جدیدترین مطالب
موفقیتها و چالشهای همکاری روسیه و آفریقا پس از اجلاس سران ۲۰۲۳
شورای راهبردی آنلاین-رصد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه ژوئیه و در آستانه سومین نشست روسیه و آفریقا که قرار است در پایان ماه اکتبر برگزار شود، به آفریقا سفر و از اتیوپی، نیجر، موزامبیک و بوروندی دیدار کرد. نخستین اجلاس روسیه و آفریقا در سال ۲۰۱۹ با حضور هر ۵۴ کشور آفریقایی برگزار شد و ۴۵ کشور در سطح سران دولتها در اجلاس شرکت کردند؛ در حالی که در دومین نشست، ۴۷ کشور و ۲۷ رئیس دولت حضور داشتند. در ۲۰ ژوئیه سال جاری، حضور بیش از ۳۰ کشور آفریقایی در سومین نشست تایید شد. کارشناسان معتقدند که سومین نشست بیشتر جنبهای تشریفاتی خواهد داشت، زیرا معیار سنجش موفقیت این اجلاس بهتدریج از تعداد شرکتکنندگان به ارزیابی گامهای عملیشده برای تعمیق همکاریها تغییر یافته است.»
اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران میگذرد و هیچ چشماندازی برای پایان آن دیده نمیشود. موج نخست درگیریها از ۲۸ فوریه تا آتشبس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیریها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتیها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هستهای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شدهاند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا بهطور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»
دیپلماسی ترکیه در دریای سیاه در قبال موانع عملیاتی روسیه
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «با وجود تلاشهای ترکیه، علائم دریافتی از مسکو چشمانداز احیای دوباره «ابتکار غلات دریای سیاه» را تیره کرده است. حملات روسیه و اوکراین به بنادر، پایانههای بارگیری و کشتیهای دریای سیاه، صادرات مواد غذایی و عرضه جهانی غلات را مختل کرده و کشتیهای غیرنظامی کشورهای دیگر را نیز هدف قرار داده است. ترکیه بر اساس اختیارات اعطاشده به این کشور در کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶، کنترل تنگههای ترکیه، تنها مسیر دریایی میان دریای سیاه و مدیترانه، را در دست دارد. آنکارا در بخش بزرگی از جنگ روسیه و اوکراین خود را بهعنوان میانجی معرفی کرده است. با تشدید حملات در دریای سیاه، آنکارا در پی ایفای نقش بزرگتری در این میانجیگری است، اما موفقیت آن به آمادگی روسیه و اوکراین برای مذاکره بستگی دارد.»
فرصتهای همسویی بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوراسیای بزرگ
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «نشستهای اخیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای نشان میدهد که در میان کشورهای «اکثریت جهانی»، همکاریها بهتدریج در حال شکل دادن به چارچوبی جدید برای نظم جهانی است؛ چارچوبی که در آن نمایندگان غرب حضور ندارند و تمرکز اصلی بر همکاری میان قدرتهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این روند صرفا در بیانیههای سیاسی نیست، بلکه در همراستا شدن پروژهها و سازوکارهای همکاری بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکلگیری ایده «اوراسیای بزرگ» آشکار میشود.»
فرجام تنشزدایی هند و چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «هند و چین در کمتر از ۶۰ روز، چهار گفتوگوی مهم دوجانبه با هدف یافتن راهحلی برای مسئله مرزی و در عین حال حفظ صلح در امتداد مرزها برگزار کردند. دو کشور در ماه اوت، مذاکرات دیپلماتیک و پس از آن، گفتوگوهایی میان نمایندگان ویژه دو کشور ترتیب دادند که در نهایت به برگزاری نخستین نشست در سطح فرماندهان در اوایل سپتامبر انجامید. سرانجام، نوبت به دیدار دوجانبه نارندرا مودی، نخستوزیر هند، و شی جینپینگ، رئیسجمهور چین رسید.»
أحدث المقالات
موفقیتها و چالشهای همکاری روسیه و آفریقا پس از اجلاس سران ۲۰۲۳
شورای راهبردی آنلاین-رصد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه ژوئیه و در آستانه سومین نشست روسیه و آفریقا که قرار است در پایان ماه اکتبر برگزار شود، به آفریقا سفر و از اتیوپی، نیجر، موزامبیک و بوروندی دیدار کرد. نخستین اجلاس روسیه و آفریقا در سال ۲۰۱۹ با حضور هر ۵۴ کشور آفریقایی برگزار شد و ۴۵ کشور در سطح سران دولتها در اجلاس شرکت کردند؛ در حالی که در دومین نشست، ۴۷ کشور و ۲۷ رئیس دولت حضور داشتند. در ۲۰ ژوئیه سال جاری، حضور بیش از ۳۰ کشور آفریقایی در سومین نشست تایید شد. کارشناسان معتقدند که سومین نشست بیشتر جنبهای تشریفاتی خواهد داشت، زیرا معیار سنجش موفقیت این اجلاس بهتدریج از تعداد شرکتکنندگان به ارزیابی گامهای عملیشده برای تعمیق همکاریها تغییر یافته است.»
اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران میگذرد و هیچ چشماندازی برای پایان آن دیده نمیشود. موج نخست درگیریها از ۲۸ فوریه تا آتشبس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیریها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتیها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هستهای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شدهاند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا بهطور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»
دیپلماسی ترکیه در دریای سیاه در قبال موانع عملیاتی روسیه
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «با وجود تلاشهای ترکیه، علائم دریافتی از مسکو چشمانداز احیای دوباره «ابتکار غلات دریای سیاه» را تیره کرده است. حملات روسیه و اوکراین به بنادر، پایانههای بارگیری و کشتیهای دریای سیاه، صادرات مواد غذایی و عرضه جهانی غلات را مختل کرده و کشتیهای غیرنظامی کشورهای دیگر را نیز هدف قرار داده است. ترکیه بر اساس اختیارات اعطاشده به این کشور در کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶، کنترل تنگههای ترکیه، تنها مسیر دریایی میان دریای سیاه و مدیترانه، را در دست دارد. آنکارا در بخش بزرگی از جنگ روسیه و اوکراین خود را بهعنوان میانجی معرفی کرده است. با تشدید حملات در دریای سیاه، آنکارا در پی ایفای نقش بزرگتری در این میانجیگری است، اما موفقیت آن به آمادگی روسیه و اوکراین برای مذاکره بستگی دارد.»
فرصتهای همسویی بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوراسیای بزرگ
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «نشستهای اخیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای نشان میدهد که در میان کشورهای «اکثریت جهانی»، همکاریها بهتدریج در حال شکل دادن به چارچوبی جدید برای نظم جهانی است؛ چارچوبی که در آن نمایندگان غرب حضور ندارند و تمرکز اصلی بر همکاری میان قدرتهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این روند صرفا در بیانیههای سیاسی نیست، بلکه در همراستا شدن پروژهها و سازوکارهای همکاری بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکلگیری ایده «اوراسیای بزرگ» آشکار میشود.»
فرجام تنشزدایی هند و چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «هند و چین در کمتر از ۶۰ روز، چهار گفتوگوی مهم دوجانبه با هدف یافتن راهحلی برای مسئله مرزی و در عین حال حفظ صلح در امتداد مرزها برگزار کردند. دو کشور در ماه اوت، مذاکرات دیپلماتیک و پس از آن، گفتوگوهایی میان نمایندگان ویژه دو کشور ترتیب دادند که در نهایت به برگزاری نخستین نشست در سطح فرماندهان در اوایل سپتامبر انجامید. سرانجام، نوبت به دیدار دوجانبه نارندرا مودی، نخستوزیر هند، و شی جینپینگ، رئیسجمهور چین رسید.»
تحلیلی بر انحلال کابینه جنگ رژیم صهیونیستی و پیامدهای آن

منصور براتی- کارشناس مسائل رژیم صهیونیستی
برای بررسی موضوع انحلال کابینه جنگ رژیم اسرائیل، باید به بررسی شرایط قبل از شکلگیری آن بپردازیم.
در ابتدا با هدف آنکه دریابیم اصلا چرا به تشکیل چنین کابینهای نیاز بود باید به قبل از شروع جنگ در هفتم اکتبر در سال ۲۰۲۳ رجوع کنیم. کابینه نتانیاهو در همان ابتدای ژانویه ۲۰۲۳ که به قدرت رسید از طرح اصلاحات قضایی رونمایی کرد. از حدود یک هفته بعد یعنی روز هفتم ژانویه اعتراضات عمومی نسبت به اصلاحات قضایی آغاز شد و به مدت ۳۹ هفته ادامه پیدا کرد. در برخی نقاط، شاهد این بودیم که ۷۰۰ هزار نفر از اسرائیلی ها در شهرهای مختلف به اعتراض پرداختند. این موضوع باعث شکلگیری یک دو دستگی بسیار بزرگ در جامعه و حتی نهادهای سیاسی، نظامی و امنیتی اسرائیل شد. یعنی حتی ارتشیها و کارشناسان موساد و همینطور کارمندان دولت و سازمانهای مختلف دولتی را به دو دسته تقسیم کرد که عبارت بودند از موافقان و مخالفان اصلاحات.
در نتیجه این بحران و دو قطبی شدن، شرایط برای حمله بیرونی آمادهتر شد. از روز هفتم اکتبر که عملیات طوفان الاقصی آغاز شد به دلیل دو قطبی بسیار شدیدی که در جامعه و سپهر سیاسی اسرائیل بین سیاستمداران وجود داشت، برای کابینه رژیم اسرائیل بسیار دشوار بود که بخواهد اجماع ایجاد کند و همه طیفها نیز پشت سر آن قرار بگیرند و جنگ را مدیریت کنند. به همین دلیل، نتانیاهو از مخالفان خود در اپوزیسیون خواست که برای مدیریت جنگ به کابینه بپیوندند. یائیر لاپید نیز پیشنهاد تشکیل کابینه جنگی را مطرح کرد، اما خودش نهایتاً به این کابینه نپیوست. فقط ائتلاف بنی گانتس به این کابینه پیوست که در آن مقطع، گیدعون سعر هم عضو ائتلاف گانتس بود، ولی بعدها از آن خارج شد. لذا کابینهای با شش عضو شکل گرفت و گانتس شرط کرده بود که مدیریت جنگ و گرفتن تمام تصمیمات جنگی باید بر عهده این کابینه باشد. سه نفر از اعضای این کابینه ۶ نفره دارای حق رای بودند و سه نفر عضو ناظر بودند. این کابینه درواقع توانست به نتانیاهو کمک کند تا از وضعیت بحرانی آن زمان عبور کند. در آن زمان، نتانیاهو به هیچ عنوان محبوبیت نداشت و به شدت در جامعه منفور شده بود. حتی بیش از ۸۵ درصد افرادی که در برخی نظرسنجیها در آغاز جنگ شرکت میکردند، خواستهشان این بود که نتانیاهو استعفا دهد.
نخستوزیر رژیم صهیونیستی در این هفت، هشت ماه با طولانی کردن جنگ توانست تاحدودی میزان مخالفتها را کاهش دهد. از طرف دیگر، اعتبار گانتس به عنوان عضو دارای حق رای و گادی آیزنکوت به عنوان عضو ناظر کابینه باعث شده بود که هم یک وفاقی در بین جامعه با کابینه به وجود بیاید و هم اختلافات بین کابینه نتانیاهو و ارتش اسرائیل بر سر نحوه جنگ و مدیریت آن و آینده غزه بعد از جنگ، تاحدودی کاهش پیدا کند. این دو نفر، هر دو نظامی و برای دو دوره فرمانده کل ارتش بودند. تاثیر دیگری که این کابینه جنگی داشت، این بود که اختلافات متحدان غربی رژیم اسرائیل با کابینه نتانیاهو را محدود نگه داشت؛ زیرا این دو شخصیت میانهرو در کابینه جنگی حضور داشتند. اما گانتس اخیرا ادامه حضور خود در کابینه را به انجام چند اقدام و گرفتن تصمیم در مورد شش موضوع مشروط کرد. یکی از مهمترین موضوعات این بود که با توجه به نیازشان به ۳۰۰ هزار سرباز دیگر، مذهبیها را به سربازی فرا بخوانند و موضوع دیگر هم این بود که یک طرح منسجم و مشخص برای آینده غزه داشته باشند. البته ارتش و کابینه رژیم اسرائیل، یک طرح مشخص و منسجم را ارائه ندادند. لذا چون این شروط گانتس از طرف نتانیاهو جدی گرفته نشد، وی استعفا کرد و آیزنکوت نیز از کابینه جنگی خارج شد. با خروج این دو نفر عملاً کابینه جنگی بیمعنا شده بود، چون فقط افراد نزدیک به شخص نتانیاهو در آن حضور داشتند. در نتیجه، بعد از این استعفا، بن گویر، وزیر امنیت عمومی هم که گرایش راست افراطی دارد و در طول این مدت به دلیل وجود کابینه جنگی احساس میکرد وی را دور زدهاند، درخواست کرد که در کابینه جنگی به جای گانتس عضو شود. اما نتانیاهو نمیخواست راستهای افراطی را در کابینه جنگی دخالت دهد؛ چراکه بین تصمیمات آنها و نتانیاهو درباره جنگ شکاف زیادی وجود دارد و دردسر تصمیمات آنها زیاد است، لذا وی اعلام کرد که کابینه جنگی منحل شده است. اما انحلال کابینه چه تاثیراتی بر عملکرد نتانیاهو خواهد داشت؟
در طول هفت، هشت ماه گذشته که کابینه جنگی فعالیت کرد، اولین تاثیرش این بود که نتانیاهو را تاحدودی از بحران و گوشه رینگ خارج کرد و براساس بعضی از نظرسنجیها، کاهش مشروعیت و ضربه بزرگی که اوایل جنگ خورده بودند، مقداری جبران شد. اما از این به بعد که کابینه جنگی وجود ندارد احتمالاً همه مسئولیتها به گردن خود نتانیاهو خواهد بود. حتی گفته میشود که نتانیاهو میخواهد یک کابینه مخفی برای جنگ تشکیل دهد که فقط معتمدان خودش را در آن قرار دهد. در این کابینه، فقط چند نفر از معتمدان و نزدیکان به نتانیاهو حضور خواهند داشت و به او مشورت میدهند. به نظر میرسد در این کابینه مخفی، افرادی همچون یوآو گالانت، وزیر جنگ و صخی هنگبی، مشاور امنیت ملی نتانیاهو حضور خواهند داشت. همچنین چند نفر از نزدیکان نتانیاهو که احتمالاً در گذشته سابقه نظامی داشتند نیز در کابینه حاضر خواهند شد.
اما مهمترین پیامدهای فروپاشی کابینه جنگ چیست؟ نخست اینکه نتانیاهو دوباره به گوشه رینگ رانده میشود و همه مسئولیتها به گردن او خواهد بود. ثانیاً اختلافات او با جناح راست افراطی بیشتر خواهد شد؛ چراکه جناح راست افراطی میخواهد در تصمیمات مربوط به جنگ شرکت داشته باشد، ولی نتانیاهو به دلیل اختلافاتی که دارند، با آن مخالف است. این مسئله از آنجایی که کابینه جنگی هم منحل شده، بیش از گذشته باعث عصبانیت جناح راست افراطی خواهد شد. موضوع بعدی این است که دخالت راست افراطی در تصمیمات جنگ، اولا مخالفین نتانیاهو را عصبانیتر و رادیکالتر خواهد کرد و ثانیا اختلاف بین ارتش و نتانیاهو را هم بیشتر میکند. البته در نبود گانتس خود به خود این اتفاق میافتاد. باید توجه داشت که ارتش رژیم اسرائیل برای آینده غزه خیلی مایل نیست مسئولیتی بر عهده بگیرد و میخواهد با ارائه یک زمانبندی از آنجا خارج شود، اما کابینه نتانیاهو یک چنین چیزی را نمیخواهد. مسئله دیگر ارتباطات بینالمللی رژیم اسرائیل است که به شدت تحت تاثیر این تصمیم قرار خواهد گرفت. در ضمن اگر جو بایدن در کاخ سفید باقی بماند، اوضاع برای نخست وزیر رژیم اسرائیل وخیمتر می شود و متحدان اروپایی اسرائیل با شدت بیشتری با نتانیاهو و کابینه وی دچار اختلاف خواهند شد.
0 Comments