جدیدترین مطالب
نگاهی به روابط دفاعی اتحادیه اروپا-آمریکا
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «روابط امنیتی و دفاعی اتحادیه اروپا و آمریکا از دیرباز نقشی محوری در امنیت اروپا داشته است. واشنگتن از طریق ناتو، قابلیتهای نظامی کلیدی و تضمینهای امنیتی، بهویژه در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی (ISR)، فرماندهی و کنترل، سوخترسانی هوایی، ترابری راهبردی هوایی و حملات دوربرد، در اختیار اروپا قرار داده است.»
اصلاح نظم جهانی با تقویت نقش کشورهای جنوب
شورای راهبردی آنلاین-رصد: تحولات در نظم جهانی، فرصتها و چالشهایی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد میکند. نهادهایی که برای مدیریت روابط بینالملل در رابطه با امور مالی، امنیت، تجارت و دیپلماسی پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند، هنوز هم کارآمد و مرتبط هستند اما ساختارهای اساسی آنها دیگر با توزیع جدید قدرت سازگار نیستند. با این حال، طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه از نظر اقتصادی قدرتمندتر شدهاند، نفوذ بیشتری در روابط بینالملل کسب کردهاند و میتوانند شبکههای جدیدی از همکاری ایجاد کنند. این تحولات فرصتی را برای ایجاد نهادهایی با نمایندگی بیشتر و موثرتر از آنچه امروز هستند، ایجاد میکند. با این حال، این امر مستلزم همکاری، غلبه بر خطوط تقسیم داخلی و حمایت از کشورهای کمدرآمد است.»
أحدث المقالات
نگاهی به روابط دفاعی اتحادیه اروپا-آمریکا
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «روابط امنیتی و دفاعی اتحادیه اروپا و آمریکا از دیرباز نقشی محوری در امنیت اروپا داشته است. واشنگتن از طریق ناتو، قابلیتهای نظامی کلیدی و تضمینهای امنیتی، بهویژه در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی (ISR)، فرماندهی و کنترل، سوخترسانی هوایی، ترابری راهبردی هوایی و حملات دوربرد، در اختیار اروپا قرار داده است.»
اصلاح نظم جهانی با تقویت نقش کشورهای جنوب
شورای راهبردی آنلاین-رصد: تحولات در نظم جهانی، فرصتها و چالشهایی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد میکند. نهادهایی که برای مدیریت روابط بینالملل در رابطه با امور مالی، امنیت، تجارت و دیپلماسی پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند، هنوز هم کارآمد و مرتبط هستند اما ساختارهای اساسی آنها دیگر با توزیع جدید قدرت سازگار نیستند. با این حال، طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه از نظر اقتصادی قدرتمندتر شدهاند، نفوذ بیشتری در روابط بینالملل کسب کردهاند و میتوانند شبکههای جدیدی از همکاری ایجاد کنند. این تحولات فرصتی را برای ایجاد نهادهایی با نمایندگی بیشتر و موثرتر از آنچه امروز هستند، ایجاد میکند. با این حال، این امر مستلزم همکاری، غلبه بر خطوط تقسیم داخلی و حمایت از کشورهای کمدرآمد است.»
نسخه انديشکده آمريکايي براي لبنان:
طرح قیمومیت بینالمللی اقتصاد لبنان!

مایکل یونگ در تحلیلی که بر روی پايگاه اينترنتي انديشکده کارنگی قرار گرفت، نوشت: چند هفته است که بیش از یک میلیون لبنانی در اعتراض به طبقه سیاسی و نحوه مدیریت کشورشان توسط آنها به خیابانها ریختهاند.
آنها استعفای دولت و جایگزینی آن توسط تکنوکراتهای غیر سیاسی، پایان ریاضت اقتصادی در حالی که لبنان با یک بحران بزرگ اقتصادی روبروست و پاسخگویی در برابر فساد عمیق سیاستمداران را خواستارند.
وقتی نخست وزیر حریری استعفای خود و دولت را به رئیس جمهور میشل عون تسلیم کرد، خواستههای معترضان به ثمر نشست. حریری یک بسته مبهم اصلاحات را ارائه داده بود که از سوی معترضان رد شد.
هر دولت جدیدی که در لبنان روی کار بیاید، چالشی اساسی پیش رو خواهد داشت. در حالی که ممکن است یک دولت تکنوکرات از پشتوانه مردمی برخوردار باشد، اما باید علیه منافع شخصی نیروهای سیاسی اقدام کند که دولتی را کنترل میکنند که تصمیمات حکومتی را اجرا میکند. برعکس، طبقه سیاسی هیچ نفعی از موفقیت چنین دولتی نخواهد برد.
پیامد چنین امری یک پارادوکس است: در حالی که طبقه سیاسی لبنان را با بی رحمی غارت کرده است، اما باید تدابیری را دنبال کند که برای نجات اقتصاد تصویب شده است و نباید مانع آنها شود. به علاوه تصویب آن برای گرفتن رای اعتماد پارلمان برای هر دولتی ضروری خواهد بود. با این حال هیچکس نباید انتظار داشته باشد که سیاستمداران از دولتی حمایت کنند که انتظار می رود به مسائلی شکل دهد که با روش کار آنها مغایرت دارد.
یک مساله که ممکن است طبقه سیاسی را به اقدام وادار کند، رویکرد مداخله گرایانه کشورهای اهدا کننده است که سال گذشته در کنفرانس بین المللی معروف به سدر متعهد شدند به لبنان کمک کنند. این کشورها درخواست کردند لبنان به اصلاحات اقتصادی بپردازد؛ اقدامی که طبقه سیاسی با اکراه و به کندی آن را اجرا کرده است.
با استعفای حریری، اکنون زمان خوبی فرا رسیده تا کشورهای سدر خط مشی جدیتری را در خصوص اتخاذ تدابیر اصلاحی اقتصادی از طریق یک دولت جدید دنبال کنند. اهرمی که این کشورها از آن بهره مند هستند اهرمی قابل توجه است، زیرا سقوط ارزش لیره در آستانه دست زدن دولت به اصلاحات و نیاز فوری لبنان به جریانات پول نقد برای ثبات دادن به وضعیت متزلزل مالی این کشور امری اجتناب ناپذیر به نظر میرسد.
یک لبنان ورشکسته احتمالا با اجرای اصلاحات واقعی فاصله زیادی خواهد داشت و جامعه اهداکننده باید از این وضعیت بهره ببرد تا یک نقشه راه مشخص را تحمیل کند که اعتراضات هفتههای اخیر را در نظر داشته باشد. قرار دادن بار تمام فشارهای مالی بر شانه مردم لبنان یک فاجعه خواهد بود و با توجه به این امر باید راههایی را برای برای افزایش درآمد از طریق منابع جایگزین پیدا کرد. شاید قرار دادن اقتصاد تحت نوعی قیمومیت بین المللی بتواند به شکل موثری مفید واقع شود.
0 Comments