جدیدترین مطالب
رزمایش مشترک چین و روسیه و تبادل تجربیات جنگ اوکراین؛ پیامی راهبردی برای آمریکا و متحدین آن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اعلام برگزاری رزمایش سالانه مشترک دریایی چین و روسیه در اقیانوس آرام، در نگاه نخست خبری تکراری به نظر میرسد؛ زیرا دو کشور طی سالهای اخیر بهطور منظم چنین تمرینهایی را برگزار کردهاند. با این حال، اهمیت این رزمایش نه در اصل برگزاری آن، بلکه در جایگاهش در روندی بلندمدت نهفته است؛ روندی که از تعمیق همکاریهای نظامی مسکو و پکن، تغییر الگوهای بازدارندگی و حرکت تدریجی نظام بینالملل به سوی ساختاری چندقطبی حکایت دارد. از این منظر، این رزمایش بیش از آنکه تمرینی عملیاتی برای یک مأموریت مشخص باشد، ابزاری برای ارسال پیامهای راهبردی به ایالات متحده و متحدان آن محسوب میشود.
أحدث المقالات
رزمایش مشترک چین و روسیه و تبادل تجربیات جنگ اوکراین؛ پیامی راهبردی برای آمریکا و متحدین آن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اعلام برگزاری رزمایش سالانه مشترک دریایی چین و روسیه در اقیانوس آرام، در نگاه نخست خبری تکراری به نظر میرسد؛ زیرا دو کشور طی سالهای اخیر بهطور منظم چنین تمرینهایی را برگزار کردهاند. با این حال، اهمیت این رزمایش نه در اصل برگزاری آن، بلکه در جایگاهش در روندی بلندمدت نهفته است؛ روندی که از تعمیق همکاریهای نظامی مسکو و پکن، تغییر الگوهای بازدارندگی و حرکت تدریجی نظام بینالملل به سوی ساختاری چندقطبی حکایت دارد. از این منظر، این رزمایش بیش از آنکه تمرینی عملیاتی برای یک مأموریت مشخص باشد، ابزاری برای ارسال پیامهای راهبردی به ایالات متحده و متحدان آن محسوب میشود.
اروپا و چشمانداز بازتعریف رابطه فرا آتلانتیکی

عماد کیانپور- کارشناس روابط اروپا
رابطه اروپا و ایالات متحده در هشت دهه گذشته ستون اصلی نظم فرا آتلانتیکی را شکل داده است؛ نظمی که بر پایه همگرایی امنیتی در چارچوب ناتو، همسویی اقتصادی و اشتراک ارزشهای لیبرال بنا شده بود. بااینحال، تحولات یک دهه اخیر، از برگزیت گرفته تا جنگ اوکراین و بازگشت رقابت قدرتهای بزرگ، نشان میدهد که این رابطه وارد مرحلهای پیچیدهتر و کمتر قابلپیشبینی شده است. امروز پرسش اصلی دیگر وجود یا عدم وجود اتحاد نیست، بلکه میزان وابستگی و درجه خودمختاری اروپا در این چارچوب است.
اروپا نه در مسیر گسست کامل از آمریکا، بلکه در مسیر بازتعریف تدریجی میزان وابستگی راهبردی خود حرکت میکند. این روند را میتوان نوعی «فاصلهگذاری کنترل شده» دانست که ریشه در فشارهای ژئوپلیتیکی، اقتصادی و نهادی دارد.
پسا برگزیت و شکافهای درونی اروپا
برگزیت نقطه عطفی در روند بازاندیشی اروپا نسبت به آینده خود بود. خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا نهتنها یک بحران نهادی ایجاد کرد، بلکه نشان داد انسجام اروپایی امری شکننده و وابسته به شرایط سیاسی داخلی کشورهاست. پس از برگزیت، مواجه بودن اتحادیه اروپا با مجموعهای از بحرانهای همزمان که از بحران انرژی تا تنشهای مرزی و اختلافات بودجهای را در بر گرفته، آشکار شد.
در این میان، بریتانیا تلاش کرد نقش مستقلتری در نظام فرا آتلانتیکی ایفا کند، اما در عمل همچنان به ساختارهای امنیتی و اطلاعاتی غرب وابسته باقی ماند. در مقابل، اتحادیه اروپا نیز با درک آسیبپذیریهای خود، به سمت تقویت ظرفیتهای داخلی حرکت کرد. این وضعیت نشان میدهد که پسا برگزیت نه به تقویت یکپارچگی کامل، بلکه به بازتوزیع نقشها در اروپا منجر شده است.
این روند باعث شده است که اروپا بیش از گذشته به مفهوم «خوداتکایی راهبردی» فکر کند، مفهومی که بهتدریج در ادبیات سیاست خارجی اتحادیه اروپا جایگاه مهمی پیدا کرده است.
استقلال راهبردی؛ از شعار سیاسی تا ضرورت امنیتی
ایده استقلال راهبردی اروپا در ابتدا بیشتر یک شعار سیاسی بود، اما در سالهای اخیر به یک ضرورت عملی تبدیل شده است. وابستگی اروپا به ایالات متحده در حوزههای دفاعی، انرژی و فناوری، در کنار تغییر اولویتهای واشنگتن، باعث شده است که اروپاییها به دنبال افزایش ظرفیتهای مستقل خود باشند.
جنگ اوکراین این روند را تسریع کرده است. اگرچه این جنگ بار دیگر نقش ناتو را تقویت کرد، اما همزمان ضعفهای ساختاری اروپا در حوزه دفاعی را نیز آشکار ساخت. وابستگی به تسلیحات آمریکایی، اختلافات درون اتحادیه و نبود یک سیاست دفاعی یکپارچه، از جمله چالشهایی هستند که بحث استقلال راهبردی را جدیتر کردهاند.
در این چارچوب، برخی کشورها بهویژه آلمان و فرانسه تلاش کردهاند ظرفیتهای نظامی و صنعتی اروپا را تقویت کنند. بااینحال، این روند با محدودیتهای سیاسی و اقتصادی مواجه است و هنوز به یک راهبرد منسجم و مشترک تبدیل نشده است.
بازتعریف نقش آمریکا در اروپا
ایالات متحده نیز در سالهای اخیر رویکرد خود نسبت به اروپا را تغییر داده است. تمرکز واشنگتن بر رقابت با چین، همراه با فشارهای داخلی برای کاهش تعهدات خارجی، باعث شده است که نقش آمریکا در اروپا تا حدی بازتعریف شود. این تغییر به معنای خروج آمریکا از اروپا نیست، بلکه به معنای انتقال بخشی از مسئولیتها به متحدان اروپایی است.
در این شرایط، رابطه فرا آتلانتیکی بیشتر از یک اتحاد بدون قیدوشرط به یک مشارکت مبتنی بر معامله تبدیل شده است. اروپا باید هزینه بیشتری برای امنیت خود بپردازد و درعینحال نقش فعالتری در مدیریت بحرانهای منطقهای ایفا کند.
این تغییر رویکرد، نشاندهنده پایان دورهای از وابستگی یکسویه است که در دوران جنگ سرد و پس از آن شکل گرفته بود.
شکافهای درون اروپایی و آینده همگرایی
یکی از موانع اصلی در مسیر استقلال راهبردی اروپا، شکافهای درونی میان کشورهای عضو اتحادیه است. کشورهای شرق اروپا همچنان وابستگی امنیتی بالایی به آمریکا دارند، درحالیکه برخی کشورهای غربی مانند فرانسه به دنبال نقش مستقلتر برای اروپا هستند. این تفاوت دیدگاهها باعث شده است که سیاست خارجی و دفاعی اروپا همچنان فاقد انسجام کامل باشد.
در کنار این اختلافات، مسائل اقتصادی و انرژی نیز بر این شکافها افزودهاند. بحرانهای اخیر نشان دادهاند که کشورهای اروپایی در مواجهه با شوکهای خارجی، واکنشهای متفاوتی دارند که این امر هماهنگی سیاستی را دشوارتر میکند. بااینحال، فشارهای خارجی میتوانند در بلندمدت به تقویت همگرایی داخلی منجر شوند، زیرا درک مشترک از آسیبپذیریها میتواند انگیزهای برای همکاری بیشتر ایجاد کند.
اروپا در حال فاصلهگرفتن از آمریکاست، ولی این به معنای گسست نیست، بلکه در حال ورود به مرحلهای از بازتعریف رابطه فرا آتلانتیکی است. این روند تحتتأثیر مجموعهای از عوامل ژئوپلیتیکی، اقتصادی و نهادی قرار دارد که همزمان هم به همگرایی و هم به واگرایی منجر میشوند.
در نهایت، آینده رابطه اروپا و آمریکا نه بر اساس قطع یا استمرار اتحاد، بلکه بر اساس میزان استقلال عملی اروپا در حوزههای کلیدی تعریف خواهد شد. اروپا در حال عبور از مرحله وابستگی کامل به سمت نوعی خودمختاری تدریجی است؛ مسیری پیچیده که هم فرصت ایجاد میکند و هم چالشهای جدیدی به همراه دارد.
0 Comments