جدیدترین مطالب
راهبرد آینده آمریکا در عراق: کنترل کمتر برای حفظ بهتر نفوذ
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «علی الزیدی، نخستوزیر عراق در تاریخ ۳۰ سپتامبر روز پایان ماموریت نیروهای ائتلاف بینالمللی برای مبارزه با داعش در عراق را گرامی داشت. اول اکتبر فرصتی برای واشنگتن بود تا بهجای پایان دادن به رابطه با عراق، آن را از نو تعریف کند. چالش آمریکا، گذار از کنترل به نفوذ است. اهرمهای مستقیم واشنگتن در عراق با خروج نیروهای آمریکایی از این کشور کاهش مییابد، اما آمریکا همچنان ابزارهایی مانند نظام مالی مبتنی بر دلار، تحریمها، تبادل اطلاعات و فروش تجهیزات دفاعی را در اختیار دارد. بااینحال، استفاده از این ابزارها برای تاثیرگذاری بر تصمیمات عراق با استفاده از آنها برای کنترل این کشور تفاوت دارد؛ رویکرد دوم احتمالا شکست خواهد خورد.»
رقابت راهبردی آمریکا و چین در جنوب جهانی در عرصه فناوری
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «رقابت آمریکا و چین برای رهبری جهانی در عرصه علم و فناوری، به جنوب جهانی گسترش یافته است؛ منطقهای که کشورهای آن در پیگیری منافع توسعهای و اقتصادی خود، لزوما حاضر به همسویی با یکی از دو قدرت نیستند. گزارشی راهبردی با تاکید بر اهمیت این کشورها در رقابت این دو قدرت در عرصه فناوری، استدلال میکند که آمریکا برای حفظ موقعیت خود باید همکاریها در عرصه فناوری، سرمایهگذاری و اعتمادسازی با کشورهای جنوب جهانی را تقویت کند و در عین حال، از اتکای بیش از حد به ابزارهای قهری بپرهیزد.»
علت تداوم سوء تفاهم غرب در درک اهمیت و جایگاه بریکس
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بریکس، که در ابتدا به آن با نگاه طنزآمیز و بهعنوان نوعی «انبوه نامهای اختصاری توخالی» در عصر جهانیشدن برخورد شد و بعدها نسخهای ضعیفتر از باشگاههای جهانی مانند گروه ۷ تلقی شد، در سالهای اخیر، بهویژه از سوی دونالد ترامپ، بهعنوان تهدیدی بالقوه برای سلطه دلار آمریکا مورد توجه قرار گرفته و رسانههای غربی نیز در آستانه اجلاس ۲۰۲۶ بر اختلافات داخلی آن تمرکز کردهاند. با این حال، همه این برداشتها اهمیت واقعی بریکس یعنی نقش آن بهعنوان الگویی اولیه از نظم چندقطبی در حال ظهور را نادیده میگیرند.»
أحدث المقالات
راهبرد آینده آمریکا در عراق: کنترل کمتر برای حفظ بهتر نفوذ
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «علی الزیدی، نخستوزیر عراق در تاریخ ۳۰ سپتامبر روز پایان ماموریت نیروهای ائتلاف بینالمللی برای مبارزه با داعش در عراق را گرامی داشت. اول اکتبر فرصتی برای واشنگتن بود تا بهجای پایان دادن به رابطه با عراق، آن را از نو تعریف کند. چالش آمریکا، گذار از کنترل به نفوذ است. اهرمهای مستقیم واشنگتن در عراق با خروج نیروهای آمریکایی از این کشور کاهش مییابد، اما آمریکا همچنان ابزارهایی مانند نظام مالی مبتنی بر دلار، تحریمها، تبادل اطلاعات و فروش تجهیزات دفاعی را در اختیار دارد. بااینحال، استفاده از این ابزارها برای تاثیرگذاری بر تصمیمات عراق با استفاده از آنها برای کنترل این کشور تفاوت دارد؛ رویکرد دوم احتمالا شکست خواهد خورد.»
رقابت راهبردی آمریکا و چین در جنوب جهانی در عرصه فناوری
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «رقابت آمریکا و چین برای رهبری جهانی در عرصه علم و فناوری، به جنوب جهانی گسترش یافته است؛ منطقهای که کشورهای آن در پیگیری منافع توسعهای و اقتصادی خود، لزوما حاضر به همسویی با یکی از دو قدرت نیستند. گزارشی راهبردی با تاکید بر اهمیت این کشورها در رقابت این دو قدرت در عرصه فناوری، استدلال میکند که آمریکا برای حفظ موقعیت خود باید همکاریها در عرصه فناوری، سرمایهگذاری و اعتمادسازی با کشورهای جنوب جهانی را تقویت کند و در عین حال، از اتکای بیش از حد به ابزارهای قهری بپرهیزد.»
علت تداوم سوء تفاهم غرب در درک اهمیت و جایگاه بریکس
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بریکس، که در ابتدا به آن با نگاه طنزآمیز و بهعنوان نوعی «انبوه نامهای اختصاری توخالی» در عصر جهانیشدن برخورد شد و بعدها نسخهای ضعیفتر از باشگاههای جهانی مانند گروه ۷ تلقی شد، در سالهای اخیر، بهویژه از سوی دونالد ترامپ، بهعنوان تهدیدی بالقوه برای سلطه دلار آمریکا مورد توجه قرار گرفته و رسانههای غربی نیز در آستانه اجلاس ۲۰۲۶ بر اختلافات داخلی آن تمرکز کردهاند. با این حال، همه این برداشتها اهمیت واقعی بریکس یعنی نقش آن بهعنوان الگویی اولیه از نظم چندقطبی در حال ظهور را نادیده میگیرند.»
چالشهای اروپا در جهان پساکرونا

سرجیو فابرینی در یادداشتی که وبسایت اندیشکده بلفر آن را منتشر کرد؛ نوشت: اگر بپذیریم که بازار واحد اروپا تحت شرایط سیستم بینالمللی چندجانبهای رشد کرده که بر ائتلاف فرا آتلانتیک استوار است، بلاتکلیفی در مورد این سیستم، پتانسیل این بازار واحد را بهویژه پس از پایان همهگیری تحلیل میبرد. جنگ بین قدرتهای بزرگ جایگزین چندجانبهگرایی شده و ضعف ساختاری اتحادیه اروپا را آشکار ساخته است که ازنظر اقتصادی قدرتمند اما ازنظر سیاسی ضعیف است. اگر ائتلاف فراآتلانتیک (ناتو) و آمریکا قادر به تضمین امنیت اروپا نیستند، پس چطور اروپاییها، امنیت اجتماعی و اقتصادی و همچنین نظام ارزشی خویش را تضمین کنند؟
در خصوص آمریکا، باید گفت که ما شاهد ظهور سایر قدرتهای بزرگ (بهویژه چین) هستیم که ظهورشان باعث بازتعریف در روابط قدرت بینالمللی شده است. همهگیری کرونا ویروس به آرایشی از سیستم قدرتهای بزرگ شتاب بخشیده است که در آن، هیچکدام قادر به تحمیل خویش بر دیگری نبوده بلکه یکی خواهان همکاری با دیگران است. تنشهای بیرونی درواقع شرط ایجاد رضایتمندی درونی شده است؛ مثلاً در آمریکا، رئیسجمهور ترامپ به دنبال آن است تا تقابل با چین را رادیکالیزه کند البته نه صرفاً بدین خاطر که چین را در شیوع همهگیری مقصر میداند بلکه وی نیازمند انحراف افکار عمومی از مشکلات اقتصادی ناشی از این همهگیری است. بااینوجود، چین تنها دشمن ترامپ نیست. چند روز پیش، در واکنش به خودداری آنگلا مرکل از شرکت در دیدار سران گروه 7 در واشنگتن (هرچند که تابهحال هیچ تصمیم رسمی در این خصوص اتخاذ نشده است)، رئیسجمهور آمریکا طی توئیتی تهدید کرد که بیش از 9 هزار نیروی آمریکا را از آلمان خارج خواهد کرد. اگرچه ممکن است در انتخابات آتی آمریکا جو بایدن جایگزین ترامپ شود، اما صرفنظر از نتیجه این انتخابات، شکی نیست که باید از ائتلاف فرا آتلانتیک دفاع کرد.
در خصوص اتحادیه اروپا، رهبران اصلی این اتحادیه از تحولات موجود آگاه هستند. آنگلا مرکل 27 می در بوندستاگ اذعان کرد که «این همهگیری بسیاری از چیزها را از اساس تغییر داده» و اتحادیه اروپا را «بهعنوان یک قدرت مسئول ازنظر داخلی و خارجی» وادار به اقدام کرده است. «این همهگیری، سیاست امنیتی و خارجی اروپا را محک خواهد زد». جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، آوریل 2020 در مقالهای اظهار کرد که اتحادیه اروپا به این نتیجه رسیده است که باید «بهصورت جمعی از خود حفاظت کند».
بااینحال، این اظهارات هیچ گزینهای برای پیروی در اختیار نمیگذارد. درواقع، برای مقابله با این همهگیری، ما شاهد فشار برای کاهش منابع پیشبینیشده برای صندوق دفاعی اروپا و محدودسازی برنامههایی نظیر «تحرک نظامی» یا «فرماندهی بهداشتی اروپا» هستیم. با خروج انگلیس، رهبران فرانسه گاهی از تقویت اتحادیه اروپا برای «استقلال راهبردی» حرف میزنند اما برای سهیم کردن این اتحادیه در کرسی فرانسه در شورای امنیت سازمان ملل سکوت میکنند. فرانسه آلمان را به مشارکت در ریسکهای مالی دعوت میکند اما حاضر به اشتراک منابع نظامی خود نیست. علیرغم تلاشهای انجامشده برای ایجاد شالودههای صنعتی و فنی سیاست نظامی و دفاعی اروپا (که بدون آن دستیابی اتحادیه اروپا به استقلال عملیاتی ممکن نیست)، این همهگیری شکافهایی بین کشورها ایجاد کرده و همکاری آنها را دشوار کرده است. البته، انتخاب مجدد ترامپ، اتحادیه اروپا را به رفع این شکافها وادار خواهد کرد، اما این اقدام در سیستم بینالمللی خصمانه و نامطلوب صورت خواهد گرفت. شکست ترامپ، روند ملیگرایی در آمریکا را ضعیف خواهد کرد، اما از سوی دیگر، انگیزه اتحادیه اروپا برای تجهیز خود به استقلال نظامی و عملیاتی را نیز کاهش خواهد داد. حل این پارادوکس مستلزم ایجاد ظرفیت نظامی (محدود اما مستقل) اروپاست تا بهوسیله آن رهبری آمریکا بر ناتو و در ناتو تعدیل یابد.
بهطور خلاصه، اگرچه اتحادیه اروپا نمیتواند به یک قدرت بزرگ تبدیل شود، اما نباید طعمه قدرتهای بزرگ هم شود. در سیاست نظامی و دفاعی نیز همانطور که اتحادیه اروپا برای سیاست مالی تلاش میکند، تلاش آن برای تغییر الگو نیز ضروری است. هدف این نیست که استقلال نظامی از کشورهای عضو سلب شود بلکه هدف ایجاد استقلال نظامی اتحادیه اروپاست که بهصورت محدود اما مستقل از کشورهای عضو باشد. همانطور که اتحادیه اروپا برای رفع نیازهای داخلی به توسعه ظرفیت مالی میپردازد، این اتحادیه باید برای پاسخ به تهدیدهای خارجی، ظرفیت نظامی در درون ناتوی جدید را موردتوجه قرار دهد. امنیت نظامی و اقتصادی اروپا و همچنین نظام ارزشی مبین آن، بهطور فزایندهای به خود اروپاییها وابسته است.
0 Comments