جدیدترین مطالب
خشکسالی دانوب؛ تهدیدی برای تامین برق اروپای مرکزی
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «خشکسالی بیسابقه حوضه دانوب در تابستان ۲۰۲۶، نه یک ناهنجاری فصلی، بلکه نقطه عطفی در امنیت انرژی اروپای مرکزی و شرقی است. همزمانی کاهش تولید نیروگاههای هستهای مجارستان و رومانی با افت شدید برقآبی صربستان و اتریش، فرضیه جبران کسری برق از طریق همسایگان را باطل کرده و نشان میدهد که وابستگی منطقه به یک نظام رودخانهایِ آسیبپذیر، نیازمند بازطراحی بنیادین در تأمین مالی، مکانیابی و هماهنگی زیرساختهای انرژی است.»
أحدث المقالات
خشکسالی دانوب؛ تهدیدی برای تامین برق اروپای مرکزی
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «خشکسالی بیسابقه حوضه دانوب در تابستان ۲۰۲۶، نه یک ناهنجاری فصلی، بلکه نقطه عطفی در امنیت انرژی اروپای مرکزی و شرقی است. همزمانی کاهش تولید نیروگاههای هستهای مجارستان و رومانی با افت شدید برقآبی صربستان و اتریش، فرضیه جبران کسری برق از طریق همسایگان را باطل کرده و نشان میدهد که وابستگی منطقه به یک نظام رودخانهایِ آسیبپذیر، نیازمند بازطراحی بنیادین در تأمین مالی، مکانیابی و هماهنگی زیرساختهای انرژی است.»
تشدید تهدیدات علیه رهبری جهانی آمریکا

فردریک کمپ، رییس اندیشکده «شورای آتلانتیک» در تحلیلی که در وبسایت این اندیشکده منتشر شد، نوشت: نخستین آستانه، آستانه مالی بود. بدهی ملی آمریکا برای نخستین بار از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرد که باعث مداخله اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، برای حمایت از بازار متزلزل ۳۱.۵ تریلیون دلاری اوراق خزانه شد. پس از یک جهش کوتاه، سرمایهگذاران دوباره به معاملات «کاهش ارزش پول» روی آوردند که باعث افزایش قیمت طلا و رمزارز و فشار بر دلار شد. در حالی که خزانهداری بر بازخرید اوراق قرضه تمرکز دارد، وال استریت بر واقعیتهایی متمرکز است که بسنت به آنها نپرداخت: نرخ بهره بالا، بالاترین سطح بدهی ایالات متحده در دهههای اخیر، و نگرانیها در مورد افزایش استقراض شرکتها برای سرمایهگذاری در هوش مصنوعی.
دومین آستانه، نظامی و راهبردی بود. پس از نزدیک به شش ماه جنگ، دولت ترامپ دریافته است که برتری نظامی آمریکا نتیجهای قابل قبول در ایران ایجاد نکرده است. بنابراین دونالد ترامپ تصمیم گرفته است بهجای آن از سلاح اقتصادی قدرتمندتری استفاده کند و از یک «روز دی. اقتصادی» علیه ایران خبر داده است. اما بعید است که این تهاجم به طور کامل موفقیتآمیز باشد، مگر اینکه او مایل باشد با چین به شیوهای که تاکنون از آن اجتناب کرده است، یعنی با تاجران نفت و مؤسسات مالی آن، مقابله کند. اتخاذ چنین رویکردی پیش از اجلاس برنامهریزی شده ترامپ با شی جین پینگ، رئیس جمهور چین در واشنگتن در تاریخ ۲۴ سپتامبر بعید به نظر میرسد.
سومین آستانه به متحدان، بهویژه کانادا، مربوط است. حل این مسئله ممکن است آسانتر باشد، زیرا به توافق رهبران دو کشور بر سر مسائل محدود نیاز دارد. با این حال، ترامپ و مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، پس از خروج مذاکره کنندگان کانادایی از مذاکرات تجاری با آمریکا بر مواضع خود پافشاری کردهاند. کارنی تهدید کرده است پس از تعرفههای ۵۰ درصدی آمریکا بر ۲۰ میلیارد دلار کالای کانادایی، «دلار به دلار» تلافی کند و گفته است: «کانادا در حال قویتر شدن و وابستگی کمتر به آمریکا است.»
در کل باید گفت که خطرات فزاینده برای رهبری جهانی آمریکا همزمان در جبهههای مالی، نظامی، راهبردی و متحدان ظاهر شدهاند و منابع آمریکا برای مقابله با آنها رو به کاهش است.
مصرف بیش از حد منابع
اگرچه آمریکا ثروتمندترین کشور و دارای توانمندترین نیروی نظامی است. اما ذخایر مالی و نظامی قدرت خود را سریعتر از آنکه بازسازی کند، مصرف میکند و با مقاومت فزاینده متحدان در برابر فشارهای اقتصادی روبهرو است؛ کانادا نماد این روند است.
رویارویی با کانادا باعث تشدید تصمیم ناگهانی ترامپ برای محدود کردن رزمایشهای نظامی با کره جنوبی شد؛ بخشی از دلیل آن، خودداری سئول از پیوستن به تلاش آمریکا علیه ایران بود. این رویدادها باعث تقویت این نگرانی است که دولت ترامپ تعهدات دیرینه آمریکا را نه پیوندهای راهبردی، بلکه ترتیباتی معاملاتی و مشروط به خواستههای فوری واشنگتن میبیند.
یک ابرقدرت میتواند بدهی ۴۰ تریلیون دلاری یا جنگی پرهزینه و بدون نتیجه قطعی را تحمل کند و حتی با متحدان بر سر تجارت و تقسیم بار نظامی درگیر شود. اما نمیتواند برای همیشه پول، توان نظامی و وفاداری متحدان را پایانناپذیر فرض کند. قدرتهای بزرگ زمانی افول میکنند که برتری تاکتیکی نتیجه راهبردی ندهد، تعهدات سریعتر از منابع رشد کنند و رهبران اولویتهای نادرستی را برگزینند.
با تشدید حملات روسیه به اوکراین و فشار چین در برابر تایوان و منافع آمریکا در ایندوپاسیفیک، مسکو و پکن واشنگتن را زیر نظر خواهند داشت.
آزمونهای اعتبار و توانمندی
والاستریت ژورنال در مقالهای با عنوان «آیا آمریکا هنوز قادر به دفاع از نظم جهانی است؟» نوشت که متحدان و دشمنان این سوال را میپرسند که آیا افول صنعتی، ناهماهنگی راهبردی و ناکارآمدی سیاسی، آمریکا را برای نبردی چندجبههای در اروپا، خاورمیانه و آسیا تضعیف کرده است؟ این نگرانی در واشنگتن نیز وجود دارد.
متیو کرونیگ از شورای آتلانتیک در پاسخ به این سوال میگوید بازدارندگی به «توانمندی و اعتبار» وابسته است. با گزارشات درباره چگونگی مصرف مهمات آمریکا، منطقی است که دشمنان تصور کنند این کشور نسبت به گذشته توان کمتری دارد.
آزمونهای جدیدی برای ارزیابی اعتبار و توانایی آمریکا در حال وقوع است و پرسشهایی را درباره پایداری جایگاه رهبری جهانی آمریکا در هشتاد سال گذشته مطرح میکند. کیتی مارتین در فایننشال تایمز میان کاهش اعتبار آمریکا در بازار اوراق خزانه و جنگ ایران ارتباط برقرار کرد و نوشت نبرد بسنت با بازار اوراق شبیه جنگ ترامپ در ایران است: هر دو با اهداف درهمتنیده، حریفی دستکمگرفتهشده و مسیری غیرقابلباور برای پیروزی آغاز شدهاند و پیامدهایشان همه را تحت تأثیر قرار میدهد.
فروش شدید اوراق خزانه دهساله و سیساله، هزینه استقراض آمریکا را به بالاترین سطح از ۲۰۰۷ تا کنون رساند. بسنت برای تثبیت بازار اعلام کرد خزانهداری خرید بدهی بلندمدت دولت را دستکم دو برابر میکند.
هزینه «روز دی. اقتصادی»
بسنت در فایننشال تایمز درباره ایران هشدار داد: «با طلوع آفتاب، روز دی اقتصادی آغاز میشود؛ بزرگترین تهاجم مالی که تاکنون علیه یک دشمن انجام شده است.» او گفت رئیسجمهور شرایطی ایجاد کرده که امکان بهکارگیری هر نهاد و اختیاری را فراهم میکند و هر گونه ارتباط با تهران، انزوای اقتصادی را سرعت خواهد بخشید. وزارت خزانهداری سپس تحریمهای نسبتا محدودی علیه نهادهایی در چین، امارات و دیگر کشورها اعلام کرد. بسنت آن را «شلیک هشدار» نامید و وعده اقدامات بیشتر در چارچوب «عملیات طرد اقتصادی» را داد.
امارات در ۱۹ اوت توقف نامحدود تجارت و تراکنشهای مالی با ایران را «تا اطلاع ثانوی» اعلام کرد.
پرسش اصلی واکنش پکن است. بعید است چین به آمریکا در مجازات ایران کمک کند، اما رفتارش مهمتر از اظهاراتش است. چین احتمالا به تحریمهای ثانویه علیه شرکتها یا مؤسسات مالی خود واکنش شدید نشان خواهد داد و میتواند دسترسی آمریکا به مواد معدنی کمیاب را محدود کند.
دولت آمریکا این خطر را میداند. بسنت در پاسخ به اینکه چرا مجازاتهای شدیدتری اعمال نکرد، گفت: «چرا باید بخواهم نظام مالی جهانی را منفجر کنم؟» در مقابل، دیپلماسی ماهرانه میتواند زمینه کمک پنهان چین برای کاهش تنش را فراهم کند تا پکن با توجه به منافع خود در خلیج(فارس) و انرژی، فشار بیشتری برای مهار ایران وارد کند.
دولت ترامپ با چهارمین ذخیره رو به اتمام خود مواجه است: زمان سیاسی. انتخابات میاندورهای چند هفته دیگر برگزار میشود و میتواند به اختلاف در دولت، تحقیقات کنگره و اختلافات بالقوه فلجکننده بر سر اختیارات جنگی و هزینههای آن منجر شود. پس از آن، کارزار انتخابات ۲۰۲۸ آغاز میشود؛ انتخاباتی که ممکن است مهمترین انتخابات پس از جنگ سرد باشد. این انتخابات نه تنها تعیین میکند که چه کسی جانشین ترامپ میشود، بلکه مشخص میکند که آیا هر حزب میتواند تعریف پایداری از رهبری آمریکا – همراه با منابع مالی، توانایی نظامی، اراده سیاسی و متحدانی برای حمایت از آن – ارائه دهد یا خیر؟
0 Comments