جدیدترین مطالب
ناکارآمدی رزمایش منطقهای شرق آسیا به رهبری آمریکا در برابر چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به مانیل برای گفتوگوهای دیپلماتیک منطقهای که در اواسط ژوئیه انجام گرفت، بهعنوان نشانهای مستقیم از تعهد آمریکا به امنیت اقیانوس آرام معرفی شد. اما پیش از پایان همان هفته، یک افسر گارد ساحلی چین در جریان یک رویارویی در منطقه «سکند توماس شول»، یک ملوان فیلیپینی را مجروح کرد و به یک قایق نیروی دریایی فیلیپین آسیب رساند. این ماجرا در حالی رخ داد که نشستهای دیپلماتیک سطح بالا در پایتخت در جریان بود.»
سومالی؛ بستر نقشآفرینی راهبردی ترکیه در آفریقا
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ترکیه در تاریخ ۳۰ ژانویه، جنگندههای اف-۱۶ خود را به سومالی اعزام و هدف از این اقدام را حفاظت از داراییهای راهبردی رو به رشد خود در این کشور و همچنین حمایت از کارزار نظامی جاری دولت موگادیشو علیه گروه شبهنظامی الشباب اعلام کرد. استقرار این هواپیماهای پیشرفته، نشاندهنده تشدید نقشآفرینی امنیتی ترکیه در سومالی است و بر اهمیتی که آنکارا برای شاخ آفریقا در چارچوب راهبرد امنیتی منطقهای گستردهتر خود قائل است، تاکید میکند.»
أحدث المقالات
ناکارآمدی رزمایش منطقهای شرق آسیا به رهبری آمریکا در برابر چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به مانیل برای گفتوگوهای دیپلماتیک منطقهای که در اواسط ژوئیه انجام گرفت، بهعنوان نشانهای مستقیم از تعهد آمریکا به امنیت اقیانوس آرام معرفی شد. اما پیش از پایان همان هفته، یک افسر گارد ساحلی چین در جریان یک رویارویی در منطقه «سکند توماس شول»، یک ملوان فیلیپینی را مجروح کرد و به یک قایق نیروی دریایی فیلیپین آسیب رساند. این ماجرا در حالی رخ داد که نشستهای دیپلماتیک سطح بالا در پایتخت در جریان بود.»
ناکارآمدی رزمایش منطقهای شرق آسیا به رهبری آمریکا در برابر چین

در گزارشی که «فارین پالسی این فوکوس» در این باره منتشر کرد، آمده است: «این حمله بخشی از یک الگوی فشار در آبهای مورد مناقشه طی دو ماه گذشته بود. در ماه ژوئن، همزمان با پایان رزمایشهای مشترک بزرگ، چهار ناو جنگی چین در نزدیکی «شول اسکاربورو» با یک گشت فیلیپینی درگیر شدند. در اواخر ماه ژوئیه، نیروهای چینی در همان منطقه برای دور کردن کشتیهای شیلات فیلیپین از آبپاش استفاده کردند و همان روز دو کشتی فیلیپینی دیگر را هم به عقبنشینی واداشتند. پکن در هر مرحله به جای عقبنشینی، حضور خود را تقویت کرد.
در پس زمینه این رویاروییها، «رزمایش سالاکنیب (سپر)» ۲۰۲۶ بود؛ یک نمایش نظامی گسترده که طی نزدیک به سه ماه، بیش از ۷۰۰۰ نیرو را از آمریکا، فیلیپین، ژاپن، استرالیا و نیوزیلند گرد هم آورد. در این رزمایش، سربازان ژاپنی برای اولین بار بعد از جنگ جهانی دوم، در خاک فیلیپین مستقر شدند. این رزمایش، روی کاغذ قویترین نمایش قدرت چندجانبهای بود که منطقه طی چند دهه شاهد آن بوده است.
با این حال، این بزرگترین نمایش قدرت متحدان در سالهای اخیر هم نتوانست راهبرد پکن را تغییر دهد. واشنگتن راهبرد منطقهای خود را بر این ایده بنا کرده است که حضور نظامی آشکار، که با رزمایشهای مشترک برجسته میشود، اهرم فشار ایجاد میکند و موجب خویشتنداری میشود. با این حال وقتی استقرار گسترده نیروها به جای احتیاط، به رویارویی فوری منجر شود، سیاست خارجی آمریکا با یک مشکل ساختاری مواجه میشود. حجم این حضور دیگر بهعنوان نشانهای که رفتار تهاجمی را متوقف کند، عمل نمیکند.
زمانبندی پکن نشاندهنده یک محاسبه دقیق درباره منحرف شدن توجه واشنگتن است. در شرایطی که آمریکا مشغول درگیری در خاورمیانه است و دولت ترامپ همزمان مذاکرات تجاری دوجانبه حساس با چین را دنبال میکند، ظرفیت آمریکا برای تمرکز بر مسائل مختلف بهشدت محدود شده است. راهبردشناسان چینی میدانند که واشنگتن در حال ایجاد توازن میان اولویتها در سراسر جهان است. هنگامی که هزینه محک زدن مرزها پایین به نظر برسد، پکن برای اعمال کنترل خود حرکت میکند و میداند که مقامات آمریکایی تمایل ندارند اجازه دهند یک مناقشه دریایی منطقهای، مذاکرات اقتصادی گستردهتر یا کارزارهای نظامی در مناطق دیگر را مختل کند.
این تشدید تنش در شرایط یک شکست بزرگ دیپلماتیک در حال وقوع است. سالها پیش، چین و مجمع کشورهای جنوب شرق آسیا، ژوئیه ۲۰۲۶ را بهعنوان ضربالاجل قطعی برای نهایی کردن یک «آییننامه رفتاری» الزامآور از نظر حقوقی برای دریای چین جنوبی تعیین کرده بودند. این ضربالاجل بدون دستیابی به یک توافق سپری شده و بعید است توافقی معنادار در سال جاری امضا شود. درگیریهای دریایی در حال وقوع هستند، زیرا چارچوب دیپلماتیکی که قرار بود مانع وقوع آنها شود، کاملاً متوقف شده و هیچ قواعد الزامآوری برای اداره این آبراه وجود ندارد.
شکست رزمایشهای نظامی و دیپلماسی منطقهای، واشنگتن را به یک الگوی منسوخ وابسته کرده است. اگر رزمایشهای چندملیتی نتوانند تاکتیکهای پکن را تغییر دهند و مذاکرات رسمی همچنان متوقف بمانند، رویکرد کنونی صرفاً یک چرخه قابل پیشبینی از اصطکاک ایجاد میکند. مسئله اصلی سیاست خارجی آمریکا دیگر این نیست که چند نیرو باید به اقیانوس آرام اعزام شوند. مسئله این است که آیا نمایشهای دورهای قدرت نظامی همچنان بازدارندگی ایجاد میکنند یا صرفاً زمینه را برای رویارویی بعدی فراهم میسازند.
مفهوم «ثبات راهبردی سازنده» از نشست ترامپ و شی بهعنوان چارچوبی برای مدیریت رقابت اقتصادی و هستهای پدیدار شد. با این حال، این تفاهم سطح بالا، حوزه خاکستری اعمال فشار دریایی در جنوب شرق آسیا را صراحتاً کنار میگذارد.
وزیر دفاع فیلیپین تایید کرد که پیمان دفاع متقابل و تضمینهای امنیتی دوجانبه، کاملاً جدا از توافقهای حاصل از نشست سران هستند. واشنگتن به مداخلات دیپلماتیک شخصی، مانند تماسهای تلفنی رئیس جمهور که وعده طرح نگرانیهای دریایی در مذاکرات آینده را میدهند، متکی بوده است، بدون آنکه این مسائل را در سیاستی نظاممند وارد کند. از آنجا که این ثبات بهعنوان یک توافق میان نخبگان با مرزهای گزینشی عمل میکند، پکن آزادی کامل دارد که فشار در دریای چین جنوبی را تشدید کند، بدون آنکه شرایط کلی ثبات دوجانبه را نقض کند.
بستن این شکاف مستلزم آن است که واشنگتن در درک خود از معنای واقعی بازدارندگی بازنگری کند. یک سیاست پایدار، به جای رزمایشهای نظامی پر سر و صدا که بلافاصله موجب تشدید تنش از سوی چین میشوند، پادمانهای آرام و کارآمد را در اولویت قرار میدهد. این امر به معنای ایجاد خطوط تلفن اضطراری قابل اتکا در سطح دوجانبه و منطقهای، تعیین پروتکلهای روشن برای تعامل میان گاردهای ساحلی و تغییر جهت کمکهای آمریکا به سمت دفاع عملی است. کمک به مانیل برای ایجاد تواناییهای مستقل در زمینه آگاهی از حوزه دریایی و تقویت ظرفیت گارد ساحلی، ابزارهایی در اختیار کشورهای کوچکتر قرار میدهد تا بتوانند ورودهای غیرقانونی را رصد و علنی کنند، بدون آنکه مجبور شوند وارد یک رویارویی نظامی مستقیم شوند.
با نگاهی فراتر از چرخههای سیاسی کنونی، ثبات بلندمدت در اقیانوس آرام نمیتواند به نمایشهای دورهای قدرت دریایی وابسته باشد. واشنگتن به راهبردی نیاز دارد که دیپلماسی منطقهای را با یک فشار نهادی پشتیبانی کند تا جایگزین صحنهی صرفا نظامی شود. آمریکا با حمایت از سازوکارهای اجرایی تحت رهبری آ.سه.آن و چارچوبهای حقوقی چندجانبه، میتواند هزینه سیاسی و دیپلماتیک اعمال فشار برای پکن را افزایش دهد. سیاست آمریکا باید در جهت ایجاد چارچوبی پایدار باشد که در آن کشورهای کوچکتر بتوانند از حاکمیت خود دفاع کنند، بدون آنکه یک بحران میان قدرتهای بزرگ ایجاد شود و منطقه به یک نقطه بحران نظامی دائمی تبدیل شود.
0 Comments