جدیدترین مطالب
نگاهی به روابط دفاعی اتحادیه اروپا-آمریکا
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «روابط امنیتی و دفاعی اتحادیه اروپا و آمریکا از دیرباز نقشی محوری در امنیت اروپا داشته است. واشنگتن از طریق ناتو، قابلیتهای نظامی کلیدی و تضمینهای امنیتی، بهویژه در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی (ISR)، فرماندهی و کنترل، سوخترسانی هوایی، ترابری راهبردی هوایی و حملات دوربرد، در اختیار اروپا قرار داده است.»
اصلاح نظم جهانی با تقویت نقش کشورهای جنوب
شورای راهبردی آنلاین-رصد: تحولات در نظم جهانی، فرصتها و چالشهایی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد میکند. نهادهایی که برای مدیریت روابط بینالملل در رابطه با امور مالی، امنیت، تجارت و دیپلماسی پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند، هنوز هم کارآمد و مرتبط هستند اما ساختارهای اساسی آنها دیگر با توزیع جدید قدرت سازگار نیستند. با این حال، طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه از نظر اقتصادی قدرتمندتر شدهاند، نفوذ بیشتری در روابط بینالملل کسب کردهاند و میتوانند شبکههای جدیدی از همکاری ایجاد کنند. این تحولات فرصتی را برای ایجاد نهادهایی با نمایندگی بیشتر و موثرتر از آنچه امروز هستند، ایجاد میکند. با این حال، این امر مستلزم همکاری، غلبه بر خطوط تقسیم داخلی و حمایت از کشورهای کمدرآمد است.»
أحدث المقالات
نگاهی به روابط دفاعی اتحادیه اروپا-آمریکا
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «روابط امنیتی و دفاعی اتحادیه اروپا و آمریکا از دیرباز نقشی محوری در امنیت اروپا داشته است. واشنگتن از طریق ناتو، قابلیتهای نظامی کلیدی و تضمینهای امنیتی، بهویژه در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی (ISR)، فرماندهی و کنترل، سوخترسانی هوایی، ترابری راهبردی هوایی و حملات دوربرد، در اختیار اروپا قرار داده است.»
اصلاح نظم جهانی با تقویت نقش کشورهای جنوب
شورای راهبردی آنلاین-رصد: تحولات در نظم جهانی، فرصتها و چالشهایی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد میکند. نهادهایی که برای مدیریت روابط بینالملل در رابطه با امور مالی، امنیت، تجارت و دیپلماسی پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند، هنوز هم کارآمد و مرتبط هستند اما ساختارهای اساسی آنها دیگر با توزیع جدید قدرت سازگار نیستند. با این حال، طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه از نظر اقتصادی قدرتمندتر شدهاند، نفوذ بیشتری در روابط بینالملل کسب کردهاند و میتوانند شبکههای جدیدی از همکاری ایجاد کنند. این تحولات فرصتی را برای ایجاد نهادهایی با نمایندگی بیشتر و موثرتر از آنچه امروز هستند، ایجاد میکند. با این حال، این امر مستلزم همکاری، غلبه بر خطوط تقسیم داخلی و حمایت از کشورهای کمدرآمد است.»
الزام پذیرش خیزش اقتصادی چین توسط آمریکا

یوکن هوآنگ در تحلیلی که اندیشکده کارنگی آمریکا منتشر کرد، نوشت: جبهه انتخاباتی گسترده حمله به چین در رقابت ریاست جمهوری آمریکا که دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور این کشور به راه انداخته، جذبه و کشش دارد، زیرا از حمایت گسترده مردمی در ایالاتمتحده برای قطع روابط با چین برخوردار است. این وضعیت، رقابت میان ترامپ و جو بایدن، نامزد دموکراتها را که رویکرد سختتری در قبال پکن خواهد داشت، تشدید کرده است.
البته ترک روابط گزینه واقعگرایانهای نیست، زیرا هزینههای آن برای هر دو طرف بهشدت بالاست، اما مسیری که به نتایج بهتری منجر شود، بهشدت صعبالعبور و نیازمند مصالحههایی است که برخلاف علایق ذاتی رهبران کنونی هر دو کشور است. ایالاتمتحده مجبور به پذیرش خیزش چین و تغییر بنیادین در روابط میان ابرقدرتها خواهد بود و چین هم باید رفتار و جاهطلبیهای خود را تعدیل کند.
از منظر آمریکا هرگونه تغییر در روابط احتمالاً باید تا پس از مشخص شدن نتیجه انتخابات به تعویق بیفتد، چراکه همانطور که روزنامه نیویورکتایمز نوشته و اعلام شده است، «دولت ترامپ قصد دارد میراثی ماندگار از خود برای تخریب روابط دو کشور بهجا بگذارد». در همین حال تغییر در رویه پکن نیازمند آن است که رئیسجمهور این کشور به بازاندیشی در خصوص این موضوع بپردازد که آیا چشماندازی که برای چین ترسیم کرده است، حاصل شده یا خیر. درصورتیکه مبنایی برای ایجاد رابطه سازندهتر به وجود بیاید احتمال دارد که ناشی از وابستگی چین به یک نظام چندجانبه متکی بر قانون باشد، زیرا این کشور قصد دارد به ابرقدرتی برخورداری از رفاه بیشتر و مبتکر تبدیل شود. با شناسایی نیازهای چین است که ایالاتمتحده میتواند راهبرد جدیدی برای تعامل با این کشور در جهت منافع دو طرف پایهریزی کند.
ترامپ سیاست آمریکا در قبال چین را به فراتر از مهار و به سوی رقابت خصمانه و عدم رابطه سوق داده است
دلیل وخامت سریع روابط آمریکا و چین، کمتر به اختلافات تاریخی در نظامهای سیاسی و ایدئولوژی دو طرف و بیشتر به مشابهت در امیال و آرزوهای رهبران واشنگتن و پکن برمیگردد. هر دو با دستور کار قدرتمند پوپولیستی بر سرکار آمدند و نماد آنها، «اول آمریکا» ی ترامپ و «رؤیای چینی» شی جین پینگ است. پایگاه سیاسی ترامپ عمدتاً در مناطق روستایی و طبقه کارگری سفیدپوست است که احساس میکند ازنظر اقتصادی نادیده گرفتهشده و جهانیسازی را مترادف با از دست دادن شغل به بهای روابط خارجی میانگارد. هواداران شی هم کارگرانی خستگیناپذیر و حزب کمونیست هستند که از هر فرصتی برای طرح دوباره ادعای وضعیت ابرقدرتی برای چین استقبال میکنند. مواجهه این دو هدف زمینهساز درگیری و نه تعامل است.
نماد رویارویی رهبران واشنگتن و پکن: “اول امریکا”ی ترامپ و”رویای چینی” شی جین پینگ
اقدامات ترامپ اصول نظام بینالملل مبتنی بر همپیمانیهای راهبردی و رفتارهای مبتنی بر همکاری را تحلیل برده است. فرض او مبنی بر اینکه ژئوپلیتیک، بازی با حاصل جمع صفر است، سیاست آمریکا در قبال چین را به فراتر از مهار و بهسوی رقابت خصمانه و عدم رابطه سوق داده است.
پکن همچنان استدلال میکند که صرفاً در حال واکنش به اقدامات تحریکآمیز دیگران است. ابتکارات اخیر سیاست خارجی چین و دیپلماسی «گرگ جنگجو» که بهعنوان سبک خصمانه جدید تعامل بینالمللی چین توصیف شده، بهانه دست تندروهای آمریکا داده است.
چالش برای هرکسی که در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیروز شود با تغییر گرایشها در خصوص رقابت بین ابرقدرتها آغاز خواهد شد. این امر نیازمند گامهای جسورانه برای تعدیل تنشها است. بسیاری از اختلافات را نمیتوان بهسادگی حلوفصل کرد، اما اقداماتی هست که میتوان با یک چرخش قلم انجام و فضای تعامل را تغییر داد.
رویکردی سهجانبه ممکن است با بیانیه مشترک آمریکا و چین که تلاش هماهنگ برای مقابله با کرونا و تقویت سازمان بهداشت جهانی را مورد تائید قرار دهد، آغاز شود. پسازاین بیانیه، برای مقابله با رکود جهانی هم میتوان همه موارد جنگ تجاری را به حال تعلیق درآورد. این اقدام شامل بازسازی سازمان تجارت جهانی خواهد بود. کاهش تنشها در دریای جنوبی چین نیز شعبه سوم این رویکرد خواهد بود. نیاز است که چین این پیام را ارسال کند که علاقهمند است و بهعنوان همسایه صلحجو و نه متخاصم در پیگیری ادعای سرزمینی خود شناخته شود.
0 Comments