جدیدترین مطالب

بررسی روند تسلیح مجدد اروپا: یک سال پس از تهیه «نقشه راه آمادگی دفاعی ۲۰۳۰»

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «امنیت اروپا به‌طور فزاینده‌ای به یک معضل برای اتحادیه اروپا تبدیل شده است. نگرانی‌های فوری درباره تهدید روسیه علیه اروپا و افزایش ابهام درباره تعهد واشنگتن به امنیت اروپا، کشورهای عضو این اتحادیه را به اتخاذ اقداماتی بی‌سابقه در حوزه امنیت و دفاع سوق داده است.»

عدم تأثیر انتخابات رژیم صهیونیستی بر راهبرد جبهه مقاومت

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: نتایج انتخابات رژیم صهیونیستی می‌تواند بر ترکیب کابینه این رژیم و شیوه اجرای برنامه‌های متجاوزانه آن اثر بگذارد، اما تغییرات سیاسی داخلی لزوماً به دگرگونی راهبردی آن در قبال فلسطین، ایران و جبهه مقاومت منجر نمی‌شود.

پیامدهای راهبردی خروج آمریکا از عراق؛ از اقلیم کردستان تا بغداد

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نظامی آمریکا از عراق به معنای پایان رابطه امنیتی بغداد و واشنگتن نیست، بلکه آزمونی برای توان دولت عراق در مدیریت تهدیدهای داخلی و بازتعریف وابستگی‌های خارجی محسوب می‌شود.

نقش شهپادها در سرنوشت نبرد بر سر آبراهه‌های حیاتی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گسترش شناورهای هوشمند بدون سرنشین (شهپاد) در هرمز و باب‌المندب نشان می‌دهد که کنترل دریا صرفاً با ناوهای بزرگ، زیردریایی‌ها وهواپیماهای مستقر بر ناوها امکان‌پذیر نمی‌باشد.

ابعاد امنیتی – اقتصادی تقابل واشنگتن و پکن در حوزه هوش مصنوعی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: رقابت آمریکا و چین در هوش مصنوعی فقط مسابقه میان مدل‌های هوش مصنوعی نیست؛ تراشه، استعداد انسانی، امنیت سایبری و دسترسی کشورهای درحال‌توسعه به فناوری نیز به عرصه‌های رقابت قدرت تبدیل شده‌اند.

Loading

أحدث المقالات

بررسی روند تسلیح مجدد اروپا: یک سال پس از تهیه «نقشه راه آمادگی دفاعی ۲۰۳۰»

شورای راهبردی آنلاین-رصد:‌ «امنیت اروپا به‌طور فزاینده‌ای به یک معضل برای اتحادیه اروپا تبدیل شده است. نگرانی‌های فوری درباره تهدید روسیه علیه اروپا و افزایش ابهام درباره تعهد واشنگتن به امنیت اروپا، کشورهای عضو این اتحادیه را به اتخاذ اقداماتی بی‌سابقه در حوزه امنیت و دفاع سوق داده است.»

عدم تأثیر انتخابات رژیم صهیونیستی بر راهبرد جبهه مقاومت

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: نتایج انتخابات رژیم صهیونیستی می‌تواند بر ترکیب کابینه این رژیم و شیوه اجرای برنامه‌های متجاوزانه آن اثر بگذارد، اما تغییرات سیاسی داخلی لزوماً به دگرگونی راهبردی آن در قبال فلسطین، ایران و جبهه مقاومت منجر نمی‌شود.

پیامدهای راهبردی خروج آمریکا از عراق؛ از اقلیم کردستان تا بغداد

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نظامی آمریکا از عراق به معنای پایان رابطه امنیتی بغداد و واشنگتن نیست، بلکه آزمونی برای توان دولت عراق در مدیریت تهدیدهای داخلی و بازتعریف وابستگی‌های خارجی محسوب می‌شود.

نقش شهپادها در سرنوشت نبرد بر سر آبراهه‌های حیاتی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گسترش شناورهای هوشمند بدون سرنشین (شهپاد) در هرمز و باب‌المندب نشان می‌دهد که کنترل دریا صرفاً با ناوهای بزرگ، زیردریایی‌ها وهواپیماهای مستقر بر ناوها امکان‌پذیر نمی‌باشد.

ابعاد امنیتی – اقتصادی تقابل واشنگتن و پکن در حوزه هوش مصنوعی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: رقابت آمریکا و چین در هوش مصنوعی فقط مسابقه میان مدل‌های هوش مصنوعی نیست؛ تراشه، استعداد انسانی، امنیت سایبری و دسترسی کشورهای درحال‌توسعه به فناوری نیز به عرصه‌های رقابت قدرت تبدیل شده‌اند.

Loading

جنگ علیه ایران، نابودگر منطق راهبردی توافقات ابراهیم

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «توافقات ابراهیم نمی‌توانند صلح به ارمغان بیاورند، زیرا ریشه اصلی بی‌ثباتی در خاورمیانه را نادیده می‌گیرند.»

عبدالرحیم شلبی، سفیر پیشین مصر و معاون وزیر امور خارجه، با ۳۷ سال سابقه خدمت دیپلماتیک در تحلیلی که در وب‌سایت «Responsible Statecraft» منتشر شد، نوشت: پیمان‌های ابراهیم به دنبال موفقیتی بودند که دهه‌ها مذاکره در رسیدن به آن ناکام مانده بود. این تلاش با جدا کردن مسئله عادی‌سازی روابط اعراب با اسرائیل از مسئله فلسطین، از مفهوم بنیادین ابتکار صلح عربی ۲۰۰۲ که به صراحت عادی‌سازی را به ایجاد دولت فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷ آن گره زده بود، عبور کرد. توافقات ابراهیم هیچ تلاشی برای بحث یا تعدیل این اصل نکردند؛ بلکه در عوض، آن را به طور کامل کنار گذاشتند.

این رویکرد آمریکایی بر پایه تبادل منافع استوار بود. امارات و بحرین تضمین‌های امنیتی‌ای را که مدت‌ها برای محافظت از خود در برابر ایران به دنبال آن بودند، به همراه چشم‌انداز همکاری نظامی و فناوری با اسرائیل به دست آوردند. مراکش نیز به رسمیت‌شناختن حاکمیتش بر صحرای غربی توسط  آمریکا را به دست آورد که خواسته دیرینه رباط را برآورده کرد. سودان نیز  به دنبال خارج شدن از فهرست حامیان تروریسم توسط واشنگتن و پایان دادن به انزوای اقتصادی و مالی بود که سالها بر این کشور سنگینی می‌کرد. هر طرفی خواسته‌های خود را داشت و واشنگتن آماده بود هزینه سیاسی تأمین آنها را بپردازد.

موضع کشورهایی که از پیوستن به این توافقات خودداری کردند نیز آموزنده بود. عربستان به یک اصل صریح پایبند ماند: بدون مسیر روشن به سوی یک دولت فلسطینی، عادی‌سازی روابط با اسرائیل ممکن نیست. این پادشاهی نمی‌توانست از این موضع عدول کند، زیرا از پیامدهایی که چنین تغییری بر جایگاهش در جهان عرب و اسلام می‌گذاشت، آگاه بود.

قطر و عمان نیز ملاحظات خاص خود را داشتند. هر دو کشور مشروعیت خود در منطقه را از توانایی خود در حفظ کانال‌های ارتباطی باز با طیف گسترده‌ای از طرف‌ها، چه آمریکا، چه ایران یا سایر قدرت‌های خاورمیانه، کسب می‌کنند. پیوستن به توافقات ابراهیم می‌توانست این مزیت ژئوپلیتیک را تضعیف کند یا حتی از بین ببرد.

کویت نیز رویکردش را بر پایه تعهد محکم قانون‌اساسی و سیاسی استوار و در چندین نوبت اعلام کرد که آخرین کشور عربی خواهد بود که با اسرائیل روابط دیپلماتیک برقرار می‌کند.

توافقات ابراهیم نه تنها مسئله فلسطین را کنار گذاشت، بلکه این پیام را نیز القا کرد که این مسئله دیگر در صدر اولویت‌های منطقه‌ای قرار ندارد. هنگامی که گروه‌های فلسطینی موج عادی‌سازی را از ابوظبی تا رباط مشاهده کردند، پیامی که دریافت کردند روشن بود: جهان عرب در حال حرکت به جلو و آرمان فلسطین در حال محو شدن است.

حملات ۷ اکتبر حماس را عمدتاً می‌توان به عنوان ردی خشن از این مسیر درک کرد. گروه‌های مسلح فلسطینی دیدند که روند رویدادها در حال کمرنگ کردن مسئله فلسطین و خارج کردن آن از دستور کار منطقه‌ای و بین‌المللی است. آنها راهی جز یک شوک عظیم برای متوقف کردن این مسیر ندیدند؛ شوکی که منطقه را تا بنیان لرزاند. در نهایت، این شوک پیامدهای فاجعه‌باری داشت که در سراسر منطقه طنین‌انداز شد و غزه سنگین‌ترین هزینه را پرداخت کرد.

اما این رویدادها حقیقتی بنیادین را آشکار ساخت: هر نظام منطقه‌ای که سعی در عبور از مسئله فلسطین داشته باشد، شکننده است و نقاط ضعف آن به سرعت نمایان می‌شود. تراژدی غزه دردناک‌ترین اثبات این واقعیت بود.

سپس جنگ ایران در سال ۲۰۲۶ و توافقات ناشی از آن رخ داد که تغییر مهمی را آشکار ساخت. اکنون روشن شده است که تضمین‌های امنیتی زیربنای توافقات ابراهیم بسیار کمتر از آنچه در ابتدا به نظر می‌رسید، مستحکم بوده و تلاش‌های پیشین برای مهار ایران در دستیابی به اهداف خود ناکام مانده است. در واقع، جنگ نشان داد که ایران به یک قدرت پیشرو در خاورمیانه تبدیل شده است که نمی‌توان آن را از هر چارچوب امنیتی در خلیج فارس حذف کرد. در پی این جنگ، این پیمان‌ها یکی از مهم‌ترین توجیهات راهبردی خود را از دست داده‌اند: این باور که چتر امنیتی آمریکا به تنهایی می‌تواند امنیت و ثبات را برای متحدانش در منطقه فراهم آورد.

فروپاشی این پایه راهبردی توافقات ابراهیم نباید باعث شگفتی شود. برای کسانی که معتقدند صلح واقعی تنها پس از حل عادلانه مسئله فلسطین حاصل می‌شود، این واقعیت دلیلی برای نگرانی نیست، بلکه یادآور آن است که بنایی که بر پایه‌ای نادرست ساخته شود، دوامی نخواهد داشت. امروز، دیگر پرسش این نیست که چه چیزی را از دست دادیم، بلکه مساله این است که چه کسی از مسیر قدیمی بهره برد.

باور بر این است که یهودیان و اعراب به ترتیب از اسحاق و اسماعیل، دو پسر اول ابراهیم هستند. فرزندان اسرائیلی اسحاق پشت میز مذاکره نشستند، در حالی که فرزندان فلسطینی اسماعیل بیرون ماندند. این فقط یک مساله جزئی در روند تدوین این پیمان‌ها نبود، بلکه یک نقص اساسی بود که از همان ابتدا آن را محکوم به شکست کرد. آنچه پس از آن دیدیم، پیامد طبیعی همین نقص بود.

امروز، یافتن یک چارچوب جدید امری ضروری شده است؛ چارچوبی که شاید بتوان آن را «توافقات پسران ابراهیم» نامید. هدف در اینجا صرفاً یک نام جدید نیست، بلکه فلسفه‌ای متفاوت است که بر یک حقیقت اساسی استوار است: هر صلحی که شایسته نام ابراهیم باشد، باید هر دو طرف، هر دو قوم، و حقوق هر دو طرف بر سرزمین و کرامت را به رسمیت بشناسد. نتیجه اینکه ایجاد یک مسیر جدی به سوی تشکیل دولتی فلسطینی، یک هدیه نیست، بلکه ستونی غیرقابل انکار است که هر صلح پایداری بر آن استوار خواهد بود.

0 Comments