جدیدترین مطالب

ترامپ و افول جایگاه آمریکا در نظام بین‌الملل

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: دو روایت متضاد از سیاست خارجی ترامپ، یکی «بحران به‌مثابه دکترین» و دیگری «دکترین منسجم»، تصویری پیچیده از تلاش آمریکا برای بازتعریف نقش خود در نظام بین‌الملل ارائه می‌دهند.

پیمان مکه؛ چرایی شکل‌گیری و چالش‌های پیش رو

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پیمان مکه که با شعار «حمله به یکی، حمله به همه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شد، بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی تمام‌عیار باشد، از نگاه برخی تحلیلگران تلاشی برای کاهش وابستگی امنیتی به یک قدرت خارجی و ایجاد سازوکار امنیت منطقه‌ای است.

پیامدهای توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: توافق هسته‌ای جدید آمریکا و عربستان، با وجود ابهامات حقوقی و سیاسی، می‌تواند معیارهای پیشین عدم اشاعه را در غرب آسیا تغییر دهد و رقابت هسته‌ای را تشدید و وارد مرحله‌ای تازه کند.

تحلیلی بر تنش‌های اخیر ترکیه و رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر سوریه از تشدید رقابت راهبردی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی حکایت دارد، اما ملاحظات متقابل و نقش آمریکا احتمال جنگ مستقیم را محدود کرده است.

تجدید ساختار مسیرهای جغرافیایی چین در آسیای مرکزی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پس از بیش از ۲۵ سال تأخیر، راه‌آهن چین-قرقیزستان-ازبکستان (CKU) سرانجام وارد مرحله پیشرفت اساسی شده است. این بدون شک نقطه عطفی بزرگ در توسعه کریدورهای رو به غرب چین است، اما اهمیت ژئواستراتژیک عمیق‌تر این پروژه تا حد زیادی نادیده گرفته شده است.»

چشم‌انداز صلح در غزه و موانع تحقق آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: آینده طرح به اصطلاح صلح ترامپ برای غزه با وجود ادعای توافق بر خلع سلاح حماس، به دلیل کاستی‌های ساختاری و مخالفت بازیگران کلیدی، همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

واقعیت های پیمان سه‌جانبه مکه

شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: امضای توافق مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، پرسش‌هایی درباره آینده ساختار امنیتی منطقه و جایگاه این کشورها در معادلات غرب آسیا ایجاد کرده است. آیا این توافق می‌تواند به یک سازوکار واقعی دفاع جمعی تبدیل شود یا بیش از آنکه ظرفیت نظامی جدیدی ایجاد کنند، کارکرد سیاسی و بازدارنده دارد؟

Loading

أحدث المقالات

ترامپ و افول جایگاه آمریکا در نظام بین‌الملل

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: دو روایت متضاد از سیاست خارجی ترامپ، یکی «بحران به‌مثابه دکترین» و دیگری «دکترین منسجم»، تصویری پیچیده از تلاش آمریکا برای بازتعریف نقش خود در نظام بین‌الملل ارائه می‌دهند.

پیمان مکه؛ چرایی شکل‌گیری و چالش‌های پیش رو

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پیمان مکه که با شعار «حمله به یکی، حمله به همه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شد، بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی تمام‌عیار باشد، از نگاه برخی تحلیلگران تلاشی برای کاهش وابستگی امنیتی به یک قدرت خارجی و ایجاد سازوکار امنیت منطقه‌ای است.

پیامدهای توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: توافق هسته‌ای جدید آمریکا و عربستان، با وجود ابهامات حقوقی و سیاسی، می‌تواند معیارهای پیشین عدم اشاعه را در غرب آسیا تغییر دهد و رقابت هسته‌ای را تشدید و وارد مرحله‌ای تازه کند.

تحلیلی بر تنش‌های اخیر ترکیه و رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر سوریه از تشدید رقابت راهبردی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی حکایت دارد، اما ملاحظات متقابل و نقش آمریکا احتمال جنگ مستقیم را محدود کرده است.

تجدید ساختار مسیرهای جغرافیایی چین در آسیای مرکزی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پس از بیش از ۲۵ سال تأخیر، راه‌آهن چین-قرقیزستان-ازبکستان (CKU) سرانجام وارد مرحله پیشرفت اساسی شده است. این بدون شک نقطه عطفی بزرگ در توسعه کریدورهای رو به غرب چین است، اما اهمیت ژئواستراتژیک عمیق‌تر این پروژه تا حد زیادی نادیده گرفته شده است.»

چشم‌انداز صلح در غزه و موانع تحقق آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: آینده طرح به اصطلاح صلح ترامپ برای غزه با وجود ادعای توافق بر خلع سلاح حماس، به دلیل کاستی‌های ساختاری و مخالفت بازیگران کلیدی، همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

واقعیت های پیمان سه‌جانبه مکه

شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: امضای توافق مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، پرسش‌هایی درباره آینده ساختار امنیتی منطقه و جایگاه این کشورها در معادلات غرب آسیا ایجاد کرده است. آیا این توافق می‌تواند به یک سازوکار واقعی دفاع جمعی تبدیل شود یا بیش از آنکه ظرفیت نظامی جدیدی ایجاد کنند، کارکرد سیاسی و بازدارنده دارد؟

Loading

نیاز اروپا به جدایی از ناتوی آمریکایی

شورای راهبردی آنلاین- رصد: «وقت آن رسیده که اروپا دل به دریا بزند و یک اتحاد دفاعی جدید بسازد، زیرا گزینه‌ی دیگر، یعنی گزینه جایگزین انفعال، غیرقابل تصور است».

ناتان دِسِتی در یادداشتی که در پایگاه اینترنتی مرکز تحلیل سیاست اروپا (CEPA) منتشر شد، نوشت: از زمان پایان جنگ سرد تا کنون، اروپای غربی و ایالات متحده جاه‌طلبی‌ها و ارزش‌های ژئوپلیتیک متضادی داشته‌اند، اما اکنون چیزی عمیقا تغییر کرده است. مارک کارنی، وزیر امور خارجه کانادا، آن را «گسست» می‌نامد و این خیلی دور از حقیقت به نظر نمی‌رسد.

دولت فعلی آمریکا می‌گوید که امیدوار است اروپا را از خودش، از خطر اینکه مهاجرت گسترده باعث «حذف تمدن» شود، نجات دهد. قصد اولیه‌ی این دولت حمایت از احزاب متمایل به ماگا (MAGA) در سراسر اروپا بود، اما این ایده ممکن است در فضای سیاسی فعلی دوام نیاورد. ملی‌گرایی ترامپ با نیاز راستِ پوپولیست به این‌که میهن‌پرست به نظر برسد، در تضاد است و واکنش‌های شدیدی را به دنبال داشته است.

یک دیدگاه جایگزین که اکنون به نظر می‌رسد در دو سوی اقیانوس اطلس در حال تقویت است، این است که اروپا باید به انفصال بخش زیادی از دستگاه امنیتی خود از آمریکا بپردازد. دولت فعلی آمریکا دیگر اروپا را به عنوان یک عامل ارزش‌آفرین برای قدرت دیپلماتیک و نظامی خود نمی‌بیند. این دولت اکنون اروپا را عمدتاً به حال خود رها خواهد کرد و در عین حال برای تصرف سرزمین‌های اروپایی مانور خواهد داد. این قاره باید بیدار شود.

بحران گرینلند فرصتی تاریخی برای همسو کردن سیاست خارجی اروپا در یک اتحاد جدید منسجم و تحت حمایت قدرت سخت است. همه احزاب اصلی در غرب، از جمله احزاب راست‌گرا در فرانسه، آلمان و بریتانیا، خود را در تضاد با جاه‌طلبی‌های آمریکا می‌بینند.

اروپا به یک اتحاد دفاعی جدید نیاز دارد که باید توسط هشت کشوری که به گرینلند نیرو اعزام کردند، تقویت شود و مبتنی بر ارزش‌های مشترک اروپای غربی باشد که به طور فزاینده‌ای با همسایگان بزرگ ژئوپلیتیک خود در تضادند. ممکن است برخی امیدوار باشند که اتحادیه اروپا بتواند این نظام دفاعی را ایجاد کند، اما واقعیت این است که نمی‌تواند چنین کند. کندی و آسیب‌پذیری آن در برابر خرابکاری سیاسی توسط کشورهای کوچکی که از قوانین بیزانسی آن سوءاستفاده می‌کنند، بارها و بارها ثابت کرده که اروپا به یک رویکرد جدید نیاز است.

طرح کلی یک اتحاد دفاعی مشترک اروپایی کاملاً واضح است. هشت کشور گرینلند (یعنی فرانسه، آلمان، بریتانیا، دانمارک، هلند، سوئد، نروژ و فنلاند) به لهستان، ایسلند و سه کشور حوزه بالتیک ملحق خواهند شد. ممکن است کانادا، بلژیک و لوکزامبورگ نیز به این اتحاد بپیوندند و در مجموع ۱۶ کشور از ۳۲ کشور ناتو را تشکیل دهند. با توجه به جغرافیا (و صرف نظر از کانادا)، می‌توان به طور منطقی این اتحاد جدید را سازمان پیمان آتلانتیک شمال شرقی یا به اختصار نیتو (NEATO) نامید.

سایر اعضای اتحاد احساس کششی مغناطیسی خواهند کرد، اگرچه ممکن است تعدادی مقاومت کنند. برخی از کشورهای اروپای مرکزی و شرقی هنوز امیدوارند که ایالات متحده که در حال حاضر روس‌دوست (روسوفیل) است، در نهایت از آنها در برابر تهاجم یا قلدری روسیه حمایت کند، اما آیا کشورهایی که به تازگی تهاجم و حذف ملی را تجربه کرده‌اند، واقعاً آینده خود را بر این اساس بنا می‌کنند؟

ایتالیا، اسپانیا و دیگر اعضای جنوبی ناتو نیز باید تصمیمات دشواری بگیرند. بسیاری از آنها به طرق مختلف، کمتر با روسیه خصومت دارند و در مورد مزایای یک گروه جدید که احتمالاً نسبت به کرملین تندروتر خواهد بود، تردید بیشتری دارند. اما ممکن است از خطرات تنها ماندن بترسند.

احتمالاً این کشورها به مرور زمان به دنبال همسو شدن با این بلوک جدید قدرت خواهند بود، زیرا «نیتو» منافع مشترکی در مقاومت در برابر خصومت روسیه و یک مدیترانه امن خواهد داشت. در آن صورت اروپا یک اتحاد دفاعی منسجم برای محافظت از منافع خود در جهان، یک وزنه تعادل لیبرال دموکراتیک در برابر چین و روسیه و بسیار قدرتمندتر از همسایگان نزدیک خود خواهد داشت.

در خصوص این که چنین تحولی به منافع ایالات متحده کمک کند، تردید وجود دارد. واشنگتن با اروپایی جسورتر و توانمندتر روبرو خواهد شد که آزاد است تصمیماتی بگیرد که دولت آمریکا دوست ندارد. دونالد ترامپ از استقرار نیروهای ناتوی اروپایی در گرینلند خشمگین شد و آن را پاسخی به تهدیدهای او مبنی بر اقدام نظامی احتمالی ارزیابی کرد (اگرچه دولت آمریکا خواستار مشارکت بیشتر ناتو در شمالگان نیز شده است). طبق گزارش‌ها، دولت دانمارک به نیروهای خود مهمات جنگی داده و به آن‌ها دستور داده است که با هرگونه تلاشی برای تصرف این جزیره مبارزه کنند، اگرچه این ممکن است بیشتر یک ژست باشد تا باور واقعی به این‌که این امر محتمل یا قریب‌الوقوع است.

به طور کلی، وقایع سال 2025 و به ویژه ماه گذشته، درک غم‌انگیزی را برای کشورهای اروپایی ایجاد کرده است. پس از ۸۰ سال صلح و رفاه بی‌سابقه، و بزرگترین دوره به اصطلاح غنی‌سازی بزرگ غرب، اکنون این تهدید معتبر وجود دارد که ممکن است بار دیگر قلمرو اروپا مورد حمله یک قدرت متخاصم واقع شود.

«نیتو» باید نیروهای خود را بر روی این قاره متمرکز و تمام دارایی‌های نظامی مرتبط و موجود را برای حمایت از بازدارندگی به این منطقه منتقل کند. باید ایالات متحده را به عنوان یک دوست احتمالی و امیدوارانه در نظر بگیرد، اما همچنین باید متوجه باشد که اکنون، عصر رقابت و پیگیری منافع ملی است. این بدان معناست که واشنگتن تصمیماتی مغایر با منافع اروپا خواهد گرفت. به همین ترتیب، جاسوسی سایبری رو به رشد چین، رفتار تجاری نامتوازن و گسترش قدرت سخت این کشور، تهدیدی جدی است که نیاز به وحدت قاره‌ای دارد. باید تهدید نظامی و جنگ سایه روسیه را درک و با قاطعیت با آنها مقابله کند. اعضای «نیتو» باید تا سال 2030 متعهد به هزینه‌های دفاعی بسیار بالاتری شوند که به ویژه به این معنی است که کشورهایی مانند بریتانیا و فرانسه باید رنج سیاسی جدی و بی‌نظمی اجتماعی احتمالی را که ناشی از کاهش هزینه‌های رفاهی است، بپذیرند.

بحران گرینلند یک فرصت تاریخی برای اروپا است تا سفر خود را به عنوان یک بلوک قدرت در جهانی که به طور فزاینده‌ای از هم گسیخته می‌شود، تسریع کند. این ادامه منطقی «چرخش زمانی» آلمان (Zeitenwende) است و نشان می‌دهد که یک قاره بزرگ درس‌های گذشته خود را به خوبی آموخته است.

مطمئناً سال 1938 برای نشان دادن اینکه مماشات و خلع سلاح کارساز نیست، کافی بود. آیا لازم است دوباره آن درس را بیاموزیم؟

0 Comments