شورای راهبردی آنلاین- گفتگو: تحلیلگر ارشد مسائل غرب آسیا گفت: درحالیکه موجی از آمادگی شناسایی رسمی کشور فلسطین توسط برخی کشورها در حال شکلگیری است، نشست آتی مجمع عمومی
سازمان ملل به صحنهای تعیینکننده برای آینده مسأله فلسطین تبدیل شده است. در یک نگاه، این اقدامات گامی مهم برای پیشبرد احتمالی راهحل دو کشوری و فشار بر رژیم اسرائیل جهت توقف شهرکسازیهای غیرقانونی و پذیرش واقعیت سیاسی حاکمیت فلسطینی تلقی میشود.
تصمیم بلژیک برای اعمال ۱۲ تحریم قاطع علیه رژیم اسرائیل و شناسایی کشور فلسطین، بازتابی از همین نگاه است که میخواهد مسیر سیاسی تازهای در برابر بحران انسانی غزه بگشاید. اما نگاه دیگری نیز وجود دارد که این موج دیپلماتیک را صرفاً واکنشی نمادین به فشار افکار عمومی پس از نزدیک به دو سال کشتار و محاصره غزه میداند و معتقد است تا زمانی که ایالات متحده در کنار رژیم اسرائیل بایستد، این تحرکات در عمل به تشکیل دولت واقعی فلسطین منجر نخواهد شد. این دیدگاه بر این باور است که سیاستهای توسعهطلبانه تلآویو، ایده اسرائیل بزرگ و حمایت قدرتهای غربی، همچنان مانع اصلی هرگونه تغییر واقعی در صحنه میدانی است. از این رو، نشست سپتامبر مجمع عمومی سازمان ملل آزمون مهمی برای سنجش جدیت جامعه جهانی در عبور از نمادگرایی و حرکت بهسوی اقدام عملی تلقی میشود.
موج شناسایی فلسطین؛ اقدامی واقعی یا نمایش سیاسی؟
اصغر زارعی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی، موج اخیر شناسایی کشور فلسطین از سوی برخی کشورهای اروپایی را بیشتر اقدامی سیاسی و تاکتیکی توصیف میکند تا حرکتی واقعی در مسیر حل بحران تاریخی فلسطین. به گفته او، اگرچه کشورهای اروپایی مانند بلژیک و فرانسه، از شناسایی کشور فلسطین در نشست پیشروی مجمع عمومی سازمان ملل سخن میگویند، اما این اقدامات بیش از آنکه تغییری بنیادین در وضعیت فلسطین ایجاد کند، تلاشی برای پاسخگویی به فشار افکار عمومی در اروپا پس از دو سال کشتار و بحران انسانی در غزه است.
ابن کارشناس تأکید میکند که حتی اگر این کشورها در سازمان ملل بهطور رسمی فلسطین را به رسمیت بشناسند، همچنان پرسشهای اساسی درباره مرزهای سرزمین فلسطین، وضعیت قدس شرقی، حق بازگشت آوارگان و حتی امکان تشکیل ارتش مستقل فلسطین بیپاسخ باقی خواهد ماند. زارعی این روند را «ترفندی دیپلماتیک» میخواند که نهتنها گرهای از مسئله فلسطین باز نمیکند، بلکه میتواند به شکلی غیرمستقیم مشروعیتبخش اشغالگری رژیم اسرائیل در بخشهای بزرگی از سرزمینهای اشغالی تلقی شود.
تحلیلگر حوزه غرب آسیا دراین زمینه به سیاستهای تلآویو در نوار غزه و کرانه باختری اشاره میکند؛ از جمله طرحهای جدید رژیم اسرائیل برای کوچاندن ساکنان غزه، ایجاد مناطق آزاد تحت کنترل مستقیم و توسعه شهرکسازی در کرانه باختری با هدف تکهتکه کردن این منطقه و تضعیف حاکمیت تشکیلات خودگردان فلسطین. او معتقد است که این سیاستها نشان میدهد رژیم اسرائیل در عمل هیچگاه به تشکیل دولت واقعی فلسطین تن نخواهد داد و هرگونه اقدام دیپلماتیک که این واقعیت را نادیده بگیرد، صرفاً به نمایش سیاسی بدل میشود.
نقش آمریکا و چشمانداز آینده
بخش مهمی از تحلیل زارعی به نقش ایالات متحده در معادلات فلسطین بازمیگردد. به گفته او، رژیم اسرائیل و حامیان افراطی آن در آمریکا و اروپا عملاً مسیر تشکیل «اسرائیل بزرگ» را دنبال میکنند؛ طرحی که بخشهایی از اردن، مصر، سوریه، عراق و حتی عربستان را در بر میگیرد و پایتخت آن بیت المقدس خواهد بود. در چنین چارچوبی، طبیعی است که شناسایی کشور فلسطین با مرزهای ۱۹۶۷ از سوی چند کشور اروپایی تأثیر چندانی بر معادلات کلان نخواهد داشت، زیرا واشنگتن همچنان بازیگر اصلی این میدان است و بدون تغییر در سیاستهای آمریکا، هیچ اقدام بینالمللی نمیتواند توازن قدرت را در منطقه تغییر دهد.
زارعی با اشاره به فضای رسانهای و تحولات افکار عمومی در غرب میگوید: خوشبختانه امروز به لطف شبکههای اجتماعی و رسانههای مستقل، ابعاد جنایات رژیم اسرائیل در غزه و کرانه باختری بیش از گذشته افشا شده و یک گفتمان قدرتمند ضدصهیونیستی در حال شکلگیری است. این گفتمان، که ریشه در اعتراضات مردمی در اروپا و آمریکای شمالی دارد، اکنون در حال نفوذ به بدنه برخی دولتهاست و زمینه فشار بر سیاستمداران غربی برای تجدیدنظر در حمایت بیقید و شرط از رژیم اسرائیل را فراهم کرده است.
با این حال، او هشدار میدهد که این فشارها در سطح افکار عمومی بهتنهایی کافی نیست و بدون اقدامات الزامآور بینالمللی، از جمله تحریمهای جدی و فشار سیاسی بر رژیم اسرائیل، هیچ تحول واقعی در صحنه میدانی رخ نخواهد داد. زارعی معتقد است نشست سپتامبر سازمان ملل میتواند فرصتی برای آزمون این اراده بینالمللی باشد که آیا کشورهای غربی حاضرند از نمادگرایی عبور کرده و برای پایاندادن به اشغالگری و جنایات رژیم اسرائیل اقدام عملی انجام دهند، یا این نشست به بیانیههای دیپلماتیک و نمایشهای سیاسی محدود خواهد شد؟
در نهایت، تحلیلگر حوزه غرب آسیا بر این باور است که آینده مسأله فلسطین، نه در پایتختهای اروپایی، بلکه در میدان واقعی نبرد ارادهها در غرب آسیا و در سطح سیاستهای کلان آمریکا و متحدانش رقم خواهد خورد. او تأکید میکند که تا زمانی که واشنگتن سیاستهای خود را در قبال رژیم اسرائیل تغییر ندهد و تا زمانی که پروژههای توسعهطلبانه تلآویو در منطقه ادامه یابد، حتی شناسایی رسمی کشور فلسطین از سوی چند کشور اروپایی نیز نمیتواند به تشکیل دولتی واقعی و مستقل برای مردم فلسطین منجر شود.
0 Comments