جدیدترین مطالب

علت تداوم سوء تفاهم غرب در درک اهمیت و جایگاه بریکس

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بریکس، که  در ابتدا به آن با نگاه طنزآمیز و به‌عنوان نوعی «انبوه نام‌های اختصاری توخالی» در عصر جهانی‌شدن برخورد ‌شد و بعدها نسخه‌ای ضعیف‌تر از باشگاه‌های جهانی مانند گروه ۷ تلقی شد، در سال‌های اخیر، به‌ویژه از سوی دونالد ترامپ، به‌عنوان تهدیدی بالقوه برای سلطه دلار آمریکا مورد توجه قرار گرفته و رسانه‌های غربی نیز در آستانه اجلاس ۲۰۲۶ بر اختلافات داخلی آن تمرکز کرده‌اند. با این حال، همه این برداشت‌ها اهمیت واقعی بریکس یعنی نقش آن به‌عنوان الگویی اولیه از نظم چندقطبی در حال ظهور را نادیده می‌گیرند.»

تحلیلی بر اخراج نیروهای آمریکایی از عراق و پیامدهای احتمالی آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نیروهای آمریکایی از عراق، پایان حضور نظامی مستقیم واشنگتن در این کشور را رقم زده است؛ اما اهرم‌های مالی، سیاسی و امنیتی آمریکا همچنان می‌تواند بر آینده این کشور اثرگذار و مشکل‌آفرین باشد.

موفقیت‌ها و چالش‌های همکاری روسیه و آفریقا پس از اجلاس سران ۲۰۲۳

شورای راهبردی آنلاین-رصد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه ژوئیه و در آستانه سومین نشست روسیه و آفریقا که قرار است در پایان ماه اکتبر برگزار شود، به آفریقا سفر و از اتیوپی، نیجر، موزامبیک و بوروندی دیدار کرد. نخستین اجلاس روسیه و آفریقا در سال ۲۰۱۹ با حضور هر ۵۴ کشور آفریقایی برگزار شد و ۴۵ کشور در سطح سران دولت‌ها در اجلاس شرکت کردند؛ در حالی که در دومین نشست، ۴۷ کشور و ۲۷ رئیس دولت حضور داشتند. در ۲۰ ژوئیه سال جاری، حضور بیش از ۳۰ کشور آفریقایی در سومین نشست تایید شد. کارشناسان معتقدند که سومین نشست بیشتر جنبه‌ای تشریفاتی خواهد داشت، زیرا معیار سنجش موفقیت این اجلاس به‌تدریج از تعداد شرکت‌کنندگان به ارزیابی گام‌های عملی‌شده برای تعمیق همکاری‌ها تغییر یافته است.»

روسیه، آمریکا و چین: سه ضلع مثلث در عصر مناقشه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «مثلث راهبردی» چارچوبی شناخته‌شده برای توصیف ماهیت نظام معاصر قدرت‌های بزرگ است که روابط میان مسکو، واشنگتن و پکن آن را شکل می‌دهد. تحولات سیاسی امروز بار دیگر مثلث قدرت‌های بزرگ را به صحنه اصلی بازمی‌گرداند.

اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران می‌گذرد و هیچ چشم‌اندازی برای پایان آن دیده نمی‌شود. موج نخست درگیری‌ها از ۲۸ فوریه تا آتش‌بس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیری‌ها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتی‌ها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شده‌اند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا به‌طور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»

چشم‌انداز تنش‌های ایران و آمریکا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پس از ماه‌ها جنگ و فشار اقتصادی، وضعیت ایران و آمریکا میان دو منطق متعارض قرار گرفته است؛ واشنگتن بر تشدید فشار برای کسب امتیاز تأکید دارد و تهران مذاکره تحت‌فشار را نمی‌پذیرد.

دیپلماسی ترکیه در دریای سیاه در قبال موانع عملیاتی روسیه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «با وجود تلاش‌های ترکیه، علائم دریافتی از مسکو چشم‌انداز احیای دوباره «ابتکار غلات دریای سیاه» را تیره کرده است. حملات روسیه و اوکراین به بنادر، پایانه‌های بارگیری و کشتی‌های دریای سیاه، صادرات مواد غذایی و عرضه جهانی غلات را مختل کرده و کشتی‌های غیرنظامی کشورهای دیگر را نیز هدف قرار داده است. ترکیه بر اساس اختیارات اعطا‌شده به این کشور در کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶، کنترل تنگه‌های ترکیه، تنها مسیر دریایی میان دریای سیاه و مدیترانه، را در دست دارد. آنکارا در بخش بزرگی از جنگ روسیه و اوکراین خود را به‌عنوان میانجی معرفی کرده است. با تشدید حملات در دریای سیاه، آنکارا در پی ایفای نقش بزرگ‌تری در این میانجی‌گری است، اما موفقیت آن به آمادگی روسیه و اوکراین برای مذاکره بستگی دارد.»

فرصت‌های هم‌سویی بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوراسیای بزرگ

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «نشست‌های اخیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای نشان می‌دهد که در میان کشورهای «اکثریت جهانی»، همکاری‌ها به‌تدریج در حال شکل دادن به چارچوبی جدید برای نظم جهانی است؛ چارچوبی که در آن نمایندگان غرب حضور ندارند و تمرکز اصلی بر همکاری میان قدرت‌های نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این روند صرفا در بیانیه‌های سیاسی نیست، بلکه در هم‌راستا شدن پروژه‌ها و سازوکارهای همکاری بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکل‌گیری ایده «اوراسیای بزرگ» آشکار می‌شود.»

Loading

أحدث المقالات

علت تداوم سوء تفاهم غرب در درک اهمیت و جایگاه بریکس

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بریکس، که  در ابتدا به آن با نگاه طنزآمیز و به‌عنوان نوعی «انبوه نام‌های اختصاری توخالی» در عصر جهانی‌شدن برخورد ‌شد و بعدها نسخه‌ای ضعیف‌تر از باشگاه‌های جهانی مانند گروه ۷ تلقی شد، در سال‌های اخیر، به‌ویژه از سوی دونالد ترامپ، به‌عنوان تهدیدی بالقوه برای سلطه دلار آمریکا مورد توجه قرار گرفته و رسانه‌های غربی نیز در آستانه اجلاس ۲۰۲۶ بر اختلافات داخلی آن تمرکز کرده‌اند. با این حال، همه این برداشت‌ها اهمیت واقعی بریکس یعنی نقش آن به‌عنوان الگویی اولیه از نظم چندقطبی در حال ظهور را نادیده می‌گیرند.»

تحلیلی بر اخراج نیروهای آمریکایی از عراق و پیامدهای احتمالی آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نیروهای آمریکایی از عراق، پایان حضور نظامی مستقیم واشنگتن در این کشور را رقم زده است؛ اما اهرم‌های مالی، سیاسی و امنیتی آمریکا همچنان می‌تواند بر آینده این کشور اثرگذار و مشکل‌آفرین باشد.

موفقیت‌ها و چالش‌های همکاری روسیه و آفریقا پس از اجلاس سران ۲۰۲۳

شورای راهبردی آنلاین-رصد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه ژوئیه و در آستانه سومین نشست روسیه و آفریقا که قرار است در پایان ماه اکتبر برگزار شود، به آفریقا سفر و از اتیوپی، نیجر، موزامبیک و بوروندی دیدار کرد. نخستین اجلاس روسیه و آفریقا در سال ۲۰۱۹ با حضور هر ۵۴ کشور آفریقایی برگزار شد و ۴۵ کشور در سطح سران دولت‌ها در اجلاس شرکت کردند؛ در حالی که در دومین نشست، ۴۷ کشور و ۲۷ رئیس دولت حضور داشتند. در ۲۰ ژوئیه سال جاری، حضور بیش از ۳۰ کشور آفریقایی در سومین نشست تایید شد. کارشناسان معتقدند که سومین نشست بیشتر جنبه‌ای تشریفاتی خواهد داشت، زیرا معیار سنجش موفقیت این اجلاس به‌تدریج از تعداد شرکت‌کنندگان به ارزیابی گام‌های عملی‌شده برای تعمیق همکاری‌ها تغییر یافته است.»

روسیه، آمریکا و چین: سه ضلع مثلث در عصر مناقشه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «مثلث راهبردی» چارچوبی شناخته‌شده برای توصیف ماهیت نظام معاصر قدرت‌های بزرگ است که روابط میان مسکو، واشنگتن و پکن آن را شکل می‌دهد. تحولات سیاسی امروز بار دیگر مثلث قدرت‌های بزرگ را به صحنه اصلی بازمی‌گرداند.

اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران می‌گذرد و هیچ چشم‌اندازی برای پایان آن دیده نمی‌شود. موج نخست درگیری‌ها از ۲۸ فوریه تا آتش‌بس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیری‌ها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتی‌ها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شده‌اند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا به‌طور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»

چشم‌انداز تنش‌های ایران و آمریکا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پس از ماه‌ها جنگ و فشار اقتصادی، وضعیت ایران و آمریکا میان دو منطق متعارض قرار گرفته است؛ واشنگتن بر تشدید فشار برای کسب امتیاز تأکید دارد و تهران مذاکره تحت‌فشار را نمی‌پذیرد.

دیپلماسی ترکیه در دریای سیاه در قبال موانع عملیاتی روسیه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «با وجود تلاش‌های ترکیه، علائم دریافتی از مسکو چشم‌انداز احیای دوباره «ابتکار غلات دریای سیاه» را تیره کرده است. حملات روسیه و اوکراین به بنادر، پایانه‌های بارگیری و کشتی‌های دریای سیاه، صادرات مواد غذایی و عرضه جهانی غلات را مختل کرده و کشتی‌های غیرنظامی کشورهای دیگر را نیز هدف قرار داده است. ترکیه بر اساس اختیارات اعطا‌شده به این کشور در کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶، کنترل تنگه‌های ترکیه، تنها مسیر دریایی میان دریای سیاه و مدیترانه، را در دست دارد. آنکارا در بخش بزرگی از جنگ روسیه و اوکراین خود را به‌عنوان میانجی معرفی کرده است. با تشدید حملات در دریای سیاه، آنکارا در پی ایفای نقش بزرگ‌تری در این میانجی‌گری است، اما موفقیت آن به آمادگی روسیه و اوکراین برای مذاکره بستگی دارد.»

فرصت‌های هم‌سویی بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوراسیای بزرگ

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «نشست‌های اخیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای نشان می‌دهد که در میان کشورهای «اکثریت جهانی»، همکاری‌ها به‌تدریج در حال شکل دادن به چارچوبی جدید برای نظم جهانی است؛ چارچوبی که در آن نمایندگان غرب حضور ندارند و تمرکز اصلی بر همکاری میان قدرت‌های نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این روند صرفا در بیانیه‌های سیاسی نیست، بلکه در هم‌راستا شدن پروژه‌ها و سازوکارهای همکاری بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکل‌گیری ایده «اوراسیای بزرگ» آشکار می‌شود.»

Loading

چشم‌انداز راهبرد جدید ترامپ در افغانستان

۱۳۹۶/۰۶/۰۵ | یادداشت

شورای راهبردی آنلاین- رسانه ها: اعلام راهبرد ترامپ به‌نوعی پاسخ به سخنرانی هشت سال گذشته باراک اوباماست. در آن سخنرانی راجع به راهبرد نوین آمریکا در افغانستان، در عین افزایش ۳۰ هزار نفری نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان، اعلام یک جدول زمانبندی برای خروج نیروها از افغانستان وجود داشت، اما ترامپ، برعکس اوباما، در آغاز ریاست جمهوری خود برنامه مشخصی قبلی برای جنگ افغانستان نداشت.

ترامپ نزدیک به هفت ماه با مشاوران و کارشناسان نظامی و سیاسی آمریکا در مورد راهبرد تازه‌اش در افغانستان رایزنی و سرانجام راهبرد نوینی را اعلام کرد. او سال گذشته، وقتی وارد کاخ سفید شد، وعده خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان را مطرح کرد، اما اکنون ترامپ طرحی را امضا کرد که حدود چهار هزار نظامی آمریکایی دیگر به افغانستان اعزام می‌شوند.

از این نگاه مواضع پیشین ترامپ در مورد افغانستان و نقش متغیرهایی چون نقد سیاست اوباما، نگرانی در مورد به بن‌بست رسیدن آمریکا در افغانستان، خروج نظامیان و پرداخت هزینه‌های نظامی ارتش آمریکا توسط متحدان، تأکید بر کاهش حضور نظامیان آمریکایی در منطقه، مخالفت با قدرت‌گیری داعش، مخالفت با تبدیل افغانستان به دولت ناکام و حضور نظامی و ملت‌سازی در افغانستان در کنار عدم نقش بنیادین افغانستان در مناظره‌های تلویزیونی ترامپ را با ابهام در مورد افغانستان با پرهزینه‌ترین جنگ آمریکا روبرو کرد.

 در این میان چالش‌های سیاسی و اقتصادی عمده افغانستان، اختلافات درونی در دولت وحدت ملی، بحران‌های امنیتی، حضور داعش و … موجب توجه ترامپ و بخشی از بدنه مشاوران و مقامات آمریکایی به خروج نیروها شد. اما در ماه‌های گذشته با خروج یا کاهش تأثیر شخصیت‌های طرفدار خروج آمریکا از افغانستان و یا حضور شرکت‌های خصوصی در جنگ افغانستان در دولت آمریکا در کنار افزایش نگاه و نفوذ رأی شخصیت‌هایی چون ژنرال نیکلسون در مورد افزایش نظامیان آمریکایی در افغانستان و… دبیر کل ناتو و خواست کمک‌های این کشور به افغانستان، ارزیابی‌های ترامپ و مشورت با مقامات نظامی و اطلاعاتی موجب تغییر نگرش ترامپ و نگرش و راهبرد نوینی برای افغانستان شد.

در نگاهی مقایسه ای، اعلام راهبرد ترامپ به‌نوعی پاسخ به سخنرانی هشت سال گذشته باراک اوباماست. در آن سخنرانی راجع به راهبرد نوین آمریکا در افغانستان، در عین افزایش ۳۰ هزار نفری نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان، اعلام یک جدول زمانبندی برای خروج نیروها از افغانستان وجود داشت، اما ترامپ، برعکس اوباما، در آغاز ریاست جمهوری خود برنامه مشخصی قبلی برای جنگ افغانستان نداشت.

در واقع ترامپی که روزگاری منتقد حضور نظامی آمریکا در افغانستان بود، اکنون در راهبرد نوین خود مخالفت با خروج شتاب زده نظامیان آمریکایی از افغانستان را اعلام کرده و حمله بر دشمنان آمریکا، نابودی داعش، ضربه زدن به القاعده، جلوگیری از تسلط طالبان بر افغانستان و نیز پایان دادن به حملات به ایالات متحده، مخالفت با خروج عجولانه از افغانستان و خلأ امنیتی آن همانند عراق، جلوگیری از ایجاد و توسعه پناهگاهی تروریست‌ها و دسترسی تروریست‌ها به سلاح‌های کشتار جمعی را مورد تأکید قرار داده است. در همین راستا در راهبرد نوین پشتیبانی از دولت و ارتش افغانستان در جنگ علیه تروریسم ، توجه به بومی سازی امنیت در افغانستان ، همکاری و دوستی با افغانستان بدون دیکته سیاست‌ها و توجه به ملت‌سازی، هشدار ضمنی به کابل در مورد عدم تعهد نامحدود آمریکا به افغانستان، تأکید بر کوشش دولت افغانستان در عرصه‌های مختلف نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، توجه به دو فاکتور شرایط زمانی و میدانی به عنوان راهنمای اصلی راهبرد آمریکا در افغانستان را در کنار توجه به ملاحظات و منافع ملی آمریکا مد نظر قرار گرفته است.

مخالفت‌ها و موافقت‌ها با راهبرد جدید

برخی از مخالفان داخلی آمریکا راهبرد نوین رئیس‌جمهوری آمریکا درباره افغانستان را هولناک، همراه با کشته شدن شمار بیشتری از جوانان آمریکایی و صرف میلیاردها دلار می‌دانند و بسیاری از دمکرات‌ها نیز عدم ارائه جزییات راهبرد این کشور برای افغانستان، خودداری ترامپ از ارائه جزییات تعهدی نامحدود را به چالش کشیده و برخی حتی طرح رأی در مورد حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان را در مجلس نمایندگان را مورد اشاره قرار داده‌اند. اما موافقان این رویکرد معتقدند که هر چند تأخیر در تعیین راهبرد نوین آمریکا برای افغانستان موجب پیشرفت‌های طالبان در این کشور شده بود اما اکنون واشنگتن در مسیر درستی قرار گرفته است. عدم وجود زمان‌بندی ویژه، ادامه حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان، اعزام سربازان بیشتر به افغانستان، مقابله با راهبرد نوین از راهبرد دولت اوباما که شکست گروه‌های تروریستی در افغانستان را به حالت تعلیق درآورده بود گام بزرگی در مسیر درست است و از حملاتی چون یازده ستامبر جلوگیری خواهد کرد.

در سطح منطقه‌ای رویکرد نوین راهبرد آمریکا با وجود آنکه، ناتو، اتحادیه اروپا، آلمان، هند، فرانسه، کانادا، استرالیا و بریتانیا از راهبرد ترامپ در افغانستان پشتیبانی کرده‌اند و به نظر می‌رسد در کنار برخی مخالفت‌های حداقلی متحدان ناتو و شریکان جهانی از راهبرد نوین آمریکا پشتیبانی می‌کنند و نیروهای اضافی و بودجه خود را با خط مشی واضح خود افزایش دهند. در این بین پیش بینی می‌شود همچنان که آمریکا از کشورهای عضو ناتو خواسته که همانطور که آمریکا بر میزان سربازان خود را در افغانستان می‌افزاید؛ آن‌ها همین سیاست را دنبال می کنند. در مقابل موضع انتقادی چین، روسیه، پاکستان و ایران نسبت به راهبرد نوین آمریکا وجود دارد. در این شرایط کوشش در جهت نقش آفرینی بیشتر هند و کمک به ایجاد امنیت در افغانستان و گسترش همکاری‌های اقتصادی در جهت پیگیری اهداف مشترک دو جانبه در جنوب آسیا و منطقه، واکنش و موضع گیری مقامات حزبی و رهبران پاکستانی در مقابل آمریکا را افزایش خواهد داد. چنانچه زرداری و عمران خان مواضع اخیر ترامپ علیه پاکستان را سرزنش کردند. از دیگر سو چین از پاکستان، پشتیبانی کرده و اعلام کرده است که جامعه جهانی باید تلاش‌های پاکستان را در برابر هراس‌افکنی درک کند. در بعد دیگری نیز مسکو معتقد است که راهبرد نوین رئیس‌جمهور آمریکا درباره افغانستان نمی‌تواند تغییر مثبتی در این کشور ایجاد کند. در این شرایط به‌نوعی افزایش رقابت و تشدید جنگ در افغانستان امری حتمی است و پاکستان با درک این خطر یارگیریها و همگرایی‌هایی بیشتر با چین و روسیه و تمایل به سمت مسکو خواهد داشت.

در شرایطی که توافق‌نامه کابل – واشنگتن نتوانست ضریب امنیت افغانستان را افزایش دهد، ناامنی‌ها در افغانستان پس از ورود ترامپ به کاخ سفید افزایش یافت. دولت کابل راهبرد نوین آمریکا را به عنوان تعهد ادامه‌دار و افزایش و اعلام پشتیبانی از تلاش‌های افغانستان برای دست‌یابی به‌خودکفایی و مبارزهٔ به تروریزم و رهایی منطقه از تهدید، ظرفیت مأموریت پشتیبانی قاطع را در امر آموزش، مشورت و کمک به قوای امنیتی و دفاعی افغانستان، بالابردن توانایی نیروهای هوایی افغان و دوبرابر ساختن شمار قوای ویژه را نیک ارزیابی می‌کند. چنانچه اشرف غنی رئیس‌جمهوری افغانستان از تعهد بلند مدت آمریکا برای حضور در افغانستان استقبال کرد و عبدالله عبدالله رئیس اجرایی افغانستان این تصمیم را تعهد آمریکا به افغانستان و مردم ارزیابی کرد.

در این نگاه رهبران کابل معتقدند که تلاش درجهت توان‌مندی افغان‌ها، زدودن فقر، سرمایه‌گذاری ، تجهیز بهتر نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان می‌تواند کمکی در جهت اصلاحات همه‌جانبه، مبارزه با فساد اداری، شفافیت و حاکمیت قانون باشد. همچنین راهبرد نوین پاکستان را وادار می‌کند که با هدف آوردن ثبات همکاری‌هایی کند. اما این راهبرد نیز مخالفان بسیاری در کابل دارد و منتقدان بر گسترش جنگ و ادامه تخریب و کشتار بدون توجه به مذاکرات و اقدامات صلح‌آمیز به جنگ در افغانستان و منطقه در این راهبرد توجه می‌کنند. چنانچه در داخل کابل برخی‌ اعتقاد دارند که آمریکایی که به راحتی می‌تواند طالبان را پای میز مذاکره آورد از این اقدام سر باز می‌زند. در همین نگاه گروه طالبان با رد راهبرد نوین دونالد ترامپ درباره افغانستان آن را مبهم دانست و با افزایش نیروها مخالفت کرد. در ادامه همین مخالفت‌ها نیز شخصیت‌هایی چون حامد کرزی، معتقدند که در راهبرد نوین به جای صلح یا خواست اساسی مردم، بر ادامه و گسترش جنگ تأکید شده است. از این منظر مخالفان اینکه آمریکا برای ماندن در افغانستان و خروج از آن هیچ زمانی تعیین نخواهد کرد را در راستای تصمیم نظامیان آمریکا و راهبرد آنها می دانند. با این همه به نگاه بسیاری از مخالفان و موافقان راهبرد نوین در داخل افغانستان توجه این راهبرد به پاکستان و فشار بر پناهگاه‌های ترویست‌ها در پاکستان مثبت است اما همین امر نیز نیازمند اراده واقعی برای فشار بر اسلام‌آباد است.

چشم‌انداز

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های راهبرد ترامپ با راهبرد اوباما، توجه ترامپ بر فشار بر پاکستان و استقبال از نقش بیشتر هند در افغانستان است. در این حال راهبرد نوین آمریکا در مورد افغانستان در وضعیت کنونی علل بی‌ثباتی در افغانستان را به پاکستان به عنوان کشوری که آمریکا را فریب داده و از کمک‌های مالی آن سود برده مرتبط کرده و در این حوزه تلاش می‌کند تا از رقیب آنها یا هند به عنوان گزینه بهتر برای کمک به افغانستان استفاده کند. در واقع در این رویکرد دو دشمن دیرینه در مقابل یکدیگر در میدان بازی افغانستان قرار می‌گیرند و در مقابل توجه به گسترش روابط راهبردی آمریکا با هند و نقش آفرینی بیشتر هند در کمک به ایجاد امنیت در افغانستان با هشدار به پاکستان و عدم سکوت در مقابل حضور و تحرکات تروریست‌ها در پاکستان، و کوشش‌هایی در جهت تعهد پاکستان به نظم و صلح انجام مد نظر خواهد بود.

آنچه مشخص است بی‌گمان اساس و محور راهبرد تازه دونالد ترامپ در قبال افغانستان، منافع و اهداف استراتژیک آمریکاست نه امنیت، ثبات و مبارزه با تروریزم در افغانستان. درواقع پس از سال ۲۰۱۴ نظامیان آمریکا تنها در افغانستان به آموزش و حمایت نیروهای افغان می‌پرداختند و در عملیات نقش کمکی داشتند اما در راهبرد تازه آمریکا این محدودیت‌ها از سر راه نظامیان آمریکا برداشته شده و افزایش صلاحیت‌های نیروهای آمریکایی در افغانستان افزایش و محدودیت‌هایی لغو شده و به‌نوعی نیز نقش حکومت افغانستان در مورد تدوین سرفصل‌ها و خطوط کلی و اساسی راهبرد تازه آمریکا را کاهش داده است. این امر به‌نوعی برخلاف تلاش واشنگتن و خواست ترامپ در افزایش نقش و بار کابل در خودکفایی در بخش‌های نظامی و اقتصادی است و عملاً وابستگی به آمریکا را تداوم می‌بخشد. در بعد دیگری از این تکلیف دیپلماسی در مقابل طالبان همچنان نامعلوم است و سخنان رئیس‌جمهوری آمریکا را مبنی بر باقی نگاه‌داشتن نظامیان آمریکایی در افغانستان به مدت نامشخص و ورود هزاران نظامی آمریکایی بیشتر به این کشور واکنش طالبان را افزون خواهد کرد و راه را بر صلح دشوارتر خواهد کرد.

منبع:شبکه مطالعات سیاستگذاری عمومی 

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *