جدیدترین مطالب

دیپلماسی ترکیه در دریای سیاه در قبال موانع عملیاتی روسیه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «با وجود تلاش‌های ترکیه، علائم دریافتی از مسکو چشم‌انداز احیای دوباره «ابتکار غلات دریای سیاه» را تیره کرده است. حملات روسیه و اوکراین به بنادر، پایانه‌های بارگیری و کشتی‌های دریای سیاه، صادرات مواد غذایی و عرضه جهانی غلات را مختل کرده و کشتی‌های غیرنظامی کشورهای دیگر را نیز هدف قرار داده است. ترکیه بر اساس اختیارات اعطا‌شده به این کشور در کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶، کنترل تنگه‌های ترکیه، تنها مسیر دریایی میان دریای سیاه و مدیترانه، را در دست دارد. آنکارا در بخش بزرگی از جنگ روسیه و اوکراین خود را به‌عنوان میانجی معرفی کرده است. با تشدید حملات در دریای سیاه، آنکارا در پی ایفای نقش بزرگ‌تری در این میانجی‌گری است، اما موفقیت آن به آمادگی روسیه و اوکراین برای مذاکره بستگی دارد.»

فرصت‌های هم‌سویی بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوراسیای بزرگ

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «نشست‌های اخیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای نشان می‌دهد که در میان کشورهای «اکثریت جهانی»، همکاری‌ها به‌تدریج در حال شکل دادن به چارچوبی جدید برای نظم جهانی است؛ چارچوبی که در آن نمایندگان غرب حضور ندارند و تمرکز اصلی بر همکاری میان قدرت‌های نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این روند صرفا در بیانیه‌های سیاسی نیست، بلکه در هم‌راستا شدن پروژه‌ها و سازوکارهای همکاری بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکل‌گیری ایده «اوراسیای بزرگ» آشکار می‌شود.»

فرجام تنش‌زدایی هند و چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «هند و چین در کمتر از ۶۰ روز، چهار گفت‌وگوی مهم دوجانبه با هدف یافتن راه‌حلی برای مسئله مرزی و در عین حال حفظ صلح در امتداد مرزها برگزار کردند. دو کشور در ماه اوت، مذاکرات دیپلماتیک و پس از آن، گفت‌وگوهایی میان نمایندگان ویژه دو کشور ترتیب دادند که در نهایت به برگزاری نخستین نشست در سطح فرماندهان در اوایل سپتامبر انجامید. سرانجام، نوبت به دیدار دوجانبه نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین رسید.»

دکترین «بازدارندگی شناختی – فناورانه» در برابر ائتلاف جنگ نرم غرب و رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گسترش هوش مصنوعی و عملیات نفوذ، میدان درگیری را از فضای فیزیکی به محیط ادراکی و الگوریتمی کشانده و بازدارندگی شناختی را به ضرورتی راهبردی تبدیل کرده است.

تأثیرات جنگ علیه ایران بر تعهدات سرمایه‌گذاری کشورهای خلیج فارس در آمریکا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: در چارچوب برنامه سرمایه‌گذاری «اول آمریکا» که دونالد ترامپ بر آن تاکید داشته است، دولت‌های خارجی به حدود ۶ تریلیون دلار برای سرمایه‌گذاری در آمریکا و گسترش مبادلات اقتصادی با هدف حمایت از اشتغال و تولید در آمریکا متعهد شده‌اند. نزدیک به ۴ تریلیون دلار از این مبلغ در سال ۲۰۲۵ از جانب عربستان، قطر و امارات، سه عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، وعده داده شد.

معضل امنیتی ریاض و تناقضات پیمان مکه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پیمان مکه که حوثی‌ها آن را به بوته آزمایش کشاندند و درخواست کمک ریاض از واشنگتن و تل‌آویو اعتبارش را زیر سوال برد، اکنون در برابر انتخابی سرنوشت‌ساز قرار گرفته است؛ آن هم در شرایطی که خطر گسترش این مناقشه از غرب آسیا به جنوب آسیا روزبه‌روز بیشتر می‌شود.»

قمار لندن با حمایت نظامی از اقدامات علیه یمن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تصمیم لندن به حمایت نظامی از عربستان در پرونده یمن، فراتر از یک مأموریت محدود هوایی، می‌تواند انگلیس را با پیامدهای حقوقی، امنیتی، اقتصادی و راهبردی گسترده‌ای مواجه کند.

Loading

أحدث المقالات

دیپلماسی ترکیه در دریای سیاه در قبال موانع عملیاتی روسیه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «با وجود تلاش‌های ترکیه، علائم دریافتی از مسکو چشم‌انداز احیای دوباره «ابتکار غلات دریای سیاه» را تیره کرده است. حملات روسیه و اوکراین به بنادر، پایانه‌های بارگیری و کشتی‌های دریای سیاه، صادرات مواد غذایی و عرضه جهانی غلات را مختل کرده و کشتی‌های غیرنظامی کشورهای دیگر را نیز هدف قرار داده است. ترکیه بر اساس اختیارات اعطا‌شده به این کشور در کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶، کنترل تنگه‌های ترکیه، تنها مسیر دریایی میان دریای سیاه و مدیترانه، را در دست دارد. آنکارا در بخش بزرگی از جنگ روسیه و اوکراین خود را به‌عنوان میانجی معرفی کرده است. با تشدید حملات در دریای سیاه، آنکارا در پی ایفای نقش بزرگ‌تری در این میانجی‌گری است، اما موفقیت آن به آمادگی روسیه و اوکراین برای مذاکره بستگی دارد.»

فرصت‌های هم‌سویی بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوراسیای بزرگ

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «نشست‌های اخیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای نشان می‌دهد که در میان کشورهای «اکثریت جهانی»، همکاری‌ها به‌تدریج در حال شکل دادن به چارچوبی جدید برای نظم جهانی است؛ چارچوبی که در آن نمایندگان غرب حضور ندارند و تمرکز اصلی بر همکاری میان قدرت‌های نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این روند صرفا در بیانیه‌های سیاسی نیست، بلکه در هم‌راستا شدن پروژه‌ها و سازوکارهای همکاری بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکل‌گیری ایده «اوراسیای بزرگ» آشکار می‌شود.»

فرجام تنش‌زدایی هند و چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «هند و چین در کمتر از ۶۰ روز، چهار گفت‌وگوی مهم دوجانبه با هدف یافتن راه‌حلی برای مسئله مرزی و در عین حال حفظ صلح در امتداد مرزها برگزار کردند. دو کشور در ماه اوت، مذاکرات دیپلماتیک و پس از آن، گفت‌وگوهایی میان نمایندگان ویژه دو کشور ترتیب دادند که در نهایت به برگزاری نخستین نشست در سطح فرماندهان در اوایل سپتامبر انجامید. سرانجام، نوبت به دیدار دوجانبه نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین رسید.»

دکترین «بازدارندگی شناختی – فناورانه» در برابر ائتلاف جنگ نرم غرب و رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گسترش هوش مصنوعی و عملیات نفوذ، میدان درگیری را از فضای فیزیکی به محیط ادراکی و الگوریتمی کشانده و بازدارندگی شناختی را به ضرورتی راهبردی تبدیل کرده است.

تأثیرات جنگ علیه ایران بر تعهدات سرمایه‌گذاری کشورهای خلیج فارس در آمریکا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: در چارچوب برنامه سرمایه‌گذاری «اول آمریکا» که دونالد ترامپ بر آن تاکید داشته است، دولت‌های خارجی به حدود ۶ تریلیون دلار برای سرمایه‌گذاری در آمریکا و گسترش مبادلات اقتصادی با هدف حمایت از اشتغال و تولید در آمریکا متعهد شده‌اند. نزدیک به ۴ تریلیون دلار از این مبلغ در سال ۲۰۲۵ از جانب عربستان، قطر و امارات، سه عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، وعده داده شد.

معضل امنیتی ریاض و تناقضات پیمان مکه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پیمان مکه که حوثی‌ها آن را به بوته آزمایش کشاندند و درخواست کمک ریاض از واشنگتن و تل‌آویو اعتبارش را زیر سوال برد، اکنون در برابر انتخابی سرنوشت‌ساز قرار گرفته است؛ آن هم در شرایطی که خطر گسترش این مناقشه از غرب آسیا به جنوب آسیا روزبه‌روز بیشتر می‌شود.»

قمار لندن با حمایت نظامی از اقدامات علیه یمن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تصمیم لندن به حمایت نظامی از عربستان در پرونده یمن، فراتر از یک مأموریت محدود هوایی، می‌تواند انگلیس را با پیامدهای حقوقی، امنیتی، اقتصادی و راهبردی گسترده‌ای مواجه کند.

Loading

استراتژی آمریکا درشرق آسیا : تغییر و تداوم

۱۳۹۸/۰۴/۰۳ | نمای راهبردی

شورای راهبردی آنلاین- یادداشت: منطقه شرق آسیا در سیاست خارجی دونالد ترامپ ازجایگاه ویژه ای برخوردار است . به گفته ناظران رئیس جمهورآمریکا درتلاش است از تسلط چین در منطقه آسیا پاسیفیک جلوگیری نماید.

استراتژی امریکا در شرق آسیا: تغییر و تداوم

پیوند ” پیش­‌بینی‌ناپذیری” با سیاست­‌های آمریکای جدید و تلاش این کشور برای تولید ” تلی از تصاویر شکسته ” یکی از واقعیت­‌های امروزین سیاست بین‌الملل است و در همین راستا نیز آمریکا تلاش دارد تا به تولید و بازتولید تصاویر مقوم این پیش­‌بینی­‌ناپذیری به طرق مختلف بپردازد. این مهم را می­‌توان در جدیدترین اقدام این کشور یعنی حمله موشکی به سوریه و اعزام ناو هواپیمابر وینسون به شبه­‌جزیره کره مشاهده کرد. در حقیقت، چنین پیش­‌بینی­‌ناپذیری یکی از مهم­ترین نیازمندی­‌های راهبردی آمریکا در دوران انتقال در نظم و قدرت در سیاست بین­‌الملل است و می­‌تواند دو تاثیر استراتژیک نیز در این زمینه در پی داشته باشد. اولین تاثیر این مسئله می­‌تواند به باز تنظیم رابطه این کشور با سایر قطب‌های قدرت در عرصه سیاست بین‌الملل مربوط شده و سرعت ساخت فضاهای ژئوپلتیکی جدید توسط قدرت­‌های نوظهوری مانند چین و قدرت­های نرمالی مانند روسیه را تا حدود زیادی کند نماید. دومین اثر این پیش‌بینی‌ناپذیری نیز می­‌تواند به نوع ادراک متحدین سنتی آمریکا از حمایت یا عدم حمایت کامل این کشور از این بازیگران در محیط سیال بین­‌المللی باشد. در هر حال باید گفت که چنین رفتاری از سوی آمریکا باعث آن شده است تا رویکردهای مختلفی در ارتباط با آینده جهت حرکت و استراتژی آمریکا در مناطق مختلف و اساسا اینکه آیا امریکا در دوران ترامپ از یک استراتژی منسجم برای کنش برخوردار است یا خیر در محافل علمی و تحلیلی مختلف ایجاد و تقویت شود.

شاید بتوان گفت که منطقه شرق آسیا در زمره اولین مناطقی است که با گذشت زمان، مفصل بندی و چارچوب های اصلی و اساسی سیاست های آمریکا در دوران دونالد ترامپ، در آن به نسبت دیگذ مناطق از وضوح و شفافیت بیشتری برخوردار می شود. در ادامه تلاش داریم تا برخی از خطوط اساسی قابل شناسایی استراتژی آمریکا در منطقه شرق آسیا را که به نظر می رسد تا پایان سال 2017 نیز پایدار خواهد بود را شناسایی و بیان نماییم.

آمریکا و ترمیم الگوی بازدارندگی بومی

مسئله بسیار مهم دیگری که می تواند در زمره علل مهم تلاش آمریکا برای حضور و نفوذ بیشتر در منطقه شرق آسیا و آسیا پاسیفیک باشد را می توان به ناتوانی و شکست الگوهای بازدارندگی بومی و منطقه ای مربوط دانست. افزایش توانمندی های اقتصادی و نظامی چین به خصوص در یک دهه اخیر علاوه بر اینکه میزان نیازمندی های استراتژیک بازیگران منطقه ای به چین را افزایش داده است که در برخی اوقات با تغییر جهت گیری های متحدین آمریکا به سمت چین نیز همراه بوده است، همچنین باعث شده است تا لنگرگاه های سنتی آمریکا برای مهار چین در منطقه یعنی ژاپن و کره جنوبی از توان لازم برای مهار این کشور برخوردار نباشند. تا جاییکه به جرأت می توان گفت که جهت سیستم “توازن قدرت” منطقه ای به نفع چین در حال چرخش است. هر چند استراتژی “چرخش به سمت آسیا” که در دوران باراک اوباما ساخته و پرداخته شده بود که برای جلوگیری از چنین مسئله ای و رسیدن چین به بلوغ ژئوپلیتیک بود لیکن به نظر می رسد که این استراتژی نتوانسته است تا کنون ظرفیت راهبردی خاصی را در اختیار آمریکا به خصوص به لحاظ مهار چین قرار دهد. از اینرو دونالد ترامپ تلاش داشته است تا این استراتژی را با قاطعیت و جدیت بیشتری دنبال نماید. منطقه شرق آسیا، تنها منطقه در سیاست بین الملل است که استعداد ظهور قدرت هژمون را در حال حاضر در خود دارد و طبیعی است که امریکا تلاش خواهد کرد تا با کمک گرفتن از متحدین منطقه ای خود به خصوص ژاپن و کره جنوبی و افزایش توان این بازیگران، به صورت ترکیبی این استعداد را کاهش دهد. تقریباً در چهارماهه گذشته از سال 2017، منطقه شرق آسیا بیشترین انرژی را از سیاست خارجی و امنیتی آمریکا گرفته است و این کشور بخش زیادی از تمرکز استراتژیک خود را بر این منطقه و به خصوص دو کشور کره جنوبی و ژاپن قرار داده است. این کشور تا کنون دو بار از واژه حمایت صد درصدی استفاده کرده است و آن دو بار هم نسبت به حفظ تعهدات خود نسبت به دو کشور ژاپن و کره جنوبی در برابر کره شمالی بوده است.  این مسئله نشان می دهد که احیاء و بازیابی الگوی بازدارندگی “سه جانبه منطقه ای” یکی از دئوس اساسی سیاست های آمریکا در منطقه شرق آسیا است. آمریکایی ها تلاش دارند تا در کنار سه ضلعی ساخته شده در منطقه شرق آسیا برای مهار چین همچنین به آرامی هند را نیز به این حلقه وارد نمایند و ظرفیت های مهار و مدیریت رفتارهای احتمالی گریز از مرکز چین را افزایش دهند.

آمریکا و کاهش استعداد هژمونی چین در منطقه

با توجه به آنچه بیان شد می تواند گفت که یکی از اهداف جدی سیاست هایی آمریکا به خصوص در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ می تواند تلاش فوری برای جلوگیری از تسلط چین در منطقه آسیا پاسیفیک و در همان حال جلوگیری و متوقف کردن توان مانور این کشور در دیگر مناطق باشد. به بیان دیگر باید گفت که منطقه آسیا پاسفیک در حال حاضر بسیار بیش از مناطق دیگر مستعد ظهور قدرت هژمون است و در صورتی که آمریکایی ها به مدیریت معادلات این منطقه ورود ننمایند، گریز چین از نظم و الگوی سنتی مستقر و آمریکا محور بسیار قریب الوقوع می نماید. شاید به همین دلیل باشد که منفکرین واقع گرا به خصوص میرشایمر و والت هم در نوشته های خود به  آمریکا توصیه می نمایند که حضور و نفوذ بیشتری در منطقه شرق آسیا داشته باشد و در این رابطه از اصطلاح Onshore Balancing  که به معنای حضور در صحنه برای مهار چین است، استفاده می نمایند. به همین دلیل به نظر می رسد که تمرکز سیاست ها و استراتژی های آمریکا و افزایش قاطعیت دونالد ترامپ در نوع نگاه به این منطقه با چنین ادراکی در حال صورت گرفتن باشد. البته این نکته را باید بیان نمود که اگر چه به نظر می رسد چین هنوز آماده ورود به حوزه رقابت استراتژیک با آمریکا نیست لیکن واقعیت آن است که هر چه زمان به جلو می رود چین به “نقطه گریز” نزدیکتر می شود. نقطه گریزی که مطمئنا آثار آن به منطقه آسیا پاسیفیک منحصر نخواهد بود و دیگر مناطق و همچینی رفتار قدرت های بزرگ و منطقه ای دیگر را نیز بسیار تحت تأثیر قرار خواهد دد.

آمریکا و بازتعریف روابط با بازیگران کوچک منطقه ای

سند سیاست های امنیتی چین در شرق آسیا ژانویه سال 2017 منتشر شد و این کشور تلاش نمود تا در آن سند خطوط قرمز خود و همچنین نوع نگاه به منطقه را مشخص نماید. چین اگر چه تلاش دارد تا به حفظ و تداوم الگوهای مثبت ارتباطی با قدرت های بزرگ منطقه تداوم دهد لیکن به کشورهای کوچک منطقه ای هشدار می دهد که باید در جهت گیری ها و انتخاب های منطقه ای خود دقت بیشتری نمایند. به بیان دیگر می تواند گفت که چنین لحن هشدارگونه ای از طرف چین می تواند از این مسئله حکایت داشته باشد که این کشور خود را واجد ظرفیت اثرگذاری بیشتری بر جهت گیری بازیگران کوچک منطقه احساس نموده و از این رو تلاش دارد تا در نوع و ماهیت روابط این بزیگران به خصوص در جهت گیری ها و تمایل آنان به گسترش روابط با آمریکا دستگاری نماید. به نظر می رسد که چین تقریبا در یک دهه اخیر و به ویژه با بروز بحران مالی و اقتصادی در آمریکا و غرب و در نتیجه کاهش تمرکز آمریکا بر منطقه و حمایت نزدیک از متحدین منطقه ای خود، توانسته است تا حدودی در نگرش این کشورها به تداوم اتحاد با آمریکا خلل ایجاد نماید. نگرانی از قدرت یابی چین و برخی تغییر جهت بازیگران کوچک منطقه شرق و جنوب شرق آسیا، آمریکا و دولت ترامپ را بر آن داشته است تا مجددا به احیای روابط خود با این بازیگران و تلاش برای تقویت ائتلاف سنتی خود در منطقه بپردازند. باید تأکید کرد که نگرانی از قدرت یابی چین صرفا به آمریکایی ها مربوط نمی شود بلکه این نگرانی در بازیگران کوچک منطقه ای هم به نوعی قابل مشاهده است. کشورهای کوچک منطقه جنوب شرق آسیا تمایل دارند تا از استقلال استراتژیک خود در برابر قدرت یابی چین دفاع کنند اما این کشورها فاقد توانمندی های دفاعی و نظامی لازم برای تحقق این مهم هستند. از اینرو طبیعی است که تمایل این کشورها به سمت آمریکا و استفاده از ظرفیت این کشور برای مدیریت فرایند قدرت یابی چین افزایش یابد. البته این نکته را هم باد بیان نمود که امرزویه این کشورها با نوعی عدم قطعیت در نگاه و حرکت به سمت آمریکا و میزان پشتیبانی این کشور از خود نیز مواجهند. امری که باعث شده است تا کشورهای کوچک منطقه به سمت خرید تسلیحات بیشتر برای حفظ اقتدار و استقلال خود حرکت نماید. رشد 202 درصدی واردات تسلیحات ویتنام و تغییر رتبه این کشور از رتبه 29 به رتبه 10 در واردات تسلیحات و همچنین رشد 426 درصدی واردات تسلیحات فیلیپین را شاید بتوان در نتیجه همین ادراک تهدید در نتیجه قدرت یابی چین و همچنین برجسته سازی تهدید این کشور توسط امریکا در منطقه دانست.

نتیجه گیری

حرکت و تلاش چین برای کسب دستاوردهای بیشتری به خصوص در منطقه شرق آسیا باعث آن شده است تا احساس تهدید هم در ایالات متحده آمریکا و هم در برخی از متحدین منطقه ای این کشور بیشتر از گذشته شود. این حرکت و تلاش چین پس از بحران مالی و اقتصادی در غرب و آمریکا از شدت بیشتری برخوردار شد تا جاییکه برخی از تحلی گران از ورود سیاست خارجی چین به یک مرحله جدید سخن می گویند. مرحله جدیدی که می توان بر آن انتقال از سیاست و استراتژی “حرکت با چراغ خاموش” دنگ شیائوپینگ به “رفتار و استراتژی” تلاش برای کسب دستاورد” نام نهاد. اگر چه باید گفت که حریم و دامنه این استراتژی بیشتر بر چیدمان اول دفاعی و امنیتی چین به خصوص منطقه آسیا پاسفیک متمرکز بوده است لیکن به نظر می رسد که چینی ها بی علاقه به گسترش حریم و دامنه این استراتژی در دیگر مناطق به خصوص محیط های امنیتی غربی خود نیز نیستند. سیاست های چهار ماه اخیر دونالد ترامپ و تمرکز دستگاه تصمیم سازی آمریکا بر معادلات شرق آسیا، نشان می دهد که این کشور تمایلی به واگذاری آسان تعیین قواعد بازی منطقه به چین ندارند و تلاش دارند تا به طرق مختلف این برونگرایی و تلاش چین برای کسب دستاوردهای بیشتر را مهار و مدیریت نمایند.

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *