جدیدترین مطالب
اصلاح نظم جهانی با تقویت نقش کشورهای جنوب
شورای راهبردی آنلاین-رصد: تحولات در نظم جهانی، فرصتها و چالشهایی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد میکند. نهادهایی که برای مدیریت روابط بینالملل در رابطه با امور مالی، امنیت، تجارت و دیپلماسی پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند، هنوز هم کارآمد و مرتبط هستند اما ساختارهای اساسی آنها دیگر با توزیع جدید قدرت سازگار نیستند. با این حال، طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه از نظر اقتصادی قدرتمندتر شدهاند، نفوذ بیشتری در روابط بینالملل کسب کردهاند و میتوانند شبکههای جدیدی از همکاری ایجاد کنند. این تحولات فرصتی را برای ایجاد نهادهایی با نمایندگی بیشتر و موثرتر از آنچه امروز هستند، ایجاد میکند. با این حال، این امر مستلزم همکاری، غلبه بر خطوط تقسیم داخلی و حمایت از کشورهای کمدرآمد است.»
أحدث المقالات
اصلاح نظم جهانی با تقویت نقش کشورهای جنوب
شورای راهبردی آنلاین-رصد: تحولات در نظم جهانی، فرصتها و چالشهایی را برای کشورهای جنوب جهان ایجاد میکند. نهادهایی که برای مدیریت روابط بینالملل در رابطه با امور مالی، امنیت، تجارت و دیپلماسی پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند، هنوز هم کارآمد و مرتبط هستند اما ساختارهای اساسی آنها دیگر با توزیع جدید قدرت سازگار نیستند. با این حال، طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه از نظر اقتصادی قدرتمندتر شدهاند، نفوذ بیشتری در روابط بینالملل کسب کردهاند و میتوانند شبکههای جدیدی از همکاری ایجاد کنند. این تحولات فرصتی را برای ایجاد نهادهایی با نمایندگی بیشتر و موثرتر از آنچه امروز هستند، ایجاد میکند. با این حال، این امر مستلزم همکاری، غلبه بر خطوط تقسیم داخلی و حمایت از کشورهای کمدرآمد است.»
سیاستهای مخرب آمریکا عامل ورود جهان به عصر جدید رقابت خطرناک هستهای

خروج یکجانبه آمریکا از پیمانهای کلیدی (مانند پیمان نیروهای هستهای برد متوسط)، عدم تمدید نیو استارت و اعلام سیاستهای «اولویت بازدارندگی در برابر دو رقیب همتراز»، نشاندهنده گذار از چندجانبهگرایی به رویکردی کاسب کارانه و یکجانبه است.
برنامه نوسازی گسترده زرادخانه آمریکا — شامل کلاهکهای کمبازده جدید و سامانههای پرتابی پیشرفته — نهتنها تعادل راهبردی را برهم میزند، بلکه پیامی خطرناک به سایر بازیگران ارسال میکند: «تسلیح برای برتری، نه برای ثبات».
این سیاستها، همراه با گسترش چتر هستهای به متحدان منطقهای و کاهش آستانه بهکارگیری، چارچوبهای حقوقی بینالمللی را تضعیف و مسابقه تسلیحاتی را عادیسازی میکند.
مخاطرات رقابت جدید هستهای برای نظام منع اشاعه
ظهور همزمان چین بهعنوان یک قدرت هستهای در حال گسترش سریع و روسیهای که به نوسازی و مانورهای اتمی خود ادامه میدهد، جهان را با توجه به سیاست های ترامپ در این زمینه وارد مرحله خطرناکی از «رقابت چندقطبی هستهای» کرده است.
این تحول، ستونهای نظام منع اشاعه (NPT) را هدف قرار داده است، زیرا در وهله نخست، انگیزه کشورهای دارای آستانه هستهای را برای پیگیری تسلیحات اتمی تحت پوشش «بازدارندگی مستقل» افزایش میدهد.
در ثانی، فرسایش پیمانهای کنترل تسلیحات — مانند انقضای پیمان نیو استارت — الگوی نظارت و شفافیت را تضعیف کرده و فضایی برای اقدامات یکجانبه و بیثباتکننده ایجاد میکند.
مسئله سوم این است که تمرکز قدرتهای بزرگ بر «محدودسازی آسیب» و گزینههای پاسخ تدریجی، آستانه بهکارگیری سلاح هستهای را پایین آورده و خطر تشدید ناخواسته توسل به سلاح هسته ای را افزایش میدهد. در چنین محیطی، اصول بنیادین NPT یعنی خلع سلاح، منع اشاعه و استفاده صلحآمیز، در معرض تفسیرهای گزینشی و فرسایش هنجاری قرار میگیرند.
راهکارهای منصرفسازی قدرتهای هستهای از تشدید رقابت
برای جلوگیری از سقوط به ورطه بیثباتی اتمی، قدرتهای هستهای باید وسوسه «برتریطلبی کمی» را کنار گذاشته و بر مکانیسمهای کاهش ریسک متمرکز شوند.
در این راستا اولاً، احیای فوری گفتوگوهای استراتژیک دوجانبه و چندجانبه — حتی در قالبهای غیررسمی — برای شفافسازی دکترینها و جلوگیری از محاسبات اشتباه ضروری است.
ثانیاً، توافق بر سر «ضوابط ایمنی» در حوزه فناوریهای نوظهور (هوش مصنوعی، سایبر، فضا) میتواند از تلفیق خطرناک این قابلیتها با زرادخانههای هستهای جلوگیری کند.
ثالثاً، تقویت رژیمهای منطقهای منع اشاعه و ایجاد مناطق عاری از سلاح هستهای — بهویژه در غرب آسیا — میتواند الگویی برای اعتمادسازی فراهم آورد.
در نهایت، بازگشت به اصل «کفایت بازدارندگی» بهجای «برتری مطلق»، و پذیرش محدودیتهای قابلتأیید برای زرادخانههای استراتژیک، میتواند فضای رقابت را به سمت مدیریت مشترک تهدیدات هدایت کند.
ایالات متحده و رژیم صهیونیستی: دو کانون تهدید هستهای
ایالات متحده با دارا بودن بزرگترین و متنوعترین زرادخانه هستهای جهان، حفظ سیاست «عدم رد گزینه بهکارگیری در حمله اول»، و استقرار سلاحهای اتمی تاکتیکی در نقاط حساس ژئوپلیتیک، بهعنوان بزرگترین تهدید هستهای برای ثبات جهانی عمل میکند.
این رویکرد، نهتنها بازدارندگی را به ابزاری تهاجمی تبدیل میکند، بلکه الگویی خطرناک برای سایر بازیگران ایجاد مینماید.
در همین حال، رژیم صهیونیستی با برخورداری از زرادخانهای تخمینی ۹۰ تا ۴۰۰ کلاهک هستهای، عدم عضویت در پیمان NPT، و رد بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نقضکننده آشکار هنجارهای منع اشاعه است.
این رژیم با اتکا به حمایت بیقیدوشرط واشنگتن، نهتنها از پاسخگویی بینالمللی معاف باقی مانده، بلکه با تهدیدهای مکرر علیه برنامههای صلحآمیز هستهای منطقه، خود را به عاملی بیثباتکننده در حساسترین کانون ژئوپلیتیک جهان تبدیل کرده است.
تداوم این وضعیت، مشروعیت نظام NPT را زیر سؤال برده و انگیزه کشورهای منطقه برای پیگیری گزینههای امنیتی جایگزین — از جمله تسلیحات اتمی — را افزایش میدهد.
جمعبندی راهبردی
نظم هستهای جهان در آستانه نقطه عطفی تاریخی قرار دارد. بازگشت به ثبات، مستلزم عبور آمریکا از سیاستهای یکجانبهگرایانه، پذیرش مسئولیت ویژه قدرتهای هستهای در خلع سلاح تدریجی و احیای دیپلماسی چندجانبه برای کنترل رقابتهای استراتژیک است.
بدون اقدام فوری، جهان نهتنها شاهد فرسایش کامل رژیم منع اشاعه خواهد بود، بلکه احتمال بروز درگیریهای محدود هستهای — با پیامدهای فاجعهبار جهانی — بهطور چشمگیری افزایش خواهد یافت.
حفظ صلح و امنیت بینالمللی، امروز بیش از هر زمان دیگری، در گرو خرد جمعی، تعهد به حقوق بینالملل، و اولویتدهی به دیپلماسی بر مانورهای نظامی است.
0 Comments