جدیدترین مطالب
افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بینالمللی تحت سلطه غرب ظهور کردهاند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایمهای الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوببندی میکنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقهای را مسدود میکند.
تحلیلی بر شراکت راهبردی آمریکا و هند
شورای راهبردی آنلاین-رصد: توافق هستهای غیرنظامی سال ۲۰۰۸ میان آمریکا و هند روابط دو طرف را از سطح سنتی به مشارکت راهبردی و تحولآفرین تبدیل کرد. این توافق نشان داد که حل حساسترین اختلافات دوجانبه امکانپذیر است و اعتماد را در بالاترین سطوح رهبری ایجاد نمود. کارشناسان هشدار میدهند که احیای شتاب این رابطه، نیازمند پروژههای همکاری جسورانه جدید در فناوریهای راهبردی و توافق تجاری جامع و بازسازی اعتماد در سطوح بالاست.
أحدث المقالات
پیامدهای قطع احتمالی کمک نظامی آمریکا به رژیم صهیونیستی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: « اظهارات ترامپ در پاسخ به واکنش تند مقامات اسرائیلی به توافق اولیه برای پایان دادن به جنگ با ایران که گفته بود «از نحوه رفتار اسرائیل با لبنان خوشحال نیستم. اگر من دخالت نمیکردم، اسرائیل خیلی وقت پیش نابود شده بود»، نشاندهنده پایینترین سطح روابط آمریکا و اسرائیل در دوران ریاستجمهوری ترامپ بود. اختلاف آنها اساسی است. ترامپ مصمم به پایان دادن جنگ با ایران است و ایران نیز روشن ساخته که توافق صلح تنها در صورتی ممکن است که اسرائیل عملیاتش را علیه حزبالله، متحد ایران، در لبنان متوقف کند. بهنظر میرسد یادداشت تفاهم اخیر بین آمریکا و ایران بهصراحت بیان میکند که پایان جنگ در لبنان بخشی از یک توافق جامعتر است.
افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بینالمللی تحت سلطه غرب ظهور کردهاند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایمهای الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوببندی میکنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقهای را مسدود میکند.
تلاش آمریکا برای وارد کردن ایران به بازی جدید

محمد مهدی مظاهری*
در این راستا بعد از آنکه رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا در جلسه کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان گفت: ‘رویکرد ما در مورد ایران حمایت از عناصر داخلی برای تغییر مسالمت آمیز حکومت است’، مجلس سنا نیز با اکثریت قاطع تحریمهایی را بر علیه کشورمان وضع نمود که البته هنوز تأیید نهایی نشده و به رأی مجلس نمایندگان و امضای ترامپ هم نیاز دارد.
در اقدامی دیگر، وزارت امور خارجه آمریکا روز 15 ژوئن (25 خردادماه) مجموعه کامل اسناد مربوط به روابط ایران و آمریکا در دهه 1950 و رویدادهای مربوط به کودتای 28 مرداد علیه دولت دکتر محمد مصدق را منتشر کرد؛ اسنادی که نشان می داد واشنگتن برای سرنگون کردن دولت مصدق برنامه ریزی داشته و کودتا را مستقیما مدیریت کرده است.
حال تسلسل چنین اقدامات تحریک کننده ای، این سؤال را مطرح می سازد که اهداف پشت پرده رویکرد اخیر چیست و چرا دولت آمریکا درست در زمانی که جامعه ایرانی به تازگی انتخاباتی بی نظیر را پشت سر گذاشته و به رئیس جمهوری میانه رو و اعتدال گرا رای داده است؛ می کوشد این چنین آشکار به تحریک افکار عمومی ملت ایران بپردازد؟!
گذشته از دشمنی های عمیق و طولانی مدت ایران و آمریکا که تقریبا چنین رویکردهایی را قابل پیش بینی می سازد، شاید پاسخ مناسب دیگر، سفر اخیر دونالد ترامپ به خاورمیانه و بازدید وی از دو کشور متخاصم با ایران یعنی عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی باشد.
در واقع می توان حدس زد که تحریمها و فشارهای اخیر آشی است که این دو دشمن منطقه ای برای ایران پخته اند و با باج دهی به کد خدا، کوشیده اند رقیب منطقه ای خود را تا حد ممکن تضعیف کرده و تحت فشار قرار دهند. اما بی شک درخواست آنها از ترامپ تنها در این سطح نبوده و آنها از دولت تند روی آمریکا چیزی بیش از این خواسته اند؛ رویکردی که پاشنه آشیل بازگشت ایران به عرصه جامعه بین المللی و مجوز رفع تحریمهایش یعنی ‘برجام’ را از بین ببرد و نابود کند.
بر کسی پوشیده نیست که سوای از برخی محافظه کاران دولت آمریکا، کشورهای حوزه خلیج فارس به رهبری عربستان و نیز رژیم صهیونیستی تنها دو مجموعه ای بودند که از توافق هسته ای ایران با قدرتهای جهانی برآشفتند و آن را خطری برای خود و منطقه!!! توصیف نمودند. با چنین رویکردی عجیب نیست که آنها با دادن امتیازاتی فراوان، از ترامپ که شعار انتخاباتی اش لغو برجام بود،خواسته باشند که این شعارش را هم عملی کند.
البته ترامپ نیز تحت چنین فشارهایی، تلاش خود را برای عملیاتی ساختن لغو برجام انجام داد و در موقعیتهای مختلف از کشورهای اروپایی خواست که این توافق بین المللی را مجددا به بحث و مذاکره بگذارند؛ درخواستی که با درهای بسته مواجه شد و به نتیجه ای نرسید.
از سوی دیگر پایبندی مجدانه ایران به برجام نیز حربه های ممکن را از دولت ترامپ گرفت تا جایی که حتی رکس تیلرسون هم ناچار شد در جلسه اخیر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان، از پایبندی ایران به برجام گلایه کند و آن را به حساب بد بودن توافق و پایین بودن سطح تحمیل ها بر ایران بگذارد.
وجود چنین ناکامی هایی سبب شده است تا دولت آمریکا از شیوه ‘ایجاد اجماع بر علیه ایران’ نا امید شود و به سیاست تک روانه ‘تهدید و تحریم برای عصبانی کردن ایران’ روی بیاورد. در قالب این سیاست جدید تلاش می شود تا مجموعه ای از اقدامات تحریک کننده و خصمانه علیه ایران به صورت مسلسل وار و پشت سر هم صورت بگیرد تا دولت ایران ناچار شود برای مقابله به مثل و پاسخ گویی به افکار عمومی و مخالفان داخلی برجام، از پایبندی به موازین بین المللی فاصله گرفته و دست به اقداماتی بزند که از نظر جامعه بین المللی پذیرفته نیست.
در همین نقطه از بازی است که دیگر کار برای ایالات متحده آسان می شود و می تواند با تهدید معرفی کردن ایران، اجماع جهانی مورد نظر خود را برای اقدام علیه کشورمان فراهم کند و باز هم حلقه فشارها را تنگ تر کند.
بدین ترتیب به نظر می رسد رویکرد اخیر دولت و مجلس آمریکا در قبال ایران، مجموعه ای کاملا جهت دار از سیاستها برای وارد کردن کشورمان به مسیری است که به ایجاد اجماع جهانی علیه ایران ختم می شود. در چنین شرایطی به نظر می رسد تنها وحدت و اجماع نیروهای سیاسی در عرصه داخلی و عدم فشار آنها بر دولت برای انجام واکنشهای احساسی و تحریک کننده متقابل و نیز استفاده از ابزار های حقوقی و دیپلماتیک همچون شکایت به نهادهای بین المللی و رایزنی با چین، روسیه و اروپا، می توانند راهکارهایی مناسب باشند که ایران را از ورود به بازی جدید ایالات متحده نجات می دهند.
* استاد دانشگاه
0 Comments