جدیدترین مطالب

نقش شهپادها در سرنوشت نبرد بر سر آبراهه‌های حیاتی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گسترش شناورهای هوشمند بدون سرنشین (شهپاد) در هرمز و باب‌المندب نشان می‌دهد که کنترل دریا صرفاً با ناوهای بزرگ، زیردریایی‌ها وهواپیماهای مستقر بر ناوها امکان‌پذیر نمی‌باشد.

ابعاد امنیتی – اقتصادی تقابل واشنگتن و پکن در حوزه هوش مصنوعی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: رقابت آمریکا و چین در هوش مصنوعی فقط مسابقه میان مدل‌های هوش مصنوعی نیست؛ تراشه، استعداد انسانی، امنیت سایبری و دسترسی کشورهای درحال‌توسعه به فناوری نیز به عرصه‌های رقابت قدرت تبدیل شده‌اند.

نقش‌آفرینی چین در جنگ علیه ایران
مقابله واشنگتن با پکن بدون آنکه آن را جنگ بنامد

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «جنگ میان آمریکا و ایران، به‌طور فزاینده‌ای در حال فراتر رفتن از رویارویی صرف میان واشنگتن و تهران است زیرا در پس‌زمینه آن، رقابتی دیگر نیز در حال شکل‌گیری است. اگرچه چین به‌طور مستقیم با آمریکا نمی‌جنگد، اما پیوندهای اقتصادی، فناوری و دیپلماتیکش با ایران، راهبرد واشنگتن را با پیچیدگی مواجه کرده است.»

تعامل آسه‌آن و بریکس روبه گسترش: فرصت‌ها و محدودیت‌ها

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «حضور آسه‌آن در اجلاس بریکس ۲۰۲۶ فرصتی برای تقویت نقش دیپلماتیک جنوب شرق آسیا در نظم چندقطبی فراهم کرد، اما اختلافات داخلی این سازمان و تفاوت رویکرد اعضا به قدرت‌های بزرگ، مانع از تبدیل این حضور به نفوذی یکپارچه و اثرگذار شد.»

راهبرد آینده آمریکا در عراق:‌ کنترل کمتر برای حفظ بهتر نفوذ

شورای راهبردی آنلاین- رصد:‌ «علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق در تاریخ ۳۰ سپتامبر روز پایان ماموریت نیروهای ائتلاف بین‌المللی برای مبارزه با داعش در عراق را گرامی داشت. اول اکتبر فرصتی برای واشنگتن بود تا به‌جای پایان دادن به رابطه با عراق، آن را از نو تعریف کند. چالش آمریکا، گذار از کنترل به نفوذ است. اهرم‌های مستقیم واشنگتن در عراق با خروج نیروهای آمریکایی از این کشور کاهش می‌یابد، اما آمریکا همچنان ابزارهایی مانند نظام مالی مبتنی بر دلار، تحریم‌ها، تبادل اطلاعات و فروش تجهیزات دفاعی را در اختیار دارد. بااین‌حال، استفاده از این ابزارها برای تاثیرگذاری بر تصمیمات عراق با استفاده از آن‌ها برای کنترل این کشور تفاوت دارد؛ رویکرد دوم احتمالا شکست خواهد خورد.»

رقابت راهبردی آمریکا و چین در جنوب جهانی در عرصه فناوری

شورای راهبردی آنلاین- رصد:‌ «رقابت آمریکا و چین برای رهبری جهانی در عرصه علم و فناوری، به جنوب جهانی گسترش یافته است؛ منطقه‌ای که کشورهای آن در پیگیری منافع توسعه‌ای و اقتصادی خود، لزوما حاضر به همسویی با یکی از دو قدرت نیستند. گزارشی راهبردی با تاکید بر اهمیت این کشورها در رقابت این دو قدرت در عرصه فناوری، استدلال می‌کند که آمریکا برای حفظ موقعیت خود باید همکاری‌ها در عرصه فناوری، سرمایه‌گذاری و اعتمادسازی با کشورهای جنوب جهانی را تقویت کند و در عین حال، از اتکای بیش از حد به ابزارهای قهری بپرهیزد.»

نقش امارات در بی‌ثباتی‌ها و جنگ‌های نیابتی در شاخ آفریقا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «وضعیت به‌سرعت رو به وخامت در «شاخ آفریقا» را دیگر نمی‌توان مجموعه‌ای از درگیری‌های پراکنده و محلی دانست؛ این وضعیت به یک بحران امنیتی جهانی تبدیل شده که نیازمند توجه فوری بازیگران بین‌المللی است.»

Loading

أحدث المقالات

نقش شهپادها در سرنوشت نبرد بر سر آبراهه‌های حیاتی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گسترش شناورهای هوشمند بدون سرنشین (شهپاد) در هرمز و باب‌المندب نشان می‌دهد که کنترل دریا صرفاً با ناوهای بزرگ، زیردریایی‌ها وهواپیماهای مستقر بر ناوها امکان‌پذیر نمی‌باشد.

ابعاد امنیتی – اقتصادی تقابل واشنگتن و پکن در حوزه هوش مصنوعی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: رقابت آمریکا و چین در هوش مصنوعی فقط مسابقه میان مدل‌های هوش مصنوعی نیست؛ تراشه، استعداد انسانی، امنیت سایبری و دسترسی کشورهای درحال‌توسعه به فناوری نیز به عرصه‌های رقابت قدرت تبدیل شده‌اند.

نقش‌آفرینی چین در جنگ علیه ایران
مقابله واشنگتن با پکن بدون آنکه آن را جنگ بنامد

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «جنگ میان آمریکا و ایران، به‌طور فزاینده‌ای در حال فراتر رفتن از رویارویی صرف میان واشنگتن و تهران است زیرا در پس‌زمینه آن، رقابتی دیگر نیز در حال شکل‌گیری است. اگرچه چین به‌طور مستقیم با آمریکا نمی‌جنگد، اما پیوندهای اقتصادی، فناوری و دیپلماتیکش با ایران، راهبرد واشنگتن را با پیچیدگی مواجه کرده است.»

تعامل آسه‌آن و بریکس روبه گسترش: فرصت‌ها و محدودیت‌ها

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «حضور آسه‌آن در اجلاس بریکس ۲۰۲۶ فرصتی برای تقویت نقش دیپلماتیک جنوب شرق آسیا در نظم چندقطبی فراهم کرد، اما اختلافات داخلی این سازمان و تفاوت رویکرد اعضا به قدرت‌های بزرگ، مانع از تبدیل این حضور به نفوذی یکپارچه و اثرگذار شد.»

راهبرد آینده آمریکا در عراق:‌ کنترل کمتر برای حفظ بهتر نفوذ

شورای راهبردی آنلاین- رصد:‌ «علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق در تاریخ ۳۰ سپتامبر روز پایان ماموریت نیروهای ائتلاف بین‌المللی برای مبارزه با داعش در عراق را گرامی داشت. اول اکتبر فرصتی برای واشنگتن بود تا به‌جای پایان دادن به رابطه با عراق، آن را از نو تعریف کند. چالش آمریکا، گذار از کنترل به نفوذ است. اهرم‌های مستقیم واشنگتن در عراق با خروج نیروهای آمریکایی از این کشور کاهش می‌یابد، اما آمریکا همچنان ابزارهایی مانند نظام مالی مبتنی بر دلار، تحریم‌ها، تبادل اطلاعات و فروش تجهیزات دفاعی را در اختیار دارد. بااین‌حال، استفاده از این ابزارها برای تاثیرگذاری بر تصمیمات عراق با استفاده از آن‌ها برای کنترل این کشور تفاوت دارد؛ رویکرد دوم احتمالا شکست خواهد خورد.»

رقابت راهبردی آمریکا و چین در جنوب جهانی در عرصه فناوری

شورای راهبردی آنلاین- رصد:‌ «رقابت آمریکا و چین برای رهبری جهانی در عرصه علم و فناوری، به جنوب جهانی گسترش یافته است؛ منطقه‌ای که کشورهای آن در پیگیری منافع توسعه‌ای و اقتصادی خود، لزوما حاضر به همسویی با یکی از دو قدرت نیستند. گزارشی راهبردی با تاکید بر اهمیت این کشورها در رقابت این دو قدرت در عرصه فناوری، استدلال می‌کند که آمریکا برای حفظ موقعیت خود باید همکاری‌ها در عرصه فناوری، سرمایه‌گذاری و اعتمادسازی با کشورهای جنوب جهانی را تقویت کند و در عین حال، از اتکای بیش از حد به ابزارهای قهری بپرهیزد.»

نقش امارات در بی‌ثباتی‌ها و جنگ‌های نیابتی در شاخ آفریقا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «وضعیت به‌سرعت رو به وخامت در «شاخ آفریقا» را دیگر نمی‌توان مجموعه‌ای از درگیری‌های پراکنده و محلی دانست؛ این وضعیت به یک بحران امنیتی جهانی تبدیل شده که نیازمند توجه فوری بازیگران بین‌المللی است.»

Loading

پیمان مکه در بوته آزمایش؛ از «معمای بازدارندگی» تا «خطر برهم‌زنندگی امنیت»

شورای راهبردی آنلاین - یادداشت: پیمان مکه که ۷ اوت ۲۰۲۶ میان عربستان، ترکیه و پاکستان امضا شد، بیش از آنکه پاسخی به خلأهای ژئوپلیتیک باشد، در عمل با «معمای بازدارندگی» و «تفاوت ادراک تهدید» روبه‌روست. در حالی که این پیمان نماد گذار به خوداتکایی منطقه‌ای است، اولین آزمون‌های میدانی و پیچیدگی‌های روابط با بازیگران منطقه‌ای، مفهوم واقعی آن را مشخص خواهد کرد.

سجاد سامانی- کارشناس مسائل منطقه

اولین آزمون؛ تقابل «تعهدات سیاسی» با «واقعیت‌های میدانی»

مهم‌ترین معضل پیش‌روی پیمان مکه، نه در متن توافق، بلکه در «ادراک تهدید» متفاوت اعضای آن نهفته است. عربستان خلیج‌فارس، یمن و دریای سرخ را خط مقدم امنیت خود و زیرساخت‌های انرژی‌اش را آسیب‌پذیرترین نقطه می‌داند؛ ترکیه هم‌زمان درگیر پرونده‌های سوریه، عراق، قفقاز جنوبی و مدیترانه شرقی است و رقابت‌هایش با یونان و اتحادیه اروپا اولویت‌های متفاوتی برایش تعریف می‌کند؛ و پاکستان تمرکز خود را بر مرزهای شرقی (هند و کشمیر) و غربی (افغانستان و تحولات طالبان) معطوف کرده است. این تفاوت ذاتی در ادراک تهدید و تحولات در یمن، پیمان مکه را در اولین آزمون میدانی با چالش جدی مواجه کرده است.

تحولات اخیر یمن و حملات تلافی‌جویانه انصارالله به تأسیسات انرژی عربستان در پاسخ به جنگ ریاض علیه یمن، دقیقاً همان نقطه اصطکاک است. اعلام وزیر دفاع پاکستان مبنی بر امکان فعال‌شدن بند دفاع متقابل و سپس عقب‌نشینی دیپلماتیک اسلام‌آباد در ۱۰ سپتامبر (با تأکید بر عدم تصمیم برای واکنش نظامی فوری)، «شکاف میان تعهد سیاسی و ظرفیت عملیاتی» را آشکار کرد. پاکستان در عمل با یک معمای چندلایه روبه‌روست: از یک سو، تعهد به ریاض و نیاز به حمایت‌های مالی عربستان؛ از سوی دیگر، روابط ژئوپلیتیکی پیچیده با ایران که همسایه مستقیم آن است، و از سوی سوم، حساسیت‌های هند که هرگونه نزدیکی نظامی پاکستان به بلوک عربی را با تردید می‌نگرد.

اما در پس این احتیاط، یک واقعیت مهم‌تر نهفته است: پاکستان و ترکیه به‌هیچ‌وجه تمایلی به آزمودن جبهه مقاومت ندارند. هر دو کشور می‌دانند که ایران به‌عنوان بازیگری اثرگذار در منطقه، می‌تواند به برقراری صلح و حل‌وفصل مخاصمه‌ها کمک کند. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که تنش با ایران، نه‌تنها هزینه‌های سنگینی بر کشورهای منطقه تحمیل می‌کند، بلکه راه‌حل‌های دیپلماتیک را نیز مسدود می‌سازد. پاکستان و ترکیه به‌خوبی آگاه‌اند که جبهه مقاومت در تحولات عراق، سوریه، لبنان و یمن نقش تعیین‌کننده‌ای دارد و نادیده گرفتن این واقعیت، هرگونه تلاش برای ثبات منطقه‌ای را با شکست مواجه می‌کند. فعال‌کردن پیمان مکه در تقابل با منافع این جبهه، نه‌تنها هزینه‌های سنگینی بر اسلام‌آباد و آنکارا تحمیل می‌کند، بلکه راه‌حل‌های دیپلماتیک را نیز مسدود می‌سازد. بنابراین، اولین معضل پیمان مکه این است: آیا این ساختار در مواجهه با یک بحران، قابلیت تبدیل «همبستگی لفظی» به «اقدام نظامی مشترک» را دارد، یا صرفاً به یک باشگاه تبادل اطلاعات و حمایت‌های لجستیکی محدود خواهد ماند؟

تاریخ ائتلاف‌های منطقه‌ای نیز نشان می‌دهد که تفاوت در منافع ملی، معمولاً به تضعیف تعهدات جمعی منجر می‌شود. پیمان سعدآباد (۱۹۳۷) میان ترکیه، ایران و عراق، یا پیمان بغداد (۱۹۵۵)، هر دو به دلیل تضاد منافع اعضا و فشارهای خارجی فروپاشیدند. پیمان مکه نیز اگر نتواند سازوکارهای روشنی برای مدیریت اختلافات درونی ایجاد کند، سرنوشتی مشابه خواهد داشت.

تأثیرگذاری نامشخص چین

در شرایطی که اعضای پیمان مکه برای پر کردن خلأهای بازدارندگی و اقتصادی خود با چالش مواجه‌اند، «متغیر چینی» به‌عنوان یکی از بازیگران جهانی در این معادله حضور دارد.

چین که بزرگ‌ترین شریک تجاری عربستان و ضامن اقتصادی-نظامی پاکستان محسوب می‌شود، می‌تواند در هر دو بخش سخت‌افزاری (تأمین پهپادهای پیشرفته، سامانه‌های پدافندی، و توسعه صنایع مشترک دفاعی میان ترکیه و پاکستان) و نرم‌افزاری (تضمین‌های اقتصادی و دیپلماتیک برای مقابله با فشارهای غرب) فعال باشد. با این حال، پکن هنوز تمایلی به ورود مستقیم به یک ائتلاف نظامی کلاسیک ندارد و بیشتر به دنبال تضمین امنیت انرژی و مسیرهای «کمربند و جاده» در خلیج‌فارس است. چین می‌داند که ورود مستقیم به معادلات امنیتی خلیج‌فارس، آن را در تقابل با آمریکا قرار می‌دهد و این با استراتژی «توسعه بدون تقابل» پکن سازگار نیست.

بنابراین، نقش چین در این پیمان، نه به‌عنوان «معمار اصلی»، بلکه به‌عنوان یک «ضامن محدود اما اثرگذار» قابل تعریف است. پکن ترجیح می‌دهد از طریق فروش تسلیحات، سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی و میانجی‌گری دیپلماتیک (مانند توافق ریاض-تهران در مارس ۲۰۲۳) نفوذ خود را افزایش دهد، بدون آنکه رسماً وارد یک ائتلاف نظامی شود. این رویکرد به چین اجازه می‌دهد هم با عربستان و هم با ایران روابط حسنه داشته باشد و از منافع اقتصادی خود در منطقه محافظت کند.

 

نتیجه‌گیری؛ خطر سوق یافتن پیمان مکه به سمت برهم‌زنندگی امنیت

پیمان مکه را نباید در قالب یک «ناتوی منطقه‌ای» یا صرفاً ابزاری برای پرکردن خلاء«سپر امنیتی آمریکا» خواند؛ بلکه این پیمان می‌تواند آغازگر یک «دوران گذار پرمخاطره» باشد.

اگر سه عضو پیمان مراقبت نکنند و نتوانند معضلاتی نظیر تفاوت ادراک تهدید، پیچیدگی‌های روابط منطقه‌ای و محدودیت‌های عملیاتی را مدیریت کنند، این پیمان به‌جای تقویت امنیت، به بدل خود یعنی برهم‌زننده امنیت تبدیل خواهد شد. تشدید تنش‌ها، مسدودشدن راه‌حل‌های دیپلماتیک، و تبدیل‌شدن خلیج‌فارس به میدان رقابت تسلیحاتی، نتیجه طبیعی این تبدیل است. در چنین سناریویی، پیمان مکه به‌جای ایجاد بازدارندگی، به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به اقدامات نظامی یک‌جانبه تبدیل می‌شود و کشورهای عضو را در گرداب تنش‌هایی گرفتار می‌کند که کنترل آن از دست خودشان خارج است.

و در این میان، تنها بازیگرانی که از این وضعیت نفع می‌برند، آمریکا و رژیم صهیونیستی خواهند بود. تداوم ناامنی در خلیج‌فارس، بهانه‌ای برای توجیه حضور نظامی واشنگتن در منطقه فراهم می‌کند و فروش تسلیحات آمریکایی را توجیه‌پذیر می‌سازد. هم‌زمان، تمرکز کشورهای اسلامی بر رقابت‌های درون‌منطقه‌ای، مسئله فلسطین را به حاشیه می‌راند و به رژیم صهیونیستی اجازه می‌دهد بدون هزینه سیاسی، به توسعه‌طلبی‌های خود ادامه دهد. آمریکا از ناامنی منطقه‌ای سود می‌برد، زیرا این ناامنی، وابستگی کشورهای خلیج‌فارس به چتر امنیتی واشنگتن را تداوم می‌بخشد و مانع از شکل‌گیری یک بلوک مستقل منطقه‌ای می‌شود.

بنابراین، موفقیت پیمان مکه نه در گروِ تعداد اعضا یا حجم تسلیحات، بلکه در توانایی اعضا برای مدیریت هوشمندانه اختلافات، حفظ کانال‌های دیپلماتیک با بازیگرانی نظیر جبهه مقاومت، و پرهیز ازگرفتار شدن در تله‌ای است که منافعش تنها به رقبای منطقه‌ای می‌رسد. اگر اعضای پیمان مکه نتوانند از این آزمون‌های اولیه سربلند بیرون آیند و به‌جای بازدارندگی، به تشدید تنش دامن بزنند، نه‌تنها امنیت خود را تأمین نکرده‌اند، بلکه به ابزار ناخواسته‌ای در دست آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شده‌اند.

0 Comments