جدیدترین مطالب
جنگ علیه ایران فراهم کننده بستری برای رهبری پکن بر اقتصاد جهانی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «دو ماه پس از آنکه دونالد ترامپ در ۲۸ فوریه جنگ آمریکا و اسرائیل را علیه ایران آغاز کرد، هزینههای جنگ بهویژه به دلیل اختلال در تنگه هرمز در حال افزایش است. پیش از این جنگ، حدود ۲۰ درصد حملونقل جهانی نفت و سهم زیادی از گاز طبیعی از تنگه هرمز عبور میکرد. اختلال در این تأمینها منجر به افزایش قیمت سوخت، برق و حملونقل در سراسر جهان شده و حتی به دلیل آسیب به تأسیسات کلیدی قطر، تولید نیمههادیها را به خطر انداخته است. خاورمیانه همچنین تولیدکننده عمده کود است و تا ۳۰ درصد تجارت جهانی کود از هرمز عبور میکرد که اختلال در آن، کشورهای آفریقایی را به شدت متأثر کرده است.»
انتخاب الزیدی بهعنوان نخستوزیر، آغازگر فصلی جدید در عراق
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پس از حدود پنج ماه بنبست سیاسی و سردرگمی نهادی، سرانجام علی الزیدی به عنوان نخستوزیر عراق انتخاب شد. انتخاب الزیدی به نخستوزیری، نشانه مثبتی از تکمیل روند تشکیل دولت و آغاز مرحلهای جدید در سیاست و حکمرانی عراق به شمار میآید. ظهور چهرهای جوان، تکنوکرات و برخاسته از نسل سوم سیاستمداران، در فضایی که دهها سال کشور توسط چهرههای سنتی اداره میشد، این امید را زنده میکند که شاید عراق بتواند از چرخه تکراری بحرانها فاصله گرفته و مسیر تازهای از ثبات، کارآمدی و همگرایی منطقهای را تجربه کند.
اهمیت ساختار امنیتی و چگونگی حکمرانی بر تنگه مالاکا
شورای راهبردی آنلاین-رصد: تشدید تنشها در خاورمیانه پس از عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران منجر به بسته شدن تنگه هرمز شده است. این رویداد هرجومرج موقتی در بازارهای جهانی انرژی و زنجیرههای تأمین دریایی ایجاد و توجه جهانی را به امنیت تنگههای بینالمللی کلیدی جلب کرد. در نتیجه، اهمیت راهبردی تنگه مالاکا به سطح جدیدی ارتقا یافت. حدود یکسوم تجارت دریایی جهان و نزدیک به نیمی از محمولههای نفتی دریایی از طریق این تنگه انجام میشود و به عنوان شریان حیاتی انرژی و تجارت شرق آسیا، مستقیماً بر توسعه منطقهای و ثبات زنجیره تأمین جهانی تأثیر میگذارد.
أحدث المقالات
جنگ علیه ایران فراهم کننده بستری برای رهبری پکن بر اقتصاد جهانی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «دو ماه پس از آنکه دونالد ترامپ در ۲۸ فوریه جنگ آمریکا و اسرائیل را علیه ایران آغاز کرد، هزینههای جنگ بهویژه به دلیل اختلال در تنگه هرمز در حال افزایش است. پیش از این جنگ، حدود ۲۰ درصد حملونقل جهانی نفت و سهم زیادی از گاز طبیعی از تنگه هرمز عبور میکرد. اختلال در این تأمینها منجر به افزایش قیمت سوخت، برق و حملونقل در سراسر جهان شده و حتی به دلیل آسیب به تأسیسات کلیدی قطر، تولید نیمههادیها را به خطر انداخته است. خاورمیانه همچنین تولیدکننده عمده کود است و تا ۳۰ درصد تجارت جهانی کود از هرمز عبور میکرد که اختلال در آن، کشورهای آفریقایی را به شدت متأثر کرده است.»
انتخاب الزیدی بهعنوان نخستوزیر، آغازگر فصلی جدید در عراق
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پس از حدود پنج ماه بنبست سیاسی و سردرگمی نهادی، سرانجام علی الزیدی به عنوان نخستوزیر عراق انتخاب شد. انتخاب الزیدی به نخستوزیری، نشانه مثبتی از تکمیل روند تشکیل دولت و آغاز مرحلهای جدید در سیاست و حکمرانی عراق به شمار میآید. ظهور چهرهای جوان، تکنوکرات و برخاسته از نسل سوم سیاستمداران، در فضایی که دهها سال کشور توسط چهرههای سنتی اداره میشد، این امید را زنده میکند که شاید عراق بتواند از چرخه تکراری بحرانها فاصله گرفته و مسیر تازهای از ثبات، کارآمدی و همگرایی منطقهای را تجربه کند.
اهمیت ساختار امنیتی و چگونگی حکمرانی بر تنگه مالاکا
شورای راهبردی آنلاین-رصد: تشدید تنشها در خاورمیانه پس از عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران منجر به بسته شدن تنگه هرمز شده است. این رویداد هرجومرج موقتی در بازارهای جهانی انرژی و زنجیرههای تأمین دریایی ایجاد و توجه جهانی را به امنیت تنگههای بینالمللی کلیدی جلب کرد. در نتیجه، اهمیت راهبردی تنگه مالاکا به سطح جدیدی ارتقا یافت. حدود یکسوم تجارت دریایی جهان و نزدیک به نیمی از محمولههای نفتی دریایی از طریق این تنگه انجام میشود و به عنوان شریان حیاتی انرژی و تجارت شرق آسیا، مستقیماً بر توسعه منطقهای و ثبات زنجیره تأمین جهانی تأثیر میگذارد.
بازتعریف راهبرد عربستان در پی جنگ آمریکا-رژیم اسرائیل علیه ایران

نیل کویلیام در تحلیلی که در اندیشکده «چتم هاوس» منتشر شد، نوشت: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، چالشهای فراوانی را برای عربستان ایجاد کرده است؛ از جمله بسته شدن تنگه هرمز، شکاف عمیقتر با امارات و خروج این کشور از اوپک.
این جنگ همچنین محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، را به تامل واداشته است. روند سیاست عربستان پیش از بن سلمان، کند، مبتنی بر اجماع و تا حد زیادی قابل پیشبینی بود. بنسلمان ضمن پویا کردن فضای داخلی، یک سیاست خارجی بسیار جسورانهتر و گاهی غیرقابل پیشبینی را در پیش گرفت که عربستان را به دردسر انداخت.
با این حال، جنگ با ایران بار دیگر روند تصمیمگیری در این کشور را کند کرده، زیرا رهبری این کشور در حال بازنگری در راهبرد بلندمدت خود است. آنها به خوبی آگاهند که نتیجه این درگیری هر چه که باشد، برای آینده منطقه (حداقل در دو دهه آینده)، تعیین کننده خواهد بود.
از تنگه هرمز تا دریای سرخ
جای تعجبی ندارد که بازنگری عربستان اکنون بر تنگه هرمز متمرکز است؛ تنگهای که بیشتر صادرات نفت و سایر کالاهای این کشور از آن عبور میکند. اگرچه این پادشاهی از مدتها قبل متوجه آسیبپذیری خود در برابر اختلال در این نقطه گلوگاهی شده بود، اما اختلال طولانیمدت آن از نظر تاریخی بسیار بعید تلقی میشد. اختلال در تنگه هرمز، نه تنها آسیبپذیری این کشور در عرصه تجارت، بلکه آسیبپذیری موفقیت راهبرد «چشمانداز ۲۰۳۰» عربستان را نیز آشکار کرده است.
حالا که هرمز برای یک بار دچار مشکل شده، همیشه خطر تکرار آن وجود دارد. این امر تهدیدی بلندمدت برای جریان تجارت و برنامههای تحول اقتصادی عربستان محسوب میشود. اختلال مکرر یا طولانیمدت تأثیر منفی بر درآمدها، اعتماد سرمایهگذاران و توانایی عربستان برای معرفی خود به عنوان یک قطب باثبات برای تجارت، لجستیک و امور مالی خواهد داشت. موفقیت جاهطلبیهای «چشمانداز ۲۰۳۰» و برنامههای پس از آن، در گروِ تداوم قابلپیشبینی تامین انرژی و درآمد و نیز یک محیط دریایی امن است.
از این رو، این پادشاهی در حال بازنگری در جغرافیای اقتصادی خود، کاهش وابستگی به هرمز و تغییر جهت سیاست خود به سمت دریای سرخ است. پروژههای واقع در امتداد سواحل غربی عربستان، از جمله بنادر، مناطق صنعتی و توسعههای گردشگری، اکنون به اولویتهای کلیدی تبدیل خواهند شد. دو خط ساحلی این کشور برتری جغرافیایی قابل توجهی نسبت به همسایگانش به آن میبخشد که از آن برای متمایز کردن خود به عنوان قطب اصلی صادرات و لجستیک منطقه، به ویژه در برابر امارات، استفاده خواهد کرد.
تغییر جهت به سمت غرب به این معناست که شرکت ملی نفت عربستان (آرامکو) باید مسیر صادرات نفت خام خود را به سمت دریای سرخ تغییر دهد یا حداقل ظرفیتی برای انتقال ۷ میلیون بشکه در روز برای مطابقت با صادرات پیش از جنگ ایجاد کند. در حال حاضر آرامکو روزانه حدود ۴ میلیون بشکه نفت خام را از طریق خط لوله از شرق به غرب منتقل و از پایانه ینبع در دریای سرخ صادر میکند. در حالی که صادرات فعلی کمتر است، البته عربستان در موقعیت بهتری نسبت به بسیاری از همسایگان خود در خلیج(فارس) قرار دارد که صادراتشان همچنان در این خلیج محبوس است. با توجه به قیمت حدود ۱۲۰ دلاری هر بشکه نفت، که تقریباً دو برابر سطح پیش از جنگ است، ریاض تا حدودی تابآوری مالی خود را حفظ کرده است.
با این حال، اگر عربستان قصد دارد خود را به عنوان یک قطب تجاری منطقهای تثبیت کند، به سرمایهگذاری کلان بلندمدت در زیرساختهای لازم برای جابجایی کالاها، به ویژه نفت، بین دریای سرخ و مراکز شهری بزرگ در سراسر خلیج(فارس) نیاز دارد. زمانبندی طولانیتر و هزینههای بالاتر اجتنابناپذیر خواهد بود، اما ماهیت ساختاری مشکل هرمز، باعث شده است عربستان گزینه محدودی داشته باشد.
با این حال تغییر مسیر به دور از تنگه هرمز، ریسک را از بین نمیبرد، بلکه آن را جابهجا میکند. حملات حوثیهای همسو با ایران به کشتیرانی در دریای سرخ نشان میدهد که ناامنی دریایی به یک محدودیت اصلی برای تغییر جهت غربگرایانه عربستان تبدیل خواهد شد، نه یک دغدغه درجه دوم.
جنگ با ایران، شکاف بین عربستان و امارات را بار دیگر آشکار کرد
تهدید ناامنی دریایی برای جاهطلبیهای عربستان در دریای سرخ، اکراه ریاض به درگیری مستقیم در جنگ علیه ایران و تلاش این کشور برای جلوگیری از تشدید تنشها را توضیح میدهد. عربستان تشخیص میدهد که پاسخ نظامی به حملات ایران نه تنها خطرات را برای داراییهای انرژی و زیرساختهای حیاتی آن افزایش میدهد، بلکه ممکن است حوثیها را نیز به طور مستقیمتر به این درگیری بکشاند. این امر نیز به نوبه خود، مسیرهای صادراتی جایگزین عربستان را تهدید کرده و متنوعسازی ضروری مسیر صادرات این کشور به دور از هرمز را نیز تضعیف میکند.
این موضوع به درک مواضع متفاوت عربستان و امارات نسبت به این جنگ و تنشهای فزاینده میان آنها نیز کمک میکند. ابوظبی موضعی سخت در برابر ایران اتخاذ کرده است؛ موضعی که در مقایسه با همسایگانش در خلیج(فارس) به موضع آمریکا و اسرائیل بسیار نزدیکتر است. مقامات ارشد امارات هم از ایران به خاطر حمله به اهدافی در خاک امارات و هم از شرکای منطقهای به خاطر عدم پاسخ قویتر یا عدم حمایت بیشتر، انتقاد کردهاند.
عربستان اکنون اسرائیل و اقدامات آن را تهدیدی برای امنیت منطقه میداند و بنابراین به همسویی امارات با اسرائیل نگاه منفی دارد. در نتیجه، موضع امارات باعث ناامیدی ریاض شده است. تصمیم ابوظبی برای خروج از اوپک، هرچند کاملاً غیرمنتظره نبود، ضربه دیگری برای این پادشاهی محسوب میشود. هرچند عربستان همچنان بازیگر مسلط در اوپک خواهد بود، اما تنها تولیدکننده بزرگی خواهد بود که ظرفیت مازاد قابل توجهی دارد و ممکن است در آینده مجبور شود تولید و صادرات خود را برای جبران افزایش تولید امارات، کاهش دهد.
از همه مهمتر، رقابت آنها برای نفوذ در دریای سرخ تشدید خواهد شد. کنترل بر دسترسی، مسیرها و امنیت در امتداد این آبراه به طور فزایندهای به مرکز محاسبات اقتصادی و راهبردی عربستان تبدیل خواهد شد. در همین حال، امارات در حال ایجاد یک شبکه راهبردی از بنادر و پایگاههای نظامی در سراسر دریای سرخ و شاخ آفریقا برای تأمین امنیت مسیرهای تجاری جهانی و اعمال نفوذ اقتصادی است.
بازاندیشی راهبردی
رهبری عربستان همچنین از جنگ برای اولویتبندی مجدد هزینههای خود در پوشش بحران استفاده میکند. ارزیابی مجدد پروژههای عظیم این کشور پیش از این درگیری آغاز شده بود و جنگ با ایران بهانه قابل قبولی برای ایجاد تغییرات عمده بیشتر در راهبرد سرمایهگذاری، بدون خطر قضاوت درباره شکست، فراهم میکند.
در عربستان تمرکز تازهای بر صنایع داخلیِ ضروری برای توسعه ملی و امنیت اقتصادی ایجاد شده است. صندوق ثروت ملی عربستان (PIF) شروع به عقبنشینی از تعهدات خارجی پرمخاطب، از جمله لیو گلف (LIV Golf) و حمایت مالی و مشارکتهای مرتبط با اپرای متروپولیتن نیویورک کرده است. همچنین با فروش جزئی سهام عمده باشگاه الهلال موافقت کرده است. سه باشگاه دیگر یعنی النصر، الاهلی و الاتحاد در نوبت بعدی قرار دارند. این امر نشاندهنده حرکت به سمت هزینهکرد محتاطانهتر و انضباط مالی سختگیرانهتر و دور شدن از پروژههای پر زرقوبرق است.
بن سلمان از مداخله عربستان در یمن دو درس تلخ آموخت: اول اینکه تصمیمگیری هیجانی هزینه دارد؛ دوم اینکه جنگ سریع وجود ندارد. این امر ممکن است بیمیلی او به مشارکت در جنگ علیه ایران یا حتی تشویق و هواداری از آن را توضیح دهد. در عوض، عربستان تقریباً به حالت قبلی خود بازگشته است و احتیاط، صبر و دستیابی به جایگاه بلندمدت را بر دستاوردهای کوتاهمدت ترجیح میدهد.
0 Comments