جدیدترین مطالب

فرصت‌های هم‌سویی بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوراسیای بزرگ

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «نشست‌های اخیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای نشان می‌دهد که در میان کشورهای «اکثریت جهانی»، همکاری‌ها به‌تدریج در حال شکل دادن به چارچوبی جدید برای نظم جهانی است؛ چارچوبی که در آن نمایندگان غرب حضور ندارند و تمرکز اصلی بر همکاری میان قدرت‌های نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این روند صرفا در بیانیه‌های سیاسی نیست، بلکه در هم‌راستا شدن پروژه‌ها و سازوکارهای همکاری بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکل‌گیری ایده «اوراسیای بزرگ» آشکار می‌شود.»

فرجام تنش‌زدایی هند و چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «هند و چین در کمتر از ۶۰ روز، چهار گفت‌وگوی مهم دوجانبه با هدف یافتن راه‌حلی برای مسئله مرزی و در عین حال حفظ صلح در امتداد مرزها برگزار کردند. دو کشور در ماه اوت، مذاکرات دیپلماتیک و پس از آن، گفت‌وگوهایی میان نمایندگان ویژه دو کشور ترتیب دادند که در نهایت به برگزاری نخستین نشست در سطح فرماندهان در اوایل سپتامبر انجامید. سرانجام، نوبت به دیدار دوجانبه نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین رسید.»

دکترین «بازدارندگی شناختی – فناورانه» در برابر ائتلاف جنگ نرم غرب و رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گسترش هوش مصنوعی و عملیات نفوذ، میدان درگیری را از فضای فیزیکی به محیط ادراکی و الگوریتمی کشانده و بازدارندگی شناختی را به ضرورتی راهبردی تبدیل کرده است.

تأثیرات جنگ علیه ایران بر تعهدات سرمایه‌گذاری کشورهای خلیج فارس در آمریکا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: در چارچوب برنامه سرمایه‌گذاری «اول آمریکا» که دونالد ترامپ بر آن تاکید داشته است، دولت‌های خارجی به حدود ۶ تریلیون دلار برای سرمایه‌گذاری در آمریکا و گسترش مبادلات اقتصادی با هدف حمایت از اشتغال و تولید در آمریکا متعهد شده‌اند. نزدیک به ۴ تریلیون دلار از این مبلغ در سال ۲۰۲۵ از جانب عربستان، قطر و امارات، سه عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، وعده داده شد.

معضل امنیتی ریاض و تناقضات پیمان مکه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پیمان مکه که حوثی‌ها آن را به بوته آزمایش کشاندند و درخواست کمک ریاض از واشنگتن و تل‌آویو اعتبارش را زیر سوال برد، اکنون در برابر انتخابی سرنوشت‌ساز قرار گرفته است؛ آن هم در شرایطی که خطر گسترش این مناقشه از غرب آسیا به جنوب آسیا روزبه‌روز بیشتر می‌شود.»

قمار لندن با حمایت نظامی از اقدامات علیه یمن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تصمیم لندن به حمایت نظامی از عربستان در پرونده یمن، فراتر از یک مأموریت محدود هوایی، می‌تواند انگلیس را با پیامدهای حقوقی، امنیتی، اقتصادی و راهبردی گسترده‌ای مواجه کند.

تلاش چین برای رهبری حکمرانی جهانی در حوزه هوش مصنوعی

شورای راهبردی آنلاین- رصد: «پکن عزمی راسخ برای رسیدن به برتری در حوزه هوش مصنوعی دارد. مقامات چین اغلب این فناوری را به «قدرت ملی جامع» (CNP) پیوند می‌زنند؛ مفهومی که به گفته شی جین‌پینگ، باید از قدرت آمریکا فراتر رود تا هدف اصلی حزب، یعنی «احیای ملی» محقق شود. با این حال، در مقالات اخیر مقامات و پژوهشگران برجسته، بر خطرات متعدد مرتبط با هوش مصنوعی نیز به همان اندازه تمرکز شده‌است.»

Loading

أحدث المقالات

فرصت‌های هم‌سویی بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوراسیای بزرگ

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «نشست‌های اخیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای نشان می‌دهد که در میان کشورهای «اکثریت جهانی»، همکاری‌ها به‌تدریج در حال شکل دادن به چارچوبی جدید برای نظم جهانی است؛ چارچوبی که در آن نمایندگان غرب حضور ندارند و تمرکز اصلی بر همکاری میان قدرت‌های نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این روند صرفا در بیانیه‌های سیاسی نیست، بلکه در هم‌راستا شدن پروژه‌ها و سازوکارهای همکاری بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکل‌گیری ایده «اوراسیای بزرگ» آشکار می‌شود.»

فرجام تنش‌زدایی هند و چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «هند و چین در کمتر از ۶۰ روز، چهار گفت‌وگوی مهم دوجانبه با هدف یافتن راه‌حلی برای مسئله مرزی و در عین حال حفظ صلح در امتداد مرزها برگزار کردند. دو کشور در ماه اوت، مذاکرات دیپلماتیک و پس از آن، گفت‌وگوهایی میان نمایندگان ویژه دو کشور ترتیب دادند که در نهایت به برگزاری نخستین نشست در سطح فرماندهان در اوایل سپتامبر انجامید. سرانجام، نوبت به دیدار دوجانبه نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین رسید.»

دکترین «بازدارندگی شناختی – فناورانه» در برابر ائتلاف جنگ نرم غرب و رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گسترش هوش مصنوعی و عملیات نفوذ، میدان درگیری را از فضای فیزیکی به محیط ادراکی و الگوریتمی کشانده و بازدارندگی شناختی را به ضرورتی راهبردی تبدیل کرده است.

تأثیرات جنگ علیه ایران بر تعهدات سرمایه‌گذاری کشورهای خلیج فارس در آمریکا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: در چارچوب برنامه سرمایه‌گذاری «اول آمریکا» که دونالد ترامپ بر آن تاکید داشته است، دولت‌های خارجی به حدود ۶ تریلیون دلار برای سرمایه‌گذاری در آمریکا و گسترش مبادلات اقتصادی با هدف حمایت از اشتغال و تولید در آمریکا متعهد شده‌اند. نزدیک به ۴ تریلیون دلار از این مبلغ در سال ۲۰۲۵ از جانب عربستان، قطر و امارات، سه عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، وعده داده شد.

معضل امنیتی ریاض و تناقضات پیمان مکه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پیمان مکه که حوثی‌ها آن را به بوته آزمایش کشاندند و درخواست کمک ریاض از واشنگتن و تل‌آویو اعتبارش را زیر سوال برد، اکنون در برابر انتخابی سرنوشت‌ساز قرار گرفته است؛ آن هم در شرایطی که خطر گسترش این مناقشه از غرب آسیا به جنوب آسیا روزبه‌روز بیشتر می‌شود.»

قمار لندن با حمایت نظامی از اقدامات علیه یمن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تصمیم لندن به حمایت نظامی از عربستان در پرونده یمن، فراتر از یک مأموریت محدود هوایی، می‌تواند انگلیس را با پیامدهای حقوقی، امنیتی، اقتصادی و راهبردی گسترده‌ای مواجه کند.

تلاش چین برای رهبری حکمرانی جهانی در حوزه هوش مصنوعی

شورای راهبردی آنلاین- رصد: «پکن عزمی راسخ برای رسیدن به برتری در حوزه هوش مصنوعی دارد. مقامات چین اغلب این فناوری را به «قدرت ملی جامع» (CNP) پیوند می‌زنند؛ مفهومی که به گفته شی جین‌پینگ، باید از قدرت آمریکا فراتر رود تا هدف اصلی حزب، یعنی «احیای ملی» محقق شود. با این حال، در مقالات اخیر مقامات و پژوهشگران برجسته، بر خطرات متعدد مرتبط با هوش مصنوعی نیز به همان اندازه تمرکز شده‌است.»

Loading

آمریکا در چنگ رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بیست سال پیش، صرفا اذعان به وجود لابی اسرائیل می‌توانست یک پژوهشگر را به یهودستیزی متهم کند. اما امروز، به نوشته الی کلیفتون و یان لوستیک در کتاب «لابی اسرائیل: آمریکا در چنگ یک قدرت خارجی»، نفوذ این لابی به موضوعی انکارناپذیر در سیاست آمریکا تبدیل شده است. به گفته نویسندگان، این لابی نه‌تنها سیاست واشنگتن را منحرف کرده، بلکه روند افراطی‌شدن ایدئولوژیک خود اسرائیل را تسریع کرده و اکنون آزادی‌های مدنی آمریکایی‌ها را نیز تهدید می‌کند.»

کلیفتون در گفتگویی با مجله «جیکوبن» می‌گوید از سال ۲۰۰۷، یعنی زمانی که جان مرشایمر و استیون والت کتاب «لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» را نوشتند، «چیزهای زیادی تغییر کرده است.» به گفته او، آن‌ها «برخی از هزینه‌های راهبردی فعالیت‌های این لابی را که بر آمریکایی‌ها تحمیل می‌شد شناسایی کردند. آن هزینه‌ها همچنان تشدید و بزرگ‌تر شده‌اند. هزینه‌های دیگر بیشتر ماهیتی داخلی دارند و با تغییرات قوانین آمریکا ممکن شده‌اند، تغییراتی که استیو و جان نمی‌توانستند آن‌ها را پیش‌بینی کنند.»

مرشایمر و والت پیش‌بینی کرده بودند که حمایت از رابطه با اسرائیل به‌آرامی دچار فرسایش می‌شود و نهادهایی مانند «جی. استریت» جای آن را می‌گیرند. اما به گفته کلیفتون، «در سال ۲۰۱۰، آرای قضایی «Citizens United» و «SpeechNow» صادر شدند که سیلی از منابع مالی را به سوی نظام تامین مالی کمپین‌های انتخاباتی سرازیر کرد.» از سال ۲۰۱۲، بزرگ‌ترین اهداکنندگان به کمپین‌ها شلدون ادلسون و دیگر میلیاردرهای حامی اسرائیل بودند که «به‌صراحت می‌گفتند این کار را برای اسرائیل انجام می‌دهند.»

کلیفتون به تغییر راهبردی لابی اشاره کرد و گفت: «این لابی از تلاش برای مقابله با استدلال‌هایی مانند استدلال‌های مرشایمر و والت دست کشید. در عوض به سرکوب کامل بحث روی آورد، از جمله با استفاده از قدرت دولت برای سرکوب سخنانی که اسرائیل را نقد می‌کند. ما این را در خودداری از پرداخت صدها میلیون دلار بودجه فدرال به دانشگاه‌ها و تلاش‌ها برای اخراج دارندگان گرین‌کارت صرفا به دلیل انتقادشان از یک کشور خارجی دیدیم» نتیجه آنکه «اکنون بهای داخلی این وضعیت را در قالب آزادی‌های مدنی خودمان می‌پردازیم.»

لوستیک توضیح داد  که اسرائیل خود را متحد حیاتی در برابر نفوذ شوروی معرفی می‌کرد، «هرچند این ادعا برای کارشناسان چندان قانع‌کننده نبود» و اشاره کرد: در سال ۱۹۹۱، ای. اف. کی. اورگانسکی در کتاب «معامله ۳۶ میلیارد دلاری» استدلال کرد اسرائیل مانند یک ناو هواپیمابر زمینی برای آمریکا سودمند است و در ادامه استدلال خود این پرسش را مطرح کرد که چگونه می‌توان از صحت این ادعا اطمینان حاصل کرد؟ پاسخ این بود که اگر اتحاد شوروی ناپدید شود، باید شاهد کاهش کمک‌ها باشیم. لوستیک می‌گوید: «اتحاد شوروی فروپاشید و جنگ سرد پایان یافت. و چه اتفاقی برای کمک به اسرائیل افتاد؟ مطلقا هیچ چیز. کمک‌ها دقیقا در همان سطح ادامه یافت.» این نشان داد که کمک به اسرائیل «تابعی از محاسبات راهبردی آمریکا نبود. بلکه به‌طور قاطعانه تابعی از قدرت سیاسی لابی اسرائیل در داخل آمریکا بود.»

لوستیک می‌افزاید پس از جنگ سرد، اسرائیل و لابی آن به حوزه‌ای نیاز داشتند که در آن خود را متحد حیاتی آمریکا نشان دهند. در جنگ جهانی علیه ترور، رهبران اسرائیل گفتند جنگ‌هایشان بخشی از جنگ آمریکا علیه ترور است. اما وقتی این جنگ پایان یافت، بنیامین نتانیاهو ایران را برای ایفای نقش دشمن مرگبار اسرائیل و آمریکا انتخاب کرد. با این حال، به گفته لوستیک، نتانیاهو در برانگیختن حمله مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران «مشکل بزرگی داشت.» نهادهای امنیتی اسرائیل با او مخالفت می‌کردند و استدلالشان این بود که ایران هرگز قصد حمله به اسرائیل با سلاح هسته‌ای را ندارد. او همچنین با مجموعه‌ای از روسای جمهور آمریکا مواجه شد که همگی حمله به ایران را ایده‌ای نامعقول و عجیب می‌دانستند. در برابر خواسته‌های او برای جنگ با موفقیت مقاومت شد، تا اینکه سرانجام در دوران ترامپ، رئیس‌جمهوری را یافت که به اندازه کافی نادان بود و با یک دستگاه امنیت ملی‌ روبرو شد که چنان از تخصص تهی و بی‌کفایت بود که نتانیاهو توانست عملا ایالات متحده را به جنگی با ایران بکشاند که حتی خودِ ترامپ هم احتمالا اکنون آن را اشتباهی فاحش می‌داند.

اما دلیل عمیق‌تری وجود دارد که چرا نتانیاهوهمواره رویکردی جنگ‌طلبانه علیه ایران، غزه، سوریه و لبنان در پیش گرفته و اخیرا نیز در حال دامن زدن به بحرانی با ترکیه است. دلیل اصلی چنین موضع جنگ‌طلبانه‌ای این است که دولت‌های او هرگز نتوانسته‌اند چشم‌اندازی از صلح در خاورمیانه ارائه دهند که مورد رضایت یکی از طرف‌ها در منطقه باشد. از آنجا که آن‌ها هیچ چشم‌اندازی برای صلح ندارند، ناچارند کاملا بر توانایی خود در استفاده از نیروی نظامی، آن هم با کمترین میزان ریسک، تکیه کنند؛ خواه این اقدام در لبنان باشد، یا عراق، سوریه، غزه و یا ایران. اخیرا شاهد بودیم که نیروی هوایی اسرائیل پایگاهی را در سوریه بمباران کرد؛ نه به این دلیل که تهدیدی وجود داشت، بلکه به این خاطر که احتمال بروز تهدیدی، چه از سوی ترکیه و چه از جانب ارتش سوریه وجود داشت. این وضعیت، گویای شرایطی است که اسرائیل برای خود رقم زده است. اگر اسرائیل نتواند بر دیپلماسی یا مصالحه‌های مبتنی بر مذاکره تکیه کند، ناچار است به نیروی نظامی متوسل شود. اما برای تکیه بر نیروی نظامی، باید اطمینان داشته باشد که می‌تواند بدون خطرِ متحمل شدن تلفات سنگین یا تشدید تنش تا حد استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی، از آن نیرو استفاده کند. از این رو، عملا بر حفظ برتری مطلق هوایی و سلطه بر سراسر خاورمیانه پافشاری می‌کند و همچنین اصرار دارد که تنها خودش مجاز به در اختیار داشتن سلاح‌های کشتار جمعی باشد. این‌ها خواسته‌هایی بسیار کلان هستند؛ فراموش نکنید که وسعت جغرافیایی ایران از مجموع مساحت بریتانیا، فرانسه و آلمان بیشتر است.

لوستیک در پاسخ به این پرسش که آیا این وضعیت راهبردی، پیامد قدرت این لابی در آمریکاست، گفت: «بله. در اصل، این لابی فقط برای جلوگیری از فشار بر اسرائیل وجود داشت؛ قصد نداشت اسرائیل را تغییر دهد و آن را به این دولت راست‌گرای متعصب تبدیل کند. اما با اصرار بر اینکه کمک به اسرائیل از نظر دامنه عظیم و از نظرشرایط، بی‌قید و شرط باشد، اساسا پیروزی نامزدهای میانه‌رو در انتخابات اسرائیل را ناممکن یا حداقل بسیار دشوار کرد.»

کلیفتون درباره بخش لیبرال حامی اسرائیل در آمریکا می‌گوید: «یکی از کارهای آن‌ها، چنگ زدنِ ریاکارانه به این تصورِ سرپوش‌گونه است که گویی اسرائیلی که آن‌ها دوست دارند با آن پیوند داشته باشند، هنوز به نحوی وجود دارد یا در آستانه‌ی ظهور است؛ یعنی اگر نتانیاهو کنار برود، این چرخش به سمت راست به نوعی متوقف می‌شود.» او می‌افزاید: «وقتی کار به جای باریک می‌رسد، سیاستمداران در سراسر حزب دموکرات می‌گویند: من به راه‌حل دوکشوری اعتقاد دارم. و این حرف خطرناکی است چون در هیچ واقعیتی روی زمین ریشه ندارد. پنجره این امکان بسته شده است.»

لوستیک با اشاره به کتاب «پارادایم گمشده: از راه‌حل دو کشوری به واقعیت یک کشوری» که در ۲۰۱۹ منتشر کرد، افزود: «حتی در آن زمان هم تصور سناریوهای سیاسی که راه‌حل دوکشوری را قابل دستیابی کند غیرممکن شده بود. اما ادعای اینکه رسیدن به راه‌حل دوکشوری با مذاکره‌ هنوز ممکن است، همواره پناهگاه سیاسی امنی بوده است.»

لوستیک درباره آینده می‌گوید: «باید چارچوب زمانی تحلیل خود را تغییر دهید. زمانی که راه‌حل دوکشوری را محتمل می‌دانستیم، در چارچوبی فکر می‌کردیم که آن را «زمان راهبردی» می‌نامم. بازه زمان راهبردی حدود دو تا پنج سال است. اما باید از زمان راهبردی به «زمان زمین‌شناسی» گذر کنیم. زمان زمین‌شناسی در سیاست معادل 30 تا 60 سال است.»

کلیفتون درباره تفاوت واکنش به کتاب آن‌ها با واکنش به کتاب مرشایمر و والت می‌گوید: «اوضاع بسیار متفاوت است. ما دیگر در جهانی نیستیم که باید درباره احتمال وجود این لابی بحث کنیم. متأسفانه بخش عمده‌ای از نبردهای مرشایمر و والت بر سر این مسئله بود: اینکه آیا اصلا چنین لابی‌ای وجود دارد یا خیر، و اینکه آیا طرحِ ادعای وجود آن، نوعی یهودستیزی محسوب می‌شود یا نه. اما دنیای امروز دیگر آن‌گونه نیست؛ و وجود این لابی کاملا محرز و پذیرفته‌شده است.»

0 Comments