جدیدترین مطالب
نقشآفرینی چین در جنگ علیه ایران
مقابله واشنگتن با پکن بدون آنکه آن را جنگ بنامد
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «جنگ میان آمریکا و ایران، بهطور فزایندهای در حال فراتر رفتن از رویارویی صرف میان واشنگتن و تهران است زیرا در پسزمینه آن، رقابتی دیگر نیز در حال شکلگیری است. اگرچه چین بهطور مستقیم با آمریکا نمیجنگد، اما پیوندهای اقتصادی، فناوری و دیپلماتیکش با ایران، راهبرد واشنگتن را با پیچیدگی مواجه کرده است.»
راهبرد آینده آمریکا در عراق: کنترل کمتر برای حفظ بهتر نفوذ
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «علی الزیدی، نخستوزیر عراق در تاریخ ۳۰ سپتامبر روز پایان ماموریت نیروهای ائتلاف بینالمللی برای مبارزه با داعش در عراق را گرامی داشت. اول اکتبر فرصتی برای واشنگتن بود تا بهجای پایان دادن به رابطه با عراق، آن را از نو تعریف کند. چالش آمریکا، گذار از کنترل به نفوذ است. اهرمهای مستقیم واشنگتن در عراق با خروج نیروهای آمریکایی از این کشور کاهش مییابد، اما آمریکا همچنان ابزارهایی مانند نظام مالی مبتنی بر دلار، تحریمها، تبادل اطلاعات و فروش تجهیزات دفاعی را در اختیار دارد. بااینحال، استفاده از این ابزارها برای تاثیرگذاری بر تصمیمات عراق با استفاده از آنها برای کنترل این کشور تفاوت دارد؛ رویکرد دوم احتمالا شکست خواهد خورد.»
رقابت راهبردی آمریکا و چین در جنوب جهانی در عرصه فناوری
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «رقابت آمریکا و چین برای رهبری جهانی در عرصه علم و فناوری، به جنوب جهانی گسترش یافته است؛ منطقهای که کشورهای آن در پیگیری منافع توسعهای و اقتصادی خود، لزوما حاضر به همسویی با یکی از دو قدرت نیستند. گزارشی راهبردی با تاکید بر اهمیت این کشورها در رقابت این دو قدرت در عرصه فناوری، استدلال میکند که آمریکا برای حفظ موقعیت خود باید همکاریها در عرصه فناوری، سرمایهگذاری و اعتمادسازی با کشورهای جنوب جهانی را تقویت کند و در عین حال، از اتکای بیش از حد به ابزارهای قهری بپرهیزد.»
أحدث المقالات
نقشآفرینی چین در جنگ علیه ایران
مقابله واشنگتن با پکن بدون آنکه آن را جنگ بنامد
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «جنگ میان آمریکا و ایران، بهطور فزایندهای در حال فراتر رفتن از رویارویی صرف میان واشنگتن و تهران است زیرا در پسزمینه آن، رقابتی دیگر نیز در حال شکلگیری است. اگرچه چین بهطور مستقیم با آمریکا نمیجنگد، اما پیوندهای اقتصادی، فناوری و دیپلماتیکش با ایران، راهبرد واشنگتن را با پیچیدگی مواجه کرده است.»
راهبرد آینده آمریکا در عراق: کنترل کمتر برای حفظ بهتر نفوذ
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «علی الزیدی، نخستوزیر عراق در تاریخ ۳۰ سپتامبر روز پایان ماموریت نیروهای ائتلاف بینالمللی برای مبارزه با داعش در عراق را گرامی داشت. اول اکتبر فرصتی برای واشنگتن بود تا بهجای پایان دادن به رابطه با عراق، آن را از نو تعریف کند. چالش آمریکا، گذار از کنترل به نفوذ است. اهرمهای مستقیم واشنگتن در عراق با خروج نیروهای آمریکایی از این کشور کاهش مییابد، اما آمریکا همچنان ابزارهایی مانند نظام مالی مبتنی بر دلار، تحریمها، تبادل اطلاعات و فروش تجهیزات دفاعی را در اختیار دارد. بااینحال، استفاده از این ابزارها برای تاثیرگذاری بر تصمیمات عراق با استفاده از آنها برای کنترل این کشور تفاوت دارد؛ رویکرد دوم احتمالا شکست خواهد خورد.»
رقابت راهبردی آمریکا و چین در جنوب جهانی در عرصه فناوری
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «رقابت آمریکا و چین برای رهبری جهانی در عرصه علم و فناوری، به جنوب جهانی گسترش یافته است؛ منطقهای که کشورهای آن در پیگیری منافع توسعهای و اقتصادی خود، لزوما حاضر به همسویی با یکی از دو قدرت نیستند. گزارشی راهبردی با تاکید بر اهمیت این کشورها در رقابت این دو قدرت در عرصه فناوری، استدلال میکند که آمریکا برای حفظ موقعیت خود باید همکاریها در عرصه فناوری، سرمایهگذاری و اعتمادسازی با کشورهای جنوب جهانی را تقویت کند و در عین حال، از اتکای بیش از حد به ابزارهای قهری بپرهیزد.»
برنامه ما در برابر محدودیتهای جدید ورود به آمریکا؟
رضا نصری[1]
تمهیداتی که دولت ترامپ در امور مهاجرت اتخاذ کرده است، چنان هوشمندانه طراحی و تنظیم شده که «ساختارهای دموکراتیک» آمریکا و جامعهٔ مدنی این کشور نتوانند به آسانی برای خنثیسازی آنها اقدام کنند.
به همین دلیل معتقدم که – برخلاف تصور خوشبینانهٔ برخی تحلیلگران – این تمهیدات نه قرار است کوتاهمدت باشد، نه این تمهیدات به ایالات متحده آمریکا محدود خواهد ماند و نه این سیاستها به طرز قابل ملاحظهای «تعدیل» خواهد شد.
به عبارت دیگر، هرچند مقاومتهای مدنی و سازماندهی در برابر این اقدامات را لازم و قابل تقدیر میدانم، اما عمیقاً اعتقاد دارم که همهٔ ایرانیانی که در معرض این تمهیدات جدید قرار گرفتهاند، بهتر است به جای خوشبینی مفرط و انتظارِ خوشباورانهٔ بهبود شرایط، برنامههای بلندمدت خود را با وضعیت و قوانین جدید تطبیق دهند.
از طرف دیگر، با توجه به عوارض جانبی این اقدامات و با توجه به روند تصاعدی «مشروع شدن تبعیض» در آمریکا، لازم است دولت ایران نیز در راستای محافظت از منافع اتباع ایرانی، زمینهٔ بازگشت و جذب ایرانیان خارج از کشور را به صورت جدی فراهم آورد.
برای اثبات استحکام، مانایی و سرسختی قانون جدید آمریکا، کافی است به چند ویژگی آن توجه کنیم:
اول اینکه این قانون، با هوشمندی، ظاهرِ «موقت» خود را همواره در حین اجرا حفظ میکند (به نحوی که محدودیتها بر حسب گزارشهای نهادهای تعیینشده، مرتب «تمدید» میشود) و از این رو، امکانِ بررسیهای قضایی به منظور ابطال قانون و مداخلات دادگاه عالی را – که روی تمهیدات «موقت» امنیتی کمتر اظهارنظر میکند – به حداقل میرساند. ضمن اینکه اصولاً، بر اساس «دکترین قدرت جامع» (Plenary Power Doctrine)، «امور مهاجرتی» در حوزهٔ اختیارات انحصاری قوای مجریه و مقننه تعریف میشود و دادگاهها امکان چندانی برای مداخله در این امور ندارند.
در نتیجه، امید بستن به اینکه دادگاه عالی آمریکا – در پی تلاش جامعهٔ مدنی و قوهٔ مدبرهٔ آمریکا – در اولین فرصت مانعِ تداوم و اجرای کامل این قانون خواهند شد، امید واهی و خوشباورانهای است.
دوم اینکه قانون ترامپ به نحوی تنظیم شده که بارِ مسئولیتِ بازگشایی مرزهای آمریکا را عملاً به گردن «کشورهای هدف» انداخته است. به عبارت دیگر، این قانون جدید یک سلسله شروطِ همکاری برای کشورهای نامبرده تعریف کرده که اگر از آن سر باز بزنند، اتباعشان از ورود به آمریکا منع خواهند شد!
طبیعتاً، بسیاری از آن کشورها به آسانی به این «همکاری تحمیلی» تن نخواهند داد و از این رو، مسئولیت محدودیتهای سفری عمدتاً به گردن خود آنها خواهد افتاد. دولت ترامپ نیز – با اتکا به این استدلال که به آنها «حق انتخاب» داده است – خود را عملاً از هرگونه مسئولیت حقوقی و اتهام اخلاقی مبرا خواهد ساخت.
در نتیجه، امید بستن به اینکه دولت ترامپ تحت فشارهای افکار عمومی و سیاسی، از موضع فعلی خود عقبنشینی خواهد کرد نیز امید واقعبینانهای نیست. دولت ترامپ امور را به نحوی سامان داده که بتواند تمام فشارهای پیرامونی را به سمت و سوی «کشورهای هدف» هدایت و کانالیزه کند.
سوم اینکه قانون جدید، با تشدید و افزایش نقشِ سازمانهای اطلاعاتی در امور مهاجرتی، عملاً حوزهٔ «مهاجرت» و مرزبانی را به یک موضوع کاملاً «امنیتی» تبدیل کرده و حقیقت این است که وقتی یک موضوع، «امنیتی» شد و در حوزهٔ اختیارات نهادهای بسته و غیرشفاف اطلاعاتی قرار گرفت، کارآمدی جامعهٔ مدنی، نهادهای شهروندی و حتی دستگاههای قضایی و سیاسی در مورد آن نیز به حداقل میرسد.
به عبارت دیگر، تعدیل و تصحیح تصمیمهای و رفتارهای نهادهای امنیتی، به دلایل مختلف – از جمله به دلیل عدم دسترسی متقاضی به اسناد و اطلاعات آنها – امر پیچیده و بسیار دشواری خواهد بود.
چهارم اینکه سیاستی که علیه مهاجران مسلمان در آمریکا به راه افتاده، به احتمال زیاد محدود به آمریکا نخواهد ماند و به سایر کشورها تعمیم و تحمیل خواهد شد.
بسیار محتمل است که در اقدام بعدی، دولت ترامپ با کشورهای همسایه (به ویژه کانادا) و کشورهای اروپایی به مذاکره بنشیند تا سیاستهای مهاجرتی و مرزی آنها را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
به عنوان مثال، دولت ترامپ تلاش خواهد کرد تا دولت کانادا را – که با آمریکا نزدیک به 10 هزار کیلومتر مرز مشترک دارد – وادار کند تا نسبت به «ورود و خروج» اتباع کشورهای مسلمان به خاک خود حساسیت و سختگیری بیشتری اِعمال کند. طبیعتاً، بسیاری از دولتهای غربی نیز به شروط جدید و فشارهای او تن خواهند داد.
در نتیجه، فراگیر شدنِ این تهمیدات و بسط آن به سایر حوزهها نیز عاملی است که شکستِ این سیاستها را از آنچه تصور میشود، دشوارتر خواهد کرد و به ابقای بلندمدت آنها نیز کمک خواهد کرد.
به واقع، به نظر میرسد که این قانون آمده تا بماند و موج آن احتمالاً به درجات متغیری به سایر کشورهای غربی – که در حال رادیکال شدن هستند – نیز سرایت خواهد کرد.
پس چارهای نیست جز اینکه وضعیت جدید را با واقعبینی بپذیریم و متناسب با آن – هم در سطح فردی و هم در سطح سیاستگذاری – برنامهریزی کنیم.
منبع: ایرنا
بازنشر مطالب از دیگر رسانهها به معنای تایید آن از سوی سایت شورای راهبردی روابط خارجی نیست.
[1] کارشناس حقوق بین الملل
0 Comments