جدیدترین مطالب

علت تداوم سوء تفاهم غرب در درک اهمیت و جایگاه بریکس

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بریکس، که  در ابتدا به آن با نگاه طنزآمیز و به‌عنوان نوعی «انبوه نام‌های اختصاری توخالی» در عصر جهانی‌شدن برخورد ‌شد و بعدها نسخه‌ای ضعیف‌تر از باشگاه‌های جهانی مانند گروه ۷ تلقی شد، در سال‌های اخیر، به‌ویژه از سوی دونالد ترامپ، به‌عنوان تهدیدی بالقوه برای سلطه دلار آمریکا مورد توجه قرار گرفته و رسانه‌های غربی نیز در آستانه اجلاس ۲۰۲۶ بر اختلافات داخلی آن تمرکز کرده‌اند. با این حال، همه این برداشت‌ها اهمیت واقعی بریکس یعنی نقش آن به‌عنوان الگویی اولیه از نظم چندقطبی در حال ظهور را نادیده می‌گیرند.»

تحلیلی بر اخراج نیروهای آمریکایی از عراق و پیامدهای احتمالی آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نیروهای آمریکایی از عراق، پایان حضور نظامی مستقیم واشنگتن در این کشور را رقم زده است؛ اما اهرم‌های مالی، سیاسی و امنیتی آمریکا همچنان می‌تواند بر آینده این کشور اثرگذار و مشکل‌آفرین باشد.

موفقیت‌ها و چالش‌های همکاری روسیه و آفریقا پس از اجلاس سران ۲۰۲۳

شورای راهبردی آنلاین-رصد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه ژوئیه و در آستانه سومین نشست روسیه و آفریقا که قرار است در پایان ماه اکتبر برگزار شود، به آفریقا سفر و از اتیوپی، نیجر، موزامبیک و بوروندی دیدار کرد. نخستین اجلاس روسیه و آفریقا در سال ۲۰۱۹ با حضور هر ۵۴ کشور آفریقایی برگزار شد و ۴۵ کشور در سطح سران دولت‌ها در اجلاس شرکت کردند؛ در حالی که در دومین نشست، ۴۷ کشور و ۲۷ رئیس دولت حضور داشتند. در ۲۰ ژوئیه سال جاری، حضور بیش از ۳۰ کشور آفریقایی در سومین نشست تایید شد. کارشناسان معتقدند که سومین نشست بیشتر جنبه‌ای تشریفاتی خواهد داشت، زیرا معیار سنجش موفقیت این اجلاس به‌تدریج از تعداد شرکت‌کنندگان به ارزیابی گام‌های عملی‌شده برای تعمیق همکاری‌ها تغییر یافته است.»

روسیه، آمریکا و چین: سه ضلع مثلث در عصر مناقشه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «مثلث راهبردی» چارچوبی شناخته‌شده برای توصیف ماهیت نظام معاصر قدرت‌های بزرگ است که روابط میان مسکو، واشنگتن و پکن آن را شکل می‌دهد. تحولات سیاسی امروز بار دیگر مثلث قدرت‌های بزرگ را به صحنه اصلی بازمی‌گرداند.

اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران می‌گذرد و هیچ چشم‌اندازی برای پایان آن دیده نمی‌شود. موج نخست درگیری‌ها از ۲۸ فوریه تا آتش‌بس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیری‌ها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتی‌ها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شده‌اند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا به‌طور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»

چشم‌انداز تنش‌های ایران و آمریکا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پس از ماه‌ها جنگ و فشار اقتصادی، وضعیت ایران و آمریکا میان دو منطق متعارض قرار گرفته است؛ واشنگتن بر تشدید فشار برای کسب امتیاز تأکید دارد و تهران مذاکره تحت‌فشار را نمی‌پذیرد.

دیپلماسی ترکیه در دریای سیاه در قبال موانع عملیاتی روسیه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «با وجود تلاش‌های ترکیه، علائم دریافتی از مسکو چشم‌انداز احیای دوباره «ابتکار غلات دریای سیاه» را تیره کرده است. حملات روسیه و اوکراین به بنادر، پایانه‌های بارگیری و کشتی‌های دریای سیاه، صادرات مواد غذایی و عرضه جهانی غلات را مختل کرده و کشتی‌های غیرنظامی کشورهای دیگر را نیز هدف قرار داده است. ترکیه بر اساس اختیارات اعطا‌شده به این کشور در کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶، کنترل تنگه‌های ترکیه، تنها مسیر دریایی میان دریای سیاه و مدیترانه، را در دست دارد. آنکارا در بخش بزرگی از جنگ روسیه و اوکراین خود را به‌عنوان میانجی معرفی کرده است. با تشدید حملات در دریای سیاه، آنکارا در پی ایفای نقش بزرگ‌تری در این میانجی‌گری است، اما موفقیت آن به آمادگی روسیه و اوکراین برای مذاکره بستگی دارد.»

فرصت‌های هم‌سویی بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوراسیای بزرگ

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «نشست‌های اخیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای نشان می‌دهد که در میان کشورهای «اکثریت جهانی»، همکاری‌ها به‌تدریج در حال شکل دادن به چارچوبی جدید برای نظم جهانی است؛ چارچوبی که در آن نمایندگان غرب حضور ندارند و تمرکز اصلی بر همکاری میان قدرت‌های نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این روند صرفا در بیانیه‌های سیاسی نیست، بلکه در هم‌راستا شدن پروژه‌ها و سازوکارهای همکاری بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکل‌گیری ایده «اوراسیای بزرگ» آشکار می‌شود.»

Loading

أحدث المقالات

علت تداوم سوء تفاهم غرب در درک اهمیت و جایگاه بریکس

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بریکس، که  در ابتدا به آن با نگاه طنزآمیز و به‌عنوان نوعی «انبوه نام‌های اختصاری توخالی» در عصر جهانی‌شدن برخورد ‌شد و بعدها نسخه‌ای ضعیف‌تر از باشگاه‌های جهانی مانند گروه ۷ تلقی شد، در سال‌های اخیر، به‌ویژه از سوی دونالد ترامپ، به‌عنوان تهدیدی بالقوه برای سلطه دلار آمریکا مورد توجه قرار گرفته و رسانه‌های غربی نیز در آستانه اجلاس ۲۰۲۶ بر اختلافات داخلی آن تمرکز کرده‌اند. با این حال، همه این برداشت‌ها اهمیت واقعی بریکس یعنی نقش آن به‌عنوان الگویی اولیه از نظم چندقطبی در حال ظهور را نادیده می‌گیرند.»

تحلیلی بر اخراج نیروهای آمریکایی از عراق و پیامدهای احتمالی آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نیروهای آمریکایی از عراق، پایان حضور نظامی مستقیم واشنگتن در این کشور را رقم زده است؛ اما اهرم‌های مالی، سیاسی و امنیتی آمریکا همچنان می‌تواند بر آینده این کشور اثرگذار و مشکل‌آفرین باشد.

موفقیت‌ها و چالش‌های همکاری روسیه و آفریقا پس از اجلاس سران ۲۰۲۳

شورای راهبردی آنلاین-رصد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه ژوئیه و در آستانه سومین نشست روسیه و آفریقا که قرار است در پایان ماه اکتبر برگزار شود، به آفریقا سفر و از اتیوپی، نیجر، موزامبیک و بوروندی دیدار کرد. نخستین اجلاس روسیه و آفریقا در سال ۲۰۱۹ با حضور هر ۵۴ کشور آفریقایی برگزار شد و ۴۵ کشور در سطح سران دولت‌ها در اجلاس شرکت کردند؛ در حالی که در دومین نشست، ۴۷ کشور و ۲۷ رئیس دولت حضور داشتند. در ۲۰ ژوئیه سال جاری، حضور بیش از ۳۰ کشور آفریقایی در سومین نشست تایید شد. کارشناسان معتقدند که سومین نشست بیشتر جنبه‌ای تشریفاتی خواهد داشت، زیرا معیار سنجش موفقیت این اجلاس به‌تدریج از تعداد شرکت‌کنندگان به ارزیابی گام‌های عملی‌شده برای تعمیق همکاری‌ها تغییر یافته است.»

روسیه، آمریکا و چین: سه ضلع مثلث در عصر مناقشه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «مثلث راهبردی» چارچوبی شناخته‌شده برای توصیف ماهیت نظام معاصر قدرت‌های بزرگ است که روابط میان مسکو، واشنگتن و پکن آن را شکل می‌دهد. تحولات سیاسی امروز بار دیگر مثلث قدرت‌های بزرگ را به صحنه اصلی بازمی‌گرداند.

اولویت منطقی واشنگتن: پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره
ناکامی ترامپ در تحقق اهدافش در جنگ 6 ماهه علیه ایران

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «بیش از شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران می‌گذرد و هیچ چشم‌اندازی برای پایان آن دیده نمی‌شود. موج نخست درگیری‌ها از ۲۸ فوریه تا آتش‌بس ۸ آوریل ادامه یافت و در ۸ ژوئیه، درگیری‌ها از سر گرفته شد. از ۱۴ ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار و حملات تقریبا روزانه را آغاز کرد؛ با این وجود، کندی تردد کشتی‌ها همچنان ادامه دارد. امروز اهداف اولیه جنگ که شامل پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود، کنار گذاشته شده‌اند و عملیات نظامی آمریکا تقریبا به‌طور انحصاری بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است.»

چشم‌انداز تنش‌های ایران و آمریکا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پس از ماه‌ها جنگ و فشار اقتصادی، وضعیت ایران و آمریکا میان دو منطق متعارض قرار گرفته است؛ واشنگتن بر تشدید فشار برای کسب امتیاز تأکید دارد و تهران مذاکره تحت‌فشار را نمی‌پذیرد.

دیپلماسی ترکیه در دریای سیاه در قبال موانع عملیاتی روسیه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «با وجود تلاش‌های ترکیه، علائم دریافتی از مسکو چشم‌انداز احیای دوباره «ابتکار غلات دریای سیاه» را تیره کرده است. حملات روسیه و اوکراین به بنادر، پایانه‌های بارگیری و کشتی‌های دریای سیاه، صادرات مواد غذایی و عرضه جهانی غلات را مختل کرده و کشتی‌های غیرنظامی کشورهای دیگر را نیز هدف قرار داده است. ترکیه بر اساس اختیارات اعطا‌شده به این کشور در کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶، کنترل تنگه‌های ترکیه، تنها مسیر دریایی میان دریای سیاه و مدیترانه، را در دست دارد. آنکارا در بخش بزرگی از جنگ روسیه و اوکراین خود را به‌عنوان میانجی معرفی کرده است. با تشدید حملات در دریای سیاه، آنکارا در پی ایفای نقش بزرگ‌تری در این میانجی‌گری است، اما موفقیت آن به آمادگی روسیه و اوکراین برای مذاکره بستگی دارد.»

فرصت‌های هم‌سویی بریکس و سازمان همکاری شانگهای در اوراسیای بزرگ

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «نشست‌های اخیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای نشان می‌دهد که در میان کشورهای «اکثریت جهانی»، همکاری‌ها به‌تدریج در حال شکل دادن به چارچوبی جدید برای نظم جهانی است؛ چارچوبی که در آن نمایندگان غرب حضور ندارند و تمرکز اصلی بر همکاری میان قدرت‌های نوظهور و کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این روند صرفا در بیانیه‌های سیاسی نیست، بلکه در هم‌راستا شدن پروژه‌ها و سازوکارهای همکاری بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکل‌گیری ایده «اوراسیای بزرگ» آشکار می‌شود.»

Loading

تحلیلی بر شراکت راهبردی آمریکا و هند

شورای راهبردی آنلاین-رصد: توافق هسته‌ای غیرنظامی سال ۲۰۰۸ میان آمریکا و هند روابط دو طرف را از سطح سنتی به مشارکت راهبردی و تحول‌آفرین تبدیل کرد. این توافق نشان داد که حل حساسترین اختلافات دوجانبه امکان‌پذیر است و اعتماد را در بالاترین سطوح رهبری ایجاد نمود. کارشناسان هشدار میدهند که احیای شتاب این رابطه، نیازمند پروژه‌های همکاری جسورانه جدید در فناوری‌های راهبردی و توافق تجاری جامع و بازسازی اعتماد در سطوح بالاست.

دنیل مارکری در یادداشتی که در وب‌سایت «مرکز استیمسون» منتشر شد، نوشت: در ۳ ژوئن ۲۰۲۶، مؤسسه  استیمسون نشستی عمومی برای بررسی کتاب «توافق هسته‌ای آمریکا و هند» به قلم سومیت گانگولی و دینشا میستری برگزار کرد. این کتاب توضیح می‌دهد که این توافق تاریخی چگونه شکل گرفت، چگونه در سال ۲۰۰۸ با موفقیت به سرانجام رسید، و چه پیامدهایی برای نزدیک به دو دهه مشارکت راهبردی آمریکا و هند پس از آن داشت.

کتاب در بسیاری از موارد دقیق عمل کرده است؛ از جمله اینکه به خواننده یادآوری می‌کند این توافق در زمان خود چه دستاورد شگفت‌انگیزی بود و چه میزان دیپلماسی خلاقانه و استقامت سیاسی از هر دو طرف طلب می‌کرد. همچنین کتاب نشان می‌دهد که روابط آمریکا و هند تا چه اندازه تغییر کرده است.

یکی از این تغییرات امروز اهمیت ویژه‌ای دارد. در اوایل دهه ۲۰۰۰، محرک اصلی بهبود روابط راهبردی «از بالا به پایین» بود. به بیان ساده، توافق هسته‌ای نیازمند یک رهبری سیاسی جسورانه و متمرکز در دوره‌ای بیش از چهار سال بود. در آغاز ریاست‌جمهوری جرج بوش و تیم امنیت ملی او، هدف «دگرگون کردن روابط آمریکا با هند» تعیین شد؛ اما این هدف در بوروکراسی امنیت ملی آمریکا، به‌ویژه در میان سیاست‌گذاران و تحلیلگرانی که در تلاش‌ها برای جلوگیری از اشاعه سلاح‌های هسته‌ای نقش داشتند، با تردید عمیق  روبه‌رو بود. در دهلی‌نو نیز بی‌اعتمادی به آمریکا حتی ریشه‌دارتر بود، زیرا برنامه هسته‌ای هند برای دهه‌ها یکی از اهداف اصلی سیاست عدم اشاعه واشنگتن محسوب می‌شد. مانموهان سینگ، نخست‌وزیر هند برای نهایی کردن توافق ناچار شد خطر سقوط دولت خود در رأی عدم اعتماد را بپذیرد.

زمینه تاریخی و سیاسی توافق هسته‌ای اهمیت حیاتی داشت: دو طرف با انتخاب همکاری هسته‌ای غیرنظامی، مستقیماً به حساس‌ترین و دشوارترین اختلاف دوجانبه خود پرداختند. این رویکرد پرریسک بارها تا آستانه شکست پیش رفت و به‌سختی توانست در برابر فشار نیروهای قدرتمند بوروکراتیک، نهادی و سیاسی دوام بیاورد.

این توافق با وجود موفقیت، همه اختلافات آمریکا و هند را حل نکرد و در یک زمینه آشکار ناکام ماند: هنوز نتوانسته همکاری هسته‌ای غیرنظامی واقعی میان دو کشور را به جریان اندازد. همچنین راه‌حلی سریع برای اختلافات دیگر، از جمله روابط آمریکا با پاکستان یا روابط هند با روسیه، فراهم نکرد.

اما موفقیت اصلی توافق در این بود که بسیاری از منتقدان دیرینه روابط دوجانبه را در هر دو دولت، در میان گروه‌های سیاسی بانفوذ و حتی در بخش‌های وسیعی از افکار عمومی، متقاعد کرد که یک مشارکت راهبردی میان آمریکا و هند ممکن و مطلوب است. این توافق به‌طور ملموس نشان داد که در عالی‌ترین سطوح رهبری، اعتماد بسیار بیشتری شکل گرفته است. این توافق واقعا تحول‌آفرین بود. روابط آمریکا و هند پیش از توافق هسته‌ای غیرنظامی وجود داشت، اما پس از آن به رابطه‌ای اساسا متفاوت تبدیل شد؛ زیرا هر دو طرف برای دستیابی به آن هزینه سیاسی سنگینی پرداختند.

شاید این تحول امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت داشته باشد، زیرا دوره دوم دولت ترامپ دست‌کم از منظر «بالا به پایین» برای روابط آمریکا و هند چندان مساعد نبوده است. فهرست اختلافات سال گذشته شناخته‌شده است: تجارت، مهاجرت، پاکستان، روسیه، و حتی به‌نظر می‌رسد روابط شخصی گرم میان دونالد ترامپ و نارندرا مودی نیز تضعیف شده است. اخیراً نیز اختلافاتی درباره جنگ ایران پدید آمد.

با این حال، بسیاری از عناصر مشارکت راهبردی آمریکا و هند همچنان پابرجاست. جایی که زمانی بوروکراسی و سیاست دموکراتیک مانع بودند، اکنون به نوعی «وزنه تعادل» تبدیل شده‌ است. شبکه‌ای متراکم از توافقات دفاعی که پس از توافق هسته‌ای امضا شد، همراه با برنامه‌ای گسترده از رزمایش‌های مشترک و تعاملات دیگر، ارتش‌های دو کشور را در شراکتی فعال نگه داشته است. روابط اقتصادی و تجاری موجود، به‌ویژه در حوزه فناوری غیرنظامی و همچنین بخش‌های مهمی از صنایع دفاعی، با وجود بادهای مخالف سیاسی ادامه دارد.

در مقایسه با اوایل دهه ۲۰۰۰، این وضعیت نشان‌دهنده وارونگی نیروهای محرک روابط آمریکا و هند از «بالا به پایین» به «پایین به بالا» است. این تغییر همچنین قدرت پیونددهنده روابط نهادینه‌شده و انگیزه‌های طبیعی بازار را نشان می‌دهد. چنین عواملی می‌توانند پایدارترین بنیان‌های یک مشارکت بلندمدت باشند و با نهایی شدن توافق تجاری دیرانتظار آمریکا و هند می‌توانند تقویت نیز شوند.

با این حال، حتی نقاط قوت «پایین به بالا» نیز با چالش‌های فوری روبه‌رو هستند. سیاست‌های مهاجرتی آمریکا، به‌ویژه محدودیت‌های ویزا، و افزایش احساسات ضد هندی در جناح‌های افراطی سیاست آمریکا، جامعه هندی-آمریکایی، روابط تجاری دو کشور و حامیان هندیِ نزدیکی بیشتر با آمریکا را تهدید می‌کند.

یک عقب‌گرد در روابط آمریکا و هند می‌تواند پیامدهای جدی داشته باشد. به‌ویژه اگر این رابطه را در چارچوب رقابت ژئوپلیتیکی فزاینده با چین ببینیم، هند و آمریکا باید با سرعت به پیش حرکت کنند. رهبران گذشته در دهلی‌نو و واشنگتن این واقعیت را درک کرده بودند.

در دولت اول ترامپ و سپس در سراسر دولت جو بایدن، واشنگتن آشکارا از تمایل خود برای رقابت با چین در سطح جهانی و به‌ویژه در منطقه هند-اقیانوس آرام سخن گفت. این شفافیت راهبردی باعث شد آمریکا روابط با هند را در اولویت بالای راهبردی قرار دهد؛ گاه چنان جدی که شاید به بهای نادیده گرفتن برخی نگرانی‌های دیگر آمریکا تمام شد.

از سوی دیگر، هند نیز با وجود تمایل طبیعی به پرهیز از تنش با چین، به‌تدریج به مشارکت با آمریکا به عنوان یکی از ستون‌های اصلی راهبرد توسعه و امنیت ملی خود، به‌ویژه به‌عنوان راهی برای دسترسی به فناوری‌های پیشرفته بدون افزایش وابستگی به چین نگاه کرد. در مجموع، توافق هسته‌ای غیرنظامی در را برای مشارکت عمیق‌تر آمریکا و هند گشود، اما نگرانی هند از قدرت‌گیری و سیاست‌های تهاجمی منطقه‌ای چین بود که آن را از این در عبور داد و به استقبال مشتاقانه واشنگتن رساند.

اگر دولت ترامپ واقعا در پی احیای شتاب روابط آمریکا و هند است، باید سریعا در سه مسیر حرکت کند:

نخست، توافق تجاری بزرگی که فرصت‌های تازه‌ای برای تجارت ایجاد کند و اشتیاق گروه‌های ذی‌نفوذ در هر دو کشور را دوباره برانگیزد. هرچه این توافق زودتر نهایی شود، پاک کردن فضای اختلافات کوچک‌تر و تمرکز بر همکاری آسان‌تر خواهد شد.

دوم، واشنگتن باید بار دیگر به راهبردی در ایندوپاسیفیک متعهد شود که روابط اقتصادی و دفاعی با هند را در چارچوب رقابت گسترده‌تر با چین در اولویت قرار می‌دهد. در سال‌های اخیر، بخش دفاعی هسته سخت مشارکت راهبردی دو کشور بوده است. هرچه دهلی‌نو نسبت به نیت راهبردی آمریکا در قبال چین اطمینان بیشتری پیدا کند، احتمال اولویت دادن به قراردادهای دفاعی جدید بیشتر خواهد شد. هم‌زمان، با گسترش گفت‌وگوهای دفاعی، رزمایش‌های شبیه‌سازی و آموزش‌های مشترک، دو کشور می‌توانند دامنه‌ای بلندپروازانه‌تر از عملیات‌های نظامی مشترک آینده را بهتر تصور، برنامه‌ریزی و هماهنگ کنند.

سوم، رهبران دو طرف باید از تاریخ توافق هسته‌ای غیرنظامی الهام بگیرند و وارد یک پروژه همکاری جسورانه جدید شوند؛ شاید با بازگشت به فناوری‌های هسته‌ای غیرنظامی یا دیگر فناوری‌های انرژی، یا با تمرکز بر حوزه‌های فناوری‌های نوظهور و راهبردی. این مسیر در دوره بایدن از طریق چارچوب ابتکار فناوری‌های حیاتی و نوظهور (iCET) دنبال شد و اوایل سال گذشته به چارچوب TRUST (دگرگون‌سازی روابط از طریق فناوری راهبردی) تکامل یافت.

همان‌طور که کنت آی. جاستر، سفیر پیشین آمریکا در هند، در کتاب «توافق هسته‌ای آمریکا و هند» توضیح می‌دهد، هر دو چارچوب iCET و TRUST شباهت زیادی به مراحل مقدماتی توافق هسته‌ای دارند؛ زمانی که واشنگتن و دهلی‌نو «گروه همکاری فناوری پیشرفته» (HTCG) را ایجاد کردند. او یادآوری می‌کند که پل میان HTCG و توافق هسته‌ای، چارچوب «گام‌های بعدی در مشارکت راهبردی» (NSSP) بود؛ چارچوبی که مسیر همکاری در چند بخش اولویت‌دار را ترسیم کرد و مهم‌تر از آن، مجموعه‌ای از اقدامات متقابل واشنگتن و دهلی‌نو را برای تحقق آن همکاری مشخص ساخت.

به باور نویسنده، NSSP  الگویی عالی برای تعیین اولویت‌های مشخص سیاستی و پیشبرد تدریجی مسائل حساس است. امروز نیز، در زمانی که اعتماد بار دیگر نیازمند بازسازی است، رویکردی مشابه می‌تواند نتایج ارزشمندی به همراه داشته باشد.

0 Comments