جدیدترین مطالب
تحلیلی بر پیمان مکه و امنیت انرژی هند
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «توافق امنیتی سهجانبه میان عربستان، ترکیه و پاکستان، موسوم به پیمان مکه، نگرانیهایی را در هند برانگیخته است. اگرچه مفاد این پیمان هنوز علنی نشده، برخی تحلیلهای سطحی آن را «ناتوی اسلامی» نامیدهاند؛ به این معنا که حمله به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد. با این حال، چنین برداشتی بعید به نظر میرسد، زیرا سه کشور انگیزههای متفاوتی برای ایجاد این ائتلاف و نیز قابلیتهایی متفاوت دارند.»
تحلیلی بر چشم انداز راهبردی و دغدغههای توسعه صنایع فناوری پیشرفته در چین در حال حاضر
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در صنایع فناوری پیشرفته مانند رباتیک، هوافضای تجاری و هوش مصنوعی، توجه عمومی در چین بیشتر بر پیشرفت فناوری و اجرای پروژهها متمرکز است. رقابت میان مناطق نیز عمدتا بر سر این است که کدام منطقه پروژهها را سریعتر اجرا میکند، مقیاس صنعتی بزرگتری دارد و سناریوهای کاربردی بیشتری ایجاد میکند.»
آمریکا در چنگ رژیم صهیونیستی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بیست سال پیش، صرفا اذعان به وجود لابی اسرائیل میتوانست یک پژوهشگر را به یهودستیزی متهم کند. اما امروز، به نوشته الی کلیفتون و یان لوستیک در کتاب «لابی اسرائیل: آمریکا در چنگ یک قدرت خارجی»، نفوذ این لابی به موضوعی انکارناپذیر در سیاست آمریکا تبدیل شده است. به گفته نویسندگان، این لابی نهتنها سیاست واشنگتن را منحرف کرده، بلکه روند افراطیشدن ایدئولوژیک خود اسرائیل را تسریع کرده و اکنون آزادیهای مدنی آمریکاییها را نیز تهدید میکند.»
أحدث المقالات
تحلیلی بر پیمان مکه و امنیت انرژی هند
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «توافق امنیتی سهجانبه میان عربستان، ترکیه و پاکستان، موسوم به پیمان مکه، نگرانیهایی را در هند برانگیخته است. اگرچه مفاد این پیمان هنوز علنی نشده، برخی تحلیلهای سطحی آن را «ناتوی اسلامی» نامیدهاند؛ به این معنا که حمله به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد. با این حال، چنین برداشتی بعید به نظر میرسد، زیرا سه کشور انگیزههای متفاوتی برای ایجاد این ائتلاف و نیز قابلیتهایی متفاوت دارند.»
تحلیلی بر چشم انداز راهبردی و دغدغههای توسعه صنایع فناوری پیشرفته در چین در حال حاضر
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در صنایع فناوری پیشرفته مانند رباتیک، هوافضای تجاری و هوش مصنوعی، توجه عمومی در چین بیشتر بر پیشرفت فناوری و اجرای پروژهها متمرکز است. رقابت میان مناطق نیز عمدتا بر سر این است که کدام منطقه پروژهها را سریعتر اجرا میکند، مقیاس صنعتی بزرگتری دارد و سناریوهای کاربردی بیشتری ایجاد میکند.»
آمریکا در چنگ رژیم صهیونیستی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بیست سال پیش، صرفا اذعان به وجود لابی اسرائیل میتوانست یک پژوهشگر را به یهودستیزی متهم کند. اما امروز، به نوشته الی کلیفتون و یان لوستیک در کتاب «لابی اسرائیل: آمریکا در چنگ یک قدرت خارجی»، نفوذ این لابی به موضوعی انکارناپذیر در سیاست آمریکا تبدیل شده است. به گفته نویسندگان، این لابی نهتنها سیاست واشنگتن را منحرف کرده، بلکه روند افراطیشدن ایدئولوژیک خود اسرائیل را تسریع کرده و اکنون آزادیهای مدنی آمریکاییها را نیز تهدید میکند.»
دلایل اجتناب آمریکا از ورود به درگیری با انصارالله یمن

حمید خوشآیند – کارشناس مسائل منطقه
در هفتههای اخیر، نیروهای انصارالله یمن با پیشروی سریع، کنترل بندر موکا و جزیره میون را به دست گرفتند و عملاً بر تنگه بابالمندب مسلط شدند. بنا بر گزارشهای منتشرشده، ولیعهد عربستان دو بار با کاخ سفید تماس گرفت؛ ابتدا برای اطلاعرسانی درباره سقوط موکا و سپس برای اعمال فشار جهت انجام حملات هوایی آمریکا، اما ترامپ آن را رد کرد.
سؤالی که مطرح میشود، این است که چرا آمریکا که مدعی داشتن قدرتمندترین ارتش جهان است، از رویارویی مستقیم با مقاومت یمن اجتناب میکند؟ پاسخ را باید در همپوشانی چند عامل راهبردی، سیاسی، نظامی، اقتصادی و منطقهای جستوجو کرد. شرایط میدانی، تحولات بهشدت پیچیده منطقه، ملاحظات اقتصادی داخلی آمریکا و کاهش ذخایر تسلیحاتی و عوامل متعدد دیگر، در شرایط کنونی به واشنگتن اجازه نمیدهند وارد درگیری مستقیم با مقاومت یمن شود.
مشکلات درگیری در دو جبهه
نخستین و شاید مهمترین دلیل، محدودیت منابع نظامی آمریکا در نتیجه جنگ با ایران است. در سپتامبر ۲۰۲۶، درگیری آمریکا و ایران وارد ماه هفتم خود شده و تنگه هرمز، شریان حیاتی حدود یکپنجم نفت جهان، همچنان مسدود یا بهشدت ناامن شده است. واشنگتن بخش بزرگی از توان نظامی هوایی و دریایی خود را در خلیجفارس متمرکز کرده است.
در چنین شرایطی، گشودن جبهه دوم در دریای سرخ به این معناست که آمریکا باید همزمان دو گلوگاه انرژی جهان را تحت مراقبت قرار دهد؛ کاری که عملاً از توان عملیاتی و لجستیکی آن خارج است. ترامپ بهصراحت اولویت خود را حفظ توان برای مهار ایران اعلام کرده و حاضر نشده است داراییهای محدود خود را در یمن به کار گیرد.
بنبست سیاسی داخلی
عامل دوم، انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶ است. انصارالله با کنترل بابالمندب و تسلط بر کشتیرانی در دریای سرخ، قیمت جهانی نفت را به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده و این مسئله باعث افزایش دوباره قیمت بنزین در آمریکا شده است. این وضعیت برای جمهوریخواهان در آستانه انتخابات، روندی خطرناک ایجاد کرده است.
از یک سو، اگر آمریکا مستقیماً وارد جنگ شود، خطر تلفات نظامی موج ضدجنگ را در داخل تقویت میکند. ازسویدیگر، اگر انصارالله بابالمندب را کاملاً ببندد، حدود ۷ درصد نفت و ۱۲ درصد تجارت جهانی مختل میشود و قیمتها باز هم افزایش مییابد.
ترامپ میخواهد پیش از انتخابات، وضعیت را مدیریت کند، نه اینکه با یک جنگ جدید، شانس جمهوریخواهان را کاهش دهد. او حتی گفته است انتظار دارد جنگ با ایران پس از انتخابات میاندورهای پایان یابد؛ بنابراین، منطق سیاسی او بر جلوگیری از هرگونه تشدید تنش پیش از رأیگیری استوار است. علاوه بر این، تورم، کسری بودجه، خستگی افکار عمومی از جنگهای طولانی و نگرانی از جهش دوباره قیمت انرژی، فضای سیاسی آمریکا را برای ماجراجویی نظامی جدید محدود میکند.
برتری نامتقارن انصارالله
سومین دلیل، تجربه ناموفق حملات هوایی پیشین علیه انصارالله است. بمبارانهای سال ۲۰۲۴ نشان داد که مهار انصارالله عملاً غیرممکن است. بدون نیروی زمینی که بهکارگیری آن نیز با هزینه، پیامد و پیچیدگیهای زیادی همراه است، حملات هوایی فقط هزینه تحمیل میکنند و قلمروی ازدسترفته را بازنمیگردانند.
انصارالله همچنین بارها به سمت ناوهای آمریکایی موشک ضد کشتی شلیک کرده و توانسته است بخشی از توجه و منابع نیروی دریایی آمریکا را به خود مشغول کند. مقاومت یمن در سالهای جنگ، به یک نیروی نامتقارن کارآمد تبدیل شده است که میتواند با هزینه کم، دشمن را درگیر کند.
پیچیدگی حمایت ایران از مقاومت یمن
چهارمین عامل، پیچیدگی رابطه ایران و مقاومت یمن است. اگرچه حمایت و پشتیبانی از انصارالله و مقاومت یمن جزو راهبردهای ثابت جمهوری اسلامی ایران است، لیکن انصارالله اهداف، اولویتها و تصمیمگیری مستقل خود را دارد؛ بنابراین، نه میتوان انصارالله را ابزاری کنترلشده از سوی ایران دانست و نه میتوان انتظار داشت که فشار بر تهران به طور خودکار تهدید انصارالله را برطرف کند.
به همین ترتیب، ضربهزدن به انصارالله نیز لزوماً محاسبات تهران را تغییر نمیدهد. این عدم تقارن، معادله را برای همه طرفها مبهم و پرمخاطره میکند. از یک سو، توجه و منابع بازیگران منطقهای و بینالمللی در دو گلوگاه حساس انرژی، یعنی هرمز و بابالمندب، پراکنده میشود و ازسویدیگر، هیچ طرفی نمیتواند مطمئن باشد که یک اقدام نظامی به همان جبهه محدود میماند.
در چنین شرایطی، ورود مستقیم آمریکا به درگیری با انصارالله میتواند به گسترش بیثباتی، افزایش هزینههای اقتصادی جهانی و گشوده شدن جبههای تازه در بحبوحه محدودیتهای تسلیحاتی و اقتصادی واشنگتن منجر شود؛ بنابراین، اجتناب از درگیری مستقیم، بازتابدهنده پیچیدگی میدانی و منطقهای و نبود تضمین برای کنترل پیامدهای آن است.
درهرحال، واقعیت این است که همپوشانی شرایط میدانی نامتوازن، تحولات بهشدت پیچیده منطقه، ملاحظات اقتصادی داخلی آمریکا و کاهش ذخایر تسلیحاتی، در حال حاضر به آمریکا اجازه نمیدهد اقدام به درگیری مستقیم با مقاومت یمن کند؛ بنابراین، محتملترین مسیر واشنگتن، ادامه مدیریت بحران از طریق ابزارهای غیرمستقیم، اجتناب از گشودن جبهه دوم و تلاش برای جلوگیری از گسترش تنش به دو تنگه حیاتی انرژی خواهد بود.
0 Comments