جدیدترین مطالب

سومالی؛ بستر نقش‌آفرینی راهبردی ترکیه در آفریقا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ترکیه در تاریخ ۳۰ ژانویه، جنگنده‌های اف-۱۶ خود را به سومالی اعزام و هدف از این اقدام را حفاظت از دارایی‌های راهبردی رو به رشد خود در این کشور و همچنین حمایت از کارزار نظامی جاری دولت موگادیشو علیه گروه شبه‌نظامی الشباب اعلام کرد. استقرار این هواپیماهای پیشرفته، نشان‌دهنده تشدید نقش‌آفرینی امنیتی ترکیه در سومالی است و بر اهمیتی که آنکارا برای شاخ آفریقا در چارچوب راهبرد امنیتی منطقه‌ای گسترده‌تر خود قائل است، تاکید می‌کند.»

فقدان امنیت برای اقلیت‌ها در سوریه و بی‌اعتمادی به دولت

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در اواخر سال ۲۰۲۴، هیئت تحریرالشام، بشار اسد را در عرض ۱۱ روز از قدرت برکنار کرد. سوریه اکنون توسط احمد الشرع، فرمانده هیئت تحریرالشام، اداره می‌شود. دولت او تحت رهبری سنی‌ها حکومت می‌کند و برای اقلیت‌هایی که بخش بزرگی از کشور را تشکیل می‌دهند، پرسش این نیست که سوریه تغییر کرده یا نه، بلکه این پرسش مطرح است که آیا سوریه امن‌تر شده است یا خیر؟»

چندقطبی‌گرایی به‌مثابه دکترین راهبردی: منطق شراکت روسیه و چین در بحبوحه یک بحران سلطه‌طلبی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «روابط روسیه و چین صرفاً یک نزدیکی مصلحتی نیست؛ هرچند مصلحت نیز در آن نقش دارد. این روابط در واقع همگرایی چشم‌اندازهای بلندمدت درباره نحوه سازمان‌دهی نظام بین‌الملل است.»

تضعیف اعتبار آمریکا در پی تهدیدها و چرخش مواضع ترامپ برای دریافت عوارض در تنگه هرمز

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «تنها راه‌حل عملی برای بازگرداندن کشتیرانی در تنگه هرمز، رسیدن به یک توافق از طریق مذاکره‌ است؛ چشم‌اندازی که دستیابی به آن با خطر تشدید بیشتر درگیری نظامی، دشوارتر نیز شده است.»

نگاهی به ابعاد و چشم‌انداز تنش در روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تشدید تنش‌های لفظی و راهبردی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی اگرچه احتمال جنگ مستقیم را افزایش نداده؛ اما از شکل‌گیری نظمی تازه در رقابت‌های ژئوپلیتیکی غرب آسیا حکایت دارد.

Loading

أحدث المقالات

سومالی؛ بستر نقش‌آفرینی راهبردی ترکیه در آفریقا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ترکیه در تاریخ ۳۰ ژانویه، جنگنده‌های اف-۱۶ خود را به سومالی اعزام و هدف از این اقدام را حفاظت از دارایی‌های راهبردی رو به رشد خود در این کشور و همچنین حمایت از کارزار نظامی جاری دولت موگادیشو علیه گروه شبه‌نظامی الشباب اعلام کرد. استقرار این هواپیماهای پیشرفته، نشان‌دهنده تشدید نقش‌آفرینی امنیتی ترکیه در سومالی است و بر اهمیتی که آنکارا برای شاخ آفریقا در چارچوب راهبرد امنیتی منطقه‌ای گسترده‌تر خود قائل است، تاکید می‌کند.»

فقدان امنیت برای اقلیت‌ها در سوریه و بی‌اعتمادی به دولت

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در اواخر سال ۲۰۲۴، هیئت تحریرالشام، بشار اسد را در عرض ۱۱ روز از قدرت برکنار کرد. سوریه اکنون توسط احمد الشرع، فرمانده هیئت تحریرالشام، اداره می‌شود. دولت او تحت رهبری سنی‌ها حکومت می‌کند و برای اقلیت‌هایی که بخش بزرگی از کشور را تشکیل می‌دهند، پرسش این نیست که سوریه تغییر کرده یا نه، بلکه این پرسش مطرح است که آیا سوریه امن‌تر شده است یا خیر؟»

چندقطبی‌گرایی به‌مثابه دکترین راهبردی: منطق شراکت روسیه و چین در بحبوحه یک بحران سلطه‌طلبی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «روابط روسیه و چین صرفاً یک نزدیکی مصلحتی نیست؛ هرچند مصلحت نیز در آن نقش دارد. این روابط در واقع همگرایی چشم‌اندازهای بلندمدت درباره نحوه سازمان‌دهی نظام بین‌الملل است.»

تضعیف اعتبار آمریکا در پی تهدیدها و چرخش مواضع ترامپ برای دریافت عوارض در تنگه هرمز

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «تنها راه‌حل عملی برای بازگرداندن کشتیرانی در تنگه هرمز، رسیدن به یک توافق از طریق مذاکره‌ است؛ چشم‌اندازی که دستیابی به آن با خطر تشدید بیشتر درگیری نظامی، دشوارتر نیز شده است.»

نگاهی به ابعاد و چشم‌انداز تنش در روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تشدید تنش‌های لفظی و راهبردی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی اگرچه احتمال جنگ مستقیم را افزایش نداده؛ اما از شکل‌گیری نظمی تازه در رقابت‌های ژئوپلیتیکی غرب آسیا حکایت دارد.

Loading

آیا ارتش آمریکا واقعاً برای جنگ با چین آماده است؟

شورای راهبردی آنلاین – رصد: ایالات متحده هم مشغول رقابت با قدرت‌های بزرگ است و هم با چشم‌انداز جنگ با قدرت‌های بزرگ مواجه است. در هر دو حال، مهم‌ترین معیار که کمتر قابل اندازه‌گیری است، آمادگی روانی است. هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که نیروهای مسلح یا به طور گسترده‌تر تشکیلات دفاعی آمریکا، از نظر روانی برای درگیری چین و آمریکا آماده باشند.

ست کراپسی و هری هالم در تحلیلی که اندیشکده آمریکایی هادسون منتشر کرد، نوشتند: اولین وظیفه یک سازمان نظامی در زمان صلح، آماده شدن برای نبرد است. از سال 2004، سیاست آمریکا در زمینه تروریسم به «جنگ‌های کوچک» طولانی‌مدت تبدیل شده است که شاید برای هر تفنگدار دریایی سلطنتی بریتانیا، لژیونر فرانسوی، یا تفنگدار آمریکایی قبل از 1940 قابل فهم باشد، اما برای افکار عمومی پسا جنگ سرد موضوعیت ندارد. هیچ یک از این درگیری‌ها مانند جنگ‌های سابق، به شکلی واضح نبوده که به نابودی دشمن ختم شود. این درگیری‌ها تعهدات بی‌پایانی بوده که درک آن برای افکار عمومی دشوار است، زیرا شبیه جنگ سنتی نبوده‌اند و نیازی هم نبوده که اکثریت جامعه آمریکایی بابت آن هزینه دهد یا چیزی را فدای آن کند.

این درگیری‌ها مستلزم افسرانی است که ابتکار عمل را به دست می‌گیرند، بدون حمایت گسترده عمل می‌کنند و در اجرای تاکتیک واحدهای کوچک بسیار ماهر هستند و راحت با بازیگران سیاسی محلی کار می‌کنند. شاید برخی از این مهارت‌ها به کار جنگ با قدرت‌های بزرگ بیاید، اما بیشتر آن‌ها، به ویژه در مورد افسران نیروی دریایی و هوایی، مربوط به سطوح پایین فرماندهی است. از زمان جنگ ویتنام در هیچ کجا از آن‌ها خواسته نشده است که یک جبهه کنترل هوایی طولانی‌مدت را رهبری کنند و از سال 1945 تاکنون از آن‌ها خواسته نشده است که تضمین کنند می‌توانند کنترل دریا را در برابر یک دشمن توانمند به دست بگیرند.

جدیدترین مورد نزدیک به جنگ متعارف در سال 2003 علیه ارتش از رده خارج و فاقد فرمانده توانمند در عراق صورت گرفت. نیروی دریایی ایالات متحده از سال 1991 با یک رقیب متعارف روبرو نشده است و از سال 1945 تاکنون نیز در نبردهای دریایی متعارف شرکت نکرده است.

کلیت سبک ملی نبردهای ایالات متحده، با بهره‌گیری از برتری مادی در برابر یک دشمن تعریف می‌شود. استثنائاتی وجود دارد، اما به طور کلی، جنگ‌های بزرگ آمریکا از یک الگوی مشابه پیروی می‌کنند: یک دوره دفاعی اولیه که در طی آن ایالات متحده منابع را بسیج می‌کند و به دنبال آن با یک ضدحمله بر دشمن چیره می‌شود.

کلید آمریکا در این نبردها، ایجاد و حفظ برتری مادی است. امروز این برتری مادی برای ارتش ایالات متحده به معنای این است که فن‌آوری و ظرفیت صنعتی بتواند بر دشمنان چیره شود؛ اما هیچ پایانی برای افزایش توان تسلیحاتی چین وجود ندارد. ایالات متحده باید این احتمال را در نظر بگیرد که چین نیروهای بیشتری نسبت به این کشور دارد و از این رو باید به قابلیت‌های نظامی استثنایی اسرائیل به عنوان یک الگو نگاه کند. باید تاکید کرد که توانایی ایالات متحده به شدت کاهش یافته است و دیگر تولید صنعت آمریکا همچون دوران جنگ جهانی دوم فوق العاده نیست. بنابراین ایالات متحده ممکن است توانایی سابق خود را نداشته باشد که بتواند بر یک دشمن قدرتمند غلبه کند.

علاوه بر این، این تصور که تکیه به توده‌ها باعث پیروزی‌های گذشته آمریکا شده، از خوانش نادرست تاریخ راهبردی ناشی می‌شود. در بیشتر موارد، دولتمردان ایالات متحده زمان طولانی صرف شناسایی و انتخاب ژنرال‌های خود می‌کردند.

مسئله این است که ارتش ایالات متحده آنقدر عمیق درگیر عنصر مادی تاریخ استراتژیک شده که اکنون موضوع شناسایی استعداد فرماندهی به یک مسئله نگران‌کننده برایش تبدیل شده است. قانون سازماندهی مجدد دفاعی پس از گلدواتر-نیکولز (سال 1986) به استعداد دیوان‌سالاری بیش از مهارت نظامی بها می‌دهد که نتیجه طبیعی همان ایجاد ستاد مشترک و ستاد فرماندهی رزمی (COCOM) است. اختیارات گسترده‌ای که این قانون به فرماندهی مرکزی داده، توانایی سرویس‌های نظامی را برای شکل‌دهی به راهبرد نظامی کاهش داده است.

از این رو، وزیر دفاع و ستاد مشترک آمریکا گویی در یخبندان پا پیش می‌گذارند، زیرا بیش از حد و به طور فزاینده‌ای مشغول مدیریت هستند، نه ایفای مسئولیت‌هایی که باید ناشی از دانش عملیاتی باشد. سرویس‌های نظامی اکنون تشویق می‌شوند تا به جای تمرکز بر قابلیت‌های رزمی فعلی، به فکر پیشرفت‌های آتی باشند؛ نمونه بارز آن طرح «تعدیل در راستای سرمایه‌گذاری» نیروی دریایی است. این طرح متکی به واحدهای سطحی کوچکی است که از نظر تعداد نیرو سال‌ها با استقرار آن فاصله داریم و سامانه‌های بدون سرنشینی را در نظر گرفته که حتی نمونه‌های اولیه آن هنوز تولید نشده است.

ارتش ایالات متحده امروز بر جنگ‌های بودجه، مسائل تدارکاتی، مهندسی اجتماعی و تلاش دائمی ستادهای نظامی مرکزی بزرگ برای افزایش تسلط بر همه چیز از راهبردنویسی گرفته تا معماری نیرو متمرکز شده است. به همان اندازه که این‌ها مهم است، اما حواس ارتش را از جنگ منحرف می‌کند. این درک حاصل نشده است که ایالات متحده در دوره‌ بین دو جنگ قرار گرفته است. این تصور که اولین وظیفه ارتش شکست دادن دشمنان قدرتمندتر است، به عنوان درسی از گذشته مورد بررسی قرار نگرفته است.

نتایج ناتوانی ارتش آمریکا در ادراک، برنامه‌ریزی و تمرین به وضوح در مسئله ایجاد بازدارندگی یا شکست دادن چین قابل مشاهده است. پیروزی ارتش آزادیبخش خلق در غرب اقیانوس آرام که نیروهای ایالات متحده را فلج کرد، تقریباً به طور قطع منجر به مذاکرات و ظهور جهانی به شکل چینی خواهد شد.

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *