جدیدترین مطالب
اصلاح نظم جهانی با تقویت نقش کشورهای جنوب
شورای راهبردی آنلاین-رصد: تحولات در نظم جهانی، فرصتها و چالشهایی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد میکند. نهادهایی که برای مدیریت روابط بینالملل در رابطه با امور مالی، امنیت، تجارت و دیپلماسی پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند، هنوز هم کارآمد و مرتبط هستند اما ساختارهای اساسی آنها دیگر با توزیع جدید قدرت سازگار نیستند. با این حال، طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه از نظر اقتصادی قدرتمندتر شدهاند، نفوذ بیشتری در روابط بینالملل کسب کردهاند و میتوانند شبکههای جدیدی از همکاری ایجاد کنند. این تحولات فرصتی را برای ایجاد نهادهایی با نمایندگی بیشتر و موثرتر از آنچه امروز هستند، ایجاد میکند. با این حال، این امر مستلزم همکاری، غلبه بر خطوط تقسیم داخلی و حمایت از کشورهای کمدرآمد است.»
أحدث المقالات
اصلاح نظم جهانی با تقویت نقش کشورهای جنوب
شورای راهبردی آنلاین-رصد: تحولات در نظم جهانی، فرصتها و چالشهایی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد میکند. نهادهایی که برای مدیریت روابط بینالملل در رابطه با امور مالی، امنیت، تجارت و دیپلماسی پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند، هنوز هم کارآمد و مرتبط هستند اما ساختارهای اساسی آنها دیگر با توزیع جدید قدرت سازگار نیستند. با این حال، طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه از نظر اقتصادی قدرتمندتر شدهاند، نفوذ بیشتری در روابط بینالملل کسب کردهاند و میتوانند شبکههای جدیدی از همکاری ایجاد کنند. این تحولات فرصتی را برای ایجاد نهادهایی با نمایندگی بیشتر و موثرتر از آنچه امروز هستند، ایجاد میکند. با این حال، این امر مستلزم همکاری، غلبه بر خطوط تقسیم داخلی و حمایت از کشورهای کمدرآمد است.»
نقش 5 عامل مؤثر در بازار انرژی برای ایجاد تغییر در دامنه جنگ غرب آسیا

کریس نیوتن و مایکل وحید حانا در گزارشی که در وبسایت «گروه بحران» منتشر شد، نوشتند: جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا هم در ماه اوت گفت هدف اول آمریکا «ارزان نگه داشتن نفت و گاز برای آمریکاییها» است. عواملی مثل مازاد جهانی نفت، ذخایر فدرال، پالایشگاههای فعال روسیه، انباشت ذخایر توسط چین و باز بودن دریای سرخ مانع خروج بازارها از کنترل شدند، اما قیمت خردهفروشی گازوئیل در آمریکا به سطوحی بیسابقه صعود کرده و طرح ممنوعیت ۹۰ روزه صادرات گازوئیل زمزمه مخالفت جمهوریخواهان با جنگ را برانگیخته است. ایران از ارتباط قیمت سوخت و سرنوشت سیاسی جمهوریخواهان آگاه است و تحلیلگران معتقدند تهران و متحدانش تلاش خواهند کرد مانع از تثبیت قیمتها توسط آمریکا شوند. چالش کنونی آمریکا رساندن نفت خام به پالایشگاهها و فرآوردههای حاصل از آن به بازارهای جهانی است و واشنگتن همزمان اقدامات پرهزینهای با تردید در تداوم آنها را پیگیری میکند.
در این تحلیل رابطه میان بازارهای جهانی انرژی و جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران را بررسی میکند. در این نوشتار، سازوکارهای ضربهگیر که تاکنون به جذب شوکهای ناشی از جنگ در بازارهای نفت کمک کردهاند، و همچنین میزان فشاری که بر این سازوکارها وارد میشود، مورد ارزیابی قرار میگیرد. علاوه بر این، پنج عامل را برای تشدید یا کاهش تنش مؤثر دانست:
۱. نگرانیهای آمریکا با نفت خام آغاز شد، اما ممکن است گازوئیل دولت ترامپ را زمینگیر کند. آمریکا لایههای حفاظتی متعددی ایجاد کرده است (بهرهوری انرژی، انقلاب شیل، گاز طبیعی فراوان، کنترل صادرات نفت ونزوئلا و ذخایر راهبردی) اما این لایه ها در معرض آزمون قرار دارند: برداشت ۱۷۲ میلیون بشکهای ذخایر را به ۲۴۳ میلیون بشکه میرساند، که پایینترین سطح از ۱۹۸۲ و نزدیک به حداقل عملکردی است. احتمالا حدود ۱۰۳ میلیون بشکه قابل برداشت نیست و تحلیلگران حداقل را ۱۷۰ تا ۲۰۰ میلیون بشکه میدانند. بنابراین ممکن است ذخایر طی چند هفته تا چند ماه عملا خالی شود. احتمالا ونزوئلا تا حد ممکن در این رابطه کمک کرده، اما سهم آن کمتر از ۳ درصد نفت خام مصرفی پالایشگاههای آمریکا بودهاست. نفت سنگین ونزوئلا برای ذخایر نامناسب است و حرفهای ترامپ «بیشتر برای آرام کردن نگرانیها» است. شرایط بازار جهانی سوخت بسیار بدتر از آغاز جنگ است: صادرات جهانی گازوئیل به یکسوم کاهش یافته، پالایشگاههای روسیه زیر حملات هستند. بیشتر پالایشگاهها با ظرفیت کامل کار میکنند و صادرات سوخت روسیه و خلیج فارس به بیش از نصف کاهش یافتهاست. قیمت گازوئیل آمریکا بیش از ۷۵ درصد افزایش یافته، موجودی به کمترین سطح فصلی چند دهه رسیده، تگزاس وضعیت اضطراری اعلام کرده و پالایشگاهها یکی از طولانیترین دورههای کار نزدیک به ظرفیت حداکثری در ربع قرن را تجربه میکنند. ترامپ در اول سپتامبر از مدیران بخش سوخت خواست قیمتها را پایین بیاورند اما نتیجهای نداشت. گرانی گازوئیل هزینه حملونقل، ساختوساز و کشاورزی را بالا میبرد و سوخت تا ۳۰ درصد هزینه غذا را تشکیل میدهد. ممنوعیت ۹۰ روزه صادرات گازوئیل در دست بررسی است و هشدارهای قبلی ترامپ را به پذیرش تفاهمنامه با ایران وادار کرد. اکنون بازارهای انرژی دوباره تحت فشار شدید هستند.
۲. فقط پکن میداند واردات نفت و صادرات سوخت چین با چه سرعت و به چه میزان احیا خواهد شد.
چین با کاهش واردات نفت، بخش بزرگی از شوک اولیه جنگ را جذب کرد، مانع افت بیشتر عرضه جهانی شد و خود را در برابر جهش قیمتها محافظت کرد. کاهش تقاضای داخلی، تخلیه ذخایر تجاری و محدودیتهای صادراتی به چین امکان داده واردات نفت را پایین نگه دارد. چین احتمالا تا ماهها بدون افزایش سریع واردات از بحران عبور میکند، اما نه برای همیشه. تصمیم پکن درباره افزایش واردات و محدودیتهای صادرات سوخت، بر بازار جهانی و فروش نفت ایران تاثیری تعیینکننده دارد.
۳. دستاوردهای راهبردی اوکراین، عرضه انرژی حامیانش را تهدید میکند.
اوکراین حملات پهپادی و موشکی خود را به بخش انرژی روسیه و حملونقل دریایی در دریای سیاه و آزوف گسترش داده است. این حملات صادرات غلات دو کشور و محمولههای نفت روسیه را محدود کرده و به بازارهای جهانی غذا و انرژی آسیب زده است. ظرفیت پالایش نفت روسیه بهشدت کاهش یافته و مسکو برای تامین داخلی، صادرات سوخت را محدود کرده و به واردات روی آورده است. حملات به پایانه کنسرسیوم خط لوله خزر، صادرات نفت قزاقستان (که پالایشگاههای اروپایی مصرف کننده نفت خام این کشور هستند) و منافع شرکتهای آمریکایی را نیز تحت تاثیر قرار داده است. با افزایش قیمت سوخت، ممکن است واشنگتن فشار بیشتری بر کییف وارد کند تا از هدف گرفتن بخش انرژی روسیه دست بردارد، اما در کوتاهمدت اوکراین احتمالا به حملات ادامه خواهد داد.
۴. حوثیها وارد بابالمندب شدهاند.
حوثیها پس از شکستن خطوط نیروهای مورد حمایت عربستان، بهسرعت در امتداد ساحل دریای سرخ پیشروی کردند. حملات آنها به عربستان و اختلال در خط لوله شرق به غرب، صادرات نفت این کشور از مسیر دریای سرخ را کاهش داده است. هرگونه اختلالی در این جریان، هم برای ریاض زیانبار است و هم موجب نگرانی در بازارهای جهانی انرژی میشود. حوثیها میخواهند کنترل بابالمندب را به دست بگیرند به شکلی که بهجای توقف کامل تجارت در دریای سرخ، اجازهی عبور به کشتیهای کشورهای دوست، یا دستکم کشورهایی که خصومتی ندارند، را میدهند. تصرف بندر مخا و جزایر دریای سرخ، بهویژه جزیره پریم، توانایی آنها را برای کنترل بابالمندب افزایش میدهد.
از آنجا که جایگزین مشخصی برای تامین نفت و سوخت از منابع دیگر وجود ندارد، اختلال ایجادشده توسط حوثیها در صادرات نفت عربستان از طریق دریای سرخ، احتمالا در آینده قابل پیشبینی نیز ادامه خواهد یافت. این وضعیت عربستان را ناچار میکند تا حجم بیشتری از صادرات خود را از طریق تنگه هرمز و با استفاده از روش «رفتوبرگشتهای مکرر نفتکشها» انجام دهد؛ رویکردی که با خطرات بسیاری همراه است.
۵. رقابت بر سر تنگه هرمز تشدید شده است.
نگرانی اصلی بازارها این است که آیا نفت خلیج(فارس) میتواند از خاورمیانه خارج شود. خطرات و هزینه عبور از کریدور جنوبی بسیار بالا است. نبرد بر سر کریدور جنوبی، آزمونی حیاتی برای ظرفیت ایران در جلوگیری یا افزایش هزینههای حمل و نقل و همچنین عزم آمریکا و متحدان عربش، به ویژه امارات است. این عبورها تحت حمایت آمریکا انجام و نفت به کشتیهای کمریسکپذیرتر در دریای عمان منتقل میشود. افزایش حجم نفتکشها، ظرفیت عملیاتی منطقه برای انتقال کشتیبهکشتی را به محدودیت نزدیک کرده است. حتی چند میلیون بشکه بیشتر در روز هم ممکن است کافی نباشد مگر در صورتیکه پالایشگاههای عربی خلیج(فارس) تعمیر شوند یا به ظرفیت کامل بازگردند. صادرات فرآوردهها همچنان حدود نصف تا سهچهارم کمتر از پیش از جنگ است.
ریسکهای اقتصادی
آمریکا و کشورهای خلیج فارس ناگزیر به یافتن مسیرهایی برای صادرات نفت هستند. شرکتهای خصوصی با افزایش بیسابقه نرخ نفتکشها، دستمزد دریانوردان و قیمت نفت انگیزه میگیرند. هزینه این عبورها با وجودی که بالاست، هنوز بازدارنده نیست؛ هرچند حملات موفقتر ایران میتواند شرایط را تغییر دهد. افزایش هزینههای کشتیرانی، مسیرهای دور از خاورمیانه را نیز تحت تاثیر قرار داده و بخشی از صادرات نفت خام آمریکا را کاهش داده است. عبور از کریدور جنوبی به معنای بازگشت تجارت دریایی عادی نیست؛ تردد کشتیهای کانتینری در سپتامبر ۹۴ درصد کاهش داشت.
آیا تشدید تنش در راه است؟
تعلیق خط لوله شرق به غرب عربستان، آزمونی تازه برای توانمندیها و اراده طرفها در هرمز ایجاد کرده است. عبور نفت از کریدور جنوبی تنها به افزایش ظرفیت انتقال منجر خواهد شد. مختل شدن عبور از کریدور جنوبی توسط ایران میتواند دستاورد راهبردی مهمی باشد و عربستان را به کاهش تولید نفت وادار کند.
ایران ممکن است به دلایلی از جمله نگرانی درباره عرضه انرژی چین، فشار بر عربستان و تمایل به حفظ امکان مذاکره، از تشدید تنش خودداری کند. ایران همواره بهدنبال کنترل تردد و نه لزوما توقف طولانیمدت آن بوده است. تا زمانی که توافقی درباره هرمز یا توافقی گستردهتر حاصل نشود، آمریکا و تولیدکنندگان خلیج فارس ناگزیر به ادامه عبورهای رفتوبرگشتی خواهند بود.
مصالحه بر سر نفت؟
ممکن است ایران آماده دستیابی به تفاهم با همسایگان درباره هرمز باشد. مصالحه کوتاهمدت، مانند تقسیم کریدور مرکزی میان ایران و عمان، میتواند انتقال نفت و کالا را بدون تهدید دائمی حمله تسهیل کند. بهرسمیتشناختن مطالبات گسترده دریایی ایران، برای دیگر کشورهای ساحلی بیش از حد سنگین است. یک توافق جدید بدون توافقی گستردهتر با مشارکت آمریکا احتمالا عمر کوتاهی خواهد داشت و هر ترتیبی که آزادی کشتیرانی را نقض کند با مخالفت بینالمللی روبهرو خواهد شد. اگرچه نفت همچنان منتقل میشود اما قیمت آن بالا مانده و هر دو طرف برای یافتن راه خروج تحت فشار هستند.
دیپلماسی بهترین راه برای بازگرداندن قیمتهای مناسب
هیچیک از تحولات ونزوئلا، چین، روسیه و اوکراین و حوثیها احتمالا بهتنهایی ثبات پایدار در بازار انرژی ایجاد نخواهد کرد. ونزوئلا نمیتواند به آمریکا که با کمبود ذخایر راهبردی روبروست کمک فوری کند. واردت نفت چین رو به افزایش است و کنترل صادرات سوخت کاهش یافته است. تولید پالایشگاه و صادرات روسیه تحت تاثیر حملات اوکراین است و حوثیها برای تامین قلمرو ساحلی تلاش میکنند. تاثیر قابلتوجه بر قیمت سوخت مستلزم رسیدن نفت خام به پالایشگاههای دارای ظرفیت مازاد و صادرات فرآوردههاست. وضعیت موجود همچنین ممکن است ناپایدار باشد، زیرا واشنگتن با خطر تشدید تنشهای بزرگ ایران یا بحران سوخت غیرقابل تحمل سیاسی مواجه است.
بازگشایی هرمز بهتنهایی مشکل افزایش قیمت گازوئیل و سایر محصولات پالایش شده را حل نمیکند؛ این مشکل مستلزم بازگشت ظرفیت فعال پالایشگاهی است و واشنگتن اهرمهای کمی برای دستیابی به این هدف در اختیار دارد. آمریکا میتواند تلاشهای دیپلماتیک برای پایان جنگ یا کاهش تنش روسیه و اوکراین را افزایش دهد، اما بازگشت پالایشگاههای آسیبدیده زمانبر خواهد بود. ممنوعیت صادراتی ترامپ ممکن است قیمت مصرفکننده را در بخشهایی به طور موقت کاهش دهد، اما قیمتها را در مناطق دیگر، بهویژه آمریکای لاتین و اروپا افزایش خواهد داد. هیچیک از طرفها کنترل کاملی بر بازار انرژی و ظرفیت پالایش جهانی ندارد. در وضعیت موجود آمریکا تحت فشار سیاسی و ایران تحت فشار اقتصادی است. مشخص نیست که هیچ یک از دو طرف کاملا متعهد به دستیابی به یک راه حل دیپلماتیک در کوتاه مدت هستند یا خیر. در غیاب چنین توافقی، مسیر پیش رو ناهموار خواهد بود. یک بنبست طولانی مدت بین آمریکا و ایران، حتی اگر باعث از سرگیری جنگ تمام عیار نشود، دربردارنده مشکلات اقتصادی برای هر دو طرف خواهد بود. حتی اگر بنبست طولانی مدت بین آمریکا و ایران منجر به از سرگیری جنگ تمام عیار نشود، این احتمال وجود دارد که هر دو طرف را با مشکلات اقتصادی مواجه کند و یک دوره طولانی تزلزل، مقدمهای برای تشدید تنشهای بزرگ دیگر خواهد بود.
0 Comments