جدیدترین مطالب

تحلیلی بر تنش‌های اخیر ترکیه و رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر سوریه از تشدید رقابت راهبردی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی حکایت دارد، اما ملاحظات متقابل و نقش آمریکا احتمال جنگ مستقیم را محدود کرده است.

تجدید ساختار مسیرهای جغرافیایی چین در آسیای مرکزی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پس از بیش از ۲۵ سال تأخیر، راه‌آهن چین-قرقیزستان-ازبکستان (CKU) سرانجام وارد مرحله پیشرفت اساسی شده است. این بدون شک نقطه عطفی بزرگ در توسعه کریدورهای رو به غرب چین است، اما اهمیت ژئواستراتژیک عمیق‌تر این پروژه تا حد زیادی نادیده گرفته شده است.»

چشم‌انداز صلح در غزه و موانع تحقق آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: آینده طرح به اصطلاح صلح ترامپ برای غزه با وجود ادعای توافق بر خلع سلاح حماس، به دلیل کاستی‌های ساختاری و مخالفت بازیگران کلیدی، همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

واقعیت های پیمان سه‌جانبه مکه

شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: امضای توافق مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، پرسش‌هایی درباره آینده ساختار امنیتی منطقه و جایگاه این کشورها در معادلات غرب آسیا ایجاد کرده است. آیا این توافق می‌تواند به یک سازوکار واقعی دفاع جمعی تبدیل شود یا بیش از آنکه ظرفیت نظامی جدیدی ایجاد کنند، کارکرد سیاسی و بازدارنده دارد؟

شکل‌گیری نظم جدید در روابط بین قدرت‌ها

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: جنگ روسیه و اوکراین و جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، با اهداف و بازیگران متفاوتی شکل‌گرفته‌اند، اما تحولات میدانی و سیاسی نشان می‌دهد که به طور کامل از یکدیگر جدا نیستند.

پیامدهای راهبردی کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تداوم جنگ آمریکا علیه ایران، علاوه بر افزایش هزینه‌های عملیاتی، ظرفیت واقعی زرادخانه آمریکا برای ایفای هم‌زمان تعهدات امنیتی در چند جبهه را زیر سؤال برده است؛ موضوعی که بر بازدارندگی، توان تولید دفاعی و اولویت‌بندی منابع واشنگتن اثر می‌گذارد.

ناکارآمدی رزمایش منطقه‌ای شرق آسیا به رهبری آمریکا در برابر چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به مانیل برای گفت‌وگوهای دیپلماتیک منطقه‌ای که در اواسط ژوئیه انجام گرفت، به‌عنوان نشانه‌ای مستقیم از تعهد آمریکا به امنیت اقیانوس آرام معرفی شد. اما پیش از پایان همان هفته، یک افسر گارد ساحلی چین در جریان یک رویارویی در منطقه «سکند توماس شول»، یک ملوان فیلیپینی را مجروح کرد و به یک قایق نیروی دریایی فیلیپین آسیب رساند. این ماجرا در حالی رخ داد که نشست‌های دیپلماتیک سطح بالا در پایتخت در جریان بود.»

Loading

أحدث المقالات

تحلیلی بر تنش‌های اخیر ترکیه و رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر سوریه از تشدید رقابت راهبردی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی حکایت دارد، اما ملاحظات متقابل و نقش آمریکا احتمال جنگ مستقیم را محدود کرده است.

تجدید ساختار مسیرهای جغرافیایی چین در آسیای مرکزی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پس از بیش از ۲۵ سال تأخیر، راه‌آهن چین-قرقیزستان-ازبکستان (CKU) سرانجام وارد مرحله پیشرفت اساسی شده است. این بدون شک نقطه عطفی بزرگ در توسعه کریدورهای رو به غرب چین است، اما اهمیت ژئواستراتژیک عمیق‌تر این پروژه تا حد زیادی نادیده گرفته شده است.»

چشم‌انداز صلح در غزه و موانع تحقق آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: آینده طرح به اصطلاح صلح ترامپ برای غزه با وجود ادعای توافق بر خلع سلاح حماس، به دلیل کاستی‌های ساختاری و مخالفت بازیگران کلیدی، همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

واقعیت های پیمان سه‌جانبه مکه

شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: امضای توافق مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، پرسش‌هایی درباره آینده ساختار امنیتی منطقه و جایگاه این کشورها در معادلات غرب آسیا ایجاد کرده است. آیا این توافق می‌تواند به یک سازوکار واقعی دفاع جمعی تبدیل شود یا بیش از آنکه ظرفیت نظامی جدیدی ایجاد کنند، کارکرد سیاسی و بازدارنده دارد؟

شکل‌گیری نظم جدید در روابط بین قدرت‌ها

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: جنگ روسیه و اوکراین و جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، با اهداف و بازیگران متفاوتی شکل‌گرفته‌اند، اما تحولات میدانی و سیاسی نشان می‌دهد که به طور کامل از یکدیگر جدا نیستند.

پیامدهای راهبردی کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تداوم جنگ آمریکا علیه ایران، علاوه بر افزایش هزینه‌های عملیاتی، ظرفیت واقعی زرادخانه آمریکا برای ایفای هم‌زمان تعهدات امنیتی در چند جبهه را زیر سؤال برده است؛ موضوعی که بر بازدارندگی، توان تولید دفاعی و اولویت‌بندی منابع واشنگتن اثر می‌گذارد.

ناکارآمدی رزمایش منطقه‌ای شرق آسیا به رهبری آمریکا در برابر چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به مانیل برای گفت‌وگوهای دیپلماتیک منطقه‌ای که در اواسط ژوئیه انجام گرفت، به‌عنوان نشانه‌ای مستقیم از تعهد آمریکا به امنیت اقیانوس آرام معرفی شد. اما پیش از پایان همان هفته، یک افسر گارد ساحلی چین در جریان یک رویارویی در منطقه «سکند توماس شول»، یک ملوان فیلیپینی را مجروح کرد و به یک قایق نیروی دریایی فیلیپین آسیب رساند. این ماجرا در حالی رخ داد که نشست‌های دیپلماتیک سطح بالا در پایتخت در جریان بود.»

Loading

وخامت اوضاع در تنگه هرمز و چشم‌انداز مبهم برای خروج آمریکا از آن

شورای راهبردی آنلاین-رصد: با گذشت چند ماه از آغاز جنگ آمریکا و ایران، و در حالی که آتش‌بسی که به سختی یک ماه دوام آورده بود، در حال فروپاشی است، دلیل چندانی ندارد که باور کنیم مسیر این درگیری به زودی تغییر خواهد کرد. بازارهای نفت و مصرف‌کنندگان باید برای بدترین سناریوهای ممکن آماده شوند و بپذیرند که اکنون «وضعیت عادی» خیالی متعلق به گذشته است.

دیوید گلدوین، فرستاده ویژه سابق امور انرژی بین‌المللی در وزارت امور خارجه آمریکا و آندریا کلابوف، عضو غیرمقیم مرکز جهانی انرژی «شورای آتلانتیک» در تحلیلی که در وب سایت این اندیشکده منتشر شد، نوشتند: الگوی خسته‌کننده این درگیری شامل اقدامات نظامی پراکنده، صحبت از مذاکره، عقب‌نشینی و سپس ازسرگیری درگیری‌ها برای کسانی که نشانه‌های مربوط به بازارهای نفت و گاز را دنبال می‌کنند، به خبری تکراری تبدیل شده است.

این وضعیت، دستیابی به یک پیشرفت و پایان دادن به درگیری با شرایط مورد نظر هر یک از دو طرف را دشوار می‌کند. اساسا، اهداف اصلی (و کاملاً متضاد) هر دو طرف هیچ تغییری نکرده است؛ تا کنون، مذاکرات نتوانسته تغییری اساسی ایجاد کند و نیروی نظامی هم فقط اندکی بیشتر، احتمال تعیین‌کننده بودن دارد.

 

اشتباهاتی که انجام شد

دلایل این امر در نحوه رسیدن آمریکا به این نقطه نهفته است؛ یعنی برداشت نادرست دولت ترامپ از نحوه درک ایران از این درگیری.

کاخ سفید پس از آنکه راهبرد اولیه «سر بریدن» با شکست مواجه شد، به سراغ بهترین گزینه بعدی رفت: یک توافق از طریق مذاکره‌ برای خروج از بحران انرژی‌ که به سطح جهانی رسیده بود. در شرایط عادی، مذاکرات مکرر در نهایت به امتیازات کافی برای جلوگیری یا پایان دادن به عملیات نظامی پرهزینه منجر می‌شد. در واقع، چنین رویکردی پیش از این در ایجاد برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در دوران اوباما موفق بوده است که هدف آن جلوگیری از جنگی بود که اکنون در آن گرفتار شده‌ایم.

دولت ترامپ معتقد بود که در ماه ژوئن، زمانی که آتش‌بس به طور رسمی اعلام شد و ترانزیت محدود انرژی از طریق تنگه هرمز از سر گرفته شد، به راه‌حل موقت سازش دست یافته است. از دیدگاه این دولت، امتیازاتی که در تفاهم‌نامه ارائه داد (یعنی به تعویق انداختن مسئله هسته‌ای و ترغیب ایران به باز نگه داشتن تنگه با میلیاردها دلار پول بلوکه‌شده) باید برای متقاعد کردن ایران آسیب‌دیده به اعطای اجازه برقراری جریان عادی نفت بیش از اندازه کافی ‌بود. مسلماً، کاخ سفید چنین استدلال کرده بود که بازگشت به وضعیت پیشین با امتیازات اضافی، به اندازه کافی برای خروج همه از بحران خوب خواهد بود.

با این حال، از دیدگاه ایران، این درگیری مسئله مبادله امتیازات یا به دست آوردن چند مزیت نیست؛ این یک درگیری موجودیتی است که جمهوری اسلامی ایران دهه‌ها برای آن آماده شده است. این برداشت عمیقاً اشتباه از نیات و همچنین از توانایی‌های سخت طرف مقابل، زمینه را برای فروپاشی آتش‌بس حتی از همان ابتدا فراهم کرد.

وضعیت پیشین هرگز راه‌حلی قابل قبول برای ایران نبود. بلکه، ایران مصمم است که از این درگیری نه تنها از درون تقویت‌شده، بلکه به عنوان مدیر بالفعل مهم‌ترین مسیر تجاری و ترانزیتی جهان خارج شود. بنابراین، تلاش‌های آمریکا برای فشار بر نفتکش‌ها به استفاده از مسیر موسوم به مسیر عمانی، چالشی مستقیم برای آن چیزی است که ایران آن را غرامت شایسته خود و طرح بیمه بلندمدت منطقه‌ای خود می‌داند. عدم شفافیت در مورد آینده هرمز به عنوان یک آبراه آزاد، یک حذف به ویژه آشکار در تفاهم‌نامه بود که به ادعاهای مالکیت ایران دامن زد.

علاوه بر این، در حالی که هر دو طرف معتقدند که می‌توانند بیشتر از دیگری دوام بیاورند، ایرانی‌ها دلایل محکم‌تری برای اطمینان از ماندگاری خود و توانایی خود برای به دست آوردن هر آنچه می‌خواهند، هر زمان و به هر نحوی که جنگ به پایان برسد، دارند. به هر حال، ایالات متحده هرگز برای همیشه در هیچ بخشی از خاورمیانه نمی‌ماند و نمی‌تواند اسکورت دریایی یا محاصره را تا ابد ادامه دهد.

 

حالا چه اتفاقی می‌افتد؟

آخرین اعلامیه دونالد ترامپ در این خصوص که آمریکا هم محاصره دریایی را از سر می‌گیرد و هم پرداخت ۲۰ درصدی (که لغو شد) را برای محافظت از کشتی‌هایی که ظاهراً اسکورت می‌کند، الزامی می‌کند، میخ آخر بر تابوت نسخه ژوئن آتش‌بس است. مسلماً، ناگزیر «مذاکرات جدید» اعلام خواهد شد و گفت‌وگوها بار دیگر برای ایجاد توهم پیشرفت در مورد نکات اختلاف اساسی، از سر گرفته خواهد شد. اما ازسرگیری محاصره آمریکا، نشانه‌ای غیرقابل انکار است که کاخ سفید ایده‌های اندکی برای تغییر معنادار پویایی‌های درگیری باقی گذاشته است.

در همین حال، ایرانی‌ها از حملات تازه آمریکا آسیب دیدند، اما خودشان نیز آسیب وارد کردند که نشان می‌دهد توانایی‌های دفاعی و تهاجمی آنها همچنان کارآمد است (دوره آتش‌بس احتمالاً امکان تسلیح مجدد و آماده‌سازی برای درگیری مجدد را فراهم کرده است).

همانطور که جدیدترین تحلیل موسسه مطالعات جنگ خلاصه می‌کند، «حملات اخیر آمریکا سعی در تضعیف توانایی ایران برای حمله به کشتیرانی تجاری داشته است، اما هنوز مشخص نیست که چه زمانی توانایی ایران برای حمله به کشتیرانی تجاری به اندازه کافی تضعیف می‌شود تا از حملات منفرد که کشتیرانی را مختل می‌کنند، جلوگیری کند.» اگر ایران این توانایی‌های حیاتی را با هزینه‌های قابل کنترل، در طول ماه‌های این درگیری حفظ کرده باشد، پس منطقی است که ایران بتواند این توانایی‌ها را برای ماه‌های بیشتری نیز حفظ کند.

همه اینها برای ایالات متحده، متحدانش، و جهانی که هنوز به جریان آزاد سوخت‌های فسیلی وابسته است، گزینه‌هایی بسیار اندک باقی می‌گذارد. ترانزیت از طریق هرمز که در طول آتش‌بس کوتاه تنها به میزان اندکی بهبود یافته بود، قرار است دوباره به یک حرکت آهسته بازگردد. قیمت نفت دوباره تحت فشار است و نشانه‌هایی وجود دارد که حوثی‌های یمن برای اولین بار در این درگیری، پس از حملات اخیر که به زیرساخت‌های عربستان واردکرده‌اند، فعال می‌شوند. اگر حوثی‌ها با حمایت ایران، ترانزیت در تنگه باب‌المندب را تضعیف کنند، روزانه چهار میلیون بشکه دیگر از ترانزیت نفت می‌تواند زیر آتش مستقیم قرار گیرد و تنش‌های بازار را بیشتر تشدید کند. جای تعجب نیست که جدیدترین تحلیل آژانس بین‌المللی انرژی اذعان می‌کند که در صورت تداوم بحران، چشم‌انداز مازاد عرضه در سال آینده می‌تواند بیشتر و بیشتر به تعویق بیفتد.

در حال حاضر، هیچ نشانه‌ای از یک پیشرفت نظامی، سیاسی یا نوعی دیگر که بتواند مسیر امور خاورمیانه را تغییر دهد، وجود ندارد. تلاش‌های فزاینده برای برنامه‌ریزی و ساخت راه‌های جایگزین پرهزینه برای هرمز، از جمله چندین خط لوله جدید برای عبور از خلیج(فارس)، تأیید می‌کند که تولیدکنندگان نفت منطقه می‌بینند که کسی برای نجات آنها نمی‌آید، و باور ندارند که راه‌حلی پایدار در افق دیده شود.

تا زمانی که چنین راه‌حلی ظاهر شود، چرخه فعلی امیدهای از دست رفته ادامه خواهد یافت، و بازارهای انرژی در خواندن نشانه‌ها و درک میزان نفت موجود، با کاهش روزافزون ذخایر راهبردی، دچار مشکل خواهند شد. دیر یا زود، واقعیات مربوط به در دسترس بودن عرضه در بازار فیزیکی غیرقابل اجتناب خواهد شد و پیامدهای جدی در سراسر جهان، و به ویژه برای اقتصادهای در حال توسعه که در طول این بحران سختی‌های عظیمی را متحمل شده‌اند، به دنبال خواهد داشت. ممکن است اقدامات اضطراری جدید، فراتر از آنهایی که قبلاً به کار گرفته شده‌اند، ضروری شوند. مقامات دوراندیش باید هر چه زودتر به این فکر کنند که آن گزینه‌ها چه چیزهایی می‌توانند باشند.

نظریات زیادی در مورد اینکه چگونه بدبینانه‌ترین پیش‌بینی‌ها در آغاز جنگ- که نفت می‌تواند از ۱۵۰ دلار در هر بشکه عبور کند- محقق نشد، بیان شده است. اما این تحلیل‌ها این طور فرض کرده‌اند که بدترین‌ها گذشته است. در حقیقت، ممکن است بدترین‌ها هنوز در پیش رو باشد.

0 Comments