شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در اواخر سال ۲۰۲۴، هیئت تحریرالشام، بشار اسد را در عرض ۱۱ روز از قدرت برکنار کرد. سوریه اکنون توسط احمد الشرع، فرمانده هیئت تحریرالشام، اداره میشود. دولت او تحت رهبری سنیها حکومت میکند و برای اقلیتهایی که بخش بزرگی از کشور را تشکیل میدهند، پرسش این نیست که سوریه تغییر کرده یا نه، بلکه این پرسش مطرح است که آیا سوریه امنتر شده است یا خیر؟»
نیکلاس گارون در تحلیلی که در وب سایت «فارین پالسی این فوکس» منتشر شد، نوشت: نزدیک به ۱۸ ماه از ژانویه۲۰۲۵ که الشرع بهعنوان رئیسجمهور سوریه منصوب شد، میگذرد. دونالد ترامپ، خروج سوریه از فهرست کشورهای حامی تروریسم را اعلام کرده است. اما هنوز این پرسش باقی است: زندگی سوریها امروز چگونه است؟ سنیهای سوریه بهاحتمال زیاد از دولت جدید حمایت بیشتری میکنند. اما علویها، دروزیها، مسیحیان و کردها همچنان بدبینتر هستند و دلیل موجهی هم دارند.
گزارش اقلیتها
دروزیهای سوریه که در استان سویداء متمرکزند، به دلیل خشونتهای پیشین به دمشق بدگمان هستند. در سال ۲۰۱۵، جبهةالنصره، سلف هیئت تحریرالشام، دروزیها را در روستای لوزه قتلعام کرد. در آوریل ۲۰۲۵، گروههای مسلح وابسته به دولت، اعضای شبهنظامیان دروزی را در چندین منطقه به قتل رساندند. تنشها در ژوئیه ۲۰۲۵ دوباره شعلهور و به درگیریهای تمامعیاری منجر شد که بیش از ۱۷۰۰ کشته برجای گذاشت؛ خشونتی که سازمان ملل بعدها آن را بهعنوان جنایت جنگی احتمالی توسط نیروهای دولتی و شبهنظامیان دروزی ثبت کرد. هنگامی که نیروهای دولتی و جنگجویان خارجی وارد سویداء شدند، شبهنظامیان دروزی بهجای خلع سلاح، با آنها جنگیدند.
کردهای سوریه کمتر با تهدید خشونت جمعی فوری و بیشتر با تهدید خیانت سیاسی روبرو بودهاند. کردها که در شمالشرق، در روژاوا متمرکز هستند، حدود ۸۰ درصد نفت و گاز کشور، منطقه کشاورزی و منابع آبی قابلتوجه از جمله فرات را کنترل میکنند. شاخه نظامی آنها یعنی نیروهای دموکراتیک سوریه با ۱۰۰ هزار عضو تحت حمایت آمریکا قرار دارند. پس از هفتهها مذاکره، دمشق و کردها به توافقی گسترده رسیدند: نیروهای دموکراتیک سوریه در وزارت دفاع ادغام شوند، کردها سهم قابلتوجهی از درآمد نفت دریافت کنند و الشرع آنها را بهعنوان سوریهای کامل با حقوق قانونی تضمینشده به رسمیت بشناسد. سه روز بعد، او قانون اساسی جدیدی صادر کرد که نام «جمهوری عربی سوریه» را حفظ کرد، هرگز نامی از کردها نبرد و اسلام را از «یک منبع اصلی» قانونگذاری به «منبع اصلی» تغییر داد.
کردها با خلف وعده مواجه شدند، اما علویها با چیزی خشنتر روبهرو شدند: مجازات جمعی بهخاطر رژیم اسد. پس از سقوط اسد، دولت جدید کل جامعه را بهجای تمایز قائل شدن بین وفاداران رژیم و غیرنظامیان عادی، بهعنوان مجرم جمعی برای جنایتهای او تلقی کرد. در مارس ۲۰۲۵، در پاسخ به قیام هزاران نفر از وفاداران علوی، گروههای مسلحی که در کنار نیروهای دولتی عمل میکردند، در شهرهای علوینشین ساحلی خانهبهخانه رفتند و قبل از کشتن، از ساکنان درباره مذهبشان پرسیدند. سازمان ملل بعدها به این نتیجه رسید که این خشونت احتمالاً جنایت جنگی بوده و بیش از ۱۴۰۰ غیرنظامی کشته شدهاند.
مسیحیان نیز در امان نماندهاند. سوریه در سال ۲۰۲۶ با ۱۲ رتبه صعود، به ششمین کشور خطرناک جهان برای مسیحیان تبدیل شد؛ رتبهای که از طریق آتشزدن کلیساها، هتک حرمت گورستانها و بمبگذاری انتحاری در کلیسای یونانی ارتدکس مارالیاس در دمشق در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵ که دستکم ۳۰ نمازگزار را در طول مراسم الهی کشت، به دست آمد.
طرد سیاسی
این رویدادها منعکسکننده یک نظام سیاسی است که در آن جوامع اقلیت تا حد زیادی از قدرت واقعی در سوریه حذف شدهاند. کابینه انتقالی الشرع که در مارس ۲۰۲۵ معرفی شد، ۲۳ وزیر دارد: یک علوی در وزارت حملونقل، یک دروزی در کشاورزی، یک کرد در آموزش و یک زن مسیحی در امور اجتماعی، در حالی که تمام پستهای امنیتی در اختیار وفاداران خود الشرع باقی مانده است. هیچیک از چهار نماینده اقلیت از رهبری سیاسی یا نظامی جامعه خود نمیآید.
کمیته هفتنفرهای که قانون اساسی انتقالی را تدوین کرد، هیچ عضو علوی، دروزی یا کرد نداشت. مجلس خلق نیز همین الگو را دنبال کرد. حدود ۶۰۰۰ رأیدهنده که توسط کمیتههای دولتی انتخاب شده بودند، دوسوم از ۲۱۰ کرسی را انتخاب کردند، رأیگیری در سویداء، رقه و حسکه بهطور نامحدود به تعویق افتاد و از ۱۱۹ عضو منتخب، شش نفر زن و دو نفر مسیحی بودند و هیچ دروزی در میان آنها نبود.
مجلس برای بیش از یک سال تشکیل نشد و الشرع بهتنهایی قانونگذاری کرد؛ او سرانجام در اول ژوئیه یکسوم از اعضای مجلس را خودش انتخاب کرد. در اینجا نیز انتخابهای الشرع برای نمایندگان اقلیت لزوماً منعکسکننده جریان اصلی جوامع آنها نیست به طوری که اعضای پارلمان کرد مخالف نیروهای دموکراتیک سوریه هستند و یک عضو دروزی در کنار دولت علیه جامعه خود ایستاده است.
تجزیه
با کاهش اعتماد به دمشق، جوامع اقلیت شروع به ایجاد نهادهای سیاسی و امنیتی خود کردهاند. در سویداء، دهها گروه محلی در اوت گذشته در یک گارد ملی که به برجستهترین شیخ جامعه پاسخگو است، ادغام شدند. در ساحل، شورای عالی اسلامی علوی، که بخشی از آن در تبعید اداره میشود، به مهمترین نهاد سیاسی آن جامعه تبدیل شده است. احزاب رقیب کرد سوریه در آوریل ۲۰۲۵ کنفرانس وحدت نادری در قامشلو را حول درخواست مشترک برای تمرکززدایی برگزار کردند. اوت گذشته، اداره کردها میزبان نشستی بود که در آن رهبران دروزی و علوی از طریق ویدئو کنفرانس به شخصیتهای کرد، مسیحی و دیگر اقلیتها پیوستند تا خواستار دولتی غیرمتمرکز و قانون اساسی بازنویسیشده شوند. دمشق این نشست را با عنوان تجزیهطلبی محکوم کرد و در واکنش از مذاکرات برنامهریزی شده در پاریس خارج شد. اتحاد بین اقلیتها همچنان ضعیف است. اما اکنون هر جامعه یک پرچمدار قابل تشخیص برای خود دارد.
حمایت خارجی
این چندپارگی، راه را برای کشورهای خارجی باز کرده است که هر کدام خود را به عنوان حامی یک حوزه انتخابیه متفاوت در سوریه معرفی میکنند. ترکیه پشت دولت سنیای که به نصب آن کمک کرد، ایستاده و در اوت ۲۰۲۵ با دمشق پیمان دفاعی امضا کرد و در عین حال بر انحلال نیروهای کرد در شمالشرق فشار میآورد. ایران از گروههای مقاومت باقیمانده، بهویژه جبهه مقاومت اسلامی در سوریه، حمایت میکند. آمریکا که کردها را به مؤثرترین شریک منطقهای خود تبدیل کرده بود، سال گذشته را صرف تحویل این شریک به دمشق کرد.
اسرائیل نیز به دروزیها کمک نظامی میکند. حدود ۳۰۰۰ جنگجوی دروزی در سویداء اکنون اسلحه، مهمات و حقوق ماهیانه اسرائیلی دریافت میکنند. بر اساس نظرسنجی اوت ۲۰۲۵، ۵۵ درصد سوریها اسرائیل را بزرگترین تهدید خارجی خود میدانند. اگر دمشق به نادیدهگرفتن اقلیتها ادامه دهد، آیا آنها برای دریافت تضمینهای امنیتی که دولت خودشان فراهم نمیکند، به جای دیگری روی خواهند آورد؟ دروزیها قبلاً این کار را کردهاند.
سوریه امروز دستاوردهایی داشته و بیش از ۱٫۶ میلیون پناهنده از کشورهای همسایه بازگشتهاند. اما میلیونها سوری آواره دیگر هنوز این سوال را میپرسند که آیا کشوری که نمیتواند از اقلیتهای خود محافظت کند، برای بازگشت امن است؟ استقبال غرب از الشرع نیز شایسته بررسی دقیق است. او طی حدود یک سال و نیم پس از بهقدرت رسیدن، موفق به سخنرانی در سازمان ملل، حذف از فهرست تروریسم و دیدار از کاخ سفید شد. او از یک واقعیت ساده بهره برده است: او بشار اسد نیست. دولتهای غربی که از جنگ ۱۴ سالهای که نه میتوانستند حل کنند و نه از آن بگریزند، خسته شده بودند، ظهور او را فرصتی دیدند تا مسئله سوریه را حلشده اعلام و به جلو حرکت کنند.
اما تغییر مردی که در رأس است، به معنای تغییر دولت زیردست او نیست. سوریه حاکمان خود را تغییر داده است؛ اما اقلیتهای آن همچنان فاقد امنیت، نمایندگی و اعتماد به دولت هستند.
0 Comments