جدیدترین مطالب

از جنگ تجاری تا رویارویی ژئوپلیتیک: علل دشواربودن عادی سازی روابط آمریکا و چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «آغاز جنگ تجاری میان آمریکا و چین در ژانویه ۲۰۱۸، نقطه عطفی در روابط دو کشور بود؛ به‌طوری که مسائل تجاری و اقتصادی، تنش‌ها را تشدید و آن را به رقابتی ژئوپلیتیک و پیچیده تبدیل کردند. سخنرانی مایک پمپئو، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا، در «کتابخانه و موزه ریاست‌جمهوری نیکسون» نمادی از این تحول به شمار می‌رود. پیام این سخنرانی آن بود که دوران عادی‌سازی روابط میان واشنگتن و پکن که از دهه ۱۹۷۰ آغاز شده بود، به پایان رسیده و عصر رقابت میان «چین کمونیست» و «جهان آزاد» آغاز شده است.»

طرح امپریالیستی ترامپ برای کنترل نفت عراق

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «دولت ترامپ هم‌زمان با کاهش حضور نظامی، با فشار سیاسی و اقتصادی و دخالت در روند نخست‌وزیری عراق، طرحی امپریالیستی برای گشودن صنعت نفت این کشور به شرکت‌های آمریکایی پیش می‌برد.»

تحلیلی بر اهمیت بریکس برای اعضای این گروه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: ‌«بریکس، یک گروه بین دولتی متشکل از ۱۱ بازار نوظهور و کشورهای در حال توسعه است که تقریبا نیمی از جمعیت جهان، حدود ۴۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان و تقریبا یک چهارم تجارت جهانی را تشکیل می‌دهد، اما همچنان با پرسش‌هایی درباره اهمیت و کارآمدی خود روبه‌روست.»

نگاهی به روابط دفاعی اتحادیه اروپا-آمریکا

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «روابط امنیتی و دفاعی اتحادیه اروپا و آمریکا از دیرباز نقشی محوری در امنیت اروپا داشته است. واشنگتن از طریق ناتو، قابلیت‌های نظامی کلیدی و تضمین‌های امنیتی، به‌ویژه در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی (ISR)، فرماندهی و کنترل، سوخت‌رسانی هوایی، ترابری راهبردی هوایی و حملات دوربرد، در اختیار اروپا قرار داده است.»

تأملی در ظرفیت‌ها و چالش‌های اجلاس استانبول

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اجلاس وزرای امور خارجه ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان و مصر در استانبول فرصتی برای هماهنگی دیپلماتیک درباره بحران‌های غرب آسیا فراهم آورده، اما موفقیت آن به مشارکت بازیگران اصلی و تبدیل رایزنی‌ها به اقدامات عملی وابسته خواهد بود.

از «پیمان مکه» تا «امنیت جمعی»؛ فرصت تاریخی برای غرب آسیا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: حضور هیئت‌های عالی‌رتبه از کشورهای عضو «توافقنامه دفاع مشترک مکه» در تهران، در شرایطی که منطقه درگیر تنش‌های نظامی و فرایند شکننده مذاکرات ایران و آمریکاست، نقطه عطفی در معادلات امنیتی خلیج فارس و غرب آسیا محسوب می‌شود.

کاهش آب دریای خزر و لایروبی در ولگا و ولگا-دن: نیاز به یک رویکرد جامع وسازوکار مشترک بین کشورهای ساحلی

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ کاهش سطح آب دریای خزر دیگر صرفا یک مسئله زیست‌محیطی یا آب‌شناختی (هیدرولوژیک) نیست، بلکه به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیرساختی و اقتصادی برای کشتیرانی در سراسر این دریا است.»

Loading

أحدث المقالات

از جنگ تجاری تا رویارویی ژئوپلیتیک: علل دشواربودن عادی سازی روابط آمریکا و چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «آغاز جنگ تجاری میان آمریکا و چین در ژانویه ۲۰۱۸، نقطه عطفی در روابط دو کشور بود؛ به‌طوری که مسائل تجاری و اقتصادی، تنش‌ها را تشدید و آن را به رقابتی ژئوپلیتیک و پیچیده تبدیل کردند. سخنرانی مایک پمپئو، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا، در «کتابخانه و موزه ریاست‌جمهوری نیکسون» نمادی از این تحول به شمار می‌رود. پیام این سخنرانی آن بود که دوران عادی‌سازی روابط میان واشنگتن و پکن که از دهه ۱۹۷۰ آغاز شده بود، به پایان رسیده و عصر رقابت میان «چین کمونیست» و «جهان آزاد» آغاز شده است.»

طرح امپریالیستی ترامپ برای کنترل نفت عراق

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «دولت ترامپ هم‌زمان با کاهش حضور نظامی، با فشار سیاسی و اقتصادی و دخالت در روند نخست‌وزیری عراق، طرحی امپریالیستی برای گشودن صنعت نفت این کشور به شرکت‌های آمریکایی پیش می‌برد.»

تحلیلی بر اهمیت بریکس برای اعضای این گروه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: ‌«بریکس، یک گروه بین دولتی متشکل از ۱۱ بازار نوظهور و کشورهای در حال توسعه است که تقریبا نیمی از جمعیت جهان، حدود ۴۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان و تقریبا یک چهارم تجارت جهانی را تشکیل می‌دهد، اما همچنان با پرسش‌هایی درباره اهمیت و کارآمدی خود روبه‌روست.»

نگاهی به روابط دفاعی اتحادیه اروپا-آمریکا

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «روابط امنیتی و دفاعی اتحادیه اروپا و آمریکا از دیرباز نقشی محوری در امنیت اروپا داشته است. واشنگتن از طریق ناتو، قابلیت‌های نظامی کلیدی و تضمین‌های امنیتی، به‌ویژه در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی (ISR)، فرماندهی و کنترل، سوخت‌رسانی هوایی، ترابری راهبردی هوایی و حملات دوربرد، در اختیار اروپا قرار داده است.»

تأملی در ظرفیت‌ها و چالش‌های اجلاس استانبول

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اجلاس وزرای امور خارجه ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان و مصر در استانبول فرصتی برای هماهنگی دیپلماتیک درباره بحران‌های غرب آسیا فراهم آورده، اما موفقیت آن به مشارکت بازیگران اصلی و تبدیل رایزنی‌ها به اقدامات عملی وابسته خواهد بود.

از «پیمان مکه» تا «امنیت جمعی»؛ فرصت تاریخی برای غرب آسیا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: حضور هیئت‌های عالی‌رتبه از کشورهای عضو «توافقنامه دفاع مشترک مکه» در تهران، در شرایطی که منطقه درگیر تنش‌های نظامی و فرایند شکننده مذاکرات ایران و آمریکاست، نقطه عطفی در معادلات امنیتی خلیج فارس و غرب آسیا محسوب می‌شود.

کاهش آب دریای خزر و لایروبی در ولگا و ولگا-دن: نیاز به یک رویکرد جامع وسازوکار مشترک بین کشورهای ساحلی

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ کاهش سطح آب دریای خزر دیگر صرفا یک مسئله زیست‌محیطی یا آب‌شناختی (هیدرولوژیک) نیست، بلکه به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیرساختی و اقتصادی برای کشتیرانی در سراسر این دریا است.»

Loading
کارشناس مسائل شبه قاره در گفتگو با شوراآنلاین مطرح کرد

حمایت آمریکا از نفوذ تروریسم در آسیای مرکزی

۱۳۹۵/۰۷/۱۸ | نمای راهبردی

شوراآنلاین- گفتگو: یک کارشناس مسائل هند و شبه قاره منطقه هیرمند و قندوز و فاریاب را دو منطقه حساس که داعش در آنجا امکان رشد دارد، توصیف کرد و گفت: این احتمال وجود دارد که در آینده داعش در منطقه هیرمند مستقر و تهدیدی علیه ایران شود.

پیرمحمد ملازهی در مصاحبه با سایت شورای راهبردی روابط خارجی گفت: قندوز و فاریاب، در مناطق شمالی افغانستان، با آسیای مرکزی و قومیت های چچن، ازبک، ایغور و قرقیز ارتباط دارند و آمریکایی ها درصددند تا از ظرفیت های این مناطق برای مقابله و اصلاح رفتار چین و روسیه استفاده کنند.

آنچه در ادامه می خوانید متن کامل این گفتگوست.

پرسش: زمینه ها و فرصت‌های موجود در افغانستان برای داعش کدامند؟

مهم‌ترین مسئله وجود هرج و مرج و بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی در افغانستان است، به نوعی که قدرت مرکزی فاقد توان کافی برای اعمال قدرت در جامعه است. امروزه در افغانستان شاهد نوعی تجزیه قدرت هستیم و همین مسئله زمینه نفوذ داعش در افغانستان را فراهم کرده است. مسئله دوم این است که داعش توانسته گروه های همفکر خود را از میان قبایل و به ویژه قبایل پشتون که در دو سوی مرز پاکستان و افغانستان هستند و در مناطق مرزی خوسف و بدخشان زندگی می کنند، جذب کند. مسئله سوم که زمینه رشد و ظهور داعش را فراهم آورده وجود گروه‌هایی است که هم با خودشان و هم با دولت مرکزی درگیر هستند. تنوع گروه های رادیکال باعث شده تا هر گروهی که تجزیه می شود، داعش بتواند بلافاصله با آنها وارد مذاکره شود و آنها را جذب کند. مسئله دیگر امکانات مالی و تدارکاتی داعش است که بسیاری از گروه ها در افغانستان نیازمند تجهیزات، امکانات مالی و تسلیحاتی داعش هستند. در وضعیت کنونی مواردی که ذکر شد مهم ترین زمینه هایی است که به نظر می‌رسد داعش در افغانستان از آن استفاده می کند.

 

پرسش: سیاست کلان نظام سلطه درباره انتقال داعش به حوزه آسیای مرکزی چیست؟

آنچه در افغانستان در حال روی دادن است ارتباط بسیاری با سوریه و عراق دارد. کارشناسان پیش بینی می کنند در صورت شکست داعش در عراق و سوریه، این گروه نیروهای خود را به مناطقی همچون لیبی، سومالی، یمن، افغانستان و حتی مناطق شرق آسیا مثل فیلیپین، منطقه کشمیر و … منتقل کند. برداشت کلی این است که نیروهایی غیرعرب داعش، اعم از نیروهای تاجیک، ازبک، ایغور، چچن، افغان و یا پاکستانی‌تبار که الان در عراق در حال جنگیدن هستند، در نهایت به کشورهای آسیای مرکزی و مناطق مسلمان نشین حاشیه روسیه و شمال افغانستان بر خواهند گشت و از آنجا به مناطق مختلف پخش می شوند. آمریکایی ها تمایل دارند از داعش علیه رقبای‌شان به ویژه چین، روسیه و ایران استفاده کنند. در آسیای مرکزی دو منطقه حساس وجود دارد که بسیار مورد توجه است، یکی از این مناطق، منطقه هیرمند افغانستان است که در اختیار طالبان است و دولت مرکزی حاکمیت حداقلی بر این منطقه دارد و گروه هایی مثل گروه ملارسول که از بدنه طالبان جدا شده اند و از لحاظ فکری به داعش نزدیک هستند، با آنها اعلام همبستگی کرده اند. این احتمال وجود دارد که در آینده داعش در این منطقه مستقر و تهدیدی علیه ایران شود. منطقه حساس دیگر، قندوز و فاریاب در مناطق شمالی افغانستان هستند که در ارتباط با آسیای مرکزی و قومیت های چچن، ازبک، ایغور و قرقیز هستند و آمریکایی ها درصددند تا از ظرفیت های این مناطق برای مقابله و اصلاح رفتار چین و روسیه استفاده کنند.

 

پرسش: آیا ساختارهای بومی و روند‌های محلی افغانستان و تاجیکستان است که به داعش امکان حیات می دهد؟

متأسفانه برخورد دولت مرکزی تاجیکستان با نهضت اسلامی تاجیکستان که فعالیت سیاسی انجام می‌داد برخورد قهرآمیز بود و زمینه ای فراهم کرد تا این نهضت به طرف جریان رادیکال تر گرایش پیدا کند. تجربه نشان داده در مناطق آسیای مرکزی و قفقاز اگر عرصه برای فعالیت های سیاسی گروه های اسلام گرا فراهم نباشد، به سمت مبارزه مسلحانه گرایش پیدا می کنند. همین وضعیت در تاجیکستان اتفاق افتاده است و گروه‌هایی که حاضر بودند در قالب حزب سیاسی، فعالیت های سیاسی انجام دهند دچار سرکوب شدند و نیروهایشان پراکنده شد. این نیروها مستعد پیوستن به داعش و یا هرگروه دیگری مثل سازمان القاعده هستند. در افغانستان و بقیه کشورهای آسیای مرکزی هم همین وضعیت وجود دارد. نشانه هایی وجود دارد که هر گروه اسلامی که توسط دولت های‌شان سرکوب شدند، به طرف داعش رفته اند. در میان کشورهای آسیای مرکزی، اطلاعات موثقی درباره ترکمنستان و گرایش جنبش های اجتماعی آنان به داعش وجود ندارد، ولی به به نظر می آید در میان کشورهای آسیای مرکزی، کشورهای افغناستان، قزاقستان و ازبکستان از زمینه مستعدی برای پذیرش داعش برخوردار باشند.

 

پرسش: مواضع قدرت‌هایی نظیر ایران، روسیه، چین، هند و پاکستان درباره نفوذ داعش در آسیای مرکزی چیست؟

تمام این کشورها در مورد داعش و نیروهای رادیکال محلی احساس خطر می کنند، اما دیدگاه ها تفاوت می کند. متاسفانه این کشورها هنوز نتوانسته اند به سیاست هماهنگی دست پیدا کنند یا درباره خطر مشترکی که وجود دارد، به درک متقابلی برسند. شاید بتوان گفت در بین این کشورها هند و ایران بیشتر تمایل دارند که تعریف مشترکی از تروریسم داشته باشند و بر اساس این تعریف مشترک بتوانند یک نوع هماهنگی اطلاعاتی و امنیتی ایجاد کنند. پاکستان بر اساس تقسیم بندی که انجام داده، سیاستی دو وجهی برای خود تعریف کرده است. در نظر پاکستان، لشکر طیبه یا جیش محمد که علیه هند در کشمیر عمل می کنند، نیروهای جهادی محسوب می شوند، هر چند که به داعش پیوسته باشند. در مقابل گروه هایی همچون تحریک طالبان که علیه پاکستان اقدام می کنند، گروه تروریستی هستند. با وجود تمام این مسائل، ضرورت دارد که همه کشورهای منطقه به حضور جریان خلافتگرای داعش که امنیت تمام کشورهای منطقه را هدف قرارداده است، واکنش نشان دهند. لذا باید مجموعه این کشورها از لحاظ اطلاعاتی، امنیتی و عملیاتی با هم هماهنگ عمل و تلاش کنند تا جبهه واحدی در مقابل داعش تشکیل دهند. شرایط فعلی منطقه اینگونه نیست. لذا به سختی می توان تصور کرد که هندوستان و پاکستان و یا افغانستان و پاکستان حاضر شوند با هم همکاری کنند و در جبهه مشترک قرار بگیرند.

 

پرسش: برآوردها درباره آخرین جهت‌گیری‌ها و توانایی‌های طالبان افغانستان و پاکستان چیست؟

هر چند طالبان افغانستان، حدود یک سوم این کشور را تصرف کرده است و نسبت به سال 2003، از موقعیت تثبیت شده تری برخوردار است، با این وجود در درون خود با مشکلات عدیده ای همچون چالش رهبری و یا جدایی برخی گروه ها مواجه است. در حال حاضر با توجه به بن بست راهبردی که در جنگ افغانستان ایجاد شده، احتمال زیادی وجود دارد که با توجه به حضور حکمتیار، طالبان با تشویق پاکستان به مذاکرات صلح ملحق شود. در صورتی که این اتفاق بیفتد احتمالاً ساختار قدرت در افغانستان به طرف فدرالیسم قومی تغییر خواهد کرد. در این صورت پشتون ها به خودمختاری خواهند رسید و حتی می توانند انتخابات برگزار کنند و دولت محلی را در اختیار بگیرند. به نظر می رسد دولت افغانستان در نهایت مجبور است به دلیل ظرفیت های بالای نظامی و ایدئولوژیکی طالبان، به یک نوع مصالحه با طالبان برسد و بخشی از قدرت را به طالبان واگذار کند. البته در این معادله باید رقابت های افغانستان، هند و پاکستان و همچنین اهداف آمریکا و ناتو را نیز مد نظر قرار بدهیم.

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *