جدیدترین مطالب
اصلاح نظم جهانی با تقویت نقش کشورهای جنوب
شورای راهبردی آنلاین-رصد: تحولات در نظم جهانی، فرصتها و چالشهایی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد میکند. نهادهایی که برای مدیریت روابط بینالملل در رابطه با امور مالی، امنیت، تجارت و دیپلماسی پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند، هنوز هم کارآمد و مرتبط هستند اما ساختارهای اساسی آنها دیگر با توزیع جدید قدرت سازگار نیستند. با این حال، طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه از نظر اقتصادی قدرتمندتر شدهاند، نفوذ بیشتری در روابط بینالملل کسب کردهاند و میتوانند شبکههای جدیدی از همکاری ایجاد کنند. این تحولات فرصتی را برای ایجاد نهادهایی با نمایندگی بیشتر و موثرتر از آنچه امروز هستند، ایجاد میکند. با این حال، این امر مستلزم همکاری، غلبه بر خطوط تقسیم داخلی و حمایت از کشورهای کمدرآمد است.»
أحدث المقالات
اصلاح نظم جهانی با تقویت نقش کشورهای جنوب
شورای راهبردی آنلاین-رصد: تحولات در نظم جهانی، فرصتها و چالشهایی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد میکند. نهادهایی که برای مدیریت روابط بینالملل در رابطه با امور مالی، امنیت، تجارت و دیپلماسی پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند، هنوز هم کارآمد و مرتبط هستند اما ساختارهای اساسی آنها دیگر با توزیع جدید قدرت سازگار نیستند. با این حال، طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه از نظر اقتصادی قدرتمندتر شدهاند، نفوذ بیشتری در روابط بینالملل کسب کردهاند و میتوانند شبکههای جدیدی از همکاری ایجاد کنند. این تحولات فرصتی را برای ایجاد نهادهایی با نمایندگی بیشتر و موثرتر از آنچه امروز هستند، ایجاد میکند. با این حال، این امر مستلزم همکاری، غلبه بر خطوط تقسیم داخلی و حمایت از کشورهای کمدرآمد است.»
اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران

مایکل کوهن در گزارشی که در وبسایت اندیشکده «استیمسون» منتشر شد نوشت: دونالد ترامپ در آغاز جنگ اهدافی را مطرح کرد که در دستیابی به آنها موفق نبود. با ازسرگیری درگیریها، آمریکا تا حد زیادی از اهداف اولیه دست کشید و بر هدف محدودتر پایان دادن به توانایی ایران در مختل کردن کشتیرانی در تنگه هرمز تمرکز کرد.
از ۸ ژوئیه، حملات آمریکا بر پدافند هوایی، شبکههای فرماندهی و کنترل، رادارهای ساحلی، سکوهای پرتاب موشک و پهپاد، تاسیسات ذخیرهسازی و داراییهای دریایی ایران متمرکز بوده است. از ۱۴ ژوئیه نیز نیروی دریایی آمریکا ایران را تحت محاصره دریایی قرار داده است.
اگرچه مقامات آمریکایی همچنان هدف اصلی جنگ را جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای اعلام میکنند، اما شواهد اندکی وجود دارد که نشان دهد حملات اخیر زیرساختهای هستهای ایران را هدف قرار دادهاند. به گفته جفری لوئیس، «هیچیک» از حملات موج دوم آمریکا بر برنامه هستهای ایران متمرکز نبوده است.
ایران با وجود حملات به تاسیسات تولید موشکی این کشور، صدها و شاید هزاران موشک در اختیار دارد و همچنان قادر به وارد کردن خسارت است. مقامات آمریکایی و اسرائیلی از سرعت بازسازی زیرساختهای موشکی ایران نگران هستند.
حملات آمریکا با وجود آسیب به توان دریایی ایران، مانع از اختلال کشتیرانی در تنگه هرمز توسط تهران نشد.
از ۸ ژوئیه، ایران دستکم ۱۵ نفتکش را هدف قرار داده است. در ۲ سپتامبر تنها چهار شناور از تنگه عبور کردند، در حالی که پیش از جنگ میانگین روزانه حدود ۱۳۸ کشتی بود. جریان نفت خام نیز از حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز پیش از جنگ به میانگین ۴.۹ میلیون بشکه کاهش یافته است.
تلاش برای نابودی نیروی دریایی ایران، دستکم تا امروز، توانایی ایران برای اختلال در این آبراه راهبردی را تغییری نداده است.
هزینههای نظامی مستقیم و غیرمستقیم
پیت هگسث هزینه جنگ را ۳۷.۵ میلیارد دلار و دفتر بودجه کنگره هزینه آن تا اول اوت ۲۰۲۶ را ۳۸.۱ میلیارد دلار برآورد کرده است. این برآوردها هزینه بازسازی پایگاههای آسیبدیده آمریکا در خاورمیانه را شامل نمیشود. ۲۲۸ سازه یا قطعه تجهیزات در تاسیسات نظامی آمریکا آسیب دیدهاند و تعمیر آنها ممکن است دهها میلیارد دلار هزینه داشته باشد.
افزایش هزینهها موجب کسری بودجه در پنتاگون شده و این نهاد را به لغو رزمایشهای آموزشی و برداشت از بودجه تجهیزات، تاسیسات و تعمیر و نگهداری واداشته است. وزارت امور خارجه نیز ۱۱۳ میلیون دلار هزینه مرتبط با «عملیات خشم حماسی» داشته و تاسیسات دیپلماتیک آمریکا ۱۸۴ میلیون دلار خسارت دیدهاند.
سه ماه پیش این جنگ یک «فاجعه راهبردی» توصیف شد که دستاورد ناچیزی برای منافع امنیت ملی آمریکا داشته و صدها میلیارد دلار هزینه مستقیم و غیرمستقیم بر این کشور تحمیل کرده است. سه ماه بعد، این جنگ همچنان همان ویژگی را حفظ کرده است. اهداف اولیه کنار گذاشته شده و عملیات نظامی آمریکا تقریبا بهطور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است، در حالی که هزینههای انسانی، نظامی و اقتصادی افزایش مییابد.
کاهش ذخایر مهمات و آسیبپذیری آمریکا و متحدان
به گفته مرکز مطالعات راهبردی و بینالملل، جایگزینی مهمات مصرفشده ممکن است چندین سال طول بکشد. انتظار نمیرود ذخایر «تاماهاک» تا اواخر ۲۰۳۰ یا اوایل ۲۰۳۱ به سطح پیش از جنگ بازگردد و جبران ذخایر «پاتریوت» و «تاد» نیز ممکن است دستکم سه سال زمان ببرد.
استفاده گسترده از مهمات علیه ایران، مقابله با تهدیدات احتمالی در سایر نقاط را دشوارتر کرده و توان بازدارندگی متحدان آمریکا را تضعیف میکند. کاهش ذخایر، «پنجرهای از آسیبپذیری» برای درگیری احتمالی در غرب اقیانوس آرام ایجاد کرده است.
کره جنوبی، ژاپن و تایوان با احتمال «تاخیرهای چندساله» در تحویل تسلیحات آمریکایی مواجهاند و متحدان ناتو نیز درباره کمبود موشکهای رهگیر و افزایش آسیبپذیری در برابر موشکهای بالستیک روسیه ابراز نگرانی کردهاند.
هزینههای تحمیلشده بر اقتصاد آمریکا
به گفته مارک زاندی، این مناقشه حدود ۱۶۵۰ دلار برای هر خانوار آمریکایی هزینه داشته که در مجموع بیش از ۲۲۰ میلیارد دلار است. میانگین قیمت بنزین از حدود ۳ دلار پیش از جنگ به ۴.۳۲ دلار در ۱۵ سپتامبر رسیده و ۴۵ درصد افزایش یافته است. قیمت گازوئیل نیز به ۶.۳۱ دلار افزایش یافته و قیمت بلیت هواپیما نزدیک به ۲۷ درصد بیشتر از سال ۲۰۲۵ است. جنگ روزانه ۵ تا ۷ میلیون بشکه نفت را از جریان حملونقل خارج میکند. نرخ تورم از ۲.۴ درصد در آغاز جنگ به ۴ درصد در اوایل ژوئن رسید و نرخ بهره وام مسکن ۳۰ ساله نیز به ۷.۲۲ درصد افزایش یافته است.
پیامدهای سیاسی جنگ
اکثریت آمریکاییها با جنگ علیه ایران مخالفاند و حمایت از آن از همان ابتدا کمتر از هر جنگ دیگری بوده که آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم در آن مشارکت داشته است. از اواسط مارس حمایت از جنگ زیر ۴۰ درصد باقی مانده است.
مخالفت عمومی میتواند گزینههای راهبردی رئیسجمهور را محدود و او را به سمت حلوفصل مناقشه سوق و به ایران انگیزه دهد که مواضع سرسختانهتری را در مذاکرات اتخاذ کند.
تأثیر بر اقتصاد جهانی
بانک جهانی پیشبینی میکند رشد جهانی در سال ۲۰۲۶ به ۲.۵ درصد کاهش یابد. رشد اقتصادی کشورهای حوزه خلیج فارس ۱.۳ درصد برآورد شده، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۵، ۴.۵ درصد بود. این جنگ همچنین تجارت و سرمایهگذاری را مختل و پروژههای بزرگ توسعهای را تهدید کرده است.
در بریتانیا نیز پیشبینی میشود که رشد اقتصادی از ۱.۲ به ۰.۷ درصد کاهش یابد و نرخ تورم به ۴ درصد برسد. اختلال در زنجیره تامین جهانی کود و مواد مغذی مورد نیاز صنعت کود نیز پیامدهای اقتصادی گستردهای ایجاد کرده است.
تأثیر بر کشاورزی جهانی
حدود ۳۰ درصد عرضه جهانی کود، ۵۰ درصد گوگرد مورد معامله جهان و بیش از ۳۰ درصد صادرات جهانی اوره از مسیر خلیج فارس انجام میشود. بسته شدن تنگه هرمز موجب کمبود کود، افزایش هزینههای کشاورزی و کاهش بازده محصولات شده است. قیمت کود نسبت به سال گذشته ۳۵ درصد افزایش یافته و قیمت اوره از ۴۱۵ دلار در ژانویه ۲۰۲۶ به ۷۷۰.۵ دلار در ژوئیه رسیده است. دولت ترامپ از کنگره درخواست بیش از ۱۱ میلیارد دلار کمک برای کشاورزان آسیبدیده از جنگ کرده، اما کنگره تاکنون موافقت نکرده است.
تاکنون قیمت جهانی مواد غذایی افزایش چشمگیری نداشته، اما بانک جهانی از افزایش فشارهای تورمی مواد غذایی در آمریکای لاتین، کارائیب و آسیای جنوبی خبر داده است.
افزایش قیمت کود ممکن است تاثیر کامل خود را از سال آینده نشان دهد. اگر قیمت کود بالا بماند، ممکن است کشاورزان به سمت محصولاتی با نیاز کمتر به کود حرکت کنند که میتواند هزینههای اولیه کشاورزان و در نهایت قیمت برای مصرفکنندگان را افزایش دهد.
بر اساس گزارش برنامه جهانی غذا، کشورهای فقیرتر با برخی از بزرگترین خطرات مواجه هستند. در صورت تداوم شرایط موجود، ممکن است میلیونها نفر در سومالی، افغانستان و سریلانکا با خطر ناتوانی در تامین نیازهای غذایی پایه مواجه شوند.
نتیجه
شش ماه پس از آغاز جنگ، ارزیابی کلی درباره اینکه آیا این جنگ ارزشش را داشت یا خیر، تغییری نکرده است. در برابر نتایج ناچیز، هزینههای فزاینده قرار دارد.
پنتاگون دهشورای راهبردی آنلاین-رصد: «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران میگذرد و هیچ چشماندازی برای پایان آن دیده نمیشود. موج نخست درگیریها از ۲۸ فوریه تا آتشبس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیریها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتیها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هستهای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شدهاند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا بهطور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»ها میلیارد دلار هزینه کرده و بازسازی پایگاههای آسیبدیده و جبران ذخایر تسلیحاتی تخلیهشده، سالها زمان و دهها میلیارد دلار هزینه خواهد برد. خانوارهای آمریکایی هزینه بیشتری برای سوخت میپردازند، تورم افزایش یافته و هزینههای استقراض بالا رفته است. اختلال در تامین نهادههای کلیدی کشاورزی نیز خطر گرسنگی را در کشورهایی دور از کانون درگیریها افزایش میدهد.
حتی اگر آمریکا به اهداف خود دست یافته بود، دشوار میشد استدلال کرد که منافع حاصل برای امنیت ملی آمریکا بر هزینههای مستقیم و غیرمستقیم جنگ میچربد.
آمریکا نمیتواند خسارات شش ماه گذشته را جبران کند، اما میتواند از تشدید این آسیبها جلوگیری کند. بعید است حملات بیشتر، پیروزی قاطعی را که در ابتدا وعده داده شده بود، به ارمغان بیاورد. اولویت واشنگتن باید پایان دادن به درگیریها از طریق مذاکره، بازگشایی تنگه هرمز و توقف چرخه اقدامات تلافیجویانه باشد.
چنین نتیجهای با اهداف بلندپروازانه اولیه دولت فاصله زیادی خواهد داشت؛ اما بهتر از ادامه مناقشهای است که هزینههای آن مدام رو به افزایش است و چشمانداز موفقیت در آن روزبهروز کمرنگتر میشود.
0 Comments