جدیدترین مطالب
معضل ژئوپلیتیک پیش روی ریاست هند بر بریکس در سال ۲۰۲۶
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در جهانی چندپاره و گرفتار بحرانهای چندگانه، بریکس با آزمونی جدی برای یکپارچه کردن اعضای جدید، پرهیز از تبدیل شدن به یک بلوکی در تقابل با دیگر بلوکها و ایجاد اجماع درباره مهمترین مسائل پیش روی جهان مواجه است. ریاست هند بر بریکس در سال ۲۰۲۶ با شعار «حرکت در مسیرتابآوری، نوآوری، همکاری و پایداری» میتواند آینده این گروه را بهعنوان یک پلتفرم مهم برای جهان در حال توسعه شکل دهد.»
آینده پایگاه نظامی روسیه در ارمنستان در هالهای از ابهام
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پایگاه نظامی ۴۰۰۰ نفره روسیه در گیومری، ارمنستان، هم در روابط میان دو کشور و هم در داخل هر یک از آنها، موضوعی بحثبرانگیز است. از یک سو، نیکول پاشینیان میگوید این پایگاه برای امنیت ارمنستان «ضروری و حیاتی» نیست و ولادیمیر پوتین در پاسخ میگوید «اگر ارمنستان معتقد است که این پایگاه مورد نیاز نیست، روسیه همین فردا آنجا را ترک خواهد کرد»؛ از سوی دیگر، نیروهای قدرتمندی در هر دو کشور با تعطیلی این پایگاه مخالفند.»
أحدث المقالات
معضل ژئوپلیتیک پیش روی ریاست هند بر بریکس در سال ۲۰۲۶
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در جهانی چندپاره و گرفتار بحرانهای چندگانه، بریکس با آزمونی جدی برای یکپارچه کردن اعضای جدید، پرهیز از تبدیل شدن به یک بلوکی در تقابل با دیگر بلوکها و ایجاد اجماع درباره مهمترین مسائل پیش روی جهان مواجه است. ریاست هند بر بریکس در سال ۲۰۲۶ با شعار «حرکت در مسیرتابآوری، نوآوری، همکاری و پایداری» میتواند آینده این گروه را بهعنوان یک پلتفرم مهم برای جهان در حال توسعه شکل دهد.»
آینده پایگاه نظامی روسیه در ارمنستان در هالهای از ابهام
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پایگاه نظامی ۴۰۰۰ نفره روسیه در گیومری، ارمنستان، هم در روابط میان دو کشور و هم در داخل هر یک از آنها، موضوعی بحثبرانگیز است. از یک سو، نیکول پاشینیان میگوید این پایگاه برای امنیت ارمنستان «ضروری و حیاتی» نیست و ولادیمیر پوتین در پاسخ میگوید «اگر ارمنستان معتقد است که این پایگاه مورد نیاز نیست، روسیه همین فردا آنجا را ترک خواهد کرد»؛ از سوی دیگر، نیروهای قدرتمندی در هر دو کشور با تعطیلی این پایگاه مخالفند.»
تحول جنگ یمن و ژئوپلیتیک دریای سرخ در پی تصرف بندر مخا توسط انصارالله یمن

فارع المسلمی، پژوهشگر «برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا» در اندیشکده «چتم هاوس» در تحلیلی که در وبسایت این اندیشکده منتشر شد، نوشت: این عملیات برای یمن، خطر ازسرگیری جنگی را به همراه دارد که هرگز رسما پایان نیافت، اما از زمان وقوع آتشبس با میانجیگری سازمان ملل در سال ۲۰۲۲، به میزان قابلتوجهی از شدت آن کاسته شد. پیامدهای این تحول برای منطقه نیز بسیار زیاد است.
موقعیت سرزمینی جدید انصارالله یمن توانایی آنها برای تاثیرگذاری بر کشتیرانی از طریق بابالمندب را افزایش میدهد.
به این ترتیب با توجه به بسته بودن تنگه هرمز، اکنون ایران و متحدانش توانایی اعمال فشار در دو گلوگاه مهم راهبردی دریایی جهان را دارند.
انصارالله یمن همچنین حملاتی را در خاک عربستان، از جمله علیه زیرساختهای انرژی این کشور، انجام دادهاند. این امر نیز نشاندهنده تشدید درگیری است و برای ریاض و متحد آمریکایی آن پرسشهای مهمی ایجاد میکند.
اختلاف در جبهه ضدحوثی در یمن
نیروهای حوثی، که کنترل بخش عمدهای از غرب یمن را در اختیار دارند، پیشروی سریعی را در امتداد ساحل دریای سرخ آغاز کردند. نیروهای همسو با دولت عقبنشینی کردند و نیروهای انصارالله یمن توانستند بندر مخا، مناطق اطراف و جزایر نزدیک آن را تصرف کنند. انصارالله یمن از عنصر غافلگیری و آمادگی نظامی بهره بردند. اما این عملیات همچنین اختلاف در اردوگاه ضدحوثی را آشکار کرد.
نیروهای همسو با دولت با مشکلات هماهنگی مواجهاند. نیروهای ضدحوثی از گروههای مسلح مختلف و مستقلی تشکیل شدهاند که پیشتر از سوی حامیان منطقهای متفاوت پشتیبانی میشدند و اهداف سیاسی رقابتی داشتند. تلاش عربستان برای قرار دادن آنها تحت یک ساختار فرماندهی منسجمتر از اوایل سال ۲۰۲۶ تاکنون نتوانسته است سالها پراکندگی و چندپارگی را از میان ببرد.
در همین حال، انصارالله یمن از دوره آرامش نسبی پس از آتشبس ۲۰۲۲ برای جذب و بسیج نیرو، بهبود تولید داخلی تسلیحات و گسترش توانمندیهای موشکی و پهپادی خود استفاده کردند. در نتیجه، انصارالله یمن اکنون نسبت به نیروهای دولتی در چندین حوزه از توانمندیهای پیشرفتهتری برخوردارند.
بابالمندب، دریای سرخ و شاخ آفریقا
این پرسش فوری در سطح بینالمللی مطرح است که انصارالله یمن قصد دارند با موقعیت تقویتشده خود در اطراف بابالمندب چه کنند؟
انصارالله یمن پیشتر گفته بودند که قصد ندارند عوارض رسمی عبور و مرور از کشتیهایی که از بابالمندب میگذرند دریافت کنند. این تضمینها باید با احتیاط مورد توجه قرار گیرد. شواهدی وجود دارد که نشان میدهد انصارالله یمن از زمان آغاز حملات خود به کشتیرانی دریای سرخ در سال ۲۰۲۳، در ازای عبور امن برخی کشتیها، از بعضی شرکتهای کشتیرانی مبالغ غیررسمی دریافت کردهاند.
انصارالله یمن همچنین گفتهاند که فقط کشتیهای مرتبط با عربستان را در دریای سرخ هدف قرار میدهند. با این حال، یک کشتی حامل نفت عربستان ممکن است متعلق به شرکتی در یک کشور دیگر باشد، توسط شرکتی در کشوری دیگر اداره شود، از منابع مالی یک کشور دیگر استفاده کند، تحت پوشش بیمه یک کشور دیگر باشد یا توسط شرکتی از کشوری دیگر اجاره شده باشد. همچنین ممکن است محموله کالا یا نفت خود را به کشورهای مختلف تحویل دهد.
بنابراین حملات انصارالله یمن به کشتیرانی مرتبط با عربستان، منافع تجاری بسیار فراتر از عربستان، از جمله در اروپا و چین، را تحت تاثیر قرار میدهد.
پیشروی انصارالله یمن همچنین محاسبات امنیتی کشورهایی را که در شاخ آفریقا منافع راهبردی دارند، تغییر میدهد.
جیبوتی تنها حدود ۲۰ کیلومتر با جزیره «پریم» فاصله دارد؛ که بنا بر گزارشات اکنون تحت کنترل انصارالله یمنست. این وضعیت یک جنبش مسلح را با توانمندیهای روزافزون و پیشرفته پهپادی، موشکی و دریایی، در فاصلهای بسیار نزدیک از کشوری قرار میدهد که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا، چین، فرانسه، ایتالیا و ژاپن است. کشورهای دیگری مانند ترکیه و امارات نیز منافع امنیتی و تجاری مهمی در این منطقه دارند.
در حال حاضر، محاسبه انصارالله یمن احتمالا مبتنی بر نوعی «تشدید کنترلشده» است: تبدیل شتاب نظامی به اهرم سیاسی و اقتصادی، بدون تحریک واکنش بینالمللی گستردهای که دستاوردهای آنها را معکوس کند. اما دیگر نمیتوان یمن را یک صحنه درگیری دوردست تلقی کرد.
انتخاب دشوار ترامپ
عربستان وعده داده است به حملات انصارالله یمن علیه خاک خود پاسخ دهد. ریاض اخیرا با ترکیه و پاکستان پیمان دفاع متقابل امضا کرده، اما ظاهرا بهصورت علنی از هیچیک از این دو کشور درخواست کمک نکرده است.
آمریکا، متحد نزدیک عربستان، پس از حملات هوایی علیه انصارالله یمن در پی حملات این گروه به کشتیرانی در دریای سرخ، در ماه مه ۲۰۲۵ با آنها به آتشبس رسید.
برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پیشروی اخیر انصارالله یمن یک معضل دشوار ایجاد میکند. ترامپ روابط نزدیکی با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان و آمریکا منافعی اساسی در امنیت عربستان دارد. در عین حال، واشنگتن انگیزههای قدرتمندی دارد تا از بازگشایی یک جنگ مستقیم با انصارالله یمن اجتناب کند.
آتشبس موجود دلایلی برای خویشتنداری برای هر دو طرف فراهم میکند. برای ترامپ، حفظ این توافق کمک میکند آمریکا از ورود دوباره به یک رویارویی نظامی پرهزینه دیگر در خاورمیانه دور بماند؛ آن هم در شرایطی که همچنان درگیر مسئله تنگه هرمز است.
انصارالله یمن نیز به همان اندازه انگیزه دارند که با آمریکا وارد درگیری نشوند. آنها علاقه ندارند که زمینه تکرار حملات هوایی آمریکا علیه انصارالله یمن در سال ۲۰۲۵ را فراهم کنند.
این وضعیت شرایطی عجیب ایجاد کرده است: واشنگتن و انصارالله یمن هر دو دلایلی برای پرهیز از حمله به یکدیگر دارند، حتی در حالی که انصارالله یمن فشار بر یکی از نزدیکترین شرکای منطقهای آمریکا را افزایش میدهند.
با این حال، ممکن است این تعادل دوام نیاورد. اگر انصارالله یمن حملات به خاک عربستان را تشدید کنند، ممکن است واشنگتن به سمت رویارویی کشیده شود.
آنچه در سایه پیامدهای ژئوپلیتیک، نادیده گرفته شده، قابلپیشبینیترین پیامد ازسرگیری جنگ است: خود یمنیها بیشترین آسیب را خواهند دید.
یمن در حالی وارد این مرحله از درگیری میشود که نهادهای آن دچار تفرقه هستند، اقتصادش به دنبال بیش از یک دهه جنگ ویران شده و حمایتهای بشردوستانه بینالمللی نیز رو به کاهش است.
اختلال بیشتر در بنادر، جادهها و زنجیرههای تامین نیز قیمت مواد غذایی، حملونقل و سوخت را در کشوری که وابستگی زیادی به واردات دارد، افزایش خواهد داد.
اگرچه این بعد بینالمللی جدید در جنگ یمن، اهمیت راهبردی این کشور را در جهان افزایش میدهد اما این موضوع نباید وضعیت دشوار مردم عادی یمن را تحتالشعاع قرار دهد.
دولتها معمولا مذاکرات عربستان و انصارالله یمن، امنیت دریایی، دسترسی بشردوستانه به یمن، مذاکرات با ایران، دولت یمن و امنیت دریایی گستردهتر در دریای سرخ را موضوعاتی جدا از یکدیگر در نظر گرفتهاند. اما حفظ این رویکرد بهطور فزایندهای دشوار میشود.
انصارالله یمن اکنون قادرند بر کشتیرانی جهانی، بازارهای انرژی، امنیت خلیج فارس، شاخ آفریقا و محاسبات قدرتهای بزرگ تأثیر بگذارند. بنابراین، در این خصوص به یک رویکرد بینالمللی منسجمتر نیاز است.
این مسئله بهویژه برای کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس باید یک هشدار باشد. شورای همکاری خلیجفارس تاکنون سیاستی منسجم درباره یمن تدوین نکرده؛ بخشی از این وضعیت ناشی از اختلافات میان کشورهای خلیجفارس و روابط متفاوت آنها با گروههای یمنی است. اما پیشرویهای اخیر انصارالله یمن بر تمام اعضای شورای همکاری تاثیر میگذارد؛ بنابراین به یک رویکرد مشترک در سطح کشورهای خلیجفارس نیاز است.
تحولات اخیر همچنین باید این تصور را که میتوان انصارالله یمن را با مجموعهای از توافقات معاملهمحور مهار کرد به چالش بکشد. توافقات دوجانبه درباره امنیت دریایی ممکن است از کشتیهای یک کشور محافظت کنند، اما این مذاکرات است که میتواند برای مدتی یک جبهه درگیری را آرام کنند. حملات نظامی نیز ممکن است توانمندیهای فردی را تضعیف کنند.
این رویکردها در چارچوبهایی جداگانه عمل میکنند. اما انصارالله یمن چنین نیستند. این جنبش همزمان بهعنوان یک قدرت حاکم، یک بازیگر مسلح غیردولتی، یک متحد منطقهای ایران و یک عامل روزبهروز مهمتر در امنیت دریایی عمل میکند.
بنابراین، چالش اصلی سیاستگذاری این است که آیا بازیگران منطقهای و بینالمللی آمادگی دارند رویکردی منسجم نسبت به یمن اتخاذ کنند که حلوفصل سیاسی این کشور را به مسائل امنیتی گستردهتر در خلیج فارس، دریای سرخ و شاخ آفریقا پیوند دهد یا خیر.
در نهایت، نادیده گرفتن بحران یمن به معنای مهار آن نیست. برای تبدیل شدن این بحران به یک بحران بینالمللی فقط مسئله زمان مطرح است.
0 Comments