شورای راهبردی آنلاین-رصد: «توافق امنیتی سهجانبه میان عربستان، ترکیه و پاکستان، موسوم به پیمان مکه، نگرانیهایی را در هند برانگیخته است. اگرچه مفاد این پیمان هنوز علنی نشده، برخی تحلیلهای سطحی آن را «ناتوی اسلامی» نامیدهاند؛ به این معنا که حمله به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد. با این حال، چنین برداشتی بعید به نظر میرسد، زیرا سه کشور انگیزههای متفاوتی برای ایجاد این ائتلاف و نیز قابلیتهایی متفاوت دارند.»
آمیت بهانداری، پژوهشگر ارشد حوزه انرژی و سرمایهگذاری در تحلیلی برای اندیشکده شورای روابط خارجی هند (گیتوی هاوس) که در وب سایت «اوراسیا ویویو» منتشر شد، نوشت: دو کشور از سه عضو پیمان مکه، یعنی پاکستان و ترکیه، با بحرانهای اقتصادی مواجهند. پاکستان برای سرپا نگه داشتن اقتصاد خود به حمایت مالی مستمر، که بخش قابل توجهی از آن از سوی عربستان تامین میشود، نیاز دارد. ترکیه نیز همچنان با تورم بالا دستوپنجه نرم میکند؛ تورمی که در سال ۲۰۲۲ به بیش از ۷۰ درصد رسید و طی چهار سال گذشته بهطور متوسط بالای ۵۰ درصد بوده است. هر دو کشور به کمک مالی خارجی نیاز دارند و عربستان میتواند این کمک را فراهم کند. در مقابل، عربستان در پی آن است که جای خالی حضور نظامی کاهشیافته آمریکا در منطقه خلیج فارس را که پیامد محتمل جنگ به نظر میرسد، پر کند. کارنامه عربستان در درگیریهایی مانند جنگ با حوثیها نیز نشاندهنده محدودیت قابلیتهای نظامی این کشور است. اگرچه این موضوع بهصراحت بیان نشده، اما به نظر میرسد این ائتلاف سهجانبه نوعی توافق «پول در برابر حفاظت» باشد.
یکی از نگرانیهای جدی که در پی این ائتلاف مطرح شده، نزدیکتر شدن روابط عربستان و پاکستان، از جمله فراهم شدن پوشش دیپلماتیک بیشتر برای پاکستان، بهویژه در برابر هند، است. با این حال، ممکن است درباره این نگرانی بیش از اندازه بزرگنمایی شده باشد. بررسی بازار جهانی انرژی نشان میدهد روابط عربستان و هند در سطحی کاملا متفاوت از روابط عربستان و پاکستان قرار دارد و بعید است این تحول تاثیر منفی بر آن بگذارد.
عربستان بزرگترین صادرکننده نفت جهان است و رفاه اقتصادی این کشور متکی بر نفت است. تجارت نفت در روابط عربستان با سایر کشورها نقشی تعیینکننده دارد. اختلال ناشی از جنگ جاری آمریکا و ایران در خلیج فارس شاید بزرگترین اختلال از زمان جنگ جهانی دوم باشد، اما قیمت نفت همچنان پایینتر از سطوح تاریخی خود باقی مانده است. افزایش نسبتا محدود قیمت نفت، با وجود شدت اختلال، نشاندهنده بازاری با عرضه کافی نفت است.
از دیدگاه یک صادرکننده نفت، جهانی که در آن نفت بهوفور عرضه میشود، نقطه مقابل وضعیت تحت سلطه اوپک است: به جای امنیت عرضه برای تولیدکنندگان، در آینده امنیت تقاضا به نگرانی اصلی تبدیل خواهد شد. برای هند که واردکننده بزرگ نفت و دارای تقاضای رو به رشد برای نفت است، قیمتهای متعادل انرژی یک باد موافق مهم خواهد بود.
همزمان، الگوهای تقاضای نفت نیز در حال تغییر است. مصرف نفت کشورهای اروپایی و ژاپن، که در دهه ۱۹۸۰ از مصرفکنندگان عمده بودند، طی چهار دهه گذشته بهطور مستمر کاهش یافته است. اقتصاد چین، که طی ۲۵ سال گذشته محرک رشد تقاضای جهانی بوده، نیز در حال کند شدن است. هند که روزانه بیش از ۴ میلیون بشکه نفت وارد میکند، تنها بازار بزرگ نفتی است که پیشبینی میشود طی دو دهه آینده واردات آن از ۱۰ میلیون بشکه در روز فراتر رود. یکی از شواهد مؤید این موضوع، قیمت گازوئیل است که در پایان اوت ۲۰۲۶، ۱۰۰ دلار در هر بشکه بیشتر از قیمت نفت خام بود. این امر نشان میدهد پالایشگاههای نفت، دستکم برای مدتی، بیش از تولیدکنندگان نفت درآمد کسب میکنند؛ زیرا در گذشته، پالایش و خردهفروشی در مقایسه با تولید، بخشهای کماهمیتتر زنجیره ارزش بودند و سهم بسیار کوچکتری از درآمد را به خود اختصاص میدادند. این موضوع همچنین نشاندهنده اهمیت فزاینده دسترسی به بازار در مقایسه با کنترل عرضه نفت است.
بنابراین، از دیدگاه صادرکنندگان نفت، هند یکی از مهمترین شرکای اقتصادی در آینده است. روابط هند با عربستان، روسیه یا امارات باید از همین منظر مورد توجه قرار گیرد. تداوم علاقه عربستان به سرمایهگذاری در زیرساختهای پاییندستی انرژی هند نیز همین موضوع را نشان میدهد. بعید است عربستان برای کمک به یک کشور مشتری مانند پاکستان، شراکتی را که برای امنیت اقتصادی خود حیاتی است به خطر بیندازد.
یکی از پیوندهای جدید و مهم در روابط عربستان و هند، کریدور اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا، یا آیمک(IMEC) است که در سال ۲۰۲۳ و در دوره ریاست هند بر گروه ۲۰ اعلام شد. این کریدور چندوجهی که قرار است هند را از طریق امارات، عربستان، اردن و اسرائیل به اروپا متصل کند، در حال حاضر به دلیل دو درگیری در غرب آسیا یعنی جنگ اسرائیل با حماس و جنگ آمریکا با ایران، متوقف شده است. ترکیه و پاکستان بخشی از این کریدور اقتصادی نبودند و ائتلاف آنها با عربستان بهعنوان عاملی بالقوه منفی برای این کریدور تلقی میشود.
اگرچه آینده کریدور همچنان نامشخص است، جنگ آمریکا علیه ایران در واقع ظرفیت بلندمدت آن را نشان میدهد. آیمک به عنوان مسیری برای انتقال کانتینرهای حامل کالا از هند به اروپا، کاربرد چندانی ندارد. انتقال کانتینرها از کشتی به قطار، سپس جابهجایی آنها با قطار و بارگیری مجدد آنها روی کشتی، همگی اقداماتی پرهزینه هستند. بسته شدن تنگه هرمز و حملات متعاقب حوثیها در بابالمندب، آسیبپذیری مسیرهای کنونی صادرات نفت عربستان را نشان داده است.
ریاض میتواند در صورت توانایی برای احداث خطوط لوله نفت به دریای مدیترانه و دریای عرب، از هر دو این گلوگاهها عبور کند. این خطوط میتوانند در امتداد مسیر پیشنهادی آیمک احداث شوند و بسیار امنتر از مسیرهای کنونی باشند. آیمک همچنین میتواند مسیری برای انتقال داده از طریق کابلهای فیبر نوری باشد. ترافیک اینترنت جهانی از طریق کابلهای فیبر نوری زیردریایی منتقل میشود که بسیاری از آنها از دریای سرخ عبور میکنند. ایجاد اختلال در ترافیک جهانی اینترنت میتواند به سادگی با کشیدن لنگر یک کشتی در بستر دریا و قطع فیزیکی کابلها انجام شود. کابلهای انتقال داده که از مسیر زمینی در سراسر امارات و عربستان عبور میکنند، از کابلهایی که در نزدیکی مناطق تحت کنترل حوثیها قرار دارند، امنتر خواهند بود. بنابراین، اگرچه چشمانداز آیمک در حال حاضر نامشخص است، اما ممکن است این کریدور از منطق بلندمدتی برخوردار باشد که مقاومت در برابر آن دشوار خواهد بود.
افزایش وزن اقتصادی هند، این کشور را در مقایسه با پاکستان که برای ایجاد «شراکتهای راهبردی» با دشواری مواجه است، به شریک مهمتری برای صادرکنندگان نفت در خلیج(فارس) تبدیل میکند. هند باید از طریق سرمایهگذاریهای متقابل و ابتکارات اتصالدهنده مانند آیمک، برای تعمیق این روابط سازنده تلاش کند. اقتصاد اغلب بر راهبرد غلبه میکند.
0 Comments