شورای راهبردی آنلاین-رصد: «امانوئل مکرون، ایده «خودمختاری راهبردی اروپا» را اخیرا با جدیت دنبال و در هر فرصتی بر ضرورت افزایش نقشآفرینی و توانمندیهای اروپا تاکید کرده است. مکرون سال آینده کاخ الیزه را در حالی ترک خواهد کرد که این بحث به دیدگاه غالب در اروپا تبدیل شده است. با این حال، اینکه آیا اروپا سرانجام میتواند چشمانداز مکرون از خودمختاری راهبردی را محقق کند یا نه، هنوز مشخص نیست. اوکراین آزمون مهمی برای این امر خواهد بود.»
اورلی ویتو، پژوهشگر مهمان در مرکز اروپای «شورای آتلانتیک» در تحلیلی که در وبسایت این اندیشکده منتشر شد، نوشت: امانوئل مکرون در تاریخ ۱۴ ژوئیه از ۳۵ کشور عضو «ائتلاف داوطلبان» که متعهد به حمایت از اوکراین در برابر تهاجم روسیه هستند، دعوت کرد تا در خیابان شانزلیزه رژه بروند. این نمایش پیامی بود مبنی بر اینکه اروپا دریافته است که آینده اوکراین از امنیت اروپا جداییناپذیر است.
مکرون میتواند به دستاوردهایی واقعی در حمایت از ایده خودمختاری راهبردی اشاره کند. بودجههای دفاعی اروپا بهشدت افزایش یافتهاند، برنامههای هزینهکرد در سطح اروپا به شرکتهای اروپایی اولویت میدهند و حتی کسانی که زمانی نسبت به خودمختاری راهبردی تردید داشتند، اکنون از همان ادبیات و استدلالهای حامیان این دیدگاه استفاده میکنند. این تغییر را میتوان در واکنش دانمارک به جاهطلبیهای آمریکا برای در دست گرفتن کنترل گرینلند و نیز در تعمیق روابط کانادا با اتحادیه اروپا مشاهده کرد؛ روابطی که ممکن است شامل اعطای جایگاه پیشنهادی «عضو وابسته» به کانادا باشد.
این تغییر در سطح اتحادیه اروپا نیز قابل مشاهده است. اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، در سخنرانی سالانه وضعیت اتحادیه در تاریخ ۱۶ سپتامبر پیشنهاد ایجاد یک «شورای امنیت اروپا» با مشارکت اتحادیه اروپا، کانادا، نروژ و بریتانیا را مطرح کرد. او گفت: «همه اینها یک چیز را ثابت میکند: اینکه اروپا در کنار اروپاییهاست و در شکنندگی سرد جهان امروز، تنها اروپا میتواند حاکمیت واقعی را برای اروپاییها فراهم کند.» او همچنین پیشنهاد ایجاد یک پروتکل امنیتی اضطراری را مطرح کرد که از ماده ۴ ناتو الگوبرداری شده باشد و به کشورهای عضو اجازه دهد بهسرعت برای واکنش مشترک به تهدیدهای امنیتی برنامهریزی کنند.
با این حال، ظهور خودمختاری راهبردی اروپا بهآسانی اتفاق نیفتاده است. شوک ناشی از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، نزدیکترین تهدید به وقوع یک جنگ در قاره اروپا پس از جنگ جهانی دوم را برای این قاره رقم زد. سپس دونالد ترامپ برای دور دوم بهعنوان رئیسجمهور آمریکا انتخاب شد. موضع دولت ترامپ در قبال اروپا، از جمله تهدید به کاهش داراییها و نیروهای نظامی آمریکا در اروپا و تردیدها درباره تضمینهای امنیتی آمریکا، اروپاییها را مجبور کرده است در نگرش خود تغییر واقعی ایجاد کنند. در نتیجه اروپاییها اکنون در حال شناسایی شکافهای حیاتی در توانمندیهای خود و یافتن راههایی برای جایگزین کردن یا تکمیل توانمندسازهای راهبردی هستند که مدتها توسط آمریکا فراهم میشد. حتی تلاشهای اروپا برای تقویت دفاع از طریق اولویت دادن به تولیدات اروپایی، واشنگتن را آزرده کرده است.
برای نمونه، بیشتر کشورهای اتحادیه اروپا توانمندیهای محدودی در زمینه سامانههای حمله و دفاع دوربرد دارند و در این خصوص مدتها به واشنگتن متکی بودهاند. اما طی سال گذشته، اتحادیه اروپا مجموعهای از پروژههای مشترک را برای تامین مالی و تعیین الزامات عملیاتی مشترک، ایجاد گروههای کاری فنی مشترک و سازوکارهای حکمرانی و تدوین نقشهراهی برای توسعه توانمندیهای بومی اعلام کرد.
آزمون اوکراین
شاید هیچ آزمونی برای اروپا فوریتر و حیاتیتر از افزایش حمایت از دفاع اوکراین نباشد. کییف در حال حاضر از دفاع هوایی کافی برخوردار نیست و ولادیمیر زلنسکی خواستار ۳۰۰ فروند موشک پاتریوت ساخت آمریکا بوده است. با این حال، اوکراین در سال ۲۰۲۵ حدود نیمی از تعداد موشکهایی را دریافت کرده که در سال ۲۰۲۳ دریافت کرده بود. موضع ترامپ در این زمینه متناقض بوده است: اوایل ژوئیه وعده داد مجوز تولید پاتریوت را به کییف میدهد، اما پایان همان ماه از این موضع عقبنشینی کرد و خواستار آن شد که اروپا مسئولیت دفاع از اوکراین را بر عهده بگیرد.
تشکیل «ائتلاف داوطلبان» پاسخ اروپا به حمایت مبهم دولت ترامپ از اوکراین بود. اینکه رهبری این ائتلاف را فرانسه و بریتانیا بر عهده دارند و تقریبا همه اعضای اتحادیه در آن مشارکت دارند، نشان میدهد که اروپا به این دیدگاه مشترک رسیده است که باید بتواند اقدام کند، حتی اگر این اقدام مستلزم عمل مستقل از واشنگتن باشد.
در دوره اخیر، کشورهای اروپایی برای پاسخ به نیازهای اوکراین در زمینه دفاع هوایی، وارد عمل شدهاند. فرانسه به همراه دانمارک، آلمان، ایتالیا، هلند، نروژ، اسپانیا، سوئد و بریتانیا، با مشارکت اوکراین، از تشکیل یک ائتلاف یکپارچه دفاع موشکی ضدبالستیک خبر دادند و اعلام کردند که قصد دارند با تجمیع پایگاههای صنعتی و فناوری دفاعی، ظرفیتهای پژوهشی و تجربه عملیاتی از اوکراین، در توسعه پروژه دفاع هوایی «فریا» حمایت کنند؛ پروژهای که قرار است جایگزینی مقرونبهصرفهتر برای سامانه پاتریوت آمریکا باشد.
با این حال افزایش هزینههای نظامی کشورهای اروپایی بهتنهایی به ایجاد توانمندیهای جمعی قویتر منجر نخواهد شد. افزایش هزینهها میتواند به مسلح شدن پراکنده، تجهیزات ناسازگار، زنجیرههای تامین صنعتی رقیب و اولویتهایی ملی منجر شود که با ضعف هماهنگی روبرو هستند. در این شرایط، اتحادیه اروپا میتواند با هماهنگ کردن خریدهای دفاعی و سرمایهگذاریها، حمایت از توانمندیها و تجهیزات مشترک و استانداردسازی تجهیزات و تقویت بندهای اولویتدهنده به تولیدات اروپایی در چارچوب مالی چندساله بعدی (۲۰۲۸ تا ۲۰۳۴) نقش تازهای ایفا کند. در عین حال، این تلاش باید میان خواست افزایش خودمختاری راهبردی ملی از یک سو و همبستگی اروپایی و چارچوب ناتو از سوی دیگر تعادل برقرار کند.
سیاست داخلی پیش رو
بر کسی پوشیده نیست که فرانسه و بریتانیا از محرکهای اصلی بیداری راهبردی کنونی اروپا هستند. با این حال، پاریس و لندن هر دو برای حفظ این تعهدات با محدودیتهای سیاسی فزاینده روبهرو هستند. در فرانسه، انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۷ در پیش است و احتمال به قدرت رسیدن حزب «اجتماع ملی» به رهبری مارین لوپن مطرح است؛ در لندن نیز طی یک دهه گذشته دستکم هفت نخستوزیر روی کار آمدهاند. افزایش نابرابری و تورم، همراه با وخامت خدمات عمومی در دو سوی کانال مانش، کمک چندانی به جلب حمایت عمومی از افزایش هزینههای دفاعی نمیکند. برای مثال، پیروزی جریان راست افراطی در فرانسه میتواند به کاهش چشمگیر سهم فرانسه در بودجه اتحادیه اروپا منجر شود. حمایت نظامی فرانسه از اوکراین نیز ممکن است زیر سوال برود، زیرا حزب اجتماع ملی اخیرا خواستار «بستن شیر کمکها» به اوکراین شده است.
در همین حال، اندی برنهام، نخستوزیر بریتانیا، باید پیش از انتخابات ۲۰۲۹ با افزایش نفوذ حزب راست افراطی «رفرم» مقابله کند. آلمان نیز پس از دستاوردهای انتخاباتی حزب «آلترناتیو برای آلمان»، با فشارهای مشابهی روبهرو است. حزب راست افراطی با وعده کاهش کمکها به اوکراین کارزار انتخاباتی برگزار میکند. به نظر میرسد هم شراکت فرانسه و آلمان و هم همکاری دوجانبه فرانسه و بریتانیا، به دلیل تنشهای سیاسی داخلی و مشکلات فزاینده اقتصادی و بودجهای، تحت فشار قرار گرفتهاند.
حتی با وجود تغییر در سیاست داخلی کشورهای کلیدی اروپا، خودمختاری راهبردی بدون تردید به مرکز تفکر اروپایی منتقل شده است. مکرون پس از نبردی دشوار برای وارد کردن مفهوم خودمختاری راهبردی به جریان اصلی تفکر اروپایی، کاخ الیزه را ترک خواهد کرد. اما نبرد واقعی تازه آغاز شده است؛ آن هم در شرایطی که بیاعتمادی سیاسی و حتی خصومت آمریکا در قبال اتحادیه اروپا افزایش یافته است. اینکه مسائل مالی و سیاست داخلی چه تاثیری بر پروژههایی مانند «فریا» خواهند گذاشت، و اینکه آیا پیشنهادهای اورسولا فون در لاین در نهایت به مرحله اجرایی و مکتوب میرسند یا خیر، نشان خواهد داد که آیا بیداری راهبردی اروپا میتواند از چرخههای سیاسی و بازههای زمانی طولانی مورد نیاز برای تدارکات و تولید در راستای ایجاد ظرفیت واقعی فراتر برود یا خیر.
0 Comments