جدیدترین مطالب
دیپلماسی پکن در قبال آمریکا؛ از تمدید آتشبس تجاری تا حفظ موازنه در غرب آسیا
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: سفر سه روزه شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، به واشنگتن و دیدار با دونالد ترامپ در روزهای ۲۴ و ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ که با استقبال تشریفاتی در پایگاه هوایی اندروز همراه شد، بیش از آنکه نشاندهنده دستاوردی گرهگشا در روابط دو قدرت باشد، نمایشی دیپلماتیک برای مدیریت سطح تنشها بود.
آیا پیشبرد «خودمختاری راهبردی» به تقویت توان دفاعی اروپا منجر خواهد شد؟
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «امانوئل مکرون، ایده «خودمختاری راهبردی اروپا» را اخیرا با جدیت دنبال و در هر فرصتی بر ضرورت افزایش نقشآفرینی و توانمندیهای اروپا تاکید کرده است. مکرون سال آینده کاخ الیزه را در حالی ترک خواهد کرد که این بحث به دیدگاه غالب در اروپا تبدیل شده است. با این حال، اینکه آیا اروپا سرانجام میتواند چشمانداز مکرون از خودمختاری راهبردی را محقق کند یا نه، هنوز مشخص نیست. اوکراین آزمون مهمی برای این امر خواهد بود.»
معضل ژئوپلیتیک پیش روی ریاست هند بر بریکس در سال ۲۰۲۶
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در جهانی چندپاره و گرفتار بحرانهای چندگانه، بریکس با آزمونی جدی برای یکپارچه کردن اعضای جدید، پرهیز از تبدیل شدن به یک بلوکی در تقابل با دیگر بلوکها و ایجاد اجماع درباره مهمترین مسائل پیش روی جهان مواجه است. ریاست هند بر بریکس در سال ۲۰۲۶ با شعار «حرکت در مسیرتابآوری، نوآوری، همکاری و پایداری» میتواند آینده این گروه را بهعنوان یک پلتفرم مهم برای جهان در حال توسعه شکل دهد.»
أحدث المقالات
دیپلماسی پکن در قبال آمریکا؛ از تمدید آتشبس تجاری تا حفظ موازنه در غرب آسیا
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: سفر سه روزه شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، به واشنگتن و دیدار با دونالد ترامپ در روزهای ۲۴ و ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ که با استقبال تشریفاتی در پایگاه هوایی اندروز همراه شد، بیش از آنکه نشاندهنده دستاوردی گرهگشا در روابط دو قدرت باشد، نمایشی دیپلماتیک برای مدیریت سطح تنشها بود.
آیا پیشبرد «خودمختاری راهبردی» به تقویت توان دفاعی اروپا منجر خواهد شد؟
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «امانوئل مکرون، ایده «خودمختاری راهبردی اروپا» را اخیرا با جدیت دنبال و در هر فرصتی بر ضرورت افزایش نقشآفرینی و توانمندیهای اروپا تاکید کرده است. مکرون سال آینده کاخ الیزه را در حالی ترک خواهد کرد که این بحث به دیدگاه غالب در اروپا تبدیل شده است. با این حال، اینکه آیا اروپا سرانجام میتواند چشمانداز مکرون از خودمختاری راهبردی را محقق کند یا نه، هنوز مشخص نیست. اوکراین آزمون مهمی برای این امر خواهد بود.»
معضل ژئوپلیتیک پیش روی ریاست هند بر بریکس در سال ۲۰۲۶
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در جهانی چندپاره و گرفتار بحرانهای چندگانه، بریکس با آزمونی جدی برای یکپارچه کردن اعضای جدید، پرهیز از تبدیل شدن به یک بلوکی در تقابل با دیگر بلوکها و ایجاد اجماع درباره مهمترین مسائل پیش روی جهان مواجه است. ریاست هند بر بریکس در سال ۲۰۲۶ با شعار «حرکت در مسیرتابآوری، نوآوری، همکاری و پایداری» میتواند آینده این گروه را بهعنوان یک پلتفرم مهم برای جهان در حال توسعه شکل دهد.»
درخواست منفعلانه 9 کشور عربی از رژیم صهیونیستی

وزیران امور خارجه ۹ کشور عربی شامل عربستان سعودی، اردن، امارات متحد عربی، مصر، تونس، مراکش، عمان، کویت و فلسطین، پس از نشست مشترک ویدئویی خود به دعوت اردن و با حضور دبیرکل اتحادیه عرب، از اسرائیل خواستند که با فلسطینیها «مذاکرات مستقیم، جدی و اثرگذار برای دستیابی به صلحی مبنی بر راهحل دو دولت» را آغاز کند و نشان دهد که در جهت صلح گام برمیدارد.
در بحث قضیه فلسطین تقریباً اغلب کشورهای عربی به راهحل دو دولتی اعتقاد دارند؛ بهخصوص بعد از پیشنهاد ملک عبدالله در سال ۲۰۰۵ شاهد بودیم که اغلب اعراب با این طرح موافقت کردند که دو دولت در مرزهای ۱۹۶۷ تشکیل شود. این طرحی است که بهنوعی سازمان ملل و اروپا نیز از آن حمایت کردهاند. کشورهایی که درخواست این نوع مذاکره را دادهاند به نظر میرسد به این نتیجه رسیدهاند که توقف مذاکرات و ندیده گرفتن طرف فلسطینی منجر به آن خواهد شد که جنگ جدیدی در منطقه شکل بگیرد که آسیب آن هم فلسطینیها را متأثر خواهد کرد و هم صهیونیستها را. ولی به نظر میرسد این کشورها به ماهیت رژیم صهیونیستی خیلی توجهی ندارند که چنین درخواستی را مطرح میکنند؛ زیرا این مسیر یکبار امتحان شده و از اواخر ۱۹۸۰ و اوایل ۱۹۹۰ فلسطینیها وارد روند مذاکرات شدند و آن را تداوم دادند. لذا مشکل به نتیجه نرسیدن گفتگوها از طرف فلسطینیها نبود و آنها اگر به سمت سازش رفتند به این دلیل بود که شاید بتوانند بهنوعی بخشی از حقوق خود را استیفا کنند.
مسئله دیگری که شاید برخی از کشورهای عربی بدان توجه ندارند این است که رژیم صهیونیستی یک رژیم توسعهطلب است و هرگاه وارد مذاکرات شده بهنوعی در نقطهضعف بوده و به شکلی تاکتیکی به سمت مذاکرات گام برداشته است؛ اما روند و راهبرد کلی این رژیم همواره توسعهطلبانه بوده بهگونهای که هرگاه توانسته اهداف خود را پیش ببرد هیچگاه نه وارد روند سازش شده و نه روندهای بینالمللی. همچنان که برآیند انتفاضه اول (۱۹۸۷-۱۹۸۸) را میتوانیم در اسلو شاهد کنیم، زیرا در آن مقطع و شرایط، اسرائیلیها بهشدت تحتفشار بودند و لذا وارد روند مذاکرات شدند. در زمان انتفاضه دوم مجدداً شاهد بودیم که صهیونیستها بهصورت جدیتری وارد مذاکره شدند؛ اما با فروکش کردن انتفاضه دوم، دوباره اسرائیلیها بهنوعی سازش را کنار گذاشتند و طرحهای خود را پیش بردند.
طی چند سال اخیر نیز به نظر میرسد فلسطینیهایی که تا حدودی به روند سازش معتقد بودند همه نوع اقدامی را در این راستا انجام دادند؛ ازجمله اینکه مناطق را امن کردند و حتی با گروههای مقاومت برخورد کردند؛ اما نتیجهاش این بود که اکنون صهیونیستها، در بیتالمقدس شرقی آن روند را پیش بردند و در بیتالمقدس غربی نیز با معامله قرن، مناطق مختلف در حدود کرانه باختری و رود اردن را پیوست رژیم صهیونیستی کردند.
درنتیجه، واقعیت امر این است که رژیم صهیونیستی اساساً به دنبال هیچ طرح صلح و سازشی نیست و این ژستهایی که میگیرد مخصوص شرایطی است که یا در تنگنا قرار میگیرد یا میخواهد نزد متحدان بینالمللیاش به این مسئله وجهه ببخشد؛ اما تلآویو هر زمان مشکلات و چالشهایش کاهش پیدا میکند به سمت همان مسیر و روند توسعهطلبی گام برمیدارد.
در چنین شرایطی تنها راهی که برای فلسطینیان باقی میماند بحث مقاومت است و کشورهای عربی نیز باید نسبت به این مسئله آگاه باشند. چراکه مقاومت منجر به آن شده که رژیم صهیونیستی از مناطقی عقبنشینی کند. نمونه بارز آن نیز در جنوب لبنان بود. در سال ۱۹۸۲ رژیم صهیونیستی، جنوب لبنان را اشغال میکند اما با شکلگیری گروههای مقاومت و بعدها بهصورت تشکیلاتیتر حزبالله لبنان و حرکت یا جنبش امل ما شاهد این هستیم که در سال ۲۰۰۰ تلآویو براثر مقاومت این گروهها از جنوب لبنان عقبنشینی میکند و هیچ نوع سازشی هم صورت نمیگیرد. همچنین در بحث نوار غزه در سال ۲۰۰۵ مشاهده میکنیم که اگر صهیونیستها تصمیم میگیرند آن منطقه را تخلیه کنند به دلیل مقاومت گروههای فلسطینی بوده است. حتی بسیاری از کارشناسان معتقد هستند که تخلیه صحرای سینا اگرچه شکل ظاهری سازش داشت اما پیروزی نسبی کشورهای عربی در سال ۱۹۷۳ و پیشروی آنها رژیم اسرائيل را ترساند و اگر کشورهای عربی در آن مقطع پیشروی نداشتند، اسرائيلیها اینگونه تصور میکردند که شاید در بلندمدت بتوانند تاکتیک خود را اجرایی کرده و وارد سرزمینهای اشغالی فلسطین شوند.
درنهایت برخی کشورهای عربی که اصولاً روابط خوبی با غرب و آمریکا دارند بهنوعی به دنبال این هستند که تنشهای فعلی را کاهش دهند، زیرا روند فعلی به صلاح آنها نیست و رویکرد گروههای مقاومت را تقویت خواهد کرد. لذا آنها از اسرائيل درخواست کردهاند که با ورود به روند مذاکرات بهنوعی موضع کشورها و گروههایی که در جهان اسلام طرفدار سازش هستند تقویت شود. آنها میدانند که اگر این روند شکست بخورد و روند جدال رژیم صهیونیستی و فلسطینیان شدت بیشتری بگیرد این مسئله احتمالاً موضع گروههای مقاومت و حامیان آنها را تقویت خواهد کرد.
0 Comments