایع فناوری پیشرفته مانند رباتیک، هوافضای تجاری و هوش مصنوعی، توجه عمومی در چین بیشتر بر پیشرفت فناوری و اجرای پروژه‌ها متمرکز است. رقابت میان مناطق نیز عمدتا بر سر این است که کدام منطقه پروژه‌ها را سریع‌تر اجرا می‌کند، مقیاس صنعتی بزرگ‌تری دارد و سناریوهای کاربردی بیشتری ایجاد می‌کند.»

اهمیت و پیامدهای راهبردی تحرکات مهم انصارالله در سواحل غربی یمن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: عملیات برق‌آسا و پیشروی‌های غافلگیرکننده اخیر انصارالله در سواحل غربی یمن، معادلات جنگ این کشور و تحولات غرب آسیا را به‌سرعت دگرگون کرده و محاسبات عربستان سعودی، آمریکا، غرب و رژیم صهیونیستی را با چالش مواجه کرده است.

آمریکا در چنگ رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بیست سال پیش، صرفا اذعان به وجود لابی اسرائیل می‌توانست یک پژوهشگر را به یهودستیزی متهم کند. اما امروز، به نوشته الی کلیفتون و یان لوستیک در کتاب «لابی اسرائیل: آمریکا در چنگ یک قدرت خارجی»، نفوذ این لابی به موضوعی انکارناپذیر در سیاست آمریکا تبدیل شده است. به گفته نویسندگان، این لابی نه‌تنها سیاست واشنگتن را منحرف کرده، بلکه روند افراطی‌شدن ایدئولوژیک خود اسرائیل را تسریع کرده و اکنون آزادی‌های مدنی آمریکایی‌ها را نیز تهدید می‌کند.»

Loading

بازدارندگی و تجدیدنظرطلبی قدرت‌های بزرگ

۱۳۹۸/۰۴/۰۳ | موضوعات

شورا آنلاین – ترجمه: این مقاله به راهکارهایی می‌پردازد که آمریکا باید در مواجهه با دولت‌های تجدیدنظرطلبی همچون روسیه و چین اتخاد کند.

تام رایت در مقاله‌ای که اندیشکده جرمن مارشال فاند آمریکا به چاپ رساند، نوشت: تنش های فزاینده میان روسیه و غرب از یک سو و چین و آمریکا از سویی دیگر، فراتر از رقابت منافع در اوکراین یا جزایر غیرمسکونی در چین رفته است. رقابت ها اکنون بر سر این است که آیا چین و روسیه می توانند در همسایگی خود حوزه نفوذی به دست آورند یا خیر.

تقریباً ربع قرنی است که آمریکا صراحتاً بیان کرده که مخالف بازگشت به شکلی از حوزه های نفوذ است که در زمان جنگ سرد یا پیش از آن وجود داشت. جان کری در سال 2013 به طور رسمی دکترین مونرو را تکرار کرد و اعلام داشت که روسای جمهور آمریکا بر اروپای آزاد و یکپارچه و این اصل تاکید داشته اند که تصمیم گیری دولت ها در روابط خارجی با خودشان است.

در هر حال، وقتی که قدرت های بزرگ تلاشی برای بازسازی حوزه نفوذ ندارند، مخالفت با بازگشت به آن ساده است. اکنون روسیه با توسل به جنگ، در تلاش برای بازپس‌گیری سرزمین‌هایی در اروپاست و چین در دریا ادعاهای سرزمینی دارد. از آنجا که دو کشور بازیگران مختلفی هستند، گسترش قلمرو از سوی آنها، آمریکا را با مشکل مواجه کرده است. آمریکا، تاکنون برای نشان دادن مخالفتش در مورد اروپا، برای روسیه هزینه ایجاد کرده، اما مانعش نشده و در آسیا مذاکرات مربوط به دریا را آغاز نموده، اما جلوی چین را نگرفته است.

 

مزایای راهبرد تجدیدنظر طلبی

دولت های تجدیدنظر طلب، معمولا در پی منافع غیرحیاتی رقیب های قدرتمند خود می روند. وقتی یک دولت قدرتمند منافع حیاتی شما را تهدید می‌کند، روشن است که باید عقب کشید. اما چه اقدامی مناسب‌تر است وقتی اقدام‌ها مربوط به اموری باشد که کمتر کسی بدان فکر کرده یا شنیده باشد؟

اصطلاح منافع غیرحیاتی ممکن است گمراه‌کننده باشد، اما به معنی راهکارهایی است که یک دولت منافع خود را از آن طریق عمیقاً افزایش می‌دهد. برای مثال، انضمام و هجوم، نقض شدید صلح است و آمریکا را تهدید می کند. اگرچه، انضمام چند صخره و قسمتی از یک سرزمین اهمیت راهبردی کمتری دارد، اما در کل می تواند منافع بیشتری را به همراه آورد.

این واقعیت که هیچ معاهده ای با این اقدامات نقض نشده و سرزمین هم اهمیت کمی دارد، سبب اهمیت بحران می شود. کم اهمیتی راهبردی سرزمین مورد بحث در نظر دولت های قدرتمند برای آغاز جنگ، هزینه ای نامتناسب به نظر می رسد. این برای قدرت تجدیدنظر طلب مزیت بزرگی است و تا زمانی می تواند از آن بهره‌برداری کند که از حدود خود تجاوز نکرده باشد. اگر قدرت تجدیدنظرطلب باهوش باشد از میان منافع غیرحیاتی سرزمین را انتخاب می کند، چون برخلاف کشورهای کوچکی که طعمه آنها می‌شوند، برای دولت‌های قدرتمند ارزش راهبردی کمی دارد.

خطر توسل به شیوه نظامی با تدبیر دیگری می‌تواند کاهش یابد و آن این است که به جای تجاوز آشکار از دیپلماسی اشاره، به وضعیت اسفناک اتباع خود در خارج از مرزهای کشور متبوع یا استفاده از دارایی های غیرنظامی استفاده کنند. بدین ترتیب، با پیچیده کردن وضعیت حمایت داخلی و بین المللی امکان اتخاذ  واکنش های قوی را از میان می برند.

 

بازنگری و  نادیده گرفتن سازش

انگلستان تا پیش از سال 1938 به سازش یا دلجویی در سیاست های خود به دیده مثبتی می نگریست و فرض اولیه این سیاست بر آن قرار می گرفت که تا زمانی که منافع ملی آسیب زیادی ندیده اند، حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بیشتر از جنگ به نفع بریتانیاست.

پیچیدگی تجدیدنظرخواهی تا حدی است که تا حد زیادی عامل احیای سازش می شود و شکل تلاش های دیپلماتیکی را خواهد گرفت که نفوذ بیشتر دولت های تجدیدنظر خواه را در مقابل برخی همکاری ها یا محدودیت هایی تسهیل می کند.

با این حال، سازش ایده مناسبی به نظر نمی رسد. تنها جایی که حقیقتاً سازش کارآمد بوده، دلجویی بریتانیا از آمریکا در قرن نوزدهم است که کارایی آن هم دلایل خاصی داشت. امتیازات زیادی نصیب آمریکا شد و بریتانیا را از نیمکره غربی بیرون راند. پایان کار به آن دلیل رضایت‌آمیز بود که آمریکا در راستای منافع بلندمدت بریتانیا عمل کرد، به خصوص زمانی که به نفع بریتانیا وارد دو جنگ جهانی شد.

در مورد روسیه و چین هم بسیاری بر این باورند که آنها همانند آمریکا که منافع بلندمدت بریتانیا را تضمین کرد، از منافع بلندمدت آمریکا محافظت کرده اند. با این حال، شاید امیدی باشد که روسیه یا چین دموکراتیک قواعد نظم بین‌المللی را محترم شمرند، ولی از روسیه یا چین فعلی چنین انتظاری نمی رود. در عوض آنها به دنبال منافع خود حتی به صورت تدریجی، در پی از میان بردن نظم اروپا و آسیا هستند.

دومین دلیلی که سازش راهکار نخواهد بود، زندگی در جهان پسا – استعماری است. بریتانیایی ها به دنبال سازش بودند چون رژیم‌شان امپراتوری و دنیا نیز به دست امپراتوری ها بود. آنها اموالی داشتند که می توانست از میان برود و احساس پشیمانی اندکی می کردند که ایالات مرکزی و شرقی اروپا را بفروشند.

اما ما در عصر پسا – امپراتوری زندگی می کنیم. آمریکا نظم را به آن جهتی می برد که این کشور را در یک موقعیت ویژه قرار می دهد. آمریکا در این نظم نمی‌تواند به همراه رقبایش آینده کشورهای مستقل را بنگارد.

 

آینده بازدارندگی

اگر سازش راه حل نیست، پس آمریکا و متحدانش چگونه باید جلوی دولت های تجدید نظر طلب را بگیرند؟ تا زمانی که آنها اهداف و وسائل خود را با دقت انتخاب می کنند، پاسخ ساده نیست. با این حال گام هایی هست که می توان برداشت.

نخست، توضیح درباره اعمال تجدیدنظر طلبانه: تجاوز سرزمینی را نباید بی اهمیت جلوه داد یا از آن رد شد. باید توضیح داد که چرا آن یک نقض شدید نظم بین المللی است حتی وقتی منافع غیرحیاتی مورد بحث هستند.

دوم، با اقدامات ممانعتی باید بازدارندگی را تقویت کرد: آمریکا باید ظرفیت دفاع را در کشورهای آسیب پذیر با آموزش و تجهیزشان برای مقابله با جنگ های نامتعارف بالا ببرد و قابلیت تهاجمی کشورهای تجدیدنظر طلب را کاهش  دهد.

سوم، ‌تقویت نظم بین المللی و منطقه ای: آمریکا مخالفت با تجاوز سرزمینی را اصل سیاست خارجی قرار دهد و راه حل‌های قانونی و دیپلماتیک برای مقابله با آن را تقویت کند. یعنی کشورهای اروپایی را تحت فشار قرار دهد که از فیلیپین برای اقامه دعوی علیه چین حمایت کنند و برزیل، چین، هند و آفریقای جنوبی را تحت فشار بگذارد تا انضمام کریمه به روسیه را محکوم کنند.

چهارم، هزینه‌ی زیادی برای تجاوز سرزمینی ایجاد کند. آمریکا باید به رقبای خود به وضوح نشان دهد که تجاوز سرزمینی سبب اتخاذ راهبرد مهار خواهد شد.

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *