جدیدترین مطالب
چرخش اوراسیایی هند: چرایی اهمیت یافتن بیشتر آسیای مرکزی برای هند
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سالهاست که آسیای مرکزی برای هند از نظر راهبردی اهمیت داشته، اما دسترسی به آن دشوار بوده است. پاکستان مسیرهای زمینی مستقیم را مسدود کرده، افغانستان همچنان بیثبات است و اتصال ترانزیتی اوراسیا نیز محدود مانده است. سیاست «ارتباط با آسیای مرکزی» هند از همان ابتدا این محدودیتها را شناسایی کرد و توسعه اتصال فیزیکی را در کانون رویکرد منطقهای خود قرار داد. اما امروز، شوکهای ژئوپلیتیکی دهلینو را واداشتهاند تا با فوریت بیشتری به اوراسیا بنگرد.»
أحدث المقالات
چرخش اوراسیایی هند: چرایی اهمیت یافتن بیشتر آسیای مرکزی برای هند
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سالهاست که آسیای مرکزی برای هند از نظر راهبردی اهمیت داشته، اما دسترسی به آن دشوار بوده است. پاکستان مسیرهای زمینی مستقیم را مسدود کرده، افغانستان همچنان بیثبات است و اتصال ترانزیتی اوراسیا نیز محدود مانده است. سیاست «ارتباط با آسیای مرکزی» هند از همان ابتدا این محدودیتها را شناسایی کرد و توسعه اتصال فیزیکی را در کانون رویکرد منطقهای خود قرار داد. اما امروز، شوکهای ژئوپلیتیکی دهلینو را واداشتهاند تا با فوریت بیشتری به اوراسیا بنگرد.»
تحلیلی بر بهرسمیتشناختن نسلکشی ارامنه از سوی رژیم صهیونیستی

حمید خوشآیند – کارشناس مسائل منطقه
طرحی که گیدئون ساعر، وزیر خارجه این رژیم، آن را با شعار «برای انجام کار درست هیچگاه دیر نیست» همراه ساخت، در بستر زمانی مطرح میشود که تنش میان تلآویو و آنکارا به اوج خود رسیده و گفتمان امنیتی تلآویو، ترکیه را در جایگاه یک «تهدید منطقهای» بازتعریف کرده است. این همزمانی، تردید درباره اهداف واقعی این اقدام را به ضرورتی اجتنابناپذیر بدل میکند؛ ضرورتی که با درنظرگرفتن حساسیت تاریخی ترکیه نسبت به موضوع ارامنه و اهمیت افکار عمومی در این باره، نیازمند بررسی دقیق است.
رژیم صهیونیستی طی هفت دهه گذشته، با وجود فشارهای گسترده از سوی جوامع ارمنی و نهادهای بینالمللی، همواره از بهرسمیتشناختن رسمی نسلکشی ارامنه خودداری کرده بود. طرحهای متعددی که در کنست برای این منظور ارائه شدند، اغلب در مراحل مختلف متوقف شدند یا به نتیجه نرسیدند. تحلیلگران همواره این خودداری را نه ناشی از اختلافات تاریخی یا پژوهشی، بلکه ناشی از ملاحظات ژئوپلیتیک و تلاش برای حفظ روابط راهبردی با ترکیه و جمهوری آذربایجان ارزیابی میکردند.
ترکیه همواره برای رژیم صهیونیستی به دلیل موقعیت استراتژیک و نقش آن در معادلات منطقهای، دارای اهمیت حیاتی بود. لیکن اکنون در اوج تنشهای بیسابقه، همین رژیم با اتفاق آرا در کابینه، مسیری را برگزیده است که میتواند این روابط را به طور جبرانناپذیری متأثر سازد.
تشدید تقابل با ترکیه و بازتعریف گفتمان امنیتی
طرح این موضوع در شرایطی صورت میگیرد که روابط رژیم صهیونیستی و ترکیه یکی از پرتنشترین دورههای خود را تجربه میکند. جنگ غزه و عملیات نظامی گسترده تلآویو در این منطقه و همچنین حملات رژیم به ایران که روابط خوبی با ترکیه دارد، واکنشهای تند رجب طیب اردوغان را در پی داشته است. رئیسجمهور ترکیه بارها سیاستهای رژیم صهیونیستی را محکوم و آن را نقض آشکار حقوق بشر و نسلکشی در غزه توصیف کرده است.
در ادامه این تنشها، آنکارا محدودیتهای تجاری علیه رژیم صهیونیستی اعمال کرد و روابط سیاسی دو کشور وارد مرحلهای سرد و پرتنش شد. در چنین فضایی، اقدام اخیر تلآویو در بهرسمیتشناختن رویدادی که برای ترکیه حساسیتی هویتی و تاریخی دارد را نمیتوان جدا از این بستر سیاسی تفسیر کرد. بسیاری از ناظران بر این باورند که رژیم صهیونیستی با این تصمیم، درصدد ارسال پیامی آشکار به آنکارا است: «اگر شما ما را به نسلکشی در غزه متهم میکنید، ما نیز تاریخ شما را با به رسمیت شناختن ارتکاب نسلکشی به چالش میکشیم.»
نگاه رژیم صهیونیستی به ترکیه طی سالهای اخیر تغییر محسوسی کرده است. در دهههای گذشته، روابط دو طرف در حوزههای امنیتی و نظامی نزدیک ارزیابی میشد، اما اکنون بخشی از نخبگان سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی، ترکیه را بهعنوان یک رقیب جدی یا حتی تهدیدی بالقوه توصیف میکنند. در برخی محافل تحلیلی و رسانههای صهیونیستی، از آنکارا با تعبیر «ایران بعدی» یاد میشود؛ تعبیری که نشان از نگرانی عمیق از افزایش نفوذ منطقهای ترکیه و مواضع انتقادی آن علیه سیاستهای تلآویو دارد و امنیت ترکیه را در معرض تهدید قرارداده است.
در همین چارچوب، اظهارات جاناتان پولارد، جاسوس سابق رژیم صهیونیستی که ترکیه و مصر را از جمله اهداف احتمالی نظامی این رژیم در آینده توصیف کرده است، بازتابدهنده تشدید گفتمان امنیتی علیه بازیگران منطقهای است. بهرسمیتشناختن نسلکشی ارامنه از سوی رژیم صهیونیستی، در این بستر، میتواند بخشی از یک استراتژی تهاجمیتر برای مهار ترکیه در عرصه افکار عمومی و دیپلماسی بینالمللی تلقی شود که با بهرهگیری از یک برگ برنده تاریخی، سعی در تخریب وجهه آنکارا در سطح جهانی دارد.
حافظه تاریخی؛ از عدالت تا ابزار ژئوپلیتیک
شاید تأملبرانگیزترین جنبه این ماجرا، پرسشی است که برای خود ارامنه و فعالان حقوق بشر مطرح شده است: آیا توجه ناگهانی رژیم صهیونیستی به رنج تاریخی ارامنه، ناشی از یک بازنگری واقعی اخلاقی است یا اینکه بهعنوان ابزاری سیاسی در چارچوب رقابتهای سیاسی و ژئوپلیتیک معنا پیدا میکند؟ پاسخ به این پرسش بیشازپیش به سمت گزینه دوم متمایل میشود.
تغییر ناگهانی دیدگاه سران صهیونیستی در بحبوحه اوج تنشها، این هشدار را به همراه دارد که مسئله نسلکشی ارامنه که یکی از خطوط قرمز سیاست خارجی ترکیه است، هماکنون به اهرمی برای فشار سیاسی تبدیل شده است. چنین رویکردی از سوی رژیم صهیونیستی کاملا جنبه ابزاری دارد.
پیامدهای منطقهای برای قفقاز و آینده روابط تلآویو با باکو
در این میان، جمهوری آذربایجان بهعنوان شریک نزدیک رژیم صهیونیستی و ترکیه، در موقعیتی دشوار قرار گرفته است. باکو که از یک سو روابط خوبی با رژیم در حوزه انرژی و امنیت دارد و ازسویدیگر پیوندهای عمیق فرهنگی و سیاسی با آنکارا، اکنون با تعارض منافع مواجه شده است. اگر این طرح به تصویب نهایی در کنست برسد، دولت جمهوری آذربایجان برای اتخاذ موضعی متناسب با منافع خود دچار چالش خواهد شد و این میتواند همکاریهای سهجانبه در حوزه انرژی و امنیت را با ابهام مواجه کند. این موضوع نشان میدهد که تصمیم تلآویو، صرفاً یک اقدام دوجانبه علیه ترکیه نیست، بلکه زنجیرهای از تأثیرات منطقهای را به دنبال خواهد داشت که میتواند موازنههای پیچیده قفقاز جنوبی و آسیای غربی را نیز تحتتأثیر قرار دهد.
در نهایت، آنچه از این ماجرا برمیآید، تصویر روشنی از سیاست خارجی ابزاری رژیم صهیونیستی است. رژیم صهیونیستی که خود متهم به نقض گسترده حقوق بشر و نسلکشی در غزه است، اکنون درصدد برآمده با ابزاری کردن حافظه تاریخی ترکیه، فشارها را از خود به دیگری منتقل کند که البته با توجه به واکنش تند ترکیه، پیامدهای جبران ناپذیری برای رژیم صهیونیستی در پی خواهد داشت.
0 Comments