جدیدترین مطالب
افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بینالمللی تحت سلطه غرب ظهور کردهاند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایمهای الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوببندی میکنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقهای را مسدود میکند.
أحدث المقالات
پیامدهای قطع احتمالی کمک نظامی آمریکا به رژیم صهیونیستی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: « اظهارات ترامپ در پاسخ به واکنش تند مقامات اسرائیلی به توافق اولیه برای پایان دادن به جنگ با ایران که گفته بود «از نحوه رفتار اسرائیل با لبنان خوشحال نیستم. اگر من دخالت نمیکردم، اسرائیل خیلی وقت پیش نابود شده بود»، نشاندهنده پایینترین سطح روابط آمریکا و اسرائیل در دوران ریاستجمهوری ترامپ بود. اختلاف آنها اساسی است. ترامپ مصمم به پایان دادن جنگ با ایران است و ایران نیز روشن ساخته که توافق صلح تنها در صورتی ممکن است که اسرائیل عملیاتش را علیه حزبالله، متحد ایران، در لبنان متوقف کند. بهنظر میرسد یادداشت تفاهم اخیر بین آمریکا و ایران بهصراحت بیان میکند که پایان جنگ در لبنان بخشی از یک توافق جامعتر است.
افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بینالمللی تحت سلطه غرب ظهور کردهاند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایمهای الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوببندی میکنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقهای را مسدود میکند.
کرونا و لزوم همکاری منطقهای و جهانی

جهش جهانی این ویروس از یک اورگانیسم زنده (خفاش، مورچهخوار پولک دار یا هر موجود دیگری) در یک فضای میکرو، یعنی بازار محلی در شهر ووهان آغاز شد؛ لیکن الگوی انتقال، گسترش و فراگیری (پاندامیک) و تاثیرات مخرب آن میتواند تجربهای برای مواجهه مشترک جامعه جهانی با تهدیدات مشابه در آینده باشد.
در سطح جهانی، الگوی انتشار ویروس پاندمیک (همهگیر) است. حتی اگر کشورهای مختلف، قدرت کنترلی بالایی در مقابل انتشار آن داشته باشند، تنها از ورود آن برای زمان محدودی جلوگیری خواهند کرد، و پیامدهای دهشتناک اقتصادی و سیطره جهانی هراس کرونایی را نمیتوان نادیده انگاشت. در حال حاضر کنشهای اقتصادی جهانی تحت تاثیر این هیولا کاهش چشمگیری یافته است. زنجیره تولید، توزیع و مصرف جهانی، حداقل برای کوتاهمدت از روند طبیعی خارج شده است. اقتصاد توریسم در سراسر جهان با افت چشمگیری مواجه شده، نمودار صعودی عملکرد شرکتهای حملونقل بینالمللی شکلی نزولی یافته است. سیر کاهشی رشد اقتصاد جهان و سقوط شاخص بورس در کشورهای توسعه یافته علائم نگران کننده انتشار پاندمیک کرونا در جهان است. درهم تنیدگی اقتصادی چین با اقتصاد جهانی از یک سو و جایگاه دوم آن در اقتصاد جهانی و تامین نیازهای عمده جهان از سوی این کشور، موضوعاتی هستند که هرگونه دگرگونی در آن، بر کل اقتصاد جهان سایه خواهند افکند. کشورهای جهان در حال بستن و یا کنترل شدید مرزهای ملی خود برای در امان ماندن از این ویروس هستند. جهان مدرن قرن بیست و یکم، توسط ریزترین موجود میکروسکوپی تهدید شده است.
در سطح منطقهای، کرونا از استان ووهان در بخش مرکزی چین شروع شد، لیکن با سیاستهای سختگیرانه به سایر فضاهای چین، شکلی اپیدمیک نیافت. برعکس در برخی از کشورهای جهان همچون ایتالیا و کره جنوبی و ایران به سرعت از کانون اولیه بیماری، به سایر فضاها منتقل شد و آلودگی جغرافیایی غیرقابل کنترلی پیدا کرد.
در سطح بینالمللی، کشورهایی که در مرحله اول گسترش ویروس، تعاملات خود را با کانون انتشار، یعنی کشور چین کاهش داده، یا کنشهای فضایی خود را مدیریت کردند، آسیب کمتری دیدند و کشورهایی که با جدی نگرفتن تهدید ویروس، کنشهای فضایی را در بازه زمانی بیشتری تداوم دادند، در معرض آسیب بیشتری قرار گرفتند.
بر مبنای آمارهای رسمی، الگوی پخش جغرافیایی ویروس در گستره جهانی بر کشورهای کره جنوبی و ژاپن در شرق آسیا، ایران در خاورمیانه و ایتالیا در اروپا تمرکز یافته است.
کشورهای درگیر بیماری، در سطح ملی با چالشهای متعددی مواجه هستند. در اکثر کشورهای مبتلابه، اقتصاد ملی آنها آرایشی کرونایی در سطح رسمی و غیررسمی به خود گرفته است. تخصیص منابع مالی هنگفت برای پیشگیری، مبارزه، تامین اقلام پزشکی و تامین هزینههای درمانی، هزینههای هنگفتی را به اقتصاد آنها تحمیل کرده است و از سوی دیگر، بحران در کسبوکارهای کوچک و متوسط و بنگاههای بزرگ بالادستی، سبب کاهش تولید ملی شده، فرایند رشد و توسعه اقتصادی را با چالش بزرگی مواجه کرده است. در سطح غیررسمی اقتصادی نیز، رونق اقتصاد سیاه در سیستمهای اقتصادی دارای شکاف، ناکارآمدی آنها را در چنین شرایطی عیانتر نموده است. این مساله در کشورهای که سطح انتشار گستردهای از ویروس را تجربه میکنند و از منابع مالی و ذخایر مناسب مادی برخوردار نیستند وخیمتر است.
همانگونه که از نظر پزشکی، افراد سالم با سیستم بدنی ایمن و مقاوم، آسیب پذیری کمتری در مواجهه با ویروس دارند، در سطح ملی نیز، سیستمهای اقتصادی قوی و تابآور در چنین شرایطی توان عبور از بحران را خواهند داشت و سیستمهای اقتصادی ضعیف با چالش بزرگ ناشی از بحران کرونا مواجه خواهند شد .
با توجه به مطالب فوق، بحران کرونا، در حال تبدیل شدن به یکی از کمسابقهترین بحرانهای چند دهه اخیر است که به سرعت غیرقابل باوری در جهان منتشر شده است، منشاء این ویروس هرچه و یا هر کجا باشد، اثرات و پیامدهای آن جهانگیر است. در اندکزمانی گسترش یافته، دهها هزار نفر را مبتلا کرده و چند هزار نفر را به کام مرگ کشانده است. روند رو به رشد اقتصاد جهانی را در کشورهای توسعهیافته با کندی مواجه ساخته و ممکن است کشورهای در حال توسعه درگیر با این پدیده را به سمت ورشکستگی و یا فروپاشی اقتصادی سوق دهد. این دشمن خطرناک، نه جنگافزاری دارد و نه تجهیزات پیچیدهای لیکن از طریق افراد و نیازها و تعاملات اجتماعی- فضایی بشر، گسترش یافته است. به بزرگترین چالش اقتصادی جهان در کوتاهمدت تبدیل شده و کنشهای فضایی را به حداقل رسانده است.
بر اساس آنچه ذکر شد؛ مقابله با تهدید کرونا، پارادایم جدیدی را در تفکر بشری طلب میکند که فارغ از دشمنسازیهای ناشی از قدرت، در جهان درهم تنیده، همکاریهای جهانی را ضرورت میبخشد. واقعیت این است که حتی کشورهای قدرتمند نیز توانایی کامل مقابله با تبعات بحران کرونا و یا بحرانهای شبیه آن را ندارند. همچنانکه بحران کرونا جهانگیر است، خروج از آن نیز نیازمند اندیشهای جهانی است. هرچند آسیب چنین بحرانهایی برای کشورهای در حال توسعه بسیار شدیدتر از کشورهای توسعهیافته است، ولی تبعات اقتصادی- سیاسی چنین بحرانهایی برای این کشورها نیز میتواند مهلک باشد. نکته اساسی اینکه بر اساس تجارب اخیر، ناشی از فراگیری بیماریهای مشابه و احتمال تکرار آنها در آینده؛ تولید و انتشار عمدی (تروریستی) عوامل بیماری زا توسط گروهها و سازمانهای ضدبشری میتواند به الگوی رفتاری و کنشی محتمل تبدیل شود و بواسطه آن آسیبهای جدی به حیات و صلح و امنیت بشر وارد شود و جهان وارد دوره جدید و فاجعه باری از ناامنی گردد.
تجربه این بحران جهانی نشان میدهد که سطح تهدید بسیار گستردهتر از توان یک سیستم سیاسی جهت مدیریت آن است و همکاری فراگیر حکومتها را میطلبد. از اینرو هیچ جایگزینی برای کنترل آن به جزء اتکا به همکاریهای منطقه ای و جهانی با مشارکت تمام کشورهای جهان وجود ندارد. این بحران میتواند یک الگوی همکاری جهانی را برای بحرانهای نوپدید شکل دهد.
0 Comments