جدیدترین مطالب
چرخش اوراسیایی هند: چرایی اهمیت یافتن بیشتر آسیای مرکزی برای هند
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سالهاست که آسیای مرکزی برای هند از نظر راهبردی اهمیت داشته، اما دسترسی به آن دشوار بوده است. پاکستان مسیرهای زمینی مستقیم را مسدود کرده، افغانستان همچنان بیثبات است و اتصال ترانزیتی اوراسیا نیز محدود مانده است. سیاست «ارتباط با آسیای مرکزی» هند از همان ابتدا این محدودیتها را شناسایی کرد و توسعه اتصال فیزیکی را در کانون رویکرد منطقهای خود قرار داد. اما امروز، شوکهای ژئوپلیتیکی دهلینو را واداشتهاند تا با فوریت بیشتری به اوراسیا بنگرد.»
أحدث المقالات
چرخش اوراسیایی هند: چرایی اهمیت یافتن بیشتر آسیای مرکزی برای هند
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سالهاست که آسیای مرکزی برای هند از نظر راهبردی اهمیت داشته، اما دسترسی به آن دشوار بوده است. پاکستان مسیرهای زمینی مستقیم را مسدود کرده، افغانستان همچنان بیثبات است و اتصال ترانزیتی اوراسیا نیز محدود مانده است. سیاست «ارتباط با آسیای مرکزی» هند از همان ابتدا این محدودیتها را شناسایی کرد و توسعه اتصال فیزیکی را در کانون رویکرد منطقهای خود قرار داد. اما امروز، شوکهای ژئوپلیتیکی دهلینو را واداشتهاند تا با فوریت بیشتری به اوراسیا بنگرد.»
ایران چگونه امریکای پرخاشگر را مهار کند؟

علیرضا اکبری*
در اشاره به متن “راهبرد امنیت ملی امریکا” که به تازگی توسط رئیس جمهور آن کشور عرضه شد، به نظر می رسد سیستم ترامپ، همچون “مدیران کلان شفاهی” ، چندان تعهدی به متن و قرار، ندارد و “باری به هر جهت” است. رییس جمهوری که خودش مطمئناً آن متن را نخوانده و به حرف کسی هم گوش نمی دهد، بیشتر از نیم صفحه را نمی تواند ببیند و بخواند. آدمی شفاهی و “گوشی” است، بیشتر به نمایش وقایع و شنیدن “داستان واره” مسایل استراتژیک علاقمند است؛ همه موضوعات را مانند کارتون، “به شکل سوسیس سرخ شده” می بیند!.سیاست، امنیت، فرهنگ، اجتماع و همه چیز، حتی اقتصاد “مافوق کلان”جهانی را در قالب “رقابت بازاری” می بیند. چنین رییس جمهوری، طبعا به متون راهبردی نه توجه می کند و نه اعتنا دارد. او متن را برای پروپاگاندا و برای نمایش و “شو آف” به کار می گیرد و حداکثر مشغول داشتن “administration” . کما اینکه، آن طور که آشکار است، مقدمه داستانی او هیچ ربط موثقی با اصل متن ندارد.
به نظر نگارنده تحلیل اوضاع مناسبات و چالش فیمابین ایران و امریکا، در عالم واقع، کمترین ربط را با متن مذکور دارد. باید “متن روان شناختی” شخص ترامپ و متن واقعیات ژئواکونومیک، ضرب در ژئوپالیتیک سه منطقه مهم، شامل “غرب آسیا-شمال افریقا”- و “اینتر اتلانتیک-اوراسیا” – و “اینتر پاسیفیک” را به شدت پایش کرد.
نفع اقتصادی آمریکا، اینک در گرم کردن موتور جنگ دنبال می شود. نبض شرایط و روندها، از نظر آمریکا باید روی لبه جنگ قرار گیرد و کنترل وقوع یا عدم وقوع و شدت و دامنه هر جنگ هم باید به دست آمریکا باشد؛ این منطق راهبردی ترامپ است. شاید صحیح ترین سخن در راهبرد آمریکا، موضوع “توسعه دامنه نفوذ با اعمال زور در اقصی نقاط جهان” باشد، و “در اختیار داشتن کنترل موازنه های قدرت و امنیت” در هر منطقه حساس. اینجاست که نقش قدرت “ناموازنه ساز” ایران، در مناطق حساس، بیش از پیش شناسایی می شود. راه مهار آمریکای پرخاشگر، برای جمهوری اسلامی ایران:
- حفظ قدرت “ناموازنه سازی” در مناطق حساس است و
- صد البته، توسعه قدرت “دیپلماسی تأمینی و مکمل” و
- توسعه “وابستگی متقابل محیطی”، حتی بر لبه جنگ، نیز از ضروریات حیاتی راهبرد امنیت ملی ما خواهد بود.
این “سه پایه”، اساس مهار رویکرد تهاجمی و تخریبی آمریکا، علیه جمهوری اسلامی ایران است.
دانش آموخته صلح سازی و بنیانگذار موسسه پژوهش های راهبردی تصمیم*
منبع: دیپلماسی ایرانی
0 Comments