جدیدترین مطالب
رزمایش مشترک چین و روسیه و تبادل تجربیات جنگ اوکراین؛ پیامی راهبردی برای آمریکا و متحدین آن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اعلام برگزاری رزمایش سالانه مشترک دریایی چین و روسیه در اقیانوس آرام، در نگاه نخست خبری تکراری به نظر میرسد؛ زیرا دو کشور طی سالهای اخیر بهطور منظم چنین تمرینهایی را برگزار کردهاند. با این حال، اهمیت این رزمایش نه در اصل برگزاری آن، بلکه در جایگاهش در روندی بلندمدت نهفته است؛ روندی که از تعمیق همکاریهای نظامی مسکو و پکن، تغییر الگوهای بازدارندگی و حرکت تدریجی نظام بینالملل به سوی ساختاری چندقطبی حکایت دارد. از این منظر، این رزمایش بیش از آنکه تمرینی عملیاتی برای یک مأموریت مشخص باشد، ابزاری برای ارسال پیامهای راهبردی به ایالات متحده و متحدان آن محسوب میشود.
أحدث المقالات
رزمایش مشترک چین و روسیه و تبادل تجربیات جنگ اوکراین؛ پیامی راهبردی برای آمریکا و متحدین آن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اعلام برگزاری رزمایش سالانه مشترک دریایی چین و روسیه در اقیانوس آرام، در نگاه نخست خبری تکراری به نظر میرسد؛ زیرا دو کشور طی سالهای اخیر بهطور منظم چنین تمرینهایی را برگزار کردهاند. با این حال، اهمیت این رزمایش نه در اصل برگزاری آن، بلکه در جایگاهش در روندی بلندمدت نهفته است؛ روندی که از تعمیق همکاریهای نظامی مسکو و پکن، تغییر الگوهای بازدارندگی و حرکت تدریجی نظام بینالملل به سوی ساختاری چندقطبی حکایت دارد. از این منظر، این رزمایش بیش از آنکه تمرینی عملیاتی برای یک مأموریت مشخص باشد، ابزاری برای ارسال پیامهای راهبردی به ایالات متحده و متحدان آن محسوب میشود.
کریدور جدید شرق به غرب؛ اولین نمود عملیاتی پیمان ناموفق ابراهیم

طراحی چنین برنامه ای برای ساخت و توسعه زیرساختهای لجستیکی، یکی از هدفمندترین و مهمترین اقدامات کشورهای عربی برای حرکت به سمت توسعه پایدار در منطقه، ضمن دور زدن تنگه هرمز و در نتیجه کم اثر کردن نقش جمهوری اسلامی ایران در آبهای خلیج فارس در خصوص مساله صادرات نفتی این کشورها به اروپا بود. با این وجود تمامی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نتوانستند این پروژه بلندپروازانه را طبق برنامه پیش ببرند. شیوع پاندمی کرونا، وابستگی اقتصاد کشورهای منطقه به نفت و کاهش قیمت این منبع انرژی، عدم وجود هماهنگی و همگرایی سیاسی کافی میان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و عدم دستیابی به یک رژیم حقوقی واحد که لازمه راه اندازی هر کریدور بین المللی است، از جمله دلایلی بود که سبب گردید کریدور ریلی خلیج فارس طبق برنامه پیش نرود و به مرحله افتتاح نرسد. البته وضعیت همه کشورهای این شورا یکسان نیست، امارات متحده عربی و عربستان دو کشور موفق در این پروژه بودند که توانستند در این مدت چارچوبی نظاممند برای حمل و نقل ریلی خود تدوین کرده و به موفقیتهای چشمگیری برسند.
بر این اساس آمادگی لجستیکی این دو کشور عربی حوزه خلیج فارس از یکسو و عضویت یکی و تمایل دیگری به پیمان ابراهیم سبب شد تا آمریکا و رژیم اسرائیل طرح جهت دار خود برای شکل دادن به یک کریدور جدید در راستای محدود و کم اثر کردن همزمان اهمیت و نقش روز افزون جمهوری اسلامی ایران و چین را کلید بزنند. ایده اتصال منطقه از طریق راه آهن در سال 2021، در مجمع I2U2 (مجمعی متشکل از ایالات متحده، اسرائیل، امارات و هند که در اواخر سال 2021 تأسیس شد) از سوی رژیم اسرائیل مطرح گردید و پس از آن توسط دولت بایدن مورد حمایت قرار گرفت، تا اینکه در نشست گروه بیست (G20)که در اوایل سپتامبر 2023 برگزار گردید، هند، عربستان سعودی، امارات و اسرائیل با حمایت آمریکا ایجاد کریدور دریایی-ریلی شرق به غرب که ترانزیت تجاری میان کشورهای اروپایی، اسرائیل، اردن، اعراب خلیجفارس و هند را برقرار خواهد کرد، مورد موافقت قرار دادند. پروژهای عظیم به منظور ترانزیت کالا که از هند شروع می شود، از امارات و عربستان عبور میکند و در نهایت با اتصال به اردن و رژیم اسرائیل به کشورهای اروپایی می رسد. هدف ظاهری و عملیاتی این کریدور این است که آسیای جنوبی را به خاورمیانه و اروپا متصل کند و سبب توسعه تجارت و اقتصاد بین کشورهای مسیر شود.
با این وجود، این پروژه اهداف سیاسی مختلفی را نیز دنبال می کند؛ این کریدور یکی از ابتکارات ایالات متحده آمریکا برای حفظ نفوذ خود در منطقه خاورمیانه و البته به طور همزمان جلوگیری از افزایش نفوذ چین در این منطقه است؛ در واقع از آنجا که منطقه غرب آسیا بخش کلیدی کریدور «یک کمربند، یک جاده» چین است، دولت آمریکا به ویژه در دوران ریاست جمهوری بایدن می کوشد با پیشنهاد این کریدور جدید، از ارزش راهبردی طرح های چین بکاهد. هدف مهم دیگر این کریدور حذف جمهوری اسلامی ایران از یک مسیر ترانزیتی کلیدی و کاهش وابستگی حمل و نقل جهانی به تنگه استراتژیک هرمز است. این امر امکان تهدید برای بستن تنگه هرمز در مواقع بحرانی را از جمهوری اسلامی ایران می گیرد (هر چندتاکنون نیز جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه به طور جدی از این حربه استفاده عملی نکرده و همواره به رعایت آزادی کشتیرانی و ترانزیت بین المللی مقید بوده است) و مسیر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و البته رژیم اسرائیل را در صورت امکان به شاهراه امن و مرکز ثقل تجارت بین المللی تبدیل می کند.
بر این اساس به نظر می رسد کریدور جدید لطمه ای جدی به منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است و از این رو ضروری است که برای مقابله با اثرات سوء ناشی از شکل گیری این کریدور اقداماتی انجام گیرد که برخی از انها عبارتند از:
– بهره گیری از پتانسیل عادیسازی روابط با عربستان و توسعه دیپلماسی و رایزنی های سریع و همه جانبه با مقامات این کشور به منظور دور نمودن آن از پیمان ابراهیم و عادی سازی روابط با رژیم اسرائیل باتوجه به تبعات منفی آن؛
– رایزنی گسترده به منظور تقویت پیشبرد اتصال شبه جزیره عربی از طریق ایران به کریدور شمال- جنوب جهت ارتباط پر سود دو طرفه با اوراسیا، قفقاز و آسیای مرکزی و چین؛
– برنامه ریزی و تعریف راهبردهای مشخص به منظور استفاده از ظرفیت بزرگ کرانه های ساحلی و بندری ایران، عراق، کویت و عربستان برای اتصالات دوجانبه ترانزیتی؛
– رایزنی برای اتصال ترانزیتی دوجانبه بندر دمام و بندر امام خمینی به منظور تأمین منافع مشترک هر دو کشور ایران و عربستان؛
– بهره گیری از مناسبات سیاسی و حقوقی برای ترغیب بیشتر هند جهت عمل به وعده ها و تعهداتش در قبال بندر چابهار؛
– رایزنی و همکاری با چین برای رسیدن به راه حلی مشترک برای مقابله با اهداف ضد ایرانی و ضد چینی کریدور جدید.
بر این اساس به نظر می رسد هر چند شکل گیری کریدور تزانزیتی جدید فضای ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک را تا حدی برای ایران تنگ خواهد کرد، اما درهای دیپلماسی همیشه باز است و امکان رایزنی و بده و بستان برای کشورها وجود دارد. نکته اینجاست که نباید اجازه داد طرحهای ضد ایرانی بدون هزینه و مشکل برای کشورهای طراح و همکار آنها، اجرایی و عملیاتی شود، مگرآنکه منافع ایران نیز به نحوی مورد توجه قرار گیرد.
0 Comments