جدیدترین مطالب

کاهش آب دریای خزر و لایروبی در ولگا و ولگا-دن: نیاز به یک رویکرد جامع وسازوکار مشترک بین کشورهای ساحلی

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ کاهش سطح آب دریای خزر دیگر صرفا یک مسئله زیست‌محیطی یا آب‌شناختی (هیدرولوژیک) نیست، بلکه به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیرساختی و اقتصادی برای کشتیرانی در سراسر این دریا است.»

اصلاح نظم جهانی با تقویت نقش کشورهای جنوب

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ تحولات در نظم جهانی، فرصت‌ها و چالش‌هایی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد می‌کند. نهادهایی که برای مدیریت روابط بین‌الملل در رابطه با امور مالی، امنیت، تجارت و دیپلماسی پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند، هنوز هم کارآمد و مرتبط هستند اما ساختارهای اساسی آنها دیگر با توزیع جدید قدرت سازگار نیستند. با این حال، طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه از نظر اقتصادی قدرتمندتر شده‌اند، نفوذ بیشتری در روابط بین‌الملل کسب کرده‌اند و می‌توانند شبکه‌های جدیدی از همکاری ایجاد کنند. این تحولات فرصتی را برای ایجاد نهادهایی با نمایندگی بیشتر و موثرتر از آنچه امروز هستند، ایجاد می‌کند. با این حال، این امر مستلزم همکاری، غلبه بر خطوط تقسیم داخلی و حمایت از کشورهای کم‌درآمد است.»

بررسی روند تسلیح مجدد اروپا: یک سال پس از تهیه «نقشه راه آمادگی دفاعی ۲۰۳۰»

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «امنیت اروپا به‌طور فزاینده‌ای به یک معضل برای اتحادیه اروپا تبدیل شده است. نگرانی‌های فوری درباره تهدید روسیه علیه اروپا و افزایش ابهام درباره تعهد واشنگتن به امنیت اروپا، کشورهای عضو این اتحادیه را به اتخاذ اقداماتی بی‌سابقه در حوزه امنیت و دفاع سوق داده است.»

عدم تأثیر انتخابات رژیم صهیونیستی بر راهبرد جبهه مقاومت

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: نتایج انتخابات رژیم صهیونیستی می‌تواند بر ترکیب کابینه این رژیم و شیوه اجرای برنامه‌های متجاوزانه آن اثر بگذارد، اما تغییرات سیاسی داخلی لزوماً به دگرگونی راهبردی آن در قبال فلسطین، ایران و جبهه مقاومت منجر نمی‌شود.

پیامدهای راهبردی خروج آمریکا از عراق؛ از اقلیم کردستان تا بغداد

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نظامی آمریکا از عراق به معنای پایان رابطه امنیتی بغداد و واشنگتن نیست، بلکه آزمونی برای توان دولت عراق در مدیریت تهدیدهای داخلی و بازتعریف وابستگی‌های خارجی محسوب می‌شود.

نقش شهپادها در سرنوشت نبرد بر سر آبراهه‌های حیاتی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گسترش شناورهای هوشمند بدون سرنشین (شهپاد) در هرمز و باب‌المندب نشان می‌دهد که کنترل دریا صرفاً با ناوهای بزرگ، زیردریایی‌ها وهواپیماهای مستقر بر ناوها امکان‌پذیر نمی‌باشد.

Loading

أحدث المقالات

کاهش آب دریای خزر و لایروبی در ولگا و ولگا-دن: نیاز به یک رویکرد جامع وسازوکار مشترک بین کشورهای ساحلی

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ کاهش سطح آب دریای خزر دیگر صرفا یک مسئله زیست‌محیطی یا آب‌شناختی (هیدرولوژیک) نیست، بلکه به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیرساختی و اقتصادی برای کشتیرانی در سراسر این دریا است.»

اصلاح نظم جهانی با تقویت نقش کشورهای جنوب

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ تحولات در نظم جهانی، فرصت‌ها و چالش‌هایی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد می‌کند. نهادهایی که برای مدیریت روابط بین‌الملل در رابطه با امور مالی، امنیت، تجارت و دیپلماسی پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند، هنوز هم کارآمد و مرتبط هستند اما ساختارهای اساسی آنها دیگر با توزیع جدید قدرت سازگار نیستند. با این حال، طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه از نظر اقتصادی قدرتمندتر شده‌اند، نفوذ بیشتری در روابط بین‌الملل کسب کرده‌اند و می‌توانند شبکه‌های جدیدی از همکاری ایجاد کنند. این تحولات فرصتی را برای ایجاد نهادهایی با نمایندگی بیشتر و موثرتر از آنچه امروز هستند، ایجاد می‌کند. با این حال، این امر مستلزم همکاری، غلبه بر خطوط تقسیم داخلی و حمایت از کشورهای کم‌درآمد است.»

بررسی روند تسلیح مجدد اروپا: یک سال پس از تهیه «نقشه راه آمادگی دفاعی ۲۰۳۰»

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «امنیت اروپا به‌طور فزاینده‌ای به یک معضل برای اتحادیه اروپا تبدیل شده است. نگرانی‌های فوری درباره تهدید روسیه علیه اروپا و افزایش ابهام درباره تعهد واشنگتن به امنیت اروپا، کشورهای عضو این اتحادیه را به اتخاذ اقداماتی بی‌سابقه در حوزه امنیت و دفاع سوق داده است.»

عدم تأثیر انتخابات رژیم صهیونیستی بر راهبرد جبهه مقاومت

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: نتایج انتخابات رژیم صهیونیستی می‌تواند بر ترکیب کابینه این رژیم و شیوه اجرای برنامه‌های متجاوزانه آن اثر بگذارد، اما تغییرات سیاسی داخلی لزوماً به دگرگونی راهبردی آن در قبال فلسطین، ایران و جبهه مقاومت منجر نمی‌شود.

پیامدهای راهبردی خروج آمریکا از عراق؛ از اقلیم کردستان تا بغداد

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نظامی آمریکا از عراق به معنای پایان رابطه امنیتی بغداد و واشنگتن نیست، بلکه آزمونی برای توان دولت عراق در مدیریت تهدیدهای داخلی و بازتعریف وابستگی‌های خارجی محسوب می‌شود.

نقش شهپادها در سرنوشت نبرد بر سر آبراهه‌های حیاتی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گسترش شناورهای هوشمند بدون سرنشین (شهپاد) در هرمز و باب‌المندب نشان می‌دهد که کنترل دریا صرفاً با ناوهای بزرگ، زیردریایی‌ها وهواپیماهای مستقر بر ناوها امکان‌پذیر نمی‌باشد.

Loading

افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بین‌المللی تحت سلطه غرب ظهور کرده‌اند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایم‌های الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوب‌بندی می‌کنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقه‌ای را مسدود می‌کند.

آلبرتو مارسکا در مقاله‌ای که در وب‌سایت «E-International Relations» منتشر شد، استدلال می‌کند که مفاهیمی مانند «وابستگی» و «جایگزینی هژمونیک» برای تبیین روابط چین و آمریکای لاتین و کارائیب کفایت نمی‌کند و «خودمختاری چندقطبی» چارچوب نظری دقیق‌تری برای فهم واکنش‌های متفاوت کشورهای منطقه به ابتکارات جهانی چین ارائه می‌دهد.

استدلال اصلی آن است که دولت‌های آمریکای لاتین و کارائیب ابتکارات جهانی چین را نه به‌عنوان دریافت‌کنندگان وابسته به دستورکار پکن و نه به‌عنوان بازیگران منفعل در رقابت واشنگتن و پکن، بلکه به‌عنوان کنشگرانی برخوردار از خودمختاری چندقطبی دنبال می‌کنند. آنها با بهره‌گیری گزینشی از پیشنهادهای چین، در پی تنوع‌بخشی به جایگاه بین‌المللی خود، کاهش وابستگی ساختاری به شمال جهانی و تحقق اولویت‌های ملی خویش هستند.

این مقاله ابتدا ابتکارات جهانی چین را در بستر افول هژمونی بررسی می‌کند، سپس محدودیت‌های ادبیات موجود را نشان می‌دهد و در نهایت، «خودمختاری چندقطبی» را به‌عنوان چارچوبی تحلیلی برای فهم تعامل کشورهای منطقه با دستورکار حکمرانی جهانی پکن معرفی می‌کند.

زمینه ساختاری: افول هژمونی و ظهور ابتکارات جهانی چین

بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ نقطه عطفی در سیاست جهانی بود که محدودیت‌های برتری غرب را آشکار و روند افول هژمونی تحت رهبری آمریکا را تسریع کرد. اگرچه پراکندگی قدرت روندی خطی نبوده، اما آثار انباشته آن تعیین‌کننده بوده است. اقدامات یکجانبه دو دولت ترامپ علیه سازمان ملل، تعطیلی آژانس توسعه بین‌اللملل آمریکا (USAID) و اعمال تعرفه‌های یکجانبه، مشروعیت قدرت آمریکا را در سطح جهانی تضعیف کرده است. خروج آمریکا از توافق پاریس و برجام نیز نمونه‌هایی از رفتار یک‌جانبه‌ای است که در عمل بازتاب‌دهنده هژمونی فرسوده محسوب می‌شود.

در چنین شرایطی، کشورهای جنوب جهانی که در نظام جهانی از نظر سیاسی و اقتصادی به کشورهای مرکز وابسته بودند، به دنبال منابع جایگزین برای اعمال عاملیت خود در جهان چندقطبی برآمدند. در این میان، توان اقتصادی چین نقش مهمی در گسترش همکاری با جنوب جهانی و پیشبرد ابتکارات توسعه‌ای ایفا کرده است؛ به‌ویژه در آمریکای لاتین و کارائیب که همواره حوزه نفوذ سنتی آمریکا محسوب می‌شد.

برای آمریکای لاتین، دهه ۲۰۰۰ فرصتی برای افزایش خودمختاری در روابط بین‌الملل بود. مفهوم خودمختاری در این منطقه به تلاش برای تثبیت حاکمیت ملی و متنوع‌سازی روابط خارجی در برابر آمریکا اشاره دارد. کشورهایی مانند برزیل راهبرد تنوع‌بخشی را برای گسترش همکاری با بازیگران جدید دنبال کردند و چین نیز با تعمیق حضور دیپلماتیک، اقتصادی، توسعه‌ای و زیست‌محیطی خود به یکی از شرکای اصلی این روند تبدیل شد.

ابتکارات جهانی چین توجه گسترده سیاست‌گذاران و تحلیلگران آمریکایی را جلب کرده است. «ابتکار امنیت جهانی» (GSI) به‌دلیل معرفی خود به‌عنوان جایگزینی برای ترتیبات امنیتی تحت رهبری غرب اهمیت یافته و نقش میانجی‌گرانه چین در آشتی ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ نمونه‌ای از این رویکرد بود. در آفریقا نیز این ابتکار به دلیل ظرفیت آن برای مقابله با بی‌ثباتی مورد توجه قرار گرفته است.

در مقابل، «ابتکار حکمرانی جهانی» (GGI) برای برخی دولت‌هایی که با انتقادهای غرب درباره حقوق بشر روبه‌رو هستند، الگویی مبتنی بر احترام به حاکمیت ملی ارائه کرده است.

در آمریکای لاتین و کارائیب، ابتکارات جهانی چین هنوز به اندازه خاورمیانه و آفریقا مورد توجه قرار نگرفته‌اند. برخی پژوهش‌ها به استقبال کشورهای کارائیب از «ابتکار توسعه جهانی» (GDI) یا همکاری‌های امنیت سایبری در آمریکای مرکزی اشاره کرده‌اند، اما این مطالعات در اقلیت قرار دارند. رویکرد غالب همچنان روابط چین و آمریکای لاتین را یا از منظر وابستگی و یا در چارچوب رقابت قدرت‌های بزرگ تحلیل می‌کند.

خودمختاری چندقطبی به‌عنوان چارچوب تحلیلی

سنت روابط بین‌الملل آمریکای لاتین ابزارهای مناسبی برای فهم روابط چین و منطقه فراهم می‌کند. مفهوم «خودمختاری منطقه‌ای» برای توضیح نحوه کنش دولت‌های پیرامونی در ساختارهای نامتقارن بین‌المللی طراحی شده است، بدون آنکه رفتار آنها صرفاً به هم‌سویی یا وابستگی تقلیل یابد.

در این سنت، خودمختاری وضعیتی ثابت نیست، بلکه تلاشی مستمر برای گسترش دامنه مانور سیاست خارجی از طریق ایجاد مشارکت‌های متنوع و غیرانحصاری است. مفهوم خودمختاری چندقطبی بر همین سنت استوار است، اما چندقطبی شدن نظام بین‌الملل را بستر ساختاری آن می‌داند. این مفهوم نشان می‌دهد دولت‌های آمریکای لاتین چگونه فرصت‌های ناشی از افول هژمونی آمریکا و ظهور چین را به راهبردهایی برای تنوع‌بخشی روابط خارجی و همکاری جنوب–جنوب تبدیل می‌کنند.

بر اساس این چارچوب، دولت‌های منطقه صرفا پیشنهادهای پکن را نمی‌پذیرند یا رد نمی‌کنند، بلکه عناصری را که با راهبردهای مستقل سیاست خارجی آنها سازگار است، برمی‌گزینند، از حضور چین برای تنوع‌بخشی در برابر هژمونی آمریکا بهره می‌گیرند و منافع ملی خود را بدون تبعیت از دستورکار پکن دنبال می‌کنند.

در عرصه دیپلماتیک، مشارکت در ابتکارات جهانی چین نشان‌دهنده گرایش به همبستگی با جنوب جهانی است، نه هم‌سویی با واشنگتن. در بعد گفتمانی نیز تاکید بر حاکمیت و عدم مداخله با سنت دیرینه آمریکای لاتین، از جمله دکترین استرادا و دفاع از منطقه به‌عنوان «منطقه صلح»، همخوانی دارد. در بعد اقتصادی نیز مشارکت در پروژه‌های مرتبط با «ابتکار توسعه جهانی» تجلی عملی راهبرد تنوع‌بخشی است.

نتیجه‌: خودمختاری، نه هم‌سویی

مهم‌ترین دستاورد نظری این مقاله، تغییر زاویه نگاه به روابط چین و آمریکای لاتین است. ابتکارات جهانی چین را نمی‌توان با چارچوب‌هایی توضیح داد که منطقه را صرفاً عرصه‌ای منفعل برای رقابت قدرت‌های بزرگ می‌دانند. چارچوب خودمختاری چندقطبی که ریشه در سنت فکری و دیپلماتیک آمریکای لاتین دارد، مبنای دقیق‌تری برای تحلیل این روابط فراهم می‌کند.

دولت‌های منطقه به این دلیل که چین جای آمریکا را به‌عنوان هژمون گرفته است، به ابتکارات پکن روی نمی‌آورند بلکه به این دلیل به این ابتکارات روی می‌آورند که نظام چندقطبی فرصت‌های ساختاری تازه‌ای ایجاد کرده و امکان تنوع‌بخشی به روابط خارجی را افزایش داده است.

اهمیت این موضوع فراتر از یک بحث نظری است. هم‌زمان با افزایش فشار دولت دوم ترامپ برای محدود کردن روابط کشورهای آمریکای لاتین با چین، شناخت دقیق ماهیت این روابط و نحوه پذیرش، تعدیل یا رد ابتکارات جهانی چین اهمیت بیشتری یافته است. منطقه‌ای که همواره برای حق تعیین جایگاه خود در نظام بین‌الملل مبارزه کرده، بعید است یک وابستگی را با وابستگی دیگری جایگزین کند. اما ممکن است در دستورکار حکمرانی جهانی چین منابعی برای تقویت صدای مستقل خود در عرصه دیپلماتیک، اقتصادی و سیاسی بیابد، زیرا چندقطبی شدن نظام بین‌الملل برای نخستین بار در چند دهه گذشته امکان تنوع‌بخشی واقعی را فراهم کرده است.

این چارچوب تنها به روابط چین و آمریکای لاتین محدود نمی‌شود و می‌تواند برای تحلیل گسترش ابتکارات جهانی چین در آفریقا، خاورمیانه و جنوب شرق آسیا نیز به کار رود. سنت روابط بین‌الملل آمریکای لاتین یادآور می‌شود که اگرچه دولت‌های پیرامونی با محدودیت‌های ساختاری روبه‌رو هستند، رفتار آنها به‌طور کامل توسط این ساختارها تعیین نمی‌شود؛ وابستگی یک وضعیت است، نه یک سرنوشت.  در سال‌های آینده، تداوم فشارهای واشنگتن و تحولات منطقه نشان خواهد داد که خودمختاری چندقطبی تا چه اندازه می‌تواند دامنه مانور دولت‌های آمریکای لاتین و کارائیب را حفظ کند.

0 Comments