جدیدترین مطالب
تأثیرات جنگ علیه ایران بر تعهدات سرمایهگذاری کشورهای خلیج فارس در آمریکا
شورای راهبردی آنلاین-رصد: در چارچوب برنامه سرمایهگذاری «اول آمریکا» که دونالد ترامپ بر آن تاکید داشته است، دولتهای خارجی به حدود ۶ تریلیون دلار برای سرمایهگذاری در آمریکا و گسترش مبادلات اقتصادی با هدف حمایت از اشتغال و تولید در آمریکا متعهد شدهاند. نزدیک به ۴ تریلیون دلار از این مبلغ در سال ۲۰۲۵ از جانب عربستان، قطر و امارات، سه عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، وعده داده شد.
تلاش چین برای رهبری حکمرانی جهانی در حوزه هوش مصنوعی
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «پکن عزمی راسخ برای رسیدن به برتری در حوزه هوش مصنوعی دارد. مقامات چین اغلب این فناوری را به «قدرت ملی جامع» (CNP) پیوند میزنند؛ مفهومی که به گفته شی جینپینگ، باید از قدرت آمریکا فراتر رود تا هدف اصلی حزب، یعنی «احیای ملی» محقق شود. با این حال، در مقالات اخیر مقامات و پژوهشگران برجسته، بر خطرات متعدد مرتبط با هوش مصنوعی نیز به همان اندازه تمرکز شدهاست.»
راهبرد آمریکا در قبال چین: جلوگیری از وابستگی، قبل از شکل گرفتن آن
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «رقابت روزافزون آمریکا و چین در عرصه فناوری و مسابقه دو کشور برای سلطه بر حوزههای هوش مصنوعی، رباتیک و فناوریهای حیاتی، چشمانداز جهانی موازنه قدرت و جایگاه کشورها را بازتعریف کرده است. این رقابت دیگر صرفا در مراکز داده باقی نخواهد ماند بلکه به کارخانهها، انبارها، بنادر و زیرساختهای فیزیکی گستردهتر نیز سرایت کرده است. مرحله بعدی رقابت هوش مصنوعی، به سرعت تولید، ظرفیت و قابلیت اطمینان رباتهایی بستگی دارد که از انجام کارهای روزمره گرفته تا ایفای نقشی تعیینکننده در برتری نظامی، به کار گرفته خواهند شد.»
أحدث المقالات
تأثیرات جنگ علیه ایران بر تعهدات سرمایهگذاری کشورهای خلیج فارس در آمریکا
شورای راهبردی آنلاین-رصد: در چارچوب برنامه سرمایهگذاری «اول آمریکا» که دونالد ترامپ بر آن تاکید داشته است، دولتهای خارجی به حدود ۶ تریلیون دلار برای سرمایهگذاری در آمریکا و گسترش مبادلات اقتصادی با هدف حمایت از اشتغال و تولید در آمریکا متعهد شدهاند. نزدیک به ۴ تریلیون دلار از این مبلغ در سال ۲۰۲۵ از جانب عربستان، قطر و امارات، سه عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، وعده داده شد.
تلاش چین برای رهبری حکمرانی جهانی در حوزه هوش مصنوعی
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «پکن عزمی راسخ برای رسیدن به برتری در حوزه هوش مصنوعی دارد. مقامات چین اغلب این فناوری را به «قدرت ملی جامع» (CNP) پیوند میزنند؛ مفهومی که به گفته شی جینپینگ، باید از قدرت آمریکا فراتر رود تا هدف اصلی حزب، یعنی «احیای ملی» محقق شود. با این حال، در مقالات اخیر مقامات و پژوهشگران برجسته، بر خطرات متعدد مرتبط با هوش مصنوعی نیز به همان اندازه تمرکز شدهاست.»
راهبرد آمریکا در قبال چین: جلوگیری از وابستگی، قبل از شکل گرفتن آن
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «رقابت روزافزون آمریکا و چین در عرصه فناوری و مسابقه دو کشور برای سلطه بر حوزههای هوش مصنوعی، رباتیک و فناوریهای حیاتی، چشمانداز جهانی موازنه قدرت و جایگاه کشورها را بازتعریف کرده است. این رقابت دیگر صرفا در مراکز داده باقی نخواهد ماند بلکه به کارخانهها، انبارها، بنادر و زیرساختهای فیزیکی گستردهتر نیز سرایت کرده است. مرحله بعدی رقابت هوش مصنوعی، به سرعت تولید، ظرفیت و قابلیت اطمینان رباتهایی بستگی دارد که از انجام کارهای روزمره گرفته تا ایفای نقشی تعیینکننده در برتری نظامی، به کار گرفته خواهند شد.»
نقش کلیدی همسایگان افغانستان در پیشبرد گفتگوهای درون افغان

میخائیل کونارسکی در یادداشتی که وبسایت شورای امور بینالملل روسیه آن را منتشر کرد؛ نوشت: ترامپ در تلاش برای افزایش شانس خود در انتخابات نوامبر، از یک برنامه تحول اجتماعی خبر داده است. وی اخیراً در سخنرانی برای فارغالتحصیلان «آکادمی نظامی وست پوینت» بهطور غیرمنتظرهای اعلام کرد که ارتش آمریکا «دیگر به بازسازی دیگر کشورها و حل مشکلات ملتهای دیگر نمیپردازد». اهمیت این اظهارات از آن روست که رهبران آمریکا معمولاً از این موقعیتها برای ترسیم آشکار مواضع سیاست خارجی و نظامی آمریکا استفاده میکنند. بهعنوانمثال، دکترین شرق آسیا (موسوم به AfPac) توسط باراک اوباما طی یک سخنرانی در وست پوینت در سال 2008 مطرح شد که مهمترین اهداف آن، خروج نیروهای آمریکا بهصورت مرحلهای از افغانستان و تغییر تمرکز سیاست آمریکا در این منطقه به حلوفصل تنش دیرینه بین مقامات دولت مرکزی در کابل و جنبش طالبان بود. بااینحال، واشنگتن در دوره اوباما به هیچکدام از این اهداف دست نیافت.
مسئله افغانستان به دردسری برای دونالد ترامپ تبدیل شده است. وی هنگامیکه به قدرت رسید، قول داد تا بدون آسیب به رژیم طرفدار آمریکا در کابل، به ماجراجویی آمریکا در افغانستان پایان دهد؛ اما قبل از پیشرفت واقعی در این مسیر، آمریکا باید ابتدا به مذاکراتی دشوار با طالبان میپرداخت که در پاییز 2018 آغاز و موجب ناراحتی دولت مرکزی افغانستان شد.
طالبان ابتدا بر خروج بیقیدوشرط آمریکا از افغانستان اصرار کرده و حاضر به گفتگو با دولت افغانستان نبودند، اما پس از 18 ماه تلاش دیپلماتیک زلمای خلیل زاد، نماینده ویژه آمریکا در صلح افغانستان، طرفین بالاخره در فوریه 2020 به توافق رسیده و سند مشترکی امضاء کردند مبنی بر اینکه طالبان در ازای خروج نیروهای آمریکا، با کابل در مورد تقسیم قدرت به گفتگو بنشیند و همه روابط خود با تشکیلات تروریستی القاعده را قطع کند.
اگرچه ترامپ در وست پوینت آشکارا به افغانستان اشاره نکرد، اما همه بهمنظور وی پی بردند؛ اما تحقق این امر تنها باگذشت زمان مشخص خواهد شد. در حال حاضر، موضوع نگرانکننده برای آمریکا این است که هیچ اقدام واقعی در فرایند گفتگوهای درون افغان به چشم نمیخورد. با توجه به درخواست مشترک نمایندگان ویژه روسیه، چین، ایران و پاکستان برای خروج مسئولانه نیروهای خارجی از افغانستان و تضمین گذار نرم، نگرانی آمریکا بهجاست. مقامات هر دو کشور آمریکا و افغانستان تصریح کردهاند که آنها برای آغاز گفتگوهای درون افغان آمادهاند و این گفتگوها میتواند بهزودی شروع شود. درواقع، بحثها در مورد مقررات این دیدار و تشکیل بدنه کاری و اجرایی آنهم اکنون در کابل جریان دارد.
در بحبوحه همه اینها، تقریباً هیچکس از محتوای اصلی این مذاکرات چیزی نگفته است. این گفتگوها نباید با بحث حول تقسیم قدرت آغاز شود بلکه، باید به شالودههای اصلی سیاسی، ایدئولوژیکی و اقتصادی ساختار قدرت آتی در افغانستان بپردازد. در حال حاضر، کابل و طالبان درباره این مسائل، دیدگاههای شدیداً متناقضی دارند. بهعنوانمثال، دولت مرکزی خواهان دولتی جمهوری بر اساس اصول اسلام میانهرو و احترام به سند بنیادین حقوق مدرن بینالمللی است. از سوی دیگر، طالبان همچنان بر ایجاد امارت اسلامی بنیادگرا تأکید میکنند درحالیکه عمده بازیگران خارجی اظهار کردهاند که ادعای طالبان برای حکمرانی بر افغانستان غیرقابلپذیرش است. بدین ترتیب به نظر میرسد که دستیابی به توافق در مورد ساختار دولتی آتی افغانستان مستلزم آن است که هر دو طرف امتیازاتی را واگذار کنند.
جامعه بینالمللی و منطقهای میتواند و باید نقش بزرگی در این فرایند ایفا کند. در اینجا منظور ما کشورهای مجاور افغانستان و همچنین اتحادیه اروپاست. همه این کشورها طی سالها به رویدادهای افغانستان از نزدیک چشم دوختهاند و اکنون باید با احترام بیقیدوشرط به استقلال و تمامیت ارضی این کشور، در مورد چگونگی آینده آن، رویکرد مشترکی اتخاذ کنند.
همزمان با مذاکرات آمریکا- طالبان، مشورت بین گروه سهگانه متشکل از آمریکا، روسیه و چین در پیشبرد این فرایند کمککننده بوده است. سپس روسیه سعی کرد تا این مکانیسم را گسترش داده و ایران و پاکستان را نیز به این گروه سهگانه بیفزاید، اما واشنگتن میخواهد که تهران را تا جای ممکن از مسئله افغانستان دور سازد.
از سوی دیگر، در سالهای اخیر تعدادی ساختار در داخل و خارج منطقه شکلگرفته که مواضع مشترک همه مشارکتکنندگان در گفتگوهای درون افغان را تنظیم کردهاند. در این خصوص، همزمان با آغاز این گفتگوها، برگزاری اجلاسهای بینالمللی خالی از لطف نخواهد بود که در آن، همه طرفین ذینفع منطقهای و فرا منطقهای گرد هم آمده و موضع خود را در مورد مسئله صلح درون افغان تصریح کنند. چنین رویدادی میتواند از انحراف مذاکرات از مسائل بلندمدت اصلی به موضوعات زودگذر کماهمیت جلوگیری کند.
0 Comments