جدیدترین مطالب

عدم تأثیر انتخابات رژیم صهیونیستی بر راهبرد جبهه مقاومت

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: نتایج انتخابات رژیم صهیونیستی می‌تواند بر ترکیب کابینه این رژیم و شیوه اجرای برنامه‌های متجاوزانه آن اثر بگذارد، اما تغییرات سیاسی داخلی لزوماً به دگرگونی راهبردی آن در قبال فلسطین، ایران و جبهه مقاومت منجر نمی‌شود.

پیامدهای راهبردی خروج آمریکا از عراق؛ از اقلیم کردستان تا بغداد

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نظامی آمریکا از عراق به معنای پایان رابطه امنیتی بغداد و واشنگتن نیست، بلکه آزمونی برای توان دولت عراق در مدیریت تهدیدهای داخلی و بازتعریف وابستگی‌های خارجی محسوب می‌شود.

نقش شهپادها در سرنوشت نبرد بر سر آبراهه‌های حیاتی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گسترش شناورهای هوشمند بدون سرنشین (شهپاد) در هرمز و باب‌المندب نشان می‌دهد که کنترل دریا صرفاً با ناوهای بزرگ، زیردریایی‌ها وهواپیماهای مستقر بر ناوها امکان‌پذیر نمی‌باشد.

ابعاد امنیتی – اقتصادی تقابل واشنگتن و پکن در حوزه هوش مصنوعی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: رقابت آمریکا و چین در هوش مصنوعی فقط مسابقه میان مدل‌های هوش مصنوعی نیست؛ تراشه، استعداد انسانی، امنیت سایبری و دسترسی کشورهای درحال‌توسعه به فناوری نیز به عرصه‌های رقابت قدرت تبدیل شده‌اند.

نقش‌آفرینی چین در جنگ علیه ایران
مقابله واشنگتن با پکن بدون آنکه آن را جنگ بنامد

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «جنگ میان آمریکا و ایران، به‌طور فزاینده‌ای در حال فراتر رفتن از رویارویی صرف میان واشنگتن و تهران است زیرا در پس‌زمینه آن، رقابتی دیگر نیز در حال شکل‌گیری است. اگرچه چین به‌طور مستقیم با آمریکا نمی‌جنگد، اما پیوندهای اقتصادی، فناوری و دیپلماتیکش با ایران، راهبرد واشنگتن را با پیچیدگی مواجه کرده است.»

تعامل آسه‌آن و بریکس روبه گسترش: فرصت‌ها و محدودیت‌ها

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «حضور آسه‌آن در اجلاس بریکس ۲۰۲۶ فرصتی برای تقویت نقش دیپلماتیک جنوب شرق آسیا در نظم چندقطبی فراهم کرد، اما اختلافات داخلی این سازمان و تفاوت رویکرد اعضا به قدرت‌های بزرگ، مانع از تبدیل این حضور به نفوذی یکپارچه و اثرگذار شد.»

Loading

أحدث المقالات

عدم تأثیر انتخابات رژیم صهیونیستی بر راهبرد جبهه مقاومت

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: نتایج انتخابات رژیم صهیونیستی می‌تواند بر ترکیب کابینه این رژیم و شیوه اجرای برنامه‌های متجاوزانه آن اثر بگذارد، اما تغییرات سیاسی داخلی لزوماً به دگرگونی راهبردی آن در قبال فلسطین، ایران و جبهه مقاومت منجر نمی‌شود.

پیامدهای راهبردی خروج آمریکا از عراق؛ از اقلیم کردستان تا بغداد

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نظامی آمریکا از عراق به معنای پایان رابطه امنیتی بغداد و واشنگتن نیست، بلکه آزمونی برای توان دولت عراق در مدیریت تهدیدهای داخلی و بازتعریف وابستگی‌های خارجی محسوب می‌شود.

نقش شهپادها در سرنوشت نبرد بر سر آبراهه‌های حیاتی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گسترش شناورهای هوشمند بدون سرنشین (شهپاد) در هرمز و باب‌المندب نشان می‌دهد که کنترل دریا صرفاً با ناوهای بزرگ، زیردریایی‌ها وهواپیماهای مستقر بر ناوها امکان‌پذیر نمی‌باشد.

ابعاد امنیتی – اقتصادی تقابل واشنگتن و پکن در حوزه هوش مصنوعی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: رقابت آمریکا و چین در هوش مصنوعی فقط مسابقه میان مدل‌های هوش مصنوعی نیست؛ تراشه، استعداد انسانی، امنیت سایبری و دسترسی کشورهای درحال‌توسعه به فناوری نیز به عرصه‌های رقابت قدرت تبدیل شده‌اند.

نقش‌آفرینی چین در جنگ علیه ایران
مقابله واشنگتن با پکن بدون آنکه آن را جنگ بنامد

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «جنگ میان آمریکا و ایران، به‌طور فزاینده‌ای در حال فراتر رفتن از رویارویی صرف میان واشنگتن و تهران است زیرا در پس‌زمینه آن، رقابتی دیگر نیز در حال شکل‌گیری است. اگرچه چین به‌طور مستقیم با آمریکا نمی‌جنگد، اما پیوندهای اقتصادی، فناوری و دیپلماتیکش با ایران، راهبرد واشنگتن را با پیچیدگی مواجه کرده است.»

تعامل آسه‌آن و بریکس روبه گسترش: فرصت‌ها و محدودیت‌ها

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «حضور آسه‌آن در اجلاس بریکس ۲۰۲۶ فرصتی برای تقویت نقش دیپلماتیک جنوب شرق آسیا در نظم چندقطبی فراهم کرد، اما اختلافات داخلی این سازمان و تفاوت رویکرد اعضا به قدرت‌های بزرگ، مانع از تبدیل این حضور به نفوذی یکپارچه و اثرگذار شد.»

Loading

آسیب‌پذیری حاکمیت ملی در خاورمیانه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پیش‌بینی‌های برخی مبنی بر اینکه جنگ آمریکا علیه ایران می‌تواند خطر شعله‌ور شدن یک درگیری فراگیر در سراسر منطقه را به دنبال داشته باشد، اکنون پیشگوهایی دوراندیشانه به نظر می‌رسند.»

پل آر. پیلار، پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات امنیتی دانشگاه جورج تاون در تحلیلی که در وب‌سایت «Responsible Statecraft» وابسته به موسسه کویینسی منتشر شد، نوشت: آخرین مرحله گسترش این درگیری شامل حملات هوایی آمریکا و عربستان در عراق بوده است؛ حملاتی که مواضع شبه‌نظامیان عراقی، که متحد ایران تلقی‌ می‌شوند، را هدف قرار داد. رژیم حوثی‌ها در یمن نیز، به‌عنوان پیامد مستقیم جنگ آمریکا و ایران، حملات به کشتیرانی در دریای سرخ را از سر گرفته است. این اقدام به درگیری‌های جدیدی میان حوثی‌ها و عربستان منجر شده؛ عربستان در حال آماده‌سازی یک عملیات تهاجمی احتمالی جدید در یمن است و تلاش می‌کند ده‌ها کشور دیگر را نیز در این رویارویی در کنار خود قرار دهد.

راهبرد ایران برای پاسخ به تجاوزات آمریکا و اسرائیل از طریق تشدید افقی درگیری، کشورهای بیشتری را وارد جنگ کرده است. حملات ایران به عربستان و امارات به حملات متقابل عربستان و امارات در ایران انجامیده است. حملات تلافی‌جویانه دیگر ایران نیز در کویت، بحرین، قطر و اردن رخ داده‌اند.

خشونت‌ها به بندر دمیاط مصر در ساحل مدیترانه نیز گسترش یافت؛ جایی که یک پهپاد با منشاء نامعلوم موجب آتش‌سوزی در دو کشتی شد. ایران که روابط خوبی با مصر دارد، هرگونه ارتباط با این حادثه را رد کرده و احتمال داده است که این حمله، یک عملیات پرچم دروغین اسرائیل بوده باشد. خشونت‌های مرتبط با جنگ ایران اکنون آن‌قدر گسترش یافته که در حال تداخل با جنگ روسیه علیه اوکراین است؛ از جمله حمله اوکراین به یک کشتی ایرانی عازم روسیه در دریای خزر. درهم‌آمیختن جنگ‌های ایران و اوکراین دست‌کم برای یکی از دولت‌های خاورمیانه، یعنی اسرائیل، می‌تواند مطلوب باشد.

خطر گسترش بیشتر خشونت نیز وجود دارد. دونالد ترامپ در مقاطع مختلف تهدید کرده است که نه‌تنها حملات علیه زیرساخت‌های غیرنظامی ایران را تشدید خواهد کرد، بلکه حتی ممکن است به عمان نیز حمله کند.

خشونت‌های مرتبط با جنگ کنونی علیه ایران بر خطوط منازعاتی بنا شده‌اند که پیش از آغاز جنگ نیز وجود داشتند. آمریکا پیش از این نیز از خاک عراق برای رویارویی با ایران استفاده کرده بود. در سال ۲۰۲۰، آمریکا قاسم سلیمانی را در حمله‌ای موشکی در فرودگاه بغداد هدف گرفت. ایران در پاسخ، به پایگاه نیروهای آمریکایی در عراق حمله موشکی کرد.

درگیری امروز یمن و عربستان نیز سال‌ها پیش از این، با جنگ هوایی ویرانگر عربستان علیه یمن و مداخلات گسترده عربستان و امارات در این کشور برای تقویت نیروهای مخالف حوثی‌ها آغاز شده بود. اختلاف بعدی میان این دو متحد عرب خلیج (فارس) که در آن امارات از جنبش جدایی‌طلب جنوب یمن حمایت می‌کرد، نیز در خاک یمن به شکل خشونت‌آمیزی بروز کرده است.

مداخله حوثی‌ها در کشتیرانی دریای سرخ نیز تکرار تاکتیکی است که آنها پیش‌تر در واکنش به عملیات غیرانسانی اسرائیل در نوار غزه به کار گرفته بودند. نمونه‌های دیگر خشونت گسترده اسرائیل در منطقه شامل حملات گذشته و کنونی در لبنان و اشغال بخش‌هایی از خاک این کشور، جنگ هوایی طولانی‌مدت علیه سوریه، گسترش اشغال سرزمین‌های سوریه، حملات هوایی به خاک عراق و قطر و همچنین عملیات مخفی ترور در ایران، اردن و دیگر نقاط است.

خاورمیانه اکنون به آنچه می‌توان با وام گرفتن عبارتی از توماس هابز آن را «جنگ همه علیه همه» نامید، شباهت پیدا کرده است. البته منطقه از این نظر منحصر به فرد نیست و بخش‌هایی از آفریقای مرکزی و شرقی نیز شاهد خشونت‌های گسترده و سرایتی مشابه بوده‌اند. با این حال، خاورمیانه امروز، به‌ویژه از منظر سیاست آمریکا، جایگاه برجسته‌ای دارد. زندگی در برخی از آسیب‌دیده‌ترین بخش‌های این منطقه، از جمله نوار غزه، با استفاده از تعبیر دیگری از هابز، «کثیف، خشن و کوتاه» شده است.

علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، که خود را دوست آمریکا معرفی می‌کند، حملات اخیر آمریکا و عربستان به مواضع شبه‌نظامیان در عراق را «نقض آشکار حاکمیت ملی» خوانده است. فروپاشی مفهوم حاکمیت ملی، تصویری است که در سراسر منطقه و در حملات به خاک کشورهای دیگر یا اشغال سرزمین آنها دیده می‌شود.

احترام به حاکمیت دولت‌ها یکی از اصول بنیادین نظم در نظام بین‌المللی کنونی است. منشور سازمان ملل صراحتا «اصل برابری حاکمیتی همه اعضای» این سازمان را به رسمیت می‌شناسد و اعضا را موظف می‌کند در روابط بین‌المللی خود از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور خودداری کنند.

تنها استثنای پذیرفته‌شده برای مداخله در امور داخلی سایر کشورها، مفهوم «مسئولیت حمایت» است که هدف آن جلوگیری از نسل‌کشی یا دیگر نقض‌های شدید حقوق بشر است. اما خشونت‌های فرامرزی کنونی در خاورمیانه با هدف حمایت از حقوق بشر انجام نمی‌شوند و در بسیاری موارد خود مصداق نقض حقوق بشر هستند.

مفهوم حاکمیت دولت‌ها معمولا به معاهده صلح وستفالی در سال ۱۶۴۸ نسبت داده می‌شود. این مفهوم در ابتدا اروپایی بود، اما امروز کشورهای غیراروپایی نیز به همان اندازه بر آن تاکید دارند. چین به‌ویژه بر اهمیت عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها تاکید می‌کند؛ رویکردی که در بخش بزرگی از کشورهای جنوب جهانی نیز بازتاب دارد.

صلح وستفالی به جنگ سی‌ساله در اروپای مرکزی پایان داد؛ جنگی که از نظر پیچیدگی، طولانی بودن و تعداد طرف‌های درگیر، شباهت‌های زیادی با خاورمیانه امروز داشت. هر دو وضعیت ابعاد مذهبی داشته‌اند و در هر دو مورد نیز رقابت میان بازیگران منطقه‌ای کوچک‌تر با مداخله قدرت‌های بزرگ همراه بوده‌است.

این واقعیت که جنگ سی‌ساله سرانجام با یک توافق صلح جامع و شکل‌گیری اصلی پایدار برای نظم بین‌المللی پایان یافت، می‌تواند هنگام اندیشیدن به بی‌نظمی کنونی در خاورمیانه، امیدهایی ایجاد کند. اما دلایل زیادی برای بدبینی و همچنین درس‌هایی هشداردهنده وجود دارد.

جنگ سی‌ساله هزینه انسانی و مادی سنگینی داشت. این جنگ نه با همدلی و توافق، بلکه با فرسودگی کامل طرف‌های درگیر پایان یافت. چنین تجربه‌ای چیزی نیست که بتوان برای هیچ منطقه‌ای آرزو کرد، هرچند ممکن است امید داشت که فرسودگی در نهایت به صلح منجر شود.

مداخله قدرت‌های بزرگ نیز کمکی نکرد و با طولانی‌تر کردن جنگ و افزایش رنج، اوضاع را بدتر کرد. این مسئله درباره مداخله فرانسه در میانه جنگ سی‌ساله صادق بود و درباره برخی مداخلات نظامی آمریکا در خاورمیانه، از جمله مداخله کنونی، نیز صدق می‌کند.

اندیشه هابز عمدتا تحت تأثیر جنگ داخلی در انگلستان، شکل گرفت، اما احتمالا آشوب‌های قاره اروپا نیز بر آن اثر داشت. راه‌حل او برای ایجاد نظم در داخل یک کشور، وجود حاکمی قدرتمند بود که با رضایت ضمنی ناشی از قرارداد اجتماعی حکومت کند. در سطح میان دولت‌ها، راه‌حل متناظر می‌توانست وجود یک قدرت هژمونیک باشد که توانایی تحمیل نظم بین‌المللی را داشته باشد.

با این حال، جنگ سی‌ساله و صلح وستفالی نشان دادند که این راه‌حل عملی نیست. قدرتی که در آن زمان می‌توانست مدعی هژمونی باشد، امپراتور هابسبورگ در وین بود؛ اما دامنه اختیارات او خود یکی از مسائل مورد مناقشه بود. توافق صلح در نهایت حاکمیت او بر سرزمین‌هایی را که مستقیما تحت فرمانش بودند تایید، اما نقش او به‌عنوان امپراتور را تضعیف کرد.

یکی از درس‌های جنگ سی‌ساله برای سیاست کنونی آمریکا در خاورمیانه این است که هژمونی، چه از سوی آمریکا و چه از سوی هر قدرت دیگری، حتی اگر قابل تحقق باشد، راهی برای خروج از بی‌نظمی کنونی فراهم نمی‌کند.

درس دیگر، که با اصل حاکمیت دولت‌ها همخوان است، این است که پیروزی یک اردوگاه ایدئولوژیک یا مذهبی بر اردوگاه دیگر نیز راه خروج از بی‌نظمی نیست. دستیابی به حداقلی از صلح در خاورمیانه تنها زمانی ممکن خواهد شد که نوعی احترام متقابل و خویشتنداری، آن‌گونه که در منشور سازمان ملل بر آن تاکید شده، فارغ از اختلافات سیاسی، ایدئولوژیک و مذهبی میان کشورهای منطقه، به‌طور گسترده رعایت شود.

0 Comments