جدیدترین مطالب

موازنه در زنجیره گلوگاه‌ها؛ از بازدارندگی دریاپایه تا دیپلماسی متکثر

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی غرب آسیا، از افزایش تنش‌ها در خلیج فارس تا تحرکات موشکی و پهپادی در دریای سرخ و هشدار اخیر کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره تهدید آزادی کشتیرانی، نشان‌دهنده یک تغییر الگوی کلیدی است؛ جنگ آمریکا و ایران از صورت یک تقابل منطقه‌ای و محلی خارج شده و دو گذرگاه حیاتی برای اقتصاد جهان یعنی تنگه هرمز و تنگه باب‌المندب را به یکدیگر پیوند داده است.

نقش هوش مصنوعی در لجستیک مشترک ارتش چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «متخصصان برنامه‌ریزی نظامی در چین، چندین دهه است که لجستیک را عامل تعیین‌کننده در هرگونه عملیات علیه تایوان و در سراسر منطقه وسیع ایندوپاسیفیک در نظر گرفته‌اند. حفظ عملیات گسترده در سراسر تنگه تایوان مستلزم جابه‌جایی و تأمین نیروها تحت فشار شدید خواهد بود که این امر لجستیک را هم به یک آسیب‌پذیری حیاتی و هم به یک اولویت برای اصلاحات تبدیل می‌کند.»

نتیجه معکوس راهبرد آمریکا در مهار فناوری چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سه سال پیش، واشنگتن بر این باور بود که با محدود کردن دسترسی چین به نیمه‌هادی‌های پیشرفته، می‌تواند برتری فناوری آمریکا را حفظ کند. اما این شرط‌بندی آن‌گونه که طراحانش انتظار داشتند پیش نرفته است. صنعت تجهیزات ساخت نیمه‌هادی چین به سطحی از بلوغ رسیده که چند سال پیش، تصور آن نیز دشوار بود.»

چگونگی تلاش خاورمیانه برای ایجاد فضای مانور در حوزه هوش مصنوعی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پیشرفت فوتبال مراکش نمونه‌ای از تحولی است که سال‌ها دور از توجه رسانه‌ها شکل گرفت. صعود این کشور به نیمه‌نهایی جام جهانی ۲۰۲۲ و تساوی برابر برزیل در جام جهانی ۲۰۲۶، نتیجه سرمایه‌گذاری بلندمدت در زیرساخت‌ها، آموزش و توسعه نهادی بود، نه یک اتفاق یا شگفتی. همین الگو در حوزه هوش مصنوعی نیز در حال تکرار است و خاورمیانه در مرکز این تحول قرار دارد.»

هفت درس تهاجم نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «هفت درس از تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ ممکن است عقب‌نشینی کنند، دیپلماسی همچنان کارساز و بازدارندگی هسته‌ای در حال تحول بوده، اما خروج از بحران همچنان دشوارتر از ورود به آن است.»

چرایی ناکارآمدی راهبرد نظامی واشنگتن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: واشنگتن با نادیده گرفتن ظرفیت‌های بازدارندگی و اهرم‌های اقتصاد سیاسی ایران، در تنگه هرمز به بن‌بستی راهبردی رسیده که ابزار نظامی قادر به برون‌رفت از آن نیست.

Loading

أحدث المقالات

موازنه در زنجیره گلوگاه‌ها؛ از بازدارندگی دریاپایه تا دیپلماسی متکثر

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی غرب آسیا، از افزایش تنش‌ها در خلیج فارس تا تحرکات موشکی و پهپادی در دریای سرخ و هشدار اخیر کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره تهدید آزادی کشتیرانی، نشان‌دهنده یک تغییر الگوی کلیدی است؛ جنگ آمریکا و ایران از صورت یک تقابل منطقه‌ای و محلی خارج شده و دو گذرگاه حیاتی برای اقتصاد جهان یعنی تنگه هرمز و تنگه باب‌المندب را به یکدیگر پیوند داده است.

نقش هوش مصنوعی در لجستیک مشترک ارتش چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «متخصصان برنامه‌ریزی نظامی در چین، چندین دهه است که لجستیک را عامل تعیین‌کننده در هرگونه عملیات علیه تایوان و در سراسر منطقه وسیع ایندوپاسیفیک در نظر گرفته‌اند. حفظ عملیات گسترده در سراسر تنگه تایوان مستلزم جابه‌جایی و تأمین نیروها تحت فشار شدید خواهد بود که این امر لجستیک را هم به یک آسیب‌پذیری حیاتی و هم به یک اولویت برای اصلاحات تبدیل می‌کند.»

نتیجه معکوس راهبرد آمریکا در مهار فناوری چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سه سال پیش، واشنگتن بر این باور بود که با محدود کردن دسترسی چین به نیمه‌هادی‌های پیشرفته، می‌تواند برتری فناوری آمریکا را حفظ کند. اما این شرط‌بندی آن‌گونه که طراحانش انتظار داشتند پیش نرفته است. صنعت تجهیزات ساخت نیمه‌هادی چین به سطحی از بلوغ رسیده که چند سال پیش، تصور آن نیز دشوار بود.»

چگونگی تلاش خاورمیانه برای ایجاد فضای مانور در حوزه هوش مصنوعی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پیشرفت فوتبال مراکش نمونه‌ای از تحولی است که سال‌ها دور از توجه رسانه‌ها شکل گرفت. صعود این کشور به نیمه‌نهایی جام جهانی ۲۰۲۲ و تساوی برابر برزیل در جام جهانی ۲۰۲۶، نتیجه سرمایه‌گذاری بلندمدت در زیرساخت‌ها، آموزش و توسعه نهادی بود، نه یک اتفاق یا شگفتی. همین الگو در حوزه هوش مصنوعی نیز در حال تکرار است و خاورمیانه در مرکز این تحول قرار دارد.»

هفت درس تهاجم نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «هفت درس از تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ ممکن است عقب‌نشینی کنند، دیپلماسی همچنان کارساز و بازدارندگی هسته‌ای در حال تحول بوده، اما خروج از بحران همچنان دشوارتر از ورود به آن است.»

چرایی ناکارآمدی راهبرد نظامی واشنگتن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: واشنگتن با نادیده گرفتن ظرفیت‌های بازدارندگی و اهرم‌های اقتصاد سیاسی ایران، در تنگه هرمز به بن‌بستی راهبردی رسیده که ابزار نظامی قادر به برون‌رفت از آن نیست.

Loading

موازنه در زنجیره گلوگاه‌ها؛ از بازدارندگی دریاپایه تا دیپلماسی متکثر

۱۴۰۵/۰۵/۰۹ | خبر تاپ, سیاسی, یادداشت

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی غرب آسیا، از افزایش تنش‌ها در خلیج فارس تا تحرکات موشکی و پهپادی در دریای سرخ و هشدار اخیر کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره تهدید آزادی کشتیرانی، نشان‌دهنده یک تغییر الگوی کلیدی است؛ جنگ آمریکا و ایران از صورت یک تقابل منطقه‌ای و محلی خارج شده و دو گذرگاه حیاتی برای اقتصاد جهان یعنی تنگه هرمز و تنگه باب‌المندب را به یکدیگر پیوند داده است.

دکتر محمد مهدی مظاهری – استاد دانشگاه

این درهم‌تنیدگی اگرچه توان بازدارندگی محور مقاومت را افزایش داده، اما هم‌زمان بستر محاسبات جدید و چالش‌های استراتژیک پیچیده‌ای را برای ایران فراهم کرده است. این واقعیت نوظهور از ابعاد مختلفی قابل تحلیل است که توجه به ابعاد مثبت و ریسک‌های همراه آن برای تصمیم‌گیرندگان عرصه سیاست خارجی ضروری است.

ابعاد فراروی پیوند ژئوپلیتیکی هرمز و باب‌المندب

  1. تبدیل معابر تنگه‌ای به زنجیره ابزار فشار متقابل

در ابعاد ایجابی و بازدارنده، پیوند خوردن امنیت تنگه هرمز و باب‌المندب موجب ایجاد یک «شبکه فشار متقاطع» شده است. پایش مقتدرانه ناوبری در تنگه هرمز توسط ایران در کنار توان عملیاتی انصارالله یمن در باب‌المندب، خطوط مواصلاتی بین‌المللی از خلیج فارس تا اقیانوس هند و کانال سوئز را در یک زنجیره واحد بازدارندگی قرار داده است. این مسئله هزینه هرگونه اقدام نظامی یا تحریمی مستقیم علیه ایران توسط قدرت‌های غربی را بالا برده، زیرا ناامنی در یک نقطه، بلافاصله به سایر گلوگاه‌های انرژی و تجارت سرایت می‌کند.

  1. برهم زدن محاسبات «جنگ کم‌هزینه و کوتاه‌مدت» قدرت‌های فرامنطقه‌ای

یکی از بزرگ‌ترین مزایای پایش مقتدرانه در تنگه هرمز توسط ایران و هم‌زمانی آن با تسری تنش‌ها به حوزه باب‌المندب، خنثی‌سازی دکترین «جنگ‌های محدود و برق‌آسا»ی آمریکا و متحدانش است. در گذشته، تصور اتاق‌های فکر غربی این بود که می‌توان ضربات نقطه‌ای به زیرساخت‌های ایران وارد کرد و بحران را در ابعاد محدود نگه‌داشت. اما پیوند دادن امنیت این دو تنگه ثابت کرد که هرگونه تحرک نظامی علیه ایران، بلافاصله به یک «بحران طولانی‌مدت در زنجیره جهانی انرژی و تجارت» تبدیل می‌شود. این مسئله نرخ ریسک را برای اقتصادهایی که با تورم و نوسان انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کنند بالا برده و گزینه نظامی علیه ایران را از یک اقدام کم‌هزینه به یک سناریوی پرریسک و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل کرده است؛ یعنی نوعی بازدارندگی جدی که در عمل دست آمریکا و رژیم اسرائیل را برای تکرار دائمی و دلبخواهانه حمله به ایران می بندد.

  1. ریسک کاهش ارزش راهبردی تنگه‌ها و مسیرهای جایگزین

در مقابل، بزرگ‌ترین چالش پیش‌رو، واکنش ناشی از ساختار اقتصاد جهانی به ناامنی مستمر است. هرچه وابستگی بازار جهانی به یک آبراه با ریسک و ناامنی گره بخورد، انگیزه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای سرمایه‌گذاری روی «مسیرهای میان‌بر و جایگزین» افزایش می‌یابد. بحران در تنگه هرمز باعث شد تولیدکنندگان نفت در خلیج فارس تا حدود ۱۲ میلیون بشکه در روز از تولید خود را متوقف کنند؛ موضوعی که به افزایش شدید قیمت‌ها انجامید. جریان انتقال نفت پس از توافق مقدماتی آمریکا و ایران در ماه گذشته تا حدی از سر گرفته شد، اما با آغاز مجدد درگیریها، گسترده تر شدن تنش و سرایت آن به تنگه باب المندب بار دیگر کشورهای تولید کننده و مصرف کننده نفت در وضعیت بحرانی قرار گرفتند.

این شرایط کشورهای تولید کننده و مصرف کننده انرژی را به سمت بررسی راه‌های جایگزین و افزایش ظرفیت خطوط زمینی انتقال نفت خام انداخته است؛ اقدامی که می‌تواند به این کشورها امکان دهد نفت بیشتری را بدون عبور از تنگه هرمز و حتی باب المندب جابه‌جا کنند. توسعه خطوط لوله انتقال نفت از شرق عربستان به بنادر دریای سرخ، احیای خط لوله انتقال نفت از کرکوک عراق به بندر بانیاس سوریه که در سفر اخیر علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق به آمریکا کلید خورد، تقویت کریدورهای زمینی مانند کریدور هند- خاورمیانه- اروپا (IMEC) (برای اتصال هند از طریق مسیرهای دریایی و ریلی به امارات، عربستان، اردن، اسرائیل و در نهایت اروپا تا جایگزینی برای مسیرهای سنتی باشد)، و فعال‌سازی خطوط ریلی و جاده‌ای میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، روندهایی است که در صورت تثبیت، در بلندمدت از ارزش ژئوپلیتیکی برتر تنگه هرمز و باب‌المندب می‌کاهد.

  1. خطر شکل‌گیری ائتلاف‌های اجماع‌ساز بین‌المللی

چالش حیاتی دیگر، افزایش احتمال واکنش قدرت‌های ذی‌نفع در تجارت دریایی است. همان‌طور که هشدارهای مقامات اروپایی نشان می‌دهد، ناامنی در باب‌المندب مستقیماً زنجیره تأمین تجاری غرب، چین، هند و شرق آسیا را مختل می‌کند. هر چند کشورهای اروپایی و قدرتهای آسیایی در حمله تجاوزکارانه دوم آمریکا به ایران حاضر به همراهی جدی و علنی با آن نشدند، اما واقعیت این است که این کشورها برای حفظ منافع اقتصادی خود ناگزیر به واکنش خواهند شد. تداوم اختلال در کشتیرانی، زمینه را برای ائتلاف‌سازی آمریکا و متحدان غربی به بهانه «تضمین آزادی ناوبری» هموار می‌کند. این مسئله می‌تواند ایران و انصارالله را در موضع اتهام «مخل امنیت تجارت جهانی» قرار داده و حتی اجماع بین‌المللی قدرت‌های نوظهور مانند چین و هند را علیه پایداری امنیت در منطقه تحریک کند.

  1. سرایت ناامنی به حیاط خلوت شمالی (دریای خزر)

حمله اخیر اوکراین به شناور تجاری ایران در دریای خزر به ادعای حمل محموله‌های نظامی، که قطعا با چراغ سبز آمریکا و قدرتهای غربی انجام شده، زنگ خطری جدی برای امنیت کریدورهای جایگزین ایران است. این حادثه ثابت کرد که در صورت تثبیت و تداوم منطق جنگ، حتی مسیرهای شمالی در خزر نیز از ترکش‌های قطبی‌شدن امنیت در امان نخواهند بود و جبهه فشار علیه خطوط ترانزیتی ایران می‌تواند از جنوب به شمال نیز گسترش یابد.

اما سوال اینجاست که چگونه ایران می تواند از ابزار بازدارنده تنگه ها استفاده کند اما در عین حال در دام چالش‌های آن نیفتد؟

برای پیشگیری از تبدیل شدن ابزار بازدارندگی به یک تله ژئوپلیتیکی و انزوای بین‌المللی، جمهوری اسلامی ایران باید نقشه راه هوشمندانه‌ای مبتنی بر اصول زیر را دنبال کند:

گذار از «بازدارندگی سلبی» به «مسئولیت‌پذیری ایجابی»: ایران باید با استفاده از ظرفیت دیپلماسی فعال، ابتکار عمل مدیریت امنیت تنگه هرمز را ثبت کند. تاکید بر این اصل که ایران «ضامن اصلی دریانوردی ایمن و قانونی» در منطقه است، روایت غرب مبنی بر تهدید بودن ایران برای تجارت جهانی را خنثی می‌کند.

تفکیک حساب‌شده پرونده‌ها و دیپلماسی منطقه‌ای: پرهیز از افزایش تنش‌ها با کشورهای دوست در خلیج فارس همچون عمان و قطر و بهره‌گیری از ظرفیت آنها برای طراحی یک رژیم امنیت بومی دریایی، مانع از شکل‌گیری ائتلاف‌های نظامی فرامنطقه‌ای می‌شود. ایران باید خطوط قرمز امنیتی خود را مشخص نگه دارد، اما هم‌زمان از ابتکارات سیاسی و طرحهای صلح پیشنهادی نیز استقبال و آنها را به صورت جدی بررسی کند تا بهانه اجماع‌سازی از غرب گرفته شود.

مدیریت اهرمی کنترل مواصلات و دیپلماسی پنهان: در شرایطی که روابط با کشورهای عرب میزبان پایگاههای آمریکایی و قدرتهای غربی تحت تأثیر تنش‌های نظامی تیره است، یک راهکار منطقی و عملگرایانه می تواند «تبدیل قدرت بازدارندگی دریایی به یک کارت چانه‌زنی ملموس» با قدرت‌های ذی‌نفع شرقی باشد. ایران باید همچون جنگ رمضان، از طریق دیپلماسی پنهان و کانال‌های امنیتی غیررسمی، رژیم «عبور انتخابی و ایمن» را برای شناورهای متعلق به قدرت‌های غیرمتخاصم (مانند ناوگان تجاری چین، هند و حتی کشورهای اروپایی که تاکنون با آمریکا همراهی نکرده اند) تضمین کند، در حالی که هزینه بیمه و ریسک عبور را برای طرف‌های غربی و متحدان آن‌ها بالا نگه می‌دارد. این رویکرد دو مزیت دارد: نخست، مانع از شکل‌گیری اجماع یکپارچه جهانی (به‌ویژه الحاق پکن به ائتلاف‌های امنیتی غرب) می‌شود؛ و دوم، کشورهای مستثنی شده را مجاب می‌سازد تا برای حفظ و تداوم منافع تجاری خود، در منازعات دیپلماتیک بین‌المللی، نقش سپر دفاعی و تعدیل‌کننده فشارها علیه ایران را ایفا کنند.

نقدسازی منافع منطقه‌ای و مطالبه هوشمندانه هزینه‌ها از مسکو: بازگشت تنش نظامی میان ایران و آمریکا و متعاقب آن انسداد یا تنش در تنگه هرمز، بزرگ‌ترین سود بادآورده اقتصادی و استراتژیک را برای مسکو به همراه داشته است. ایران نباید اجازه دهد روسیه تنها دریافت‌کننده منافع مجانی جنگ در خلیج فارس، بالا رفتن قیمت جهانی انرژی و انحراف تمرکز غرب از جبهه اوکراین باشد. از آنجا که پایداری بازدارندگی ایران، این منافع را برای مسکو فراهم کرده است، تهران باید این لطف سیاسی را در قالبی ملموس مطالبه کند. این رویکرد می تواند شامل درخواست تسریع در تحویل سامانه‌های پیشرفته پدافندی و جنگ الکترونیک، ارائه خطوط اعتباری و تهاتر کالایی، استفاده فعالانه روسیه از حق وتو در شورای امنیت برای خنثی‌سازی قطعنامه‌سازی‌های حقوقی غرب باشد. همچنین ایران باید مسکو را مکلف سازد تا در ازای این منافع، امنیت فیزیکی و لجستیکی ناوگان تجاری ایران در دریای خزر را تضمین کند تا هزینه‌های منازعه شمالی به پای ترانزیت ایران نوشته نشود.

در نهایت، بازخوانی تحولات پیچیده از خلیج فارس و دریای سرخ تا اعماق دریای خزر نشان می‌دهد که تبدیل‌شدن «تنگه هرمز و باب‌المندب» به زنجیره‌ای از ابزارهای بازدارندگی متقابل، توانسته است هزینه‌های دست‌اندازی و فشار یک‌جانبه بر ایران را برای آمریکا و رژیم اسرائیل به شدت بالا ببرد. این دستاورد میدان، ابزاری ارزشمند برای تثبیت وزن ژئوپلیتیکی کشور و بازداشتن طرف‌های مقابل از محاسبات شتاب‌زده نظامی بوده است.

با این حال، منطق واقع‌گرایی در سیاست خارجی هشدار می‌دهد که «ابزار بازدارندگی» به خودی خود یک هدف نهایی نیست، بلکه «کارت چانه‌زنی» برای دستیابی به تأمین امنیت، ثبات و منافع ملی است. اتکای محض به انسداد یا ناامن‌سازی معابر آبی، بدون پشتیبانیِ یک «دیپلماسی متکثر و فعال»، می‌تواند اهرم اقتدار ایران را به یک تله امنیتی تبدیل کند؛ تله‌ای که خطر شکل‌گیری اجماع‌ بین‌المللی، کاهش اهمیت استراتژیک تنگه هرمز، فرار سرمایه‌ها از کریدورهای ملی و سرایت ناامنی به حیاط‌خلوت‌های ترانزیتی مانند دریای خزر را به همراه دارد.

راهبرد هوشمندانه برای ایران، نقد کردن ظرفیت‌های میدانی در روی میز مذاکره است. ایران باید هم‌زمان با حفظ اقتدار دریاپایه خود، بازی دیپلماتیک را از حالت تک‌بعدی خارج ساخته و با طیفی متنوع از قدرت‌های شرقی، منطقه‌ای و حتی بازیگران مستقل غربی وارد چانه‌زنی ملموس شود. تنها در صورت پیوند خوردن بازدارندگی نظامی با دیپلماسی چندوجهی و مسئولانه است که می‌توان امنیت وجودی، سیاسی و اقتصادی کشور را تضمین کرد و مانع از آن شد که هزینه‌های منازعات بزرگ جهانی بر دوش منافع ملی ایران سنگینی کند.

0 Comments