شورای راهبردی آنلاین - یادداشت: چین در معادله ایران و آمریکا، میان منافع انرژی و ترانزیتی با تهران و ملاحظات تحریمی و رقابت با واشنگتن، موازنهای محتاطانه دنبال میکند.
عباس میرافشار – کارشناس مسائل چین
چین در ساختار اقتصادی خارجی ایران جایگاهی متمایز دارد، اما این جایگاه تاکنون به معنای تعهد راهبردی پکن به تهران نبوده است. خرید نفت ایران، توسعه تجارت و مشارکت در پروژههای زیرساختی برای چین مزیتهایی ایجاد میکند، اما باید در نظر داشت که پکن روابط گستردهای نیز با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و دیگر اقتصادهای منطقه دارد و نمیخواهد مناسباتش با واشنگتن یا سایر شرکای تجاری به هیچ وجه به خطر بیفتد.
گزارش «اوراسیا ریویو» درباره تحت آزمون بودن «اعتبار اقتصادی» چین در برابر ایران نشان میدهد مسئله اصلی، میزان تمایل پکن برای پرداخت هزینه اقتصادی و حقوقی حفظ تجارت با تهران در شرایط تحریم است. این فاصله میان وعدههای سیاسی و ظرفیت عملی، به خطرپذیری بانکها، شرکتهای حملونقل، بیمهگران و واسطههای تجاری چینی وابسته است.
نمونه مهم، نخستین قطار باری چین – آسیای مرکزی – ایران است که بر اساس گزارش منتشرشده، با ۵۵ واگن در ۷ سپتامبر از سینکیانگ وارد قزاقستان شد و از مسیر قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان بهسوی ایران حرکت کرد. این مسیر حدود ۶ هزار کیلومتر طول دارد و قرار است به مسیری منظم برای تجارت چین و ایران تبدیل شود. اهمیت آن در افزایش تابآوری تجارت دوجانبه و کاهش بخشی از آسیبپذیری حملونقل دریایی در شرایط بحران در خلیجفارس است، اما این به معنای «دورزدن تحریم» نیست؛ زیرا محمولهها همچنان در معرض کنترلهای مالی، گمرکی، بیمهای و تحریمهای ثانویه قرار دارند.
آسیای مرکزی؛ کریدور تجاری یا منطقه فشار تحریمی؟
افزایش استفاده از ایران بهعنوان «دروازه جنوبی» برای قزاقستان و ازبکستان، آسیای مرکزی را نیز در معرض پیامدهای رقابت واشنگتن و پکن قرار داده است. تحلیل آثار تحریمهای ایران بر آسیای مرکزی نشان میدهد افزایش تحریمهای ثانویه میتواند هزینه استفاده از این مسیر را بالا ببرد و بانکها و شرکتهای حملونقل را حتی از معاملات مشروع با طرفهای مرتبط با ایران دور کند.
هرچه مسیرهای عبوری بیشتری به شبکه تجارت آسیای مرکزی و چین متصل شوند، اهمیت جغرافیای ترانزیتی این منطقه برای ایران افزایش مییابد، اما باید در نظر داشت در این شرایط فشار آمریکا بر این شبکه نیز بیشتر میشود. ازاینرو، مسیر چین – آسیای مرکزی – ایران و ظرفیتهای بندرعباس و چابهار فقط پروژههای حملونقل نیستند و بخشی از رقابت بر سر «قابلیت اتصال» در اوراسیا محسوب میشوند.
در بلندمدت، مسیر شمال – جنوب برای اتصال ایران به روسیه و شبکه اوراسیایی و مسیرهای شرق – غرب برای پیوند چین با آسیای مرکزی، ایران و بازارهای غربی و جنوبی اهمیت دارند. تحقق این ظرفیتها نیز به سرمایهگذاری، ثبات امنیتی، تأمین مالی، استانداردهای گمرکی و کاهش ریسک تحریم برای بخش خصوصی وابسته است.
وابستگی ساختاری چین به واردات انرژی
نفت همچنان مهمترین نقطه اتصال منافع ایران و چین است. وابستگی ساختاری چین به واردات انرژی، نفت ایران را بهویژه در صورت عرضه با تخفیف برای پالایشگاههای چینی جذاب میکند. بااینحال، چین در این حوزه به نفت ایران وابسته نیست و واردات آن از روسیه، عربستان، عراق و دیگر تولیدکنندگان نیز باید مد نظر قرار گیرد.
گزارش کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی آمریکا – چین نشان میدهد پکن ضمن حفظ روابط اقتصادی قابلتوجه با تهران، تجارت گستردهتری با کشورهای خلیجفارس دارد و بخش بزرگی از نفت صادراتی ایران را در کنار نفت عربستان و عراق خریداری میکند؛ بنابراین، سیاست چین بیشتر از انتخاب میان ایران و آمریکا، بر پایه «توازن منفعت و خطر» استوار است.
پکن حتی در صورت تمایل به حفظ جریان انرژی از ایران، احتمالاً میکوشد هزینه برخورد مستقیم با تحریمهای آمریکا را محدود کند. تجارت تهاتری و استفاده از واسطهها و مسیرهای غیرمستقیم نیز در همین چارچوب، یعنی ایجاد کانال بدون رویارویی مستقیم با واشنگتن، قابلفهم است.
رقابت فناوری؛ مرز دشوارتر همکاری
محدودیت مهم آینده روابط ایران و چین ممکن است بیش از نفت در حوزه فناوری آشکار شود. رقابت آمریکا و چین، دسترسی به تراشههای پیشرفته، تجهیزات محاسباتی، هوش مصنوعی، ماهواره، مخابرات و کالاهای دارای کاربرد دوگانه را به مسئلهای امنیتی تبدیل کرده است.
گزارش «وایر چاینا» درباره حرکت چین به سمت هوش مصنوعی عمومی نشان میدهد پکن توسعه مدلهای پیشرفته و جایگاه جهانی در این حوزه را دنبال میکند و این رقابت، حساسیت صادرات فناوری و کنترل زنجیره تأمین را افزایش میدهد. «تریویوم چاینا» نیز از گفتوگوی آمریکا و چین درباره ایمنی هوش مصنوعی پیش از دیدار شی جینپینگ و دونالد ترامپ خبر داده است؛ موضوعی که نشان میدهد دو کشور حتی در شرایط رقابت شدید، برای مدیریت برخی مخاطرات فناوری به گفتوگو نیاز دارند.
هرچه فناوری به هوش مصنوعی، نیمهرساناها، ماهواره، مخابرات یا کاربردهای نظامی نزدیکتر شود، احتمال محدودیت صادراتی یا افزایش ریسک تحریم برای شرکت چینی تأمینکننده برای ایران بیشتر میشود. تجربه پروژههای فضایی چین در آفریقا نیز نشان میدهد اتکا به تجهیزات و خدمات چینی میتواند وابستگیهای فنی و مالی ایجاد کند؛ بنابراین انتقال فناوری، بومیسازی و کنترل وابستگیهای جدید باید همزمان موردتوجه قرار گیرد.
چین، روسیه و هندسه بزرگتر موازنه
رفتار چین در قبال ایران را باید در چارچوب روابط پکن با روسیه و رقابتش با آمریکا دید. تحلیل مؤسسه «مریکس» تأکید میکند ارزش روسیه برای چین تنها اقتصادی نیست و منابع انرژی، موقعیت جغرافیایی، نقش آن در آسیای مرکزی و وزن ژئوپلیتیکی آن در موازنه با واشنگتن اهمیت دارد.
ایران نیز برای چین فقط شریک تجاری نیست؛ موقعیت آن در خلیجفارس، آسیای مرکزی، مسیرهای ترانزیتی اوراسیا و بازار انرژی، ارزش ژئوپلیتیکی مستقلی ایجاد میکند. بااینحال، این ارزش به معنای آن نیست که چین در هر بحران میان ایران و آمریکا جانب تهران را بگیرد. الگوی محتملتر، حفظ کانالهای اقتصادی، مخالفت با فشارهای یکجانبه تا حد ممکن و پرهیز از هزینههایی است که منافع حیاتی چین را تهدید کند.
بنابراین، چین در معادله ایران و آمریکا هم «شریک اقتصادی حیاتی» و هم «بازیگر محتاط موازنهگر» است. اهمیت آن برای ایران از انرژی، تجارت و اتصال ترانزیتی ناشی میشود، اما حدود حمایت چین را منافع خود پکن تعیین میکند. در این شرایط، توسعه همزمان کریدورهای شمال – جنوب و شرق – غرب، تنوعبخشی به بازارهای صادراتی، سازوکارهای مالی مستقل و توان فناورانه داخلی میتواند رابطه ایران و چین را از «اتکای اضطراری» به «مشارکت متقابل بر مبنای منافع قابلاندازهگیری» نزدیک کند.
0 Comments