جدیدترین مطالب
تاثیر جنگ علیه ایران بر چشمانداز اقتصادی آمریکای لاتین و کارائیب
شورای راهبردی آنلاین_رصد: «اختلالات بازارهای جهانی انرژی و کالا در پی حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ شوک بزرگی به اقتصاد جهانی وارد کرد. در سال جاری نیز جنگ علیه ایران شوک انرژی دیگری را ایجاد کرده که با اعمال محدودیت در تنگه هرمز (که حدود یک پنجم عرضه نفت و گاز طبیعی جهان از آن عبور میکند) آغاز شده و در حال گسترش است. آمریکای لاتین و منطقه کارائیب در نتیجه این درگیری، مانند سال ۲۰۲۲، با چشمانداز اقتصادی پیچیدهای روبرو هستند.»
أحدث المقالات
تاثیر جنگ علیه ایران بر چشمانداز اقتصادی آمریکای لاتین و کارائیب
شورای راهبردی آنلاین_رصد: «اختلالات بازارهای جهانی انرژی و کالا در پی حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ شوک بزرگی به اقتصاد جهانی وارد کرد. در سال جاری نیز جنگ علیه ایران شوک انرژی دیگری را ایجاد کرده که با اعمال محدودیت در تنگه هرمز (که حدود یک پنجم عرضه نفت و گاز طبیعی جهان از آن عبور میکند) آغاز شده و در حال گسترش است. آمریکای لاتین و منطقه کارائیب در نتیجه این درگیری، مانند سال ۲۰۲۲، با چشمانداز اقتصادی پیچیدهای روبرو هستند.»
فرصتهای بهرهبرداری از تشدید شکاف فراآتلانتیک

علی احمدی- کارشناس مسائل اروپا
از اتحاد تاریخی تا فرسایش تدریجی اعتماد
از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، روابط فراآتلانتیک یکی از ستونهای اصلی نظم بینالملل غربمحور بوده است. ایالات متحده با اتکا به قدرت نظامی و اقتصادی خود، امنیت اروپا را تضمین کرد و اروپا نیز در مقابل، در چارچوب نهادهایی مانند سازمان پیمان آتلانتیک شمالی به شریک راهبردی واشنگتن تبدیل شد. بااینحال، تحولات دهه اخیر نشان میدهد که این اتحاد تاریخی وارد مرحلهای از فرسایش تدریجی شده است.
اختلافات بر سر جنگ اوکراین، بحران انرژی، تعرفههای تجاری، سیاستهای اقلیمی و حتی نحوه مواجهه با چین، نشان داده است که اولویتهای دو سوی آتلانتیک دیگر کاملاً همسو نیست. تحلیلهای منتشرشده در «شورای اروپایی روابط خارجی» تأکید دارند که اروپا بهتدریج در حال حرکت به سمت تعریف مستقلتری از امنیت و منافع اقتصادی خود است.
این تحول را نمیتوان صرفاً محصول تغییر دولتها در آمریکا یا اروپا دانست، بلکه باید آن را بخشی از یک دگرگونی ساختاری در نظم جهانی تلقی کرد. اروپا به این جمعبندی رسیده است که وابستگی مطلق به آمریکا، در جهانی که به سمت چندقطبی شدن حرکت میکند، میتواند هزینههای راهبردی سنگینی به همراه داشته باشد.
اقتصاد، انرژی و آغاز واگرایی راهبردی
یکی از مهمترین عوامل این شکاف، موضوع اقتصاد و انرژی است. جنگ اوکراین و بحران انرژی ناشی از آن، اقتصادهای اروپایی را تحتفشار شدیدی قرار داد و وابستگی امنیتی و اقتصادی اروپا به آمریکا را به موضوعی مناقشهبرانگیز تبدیل کرد.
مطالعات «شورای اروپایی روابط خارجی» درباره آینده انرژی اروپا نشان میدهد که اتحادیه اروپا در تلاش است تا از طریق تولید برق گسترده، توسعه زیرساختهای جدید و تنوعبخشی به شرکای اقتصادی، خود را از شوکهای ژئوپلیتیکی آینده مصون کند. این رویکرد، صرفاً یک سیاست اقتصادی نیست، بلکه بخشی از پروژه خودمختاری راهبردی اروپا محسوب میشود.
در همین حال، بسیاری از نخبگان اروپایی معتقدند که سیاستهای یکجانبه واشنگتن، از تحریمهای فرامرزی گرفته تا فشار برای تبعیت کامل از راهبردهای امنیتی آمریکا، منافع بلندمدت اروپا را تهدید میکند. تحلیلهای سایر مؤسسات نیز نشان میدهند که حتی در میان متحدان سنتی آمریکا، نارضایتی فزایندهای نسبت به رویکردهای واشنگتن شکل گرفته است.
این وضعیت، اروپا را به سمت بازتعریف روابط خود با قدرتهای دیگر سوق داده است. اکنون، بحث درباره همکاری اقتصادی و حتی امنیتی محدود با چین، دیگر یک تابوی سیاسی در اروپا محسوب نمیشود. براساس گزارشهای مؤسسه «راسی» برخی محافل اروپایی، همکاری با پکن را نهتنها یک ضرورت اقتصادی، بلکه ابزاری برای ایجاد توازن در برابر فشارهای آمریکا تلقی میکنند.
اروپا میان آمریکا، چین و روسیه
امروز، اروپا در موقعیتی پیچیده قرار گرفته است. از یکسو، همچنان به چتر امنیتی آمریکا وابسته است و ازسویدیگر، نیازهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن، این قاره را به سمت تعامل بیشتر با چین و حتی در برخی حوزهها، مدیریت تنش با روسیه سوق میدهد.
این دوگانگی، بهویژه در حوزه فناوری و هوش مصنوعی آشکار شده است. درحالیکه آمریکا تلاش میکند رقابت فناورانه با چین را به یک تقابل تمامعیار تبدیل کند، بسیاری از کشورهای اروپایی تمایلی به قطع کامل همکاریهای فناورانه و صنعتی با پکن ندارند. حتی گزارشهایی درباره گفتوگوهای احتمالی واشنگتن و پکن بر سر قواعد استفاده از هوش مصنوعی، نشان میدهد که خود آمریکا نیز به محدودیتهای تقابل مطلق واقف شده است.
در این چارچوب، اروپا تلاش میکند جایگاهی میانه و مستقل برای خود تعریف کند. افزایش توان نظامی آلمان که در تحلیلهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است، نیز بخشی از همین روند محسوب میشود. بااینحال، برخلاف گذشته، برلین دیگر صرفاً بهعنوان بازوی اروپایی سیاستهای آمریکا عمل نمیکند، بلکه به دنبال ایفای نقش مستقلتری در امنیت قاره است.
فرصت ژئوپلیتیکی برای ایران
شکاف فزاینده میان اروپا و آمریکا، میتواند فرصتهای مهمی برای دیپلماسی ایران ایجاد کند. در شرایطی که اروپا بیش از گذشته بر منافع اقتصادی و امنیت انرژی خود تمرکز کرده است، ظرفیت برای بازتعریف روابط با تهران افزایش یافته است. ایران، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع انرژی و نقش خود در معادلات منطقهای، میتواند به یکی از بازیگران مهم در راهبرد تنوعبخشی اروپا تبدیل شود. از منظر اقتصادی، اروپا نمیتواند در بلندمدت نسبت به ظرفیتهای انرژی و ترانزیتی ایران بیتفاوت باقی بماند.
از منظر سیاسی نیز، واگرایی اروپا از سیاستهای سختگیرانه و یکجانبه آمریکا، فضای بیشتری برای مانور دیپلماتیک ایجاد میکند. این به معنای پایان اختلافات نیست، بلکه نشاندهنده ظهور یک واقعگرایی جدید در سیاست خارجی اروپاست که بیش از گذشته بر منافع عملی و اقتصادی متمرکز شده است.
در چنین فضایی، دیپلماسی ایران میتواند با بهرهگیری از شکافهای درون غرب، روابط متوازنتری با بازیگران اروپایی ایجاد کند و از دغدغه اروپا به خاطر وابستگی مطلق به راهبردهای واشنگتن، بهرهبرداری سیاسی و اقتصادی کند.
شکاف میان اروپا و آمریکا، دیگر صرفاً یک اختلاف موقت یا ناشی از تغییر دولتها نیست، بلکه نشانهای از تحول عمیق در ساختار نظم غربی است. اروپا، تحتفشار بحرانهای اقتصادی، انرژی و ژئوپلیتیک، بهتدریج در حال حرکت به سمت نوعی خودمختاری راهبردی است که میتواند آینده روابط فراآتلانتیک را دگرگون کند. در این میان، کشورهایی مانند ایران میتوانند با درک دقیق این تحولات، از فرصتهای ناشی از تشدید شکاف فراآتلانتیک برای تقویت جایگاه منطقهای و بینالمللی خود استفاده کنند.
0 Comments